تارنگاشت عدالت
نویسنده: آندرینا چاوز آلاوا
برگرفته از: ونزوئلا آنالیسز
۲۷ نوامبر ۲۰۲۵
آندرینا چاوز، خط هولناکی از قتل عامها، از زونگ تا ترورهای نظامیان آمریکایی را که اکنون در آبهای منطقه کارائیب در حال وقوع است، ترسیم میکند.
دریای کارائیب خاطرات جانهای بیشماری از آفریقاییها و بومیهایی را که به طرز وحشیانهای به وسیلۀ قدرتهای امپریالیستی کشته شده اند، در خود جای داده است. از تجارت وحشتناک برده در آن سوی اقیانوس اطلس گرفته تا بمباران کشتیهای غیر نظامی اخیر به وسیلۀ آمریکا، که دهها نفر از مردم کارائیب را اعدام کرد. گرچه این رویدادها قرنها از یکدیگر فاصله دارند، اما انگیزههای آنان همچنان یکسان است: سلطه استعماری مبتنی بر سود.
امسال آمریکای لاتین و کارائیب یاد قربانیان «قتل عام زونگ» را در ۲۴۴مین سالگرد آن و تأثیر ماندگار آن بر مبارزه با استعمار، گرامی میدارند.
در سال ۱۷۸۱، کشتی بردهکِش بریتانیایی زونگ، شهر اکرا پایتخت غنا را با ۲۴۴ آفریقایی که بیش از دو برابر ظرفیت آن بود، ترک کرد. قرار بود اسیران را برای کار در مزارع نیشکر به جامائیکا ببرند و به قیمت متوسط نفری ۳۶ پوند فروخته شوند. با این حال، بردهداران بریتانیایی پس از طی مسافتی در میانه راه با کمبود آذوقه مواجه شدند و تصمیم گرفتند اسیران را به صورت دستهجمعی قتل عام کنند تا از بیمه به ازاء هر نفر ۳۰ پوند دریافت کنند.
قربانیان بمبارانهای اخیر ایالات متحده، اهل ونزوئلا، کلمبیا، ترینیداد و توباگو هستند، که همگی سرزمینهایی با میراث قرنها مقاومت استعماری بومیان و آفریقایی هستند.
در ۲۹ نوامبر، ۵۴ زن و کودک به دریای کارائیب انداخته شدند. ۷۸ مرد دیگر نیز در روزهای بعد به دریا پرت شدند، در حالیکه ۱۰برده در اقدامی انقلابی به آب پریدند. ۶۲ آفریقایی دیگر نیز پیش از آن در اثر سوءتغذیه و بیماری در کشتی جان خود را از دست داده بودند. این داستان تنها به دلیل اسناد به دست آمده از دادگاه برملا شده اند، اسنادی که پس از شکایت شرکت بیمه از خدمه کشتی برای فرار از پرداخت خسارت، ثبت شدند.
قتلعام زونگ ما را به یاد وحشت دوران استعمار میاندازد و هشداری است علیه تلاشهای امپریالیستی امروز غرب برای تکرار تاریخ از طریق روشهای مختلف با سوءاستفاده از نیروی کار و منابع ملتهای بومی و سیاهپوست.
قتلعام کارائیب
قرنها پیش، اجساد هزاران آفریقایی در دریا یا رها میشدند تا غرق شوند یا طعمۀ کوسهها گردند. همین اتفاق اکنون نیز در حال رخ دادن است، و از ماه سپتامبر تاکنون بیش از ۸۰ نفر، عمدتاً در آبهای کارائیب، تنها به فاصله چند مایل از ساحل ونزوئلا، و نیز در شرق اقیانوس آرام به دست نیروهای نظامی ایالات متحده کشته شده اند. اجساد تکه تکه شده آنها رها شده تا به کف دریا فرو رود یا در سواحل کشورهای مجاور مانند ترینیداد و توباگو پیدا شوند، چنانکه پس از حمله ایالات متحده به اولین کشتی و کشته شدن ۱۱ نفر اتفاق افتاد.
