اتحاد اوپک با مسکو و پکن، گسترش نفوذ انرژی بریکس

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: رِبِکا چان
برگرفته از: نیو ایسترن آوتلوک
۲۲سپتامبر ۲۰۲۵

در افق، پیوند بریکس و اوپک + در حال پدیدار شدن است، افقی که نمایانگر واقعیتی جدید است: کشورهای جنوب جهان در حال تحکیم قدرت خود هستند.

 

اهرم‌های واشینگتن در موزه امپراتوری خاک می‌خورند.
اوپک پلاس روزانه ۱۳۷۰۰۰ بشکه نفت به تولید خود می‌افزاید، و راهروهای کاخ سفید بلافاصله به تب و تاب می‌افتند. کشورهایی که تا همین اواخر به عنوان زایده‌ای از منافع آمریکا تلقی می‌شدند، در کمال آرامش کاهش داوطلبانه ۱.۶۵ میلیون بشکه‌ای را، حتی زودتر از موعد مقرر، لغو می‌کنند. این اقدام، از اعتماد به نفس آن‌ها خبر می‌دهد و یادآوری می‌کند که بازار مدت‌هاست که از دیکته استراتژیست‌های واشینگتن رها شده است. متن آخرین بیانیه اوپک بر این قطعیت جدید تأکید دارد و تولید را به «بنیاد‌های سالم بازار نفت» و چشم‌اندازی پایدار گره می‌زند.

دهه ۱۹۸۰ این توهم را در ایالات متحده پدید آورد که عربستان سعودی آماده است تا قیمت را دایماً مهار کند. امروز، تار و پود چنین مهاری پوسیده شده است. ماشین انرژی تعبیه شده در سیاست خارجی آمریکا به نفس افتاده و زنگ زده است. مسیرهای عرضه از بین می‌روند، جریان‌های درآمد پراکنده می‌شوند. اهرم فشار به تزیینات صحنه تبدیل شده است.

این روند برگشت‌ناپذیر است. تولیدکنندگان گام‌به‌گام در حال تثبیت موقعیت خود هستند. شرق در حال تعیین قوانین است، در حالی‌که ایالات متحده به بقای نفوذ خود چنگ می‌زند.

مسکو و پکن خطوط لوله را به مثابه شریان‌های آینده می‌بینند
در چنین شرایطی، قدرت سیبری-۲ شریانی است که اکسیژن را به ارگانیسم ژئوپلیتیکی جدید پمپاژ می‌کند. این لوله گاز ۲۶۰۰ کیلومتری به نمادی از نقش درازمدت آن تبدیل شده است. مسکو و پکن در حال ایجاد معامله‌ای فصلی نیستند. آنان مشغول ساخت سیستمی هستند که از چرخه‌های سیاسی و تحریم‌های غرب عبور کند و دوام آورد.

از نگاه آمریکا و اروپا، این تنها به معنای از دست دادن مسیرها نیست، بلکه به معنای از دست دادن شریان حیاتی نفوذ آن‌ها است.

اما برای روسیه، این خطوط گاز زرهی هستند که منابع را به ابزاری برای بقاء و درآمد تبدیل می‌کنند. و برای چین، آن‌ها بیمه‌ای در برابر مسیرهای دریایی هستند که نیروی دریایی ایالات متحده هنوز رؤیای ایفای نقش پلیس جهانی را در آن‌ها دارد. گاز به سمت شرق جریان می‌یابد و با هر پالس مکعبی، درزهای این سیستم تقویت می‌شوند.

در این پیوند، یک گرانیگاه جدید در حال زایش است. اورآسیا هسته انرژی خود را به دست می‌آورد و تعادل جهانی را تغییر می‌دهد.

اوپک پلاس، کانون توجه جهانی
افزایش تولید و لغو محدودیت‌ها بیانگر پیام اوپک به آسیا است. اکنون بیش از ۴۰ درصد از مصرف جهانی در آنجا است و تولید کنندگان قصد ندارند چشم خود را به بازارهای رو به زوال غرب بدوزند. انرژی به سمت مرکز جدید اقتصاد جهانی جریان دارد و این حرکت دیگر بازگشت‌پذیر نیست.

