تارنگاشت عدالت
نویسنده: یواخیم گیلیارد
برگرفته از : عصر ما
۲۶ دسامبر ۲۰۲۵
جمهوری اسلامی دفاع و همکاری با چین و روسیه را گسترش میدهد
پس از ده ها سال تهدید،روز ۱۲ ژوئن، بالاخره تهدیدهاجدی شد: اسرائیل با حمایت نظامی آمریکا، جنگ آشکاری را علیه ایران آغاز کرد. ده روز بعد، ایالات متحده آمریکا خیانتکارانه با حملات بمبافکنهای خود ، در حالی که مذاکرات با جمهوری اسلامی هنوز در جریان بود به کمک اسرائیل رسید. کشورهای اتحادیه اروپا حمایت کامل خود را از این تهاجم تبهکارانه اعلام کردند. آنها با فعال کردن به اصطلاح مکانیزم ماشه توافق هستهای وین با ایران، جنگ اقتصادی علیه ایران را نیز تشدید کردند.
با وجود این که تهاجم نظامی و محاصره اقتصادی خسارت های گستردهای به بار آورده، ولی ایران نشان داده که بسیار مقاوم است و میتواند روی حمایت فزاینده کشورهای جنوب جهانی حساب کند.
جنگ ۱۲ روزه به استثنای غرب، که به دلیل توان عظیم آن برای تشدید تنش، نفسجهان را در سینه حبس کرد، نقض آشکار حقوق بینالملل و یک جنگ تجاوزکارانه که هیچ گونه قابل توجیه نیست، تلقی میشود. ایران به هیچیک از این دو متجاوز از نظر نظامی حمله نکرد و در آستانه ساختن بمب هستهای نیز نبود. حتی ۱۶ سازمان اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا نیز بار دیگر در تحلیل تهدید مشترک خود به این نتیجه رسیدند که هیچ مدرکی دال بر وجود برنامه تسلیحات هستهای ایران موجود نیست.
حتی این موضوع هم نمی تواند حملات نظامی، بهویژه از سوی کشورهایی که خود صاحب تسلیحات هستهای هستند را توجیه کند. «دفاع پیشگیرانه» از طریق حملات نظامی علیه کشورهایی که در حال حمله نیستند یا تهدید فوری ایجاد نمیکنند، مفهومی که در استراتژیهای امنیتی آمریکا و اتحادیه اروپا گنجانده شده است، مورد تایید حقوق بینالملل نیست. این اسرائیل نیست که باید از سلاحهای هستهای ایران بترسد، بلکه این ایران است که بقای خود را توسط سلاحهای هستهای اسرائیل و آمریکا تهدید شده میبیند.
هیچ انگاری حقوق بینالملل، که صدراعظم آلمان، مرتس با تشکر از اسرائیل برای انجام «کارهای کثیف» به نیابت از غرب بر آن تأکید کرد، بار دیگر برای سایر نقاط جهان روشن ساخت که «نظم جهانی مبتنی بر قوانین» که توسط غرب ترویج میشود، را باید چگونه درک کرد.
پیش از این حملات، رهبری روسیه هنوز در تلاش بود تا با پیشنهاد انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به روسیه و تبدیل آن به عناصر سوختی، تنش بر سر برنامه هستهای را کاهش دهد. در عین حال، این کشور با تهران بر سر ساخت هشت رآکتور هستهای به توافق رسیده بود. حملات در جریان مذاکرات بین واشنگتن و تهران هر گونه امید، که ترامپ به دنبال راهحل مسالمتآمیز باشد، را از بین برد. این حملات به وضوح نشان داد که دولت او نیز به برنامه هستهای ایران اهمیتی نمیدهد. افسانه بمب هستهای قریبالوقوع ایران همیشه بهانهای بوده است و هدف واقعی، حذف ایران به عنوان یک قدرت مستقل منطقهای، ترجیحاً از طریق تغییر رژیم، بوده است.
جنگ اقتصادی تشدید میشود
ایالات متحده بیش از چهار دهه است که با جنگ اقتصادی فزاینده خود علیه ایران، این هدف را دنبال میکند. از سال ۲۰۰۶ به بعد، تحریمهای چندجانبه سازمان ملل و محدودیتهای اتحادیه اروپا نیز به آن اضافه شد. در پی امضای توافقنامه وین (برجام) بین ایران، ایالات متحده، چین، روسیه، فرانسه، بریتانیا، آلمان و اتحادیه اروپا، محدودیتهای مربوط به برنامه هستهای ایران در سال ۲۰۱۶ لغو شد. با این حال، ترامپ در طول دوره اول ریاستجمهوری خود به طور یکجانبه این توافقنامه را پاره کرد و تحریمهای اقتصادی را دوباره برقرار نمود. هدف از این کار، تشدید وخامت وضعیت اقتصادی کشور و ناامید ساختن مردم و نهایتاً قیام علیه رژیم بود، که. جانشین او نیز به این رویه ادامه داد.