هدف واقعی، جلوگیری از پروژه انقلابی ونزوئلا است. این شامل متوقف کردن جریان نفت ونزوئلا به متحدانی مانند کوبا و چین، تحت توافقهای حاکمیتی است.
به گفته روستاییان ترینیداد، دو جسدی که به ساحل رسیدند، دارای علایم سوختگی روی صورتشان بوده اند که آنها را غیرقابل شناسایی میکرد و آنها اندامهای خود را از دست داده بودند، گویی منفجر شده بودند. نیویورک تایمز که نخستین بار این داستان را منتشر کرد، به جای این که مرگ این افراد را به عنوان قربانیان احتمالی تروریسم ایالات متحده بپذیرد، ظاهر مثله شده اجساد را یک «معما» توصیف کرد.
قربانیان بمبارانهای اخیر ایالات متحده، اهل ونزوئلا، کلمبیا، ترینیداد و توباگو هستند، که همگی سرزمینهایی با میراث قرنها مقاومت استعماری بومیان و آفریقایی هستند. جوامع ماهیگیری در سه ماه گذشته از مفقود شدن دوستان و بستگان خود خبر داده اند و معتقدند که نیروهای آمریکایی احتمالاً آنها را بمباران کرده اند. دولت ترامپ ادعا میکند که این قایقها در حال قاچاق مواد مخدر بوده اند، اما هرگز هیچ مدرکی برای اثبات این ادعا ارایه نداده اند.
مقامات و کارشناسان سازمان ملل متحد این حملات را به عنوان «قتلهای فراقضایی» طبقهبندی کرده اند، اصطلاحی که اساساً به معنای قتل است. حتی اگر چنین ادعایی درست باشد. دولت ایالات متحده حق ندارد مردم منطقه کارائیب را بر مبنای این استدلال استعماری که جان آنها از جان آمریکاییها کم ارزشتر است، – همانطور که بردهداران بریتانیایی در کشتی زونگ با آفریقاییها رفتار کردند – بکشد.
دونالد ترامپ، مجرم محکوم و رییسجمهور ایالات متحده، گفت: «با هر قایقی که از بین میبریم، جان ۲۵۰۰ آمریکایی را نجات میدهیم.» این استدلال نه تنها کاملاً نادرست است، بلکه عمیقاً نژادپرستانه است.
در کشتی بردهداری «زونگ»، تمام آفریقاییهای اسیر شده از کشتی به دریا انداخته میشدند.
دروغها و تروریسم آمریکا
واشینگتن کارزار ارعاب دریایی خود را «عملیات نیزه جنوبی» نامیده است. ایالات متحده با مأموریت خودخوانده مبارزه با مواد مخدر، از اواسط ماه اوت هزاران سرباز، دهها هواپیمای تاکتیکی و ناوشکن را در منطقه کارائیب مستقر کرده است. این نیروی مضاعف و کثیر شامل ناو هواپیمابر، و گروههای ضربت میشود.
علاوه بر این، پنتاگون در حال بازسازی ایستگاه دریایی سابق روزولت رودز خود در سیبا، در پورتوریکو است که در آن تفنگداران دریایی ایالات متحده در حال انجام رزمایش دریایی-خاکی هستند. در این حال، واحد ۲۲ اعزامی تفنگداران دریایی آمریکا، متخصص در حملات در کشورهای خارجی، از ماه اکتبر دو تمرین مشترک با نیروهای ترینیداد و توباگو، تنها در حدود هفت مایلی ساحل ونزوئلا، برگزار کرده است.
دو کشور کارائیب – یکی از سال ۱۸۹۸ تحت سلطه استعماری آمریکا و دیگری مستعمره سابق اروپا تا سال ۱۹۶۲، که ریشههای بومی مشترکی با ونزوئلا دارند – به عنوان پایگاهی برای نظامیگری ایالات متحده در منطقه و برای ارعاب انقلاب ۲۶ ساله بولیواری ضد استعماری ونزوئلا که در معرض خطر تهاجم است، مورد استفاده قرار میگیرند.
