تارنگاشت عدالت
نویسنده: راینر روپ
برگرفته از: راشیاتودی
۲۸ آوریل ۲۰۲۶
به ویژه وقتی مسئله برسر خلیج فارس و یا شبه جزیره عرب است، پروفسور مرندی بینش هایی را ارایه می دارد که، «رسانه های پرکیفیت خود خوانده» غرب چون در چارچوب روایت های حاکم نمی گنجند و موفقیت های تبلیغاتی تاکنون به دست آمده طرفداران صهیونیسم را به خطر می افکنند یا نمی شناسند و یا عمداً نادیده می گیرند. پروفسور مرندی روز ۲۱ آوریل سال جاری در گفتگویی تاثیرگذار با همکار دانشگاهی خود نیما الخورشید در کانال یوتیوب از جمله به مسایل زیر پرداخت:
۱) جو حاکم کنونی در ایران؛ درخواست های عبث ترامپ برای دور دیگر مذاکره آتش بس در اسلام آباد.
۲) چرا ایران برای دور دوم مذاکره آتش بس به اسلام آباد نرفت
۳) توانایی نظامی ایران؛ سلاح های هنوز مورد استفاده قرار نگرفته و استراتژی جنگی ایران
۴) رفتار غیر حرفه ای و بی تعهدی آمریکا در مذاکرات
جو حاکم کنونی در ایران؛ درخواست های عبث ترامپ برای دور دیگر مذاکره آتش بس در اسلام آباد.
برای ورود به بحث پروفسور مرندی تأکید کرد که هیچ کس نباید وقت خود را برای شنیدن اخبار رسانه های غربی ، که به منابع ادعایی ناشناس ایرانی استناد می کنند و در رابطه با دور صورت نگرفته دوم مذاکرات در مورد انشقاق در بین رهبری ایران هذیان می گویند، وقت خود را تلف کند. پیشاپیش مشخص شده بود که تا وقتی ایالات متحده آمریکا سیاست های خود را تغییر ندهد و محاصره بنادر ایران و دزدی دریایی کشتی های غیر نظامی با کالا از ایران و به ایران را متوقف نسازد، هیچ هیئت ایرانی برای دور دوم مذاکره وجود نخواهد داشت.
آنچه به تهدید واشنگتن در مورد ادامه جنگ مربوط می شود، ایران هیچ ترسی ندارد. نظامیان ایرانی از ده ها سال پیش خود را برای چنین حملاتی از طرف ایالات متحده و اسرائیل آماده کرده اند و اگر آمریکایی ها و یا رژیم اسرائیل بخواهند مرتکب جنایت علیه انسانیت شوند و زیرساخت های مهم ایران را ویران سازند، در آن صورت ایران پاسخ مناسبی خواهد داد.
«زیرا وقتی زیرساخت های مهم ایران نابود شود، آن طور که ترامپ تهدید می کند، در آن صورت کودکان و مردم بی گناه بیشتری کشته خواهند شد. زیرا اگر برق قطع شود، مردم در بیمارستان ها و بخش های زایمان خواهند مرد و فجایع فراوان دیگری رخ خواهد داد. در آن صورت ایران مجبور خواهد بود واکنش نشان دهد، به ویژه علیه این رژیم ها در خلیج فارس، زیرا ایالات متحده از این ها برای حمله به ایران استفاده می کند. (…) بدون کمک این رژیم ها، بدون همکاری عربستان سعودی، کویت، قطر و بحرین آمریکایی ها نمی توانند علیه ایران بجنگند. در نتیجه باید پیامدهای آن را به جان بخرند و توصیه من به مردمی که در این مناطق زندگی می کنند این است که هم اکنون کشور های خود را ترک کنند، زیرا هوا در خلیج فارس در هفته های آینده بسیار داغ و مرطوب خواهد شد.»