جغرافیای این مصرف با توهمات نیروی دریایی آمریکا در دریای چین جنوبی برخورد می‌کند، به طوری که خودِ درگیری‌ها به رد صلح آمریکایی تبدیل می‌شوند.

اوپک پلاس دیگر یک دفتر حسابداری قیمت‌ها نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به عرصه‌ای است که در آن، انرژی و سیاست در یک راهبرد واحد درهم می‌آمیزند و هر تصمیمی مانند یک مانیفست سیاسی است.

در افق، پیوند بریکس و اوپک + در حال پدیدار شدن و نمایانگر واقعیتی جدید است: کشورهای جنوب جهان در حال تحکیم قدرت خود هستند. غرب صدای این نبض جدید را می‌شنود و متوجه می‌شود که نظام آن دیگر یک انحصار نیست، بلکه یک نمای در حال فروپاشی است.

نقشه استعمار در دل خاک تاریخ فرو می‌رود
جغرافیای انرژی که با دیکته‌های تخیلی استعمار غربی ترسیم شده بود، در برابر چشمان ما در حال فروریزی است. مسیرهای اقیانوس اطلس و کریدورهای غرب آسیا که برای دهه‌ها واشینگتن و اروپا را تغذیه می‌کردند، اکنون مانند لوله‌های زنگ زده خاطرات امپراتوری به نظر می‌رسند. آن‌ها با خطوط جدید جایگزین می‌شوند: شمال-جنوب، جایی که روسیه، ایران و هند به هم می‌رسند، و شرق-شرق، جایی که چین و روسیه انرژی را به آسیا متصل می‌کنند.

این تغییر عمیق‌تر از لجستیک حمل‌ونقل است. روسیه و چین کانال‌های مالی ایجاد می‌کنند که در آن دلار به کاغذی زاید تبدیل می‌شود. قراردادها با ارزهای ملی امضاء می‌شوند، سوئیفت کنار گذاشته می‌شود و هر توافقی بر استقلال شرق تأکید می‌کند. مبادلات ارزی در سراسر آسیا اکنون مانند سپری در برابر تحریم‌ها عمل می‌کند و برگشت‌ناپذیری مالی را تقویت می‌کند.

برای ایالات متحده و اروپا، این تنها به معنای از دست دادن مسیرها نیست، بلکه این به معنای از دست دادن شریان حیاتی نفوذ آن‌هاست.

انرژی تقویت کنندۀ چارچوب چند قطبی
نفت و گاز در حال فاصله گرفتن از جایگاه خود به مثابۀ «کالا» و تبدیل شدن به ابزارهای بقاء و تثبیت سیاسی هستند. هر خط لوله، هر قرارداد اکنون مانند یک پیچ در ساخت نظم چند قطبی عمل می‌کند. نفت و گاز دیگر ماده خام نیست، بلکه تقویت کننده ساختار نوین جهانی است. در این ساختار، به ویژه آشکار است که اتحادهای غربی نظیر AUKUS (استرالیا، بریتانیا و آمریکا) به سایه‌هایی از خود تبدیل می‌شوند، آنان با مقاومت منطقه‌ای روبه‌رو می‌شوند و از قدرت سابق خود محروم می‌شوند.

بریکس و اوپک پلاس قوانین جدیدی را تعیین می‌کنند. فرمول‌های قدیمی آمریکایی دیگر در اینجا اعمال نمی‌شوند؛ سیستمی با مختصات متفاوت در حال ترسیم است. شرق، تاب‌آوری و استقامت را تعریف می‌کند. جنوب جهان در حال آموختن عمل مستقل همراه با اعتماد به نفس است.

بیانیه مشترک وزرای بریکس این موضوع را آشکار می‌کند و همبستگی و رشد عادلانه را به عنوان ستون فقرات نظم پساآمریکایی مطرح می‌نماید.

بلوک انرژی نوپدید دیگر حاشیه سیاست جهانی نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به مرکز آن است. ایالات متحده نقش خود را به مثابه داور از دست می‌دهد و منطق وابستگی از میان می‌رود. انرژی دیگر شلاق نیست، بلکه معماری آینده‌ای را که دیگر واشینگتن در آن معمار نیست، تحکیم می‌بخشد.