هدف اصلی هرگز متوقف کردن قاچاق مواد مخدر به ایالات متحده نبوده است. این شرّی است که مقامات ایالات متحده از دیرباز از آن استقبال کرده اند، زیرا سودآور است. به هرحال، این شرکتهای داروسازی آمریکایی بودند که با بازاریابی تهاجمی داروهای مسکن اعتیادآور که سالانه هزاران نفر را میکشد، بحران مواد افیونی ایالات متحده را ایجاد کردند، در حالیکه سیاستمداران چشمهای خود را به آن میبندند.
دونالد ترامپ، مجرم محکوم و رییسجمهور ایالات متحده، گفت: «با هر قایقی که از بین میبریم، جان ۲۵۰۰ آمریکایی را نجات میدهیم.» این استدلال نه تنها کاملاً نادرست است، بلکه عمیقاً نژادپرستانه است.
هدف واقعی، جلوگیری از پروژه انقلابی ونزوئلا است. این شامل متوقف کردن جریان نفت ونزوئلا به متحدانی مانند کوبا و چین، تحت توافقهای حاکمیتی است. هدف این است که ونزوئلا را به زمانی برگردانند که شرکتهای نفتی آمریکایی میتوانستند بدون محدودیت از کشور بهرهبرداری کنند، زمانیکه مردم ونزوئلا از استقلال محروم بودند.
تاریخ به ما آموخته است که هر تلاش برای تغییر رژیم از سوی ایالات متحده با روایتهای دروغین برای توجیه مداخله همراه است. در این مورد، و اشینگتن کاراکاس را به ایفای نقش اصلی در قاچاق بینالمللی مواد مخدر متهم کرده است، ادعایی که هم دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل (یو ان او دی سی) و هم آژانس مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده (دی ای آ) در گزارش سالانه خود آنرا رد کرده اند. ونزوئلا مواد مخدر تولید نمیکند و یک کشور ترانزیت ناچیز در تجارت جهانی مواد مخدر است.
حدود ۹۰ درصد کوکائین آمریکای جنوبی از مسیرهای اقیانوس آرام و کشورهای آمریکای مرکزی، متحدان ایالات متحده، به آمریکا میرسد. فنتانیل کشنده در درجه اول از طریق بنادر رسمی و ورودی در مرز جنوبی وارد ایالات متحده میشود که عمدتاً به وسیلۀ شهروندان آمریکایی قاچاق میشود.
واشینگتن اهمیتی نمیدهد که روایتهایش چقدر بی عیب و نقص باشند، چون هدفش مسموم کردن پروژههای انقلابی و ایجاد رعب و وحشت در میان مردمی است که انقلاب را به پیش میبرند.
علیرغم تمام شواهدی که خلاف این ادعا را نشان میدهد، وزارت دادگستری ایالات متحده در سال ۲۰۲۰ اتهامات «تروریسم مواد مخدر» را علیه رییسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، و دیگر مقامات ارشد مطرح کرد و آنها را به «کارتل خورشید» که وجود خارجی ندارد، مرتبط دانست. همچنین پنجاه میلیون دلار جایزه برای سرِ مادورو تعیین شده است.
هیچ دادگاه بینالمللی، نهاد سازمان ملل یا تحقیقات مستقلی تاکنون وجود «کارتل خورشید» واقعی و سازمان یافته را که در دولت ونزوئلا ریشه دوانده باشد، پیدا نکرده است. این اصطلاح از طرف رسانههای ونزوئلا برای اشاره به عوامل سیا در ارتش که در دهه ۱۹۹۰ در قاچاق مواد مخدر دست داشتند، ابداع شد. این برچسب بعداً از طرف واشینگتن و رسانههای غالب به عنوان ابزاری سیاسی برای بدنام کردن رهبر انقلابی، هوگو چاوز، و بعداً جانشین او، رییسجمهور مادورو، به کار گرفته شد.