منظور پروفسور مرندی این بود که بدون برق نه یخچالی کار خواهد کرد و نه دستگاه آب شیرین کنی که برای ادامه بقا کاملاً ضروری است و تک تک کشورهای حومه خلیج تا ۹۹ در صد وابسته به آنند. برعکس، کوه های ایران به اندازه کافی آب آشامیدنی تولید می کنند و تنها ۳ درصد آب لازم توسط دستگاه های آب شیرین کن تولید می شود.
در اینجا ارقام مربوط به وابستگی به آب آشامیدنی تولید شده توسط آب شیرین کن در عربستان سعودی و دیگر کشورهای حومه خلیج:
قطر: تا ۹۹ درصد
بحرین: بیش از ۹۰ درصد
کویت: تقریباً ۹۰ درصد
عمان: تقریباً ۸۶ درصد
عربستان سعودی: تقریباً ۷۰ درصد
امارات متحده عربی: تقریباً ۴۲ درصد (برخی از منابع آب آشامیدنی با کیفیت بالاتر ۸۰ درصد)
بدون این دستگاه های گران قیمت آب شیرین کن برقی شهرهای مدرنی چون دوحه، دبی، شهر کویت و یا ریاض عملاً غیرقابل سکونت است. در شرایط اضطراری ّاین کشورها با فرار توده ای لجام گسیخته ای رو به رو خواهند شد.
از این رومرندی توصیه می کند: «بهتر این است که مردم در کشورهای حومه خلیج هم اکنون اقدام به مهاجرت کنند. آنها باید صحرا را پشت سر بگذارند و به عراق و شاید به یمن و عمان کوچ کنند. به هرحال مردم باید مناطق خشک و گرم را ترک کنند و همین طور سرنشینان کشتی ها باید آماده باشند که کشتی های خود را تخلیه کنند.»
مرندی می گوید زیرا وقتی که دامنه جنگ گسترش پیدا کند آنها جان سالم بدر نخواهند برد به ویژه کشتی هایی که نزدیک تنگه هرمز منتظرند. آنها نشان گرفته و نابود خواهند شد. از این رو بهتر است که سرنشینان این کشتی ها خود را فوراً آماده ترک کشتی کنند. او می داند که راجع به چه چیزی صحبت می کند، زیرا او عضو هیئت مذاکره کننده در دور اول اسلام آباد بود. در این رابطه او بار دیگر تأکید کرد که ایران دارای توانایی های نظامی است که تاکنون به نمایش نگذاشته و زیرساخت های مهم رژیم اسرائیل و همین طور زیرساخت های کشورهای حامی ایالات متحده در خلیج فارس نابود خواهد شد. او عیناً اضافه کرد:
« ایران این جنگ را نمی خواهد. ایران این جنگ را آغاز نکرد. ایران در طول جنگ به تشدید تنش نپرداخت ولی ایران ویرانی خود را نخواهد پذیرفت و دست روی دست نخواهد نهاد که مسببین این جنگ جنایتکارانه، رژیم های فئودالی در خلیج، جان سالم به در برند.»
چرا ایران برای دور دوم مذاکره آتش بس به اسلام آباد نرفت ؟
مرندی مستقیم به این سؤال پرداخت:
«روشن است که ما از آتش بس برخوردار نیستیم. ما با ایالات متحده قراری داشتیم و ایالات متحده بلافاصله آتش بس را نقض کرد به این صورت که بنادر ایرانی در خلیج فارس را زیر محاصره قرار داد. این امر قابل قبول نیست. این زیرپا نهادن قرار و مدار بود و تحت این شرایط ما نمی توانیم مذاکره کنیم. علاوه برآن آمریکایی ها به ضبط کشتی های ایرانی روی آوردند که در واقع آغاز مذاکرات دیگر را غیر ممکن تر کرد.»
آن چه که به وضعیت نظامی مربوط می شود مرندی اطمینان خاطر دارد، که آمریکایی ها هیچ گزینه خوب و هیچ کارت برنده ای در دست ندارند، زیرا درگیری بیشتر با ایران وضعیت را برای ایالات متحده سخت تر می کند.
او خطاب به شنوندگان می گوید:
«همه مردم جهان باید بدانند که این جنگ کار نتانیاهو، صهیونیست ها و ترامپ است. وقتی مردم مثلاً در آرژانتین تبعات این جنگ را لمس کنند، خواهند دانست که چه کسی را باید مسئول بدانند. در همه جای دنیا مردم باید بدانند و آنها هم اکنون هم دریافته اند که چه کسی مسئول این فاجعه گسترش یابنده است و این تازه قله کوه یخ است و بی نوایی و پریشانی واقعی هنوز از راه نرسیده.»
توانایی نظامی ایران؛ سلاح های هنوز مورد استفاده قرار نگرفته و استراتژی جنگی ایران
در این بخش از گفتگو پروفسور مرندی ارزیابی اغلب تحلیل گران و کارشناسان بین المللی را که از طرف موساد و یا سیا اجیر نشده اند تا قصه های بی پایه ترامپ در مورد شکست قاطع ایران را تبلیغ کنند، مورد تأیید قرار می دهد. توانایی های نظامی ایران «به طور کامل» دست نخورده است، زیرا کارخانجات مهم و همین طور مراکز تحقیقاتی و تولیدی در اعماق زمین قرار دارد و بسیاری از پایگاه های موشکی ایران اصلاً تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته است. ایران از ابتدا تنها تعداد معدودی از پایگاه های موشکی خود را مورد استفاده قرار داد، زیرا نمی خواست که رژیم آمریکا و رژیم نتانیاهو اطلاعاتی در مورد این پایگاه ها به دست آورند.
منباب مثال، پایگاه های دریایی – زیرزمینی تا امروز مورد استفاده قرار نگرفته است. اغلب پایگاه های موشکی و مراکز تحقیقاتی و تولیدی زیرزمینی همین طور دست نخورده مانده است، همین طور کارخانجات تولید موشک و دیگر سلاح های تکنیک پیشرفته.
ایران حتی با این که آمریکایی ها ادعا می کنند که موشک ها و پهپادهایش ته کشیده، امروز بهتر از گذشته آمادگی دارد. آمریکایی ها از بدو جنگ این ادعا را تبلیغ می کنند. مرندی یادآوری می کند که ایران در دوهفته قبل از آغاز آتش بس به شدت حملات خود افزوده بود و این جنگی نیست که آمریکاییها بتوانند در آن پیروز شوند.
حال در صورت حمله زمینی آمریکا، چه اتفاقی صورت خواهد گرفت؟ مرندی می گوید: ما متجاوزین را به درون خاک خود راه خواهیم داد و عملاً آنها را به داخل خواهیم کشید. ایران دفاع قوی ای صورت نخواهد داد تا هرتکه از خاک خود را حفظ کند. برعکس، ایران می خواهد که متجاوزین وارد خاک ایران شوند تا آنها را در درون خاک هزارتویه خود گرفتار کرده و آنها را تکه تکه کند. او دقیقاً گفت:
«ما ضربه وارد خواهیم کرد و هدف را مورد اصابت قرار خواهیم داد. دوباره و دوباره، هفته به هفته تا این که آنها تحقیر شده، خاک کشورمان را ترک کنند. ایران علاقه ای به جنگ ندارد. ایران جنگ نمی خواهد ولی آنگاه که جنگ آغاز شد گفتیم که این یک جنگ طولانی خواهد بود. چرا؟ زیرا نمی خواهیم که چنین چیزی باز تکرار شود. می خواهیم که یک بار برای همیشه قضیه فیصله پیدا کند. در پایان این جنگ مردم ایران می خواهند تضمین کنند که دیگر هیچ کشوری هرگز جرأت نکند که به ایران حمله کند. و درست برای همین ایران از ده ها سال پیش خود را آماده چنین مصافی کرده است.