واشینگتن اهمیتی نمیدهد که روایتهایش چقدر بی عیب و نقص باشند، چون هدفش مسموم کردن پروژههای انقلابی و ایجاد رعب و وحشت در میان مردمی است که انقلاب را به پیش میبرند. تهدیدات نظامی فعلی علیه ونزوئلا پس از سالها تحریمهای اقتصادی اجباری که منجر به کشته شدن دهها هزار نفر، تهاجمهای ناموفق مزدوران، حمله به زیرساختهای حیاتی و تحمیل یک دولت موازی تحت حمایت ایالات متحده شده است، رخ میدهد.
به آینده امیدوار باشید
هرچه زمان میگذرد این دروغها مضحکتر میشوند و راهبرد تغییر رژیم اشکال متفاوتی پیدا میکند، اما در قلب همه اینها همان استراتژی نژادپرستانه آمریکا قرار دارد که بر روی زمینهای سرقت شده و بردهداری آفریقایی ساخته شده و در تلاش است تا آمریکای جنوبی را مستعمره خود سازد. ونزوئلا هدف آشکار چنین نقشهای است، زیرا در خط مقدم مبارزه با چنین تحمیلی قرار دارد و نمونه زندهای است که نشان میدهد علیرغم تجاوز امپریالیستی، میتوان در برابر آن مقاومت و پیشرفت کرد.
هوگو چاوز از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۳ رییسجمهور ونزوئلا بود.
در دوران چاوز، ونزوئلا صنعت نفت و گاز خود را در سال ۲۰۰۷ ملی کرد و بزرگترین ذخایر نفتی و چهارمین ذخایر گازی بزرگ جهان را تحت کنترل داخلی درآورد و با درآمد حاصل از آن، مراقبتهای بهداشتی و آموزش رایگان را برای مردم تأمین کرد. این کشور مدل جدیدی از روابط مبتنی بر جامعه را پیش برد و بهبود بخشید. این امر را امروز میتوان در کمونهای خودگردان و اجتماع-محور این کشور مشاهده کرد که علیرغم جنگهای مداومی که از سوی ایالات متحده به راه انداخته شده است، آیندهای را متصورند که در آن زندگی، قدرت مردمی و همبستگی، بر سود تقدم دارد.
اومالی یشیتِلا، رهبر قدیمی جنبش اهورو، بنیانگذار حزب سوسیالیست خلق آفریقا، مبارزه فعلی را نبردی بین گذشته استعماری که امپراتوری منحط ایالات متحده سعی در «محبوس کردن ما» در آن دارد و دنیای نو و نوپا توصیف کرد. «قتلعام زونگ» در سال ۱۷۸۱ و جنایات امروز ایالات متحده در منطقه کارائیب، منعکس کنندۀ این نبرد هستند.
او در یک رویداد همبستگی بر-خط ونزوئلا در ۱۲ نوامبر گفت: «آنچه بین ایالات متحده و ونزوئلا اتفاق میافتد، تلاشی برای عقب نگه داشتن تاریخ است. برای جلوگیری از وقوع آیندهای آزاد، عاری از گذشته بردهداری و استعمار.»
در دوران چاوز، ونزوئلا صنعت نفت و گاز خود را در سال ۲۰۰۷ ملی کرد و بزرگترین ذخایر نفتی و چهارمین ذخایر گازی بزرگ جهان را تحت کنترل داخلی درآورد و با درآمد حاصل از آن، مراقبتهای بهداشتی و آموزش رایگان را برای مردم تأمین کرد
رهبر اوهورو هشداری به موقع صادر کرد مبنی بر اینکه کسانی که سعی در عقب نگه داشتن ما دارند، برای رسیدن به هدف خود از هیچ کاری دریغ نخواهند کرد، از کشتن ماهیگیران در کشتیهای کوچک گرفته تا حمله به ونزوئلا برای غارت منابع آن و متوقف کردن الگویی که انقلاب بولیواری ایجاد کرده است.
یشیتلا افزود: «انقلاب مرعوب نخواهد شد.» این جمله بیش از آنچه ما تصور میکنیم، گویای همه چیز است. انقلاب بولیواری ونزوئلا را نمیتوان با ارعاب وادار به تسلیم کرد، و نمیتوان آنرا شکست داد، زیرا این انقلاب پیشاپیش به جهانیان نشان داده است که آینده جمعی ما چه در چنته دارد.