رفتار غیر حرفه ای و بی تعهدی آمریکا در مذاکرات
در این رابطه پروفسور مرندی جزئیات جالبی را افشاء کرد. این جزئیات گمانه زنی های اغلب ناظرین را تأیید می کند که حضور هیئت بسیارکوچک آمریکایی در دور اول مذاکرات در اسلام اباد مثل قطعه ای از یک خیمه شب بازی اجرا شد. در این نمایش دو میلیارد مستغلاتی صهیونیست از نیویورک که مطلقاً هیچ اطلاعی در مسایل نظامی-سیاسی بین المللی نداشتند و تنها صلاحیتشان این بود که هردو دلقک (جرد کوشنر و استیو ویتکاف) هردو از یاران غار دونالد ترامپ هستند و تنها نقش محتمل آنان در این نمایش، که دیوانه خانه ترامپ شکل بخشیده در این خلاصه می شد که هردو صهیونیست و دوست نتانیاهو مواظب باشند که رئیس هیئت مذاکره کننده، جی دی وانس، معاون رئیس جمهور دست از پا خطا نکند و با پیشنهادی که مورد پسند شخص نتانیاهو نباشد، موافقت نکند. حتی ناظرین مستقل غربی مشاهده و تأیید کردند که جی دی وانس و همین طور دو دلقک مشاور مدام دست به تلفن بودند و با ترامپ و یا نتانیاهو تبادل نظر می کردند. مشاور سوم وانس مشاور امنیت ملی او، اندرو بیکر تنها فردی بود که از تجربه وسیع دیپلماتیک و امور امنیتی برخوردار بود.
هیئت مذاکره کننده ایرانی با ۷۰ کارشناس به ریاست دکتر محمد باقر قالیباف رئیس مجلس جمهوری اسلامی به اسلام آباد رفته بود. سه همسفر سرشناس او عبارت بودند از عباس عراقچی وزیر امور خارجه، رضا امیری مقدم، سفیر ایران در پاکستان و علی اکبر احمدیان عضوشورای عالی امنیت ملی.
در این زمینه، روایت پروفسور مرندی از چگونگی برگزاری نشست میان دو هیئت – نشستی که خود شخصاً در آن حضور داشت – بهویژه روشنگر است.
به گفته مرندی چارچوب گفتگوها قبل از مذاکرات در اسلام آباد توسط دکتر قالیباف و رهبر معظم انقلاب آیتﷲ خامنه ای تعیین شده بود که در آن چارچوب قالیباف قادر به تصمیم گیری بود. وقتی که قالیباف به اسلام آباد رفت، نباید با کسی در تهران مشاورت می کرد. او مجاز بود تصمیم گیری کند ولی حریف او جی دی ونس ظاهراً هیچ قدرتی نداشت و علاوه برآن توسط تاثیرگذاران صهیونیستی – اسرائیلی محاصره شده بود.
مرندی دقیقاً می گوید: « ونس مدام تلفن می زد و یکی از مخاطبان او (همه می دانیم) نتانیاهو بود. نتانیاهو نیز بعد گفت که ونس به او گزارش می داده. این که ونس واقعاً باید به نتانیاهو حساب پس می داده، بسیار گویاست و نتانیاهو گفت که از ونس مانند دیگر نمایندگان بلندپایه آمریکایی هرروز گزارش دریافت می کند. ظاهراً نتانیاهو رئیس جمهور ایالات متحده آمریکاست و ونس هیچ مجوزی برای تصمیم گیری نداشت. کاملاً روشن بود و به همین دلیل آمریکایی ها در آخر کار همکاری نمی کردند و با این که قرار بود روز بعد مذاکرات ادامه پیدا کند، آنها خیلی ساده اسلام آباد را ترک کردند. در نتیجه چگونه می توان مذاکره کرد، وقتی طرف مقابل هیچ نوع اجازه تصمیم گیری نداشته باشد؟ طرف مقابل فقط آمده بود تا بگوید ما آنجا بودیم و مذاکره کردیم و ظاهراً نیات دیگری در پس این مسایل خفته بود. پروفسور مرندی می گوید وقتی که شما مذاکره را جدی نمی گیرید، پس نقشه شما از اول چیز دیگری است.
و قطعاً در این مورد راه دور نمی رود.