واشنگتن با اعمال «تحریمهای ثانویه» که شرکتها و مؤسسات مالی در سایر کشورها را نیز مجبور به تبعیت میکند، تحریمهای تجاری و مالی خود را تقریباً به اندازه تحریمها علیه کوبا جامع تر کرد و گسترش داد. ترامپ پس از بازگشت به قدرت در بهار ۲۰۲۵، تحریمها را بیش از پیش تشدید کرد. اقدامات جدید محاصره فراسرزمینی عمدتاً علیه بنادر، پالایشگاهها و شرکتهای کشتیرانی است که تحریم نفتی آمریکا را دور میزنند.
از آن پس، تهران نیز دیگر خود را ملزم به پذیرفتن محدودیتهای فنی تحمیلشده توسط این توافق، مانند محدودیتهای سختگیرانه بر غنیسازی اورانیوم، ندانست و برخی از اقدامات نظارتی را که فراتر از موارد لازم در معاهده عدم توسعه سلاحهای هستهای بودند، تعلیق کرد.
بازگشت مکانیسم ماشه
در ماه سپتامبر، سه ضامن اروپایی توافق هستهای، یعنی فرانسه، بریتانیا و آلمان (E3)، بند موسوم به «مکانیسم ماشه» را فعال کردند که تحریمهای سازمان ملل را که در سال ۲۰۱۶ لغو شده بودند، مجدداً احیا میکرد. هدف از این کار ظاهراً وادار کردن ایران به رعایت کامل تعهدات خود در چارچوب برجام، بهویژه اجازه بازرسیها، بود. ولی تهران قبلاً این کار را آغاز کرده بود و این موضوع در اواخر ماه اوت توسط رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) تأیید شد. رهبری ایران قاطعانه خواستههای بی جای E3 و اتحادیه اروپا مبنی بر اینکه تهران باید دسترسی بدون مانع آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به تمام تأسیسات مورد نظر را مجاز بداند و فوراً مکان ذخایر اورانیوم غنیشده خود را فاش کند را رد کرد و استدلال نمود که این کار معادل دعوت از اسرائیل برای بمباران این سایتها خواهد بود.
مذاکرات اکنون کاملاً متوقف شده است. کشورهای E3 – و در نتیجه اتحادیه اروپا نیز – خود را از میز مذاکره کنارکشیدهاند. با توجه به تشدید محدودیتها، تهران اساساً همکاری خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی که رفتار آن را جانبدارانه می داند، زیر سئوال برده است. در ۱۱ ژوئن، رهبری حاکم این آژانس که تحت سلطه غرب است، قطعنامهای را تصویب کرد که «ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران» را زیر سئوال قرار می داد و ایران را متهم به «تهدید صلح جهانی» میکرد. این بهانهای خوبی برای اسرائیل بود تا در روز بعد جنگ را آغاز کند. ولی برعکس، در قطعنامه بعدی اثری از محکومیت قاطع اسرائیل و آمریکا برای حملات خود به ایران نبود.
اثر محدود
تحریمهای سازمان ملل متحد از نظر دامنه بسیار محدودتر از تحریمهای آمریکا است. با این حال، از آنجا که این تحریمها برای همه کشورها الزامآور است، میتواند اوضاع را تشدید کنند. به احتمال زیاد اکثر کشورهای غیرغربی از این تحریم ها تبعیت نخواهند کرد. چین، روسیه و بسیاری از کشورهای دیگر عضو بریکس و کشورهای غیرمتعهد اساساً مشروعیت مکانیسم ماشه را زیر سؤال می برند. از زمانی که آمریکا از برجام خارج شد، E3 هیچ حقی برای فعالسازی مکانیزم مبتنی بر آن نداشت. علاوه بر این، آنها نیز تعهدات خود را تحت برجام به طور کامل انجام ندادند. بنابراین انتظار نمیرود، که صادرات به دلیل تحریمهای مجدداً فعالشده کاهش چشمگیری پیدا کند، اما این تحریمها میتواند شرکتهای ایرانی را مجبور به کاهش بیشتر قیمتها کرده و دسترسی آنها به امور مالی و سرمایهگذاری را بیش از پیش محدود کند.
حمله به اقتصاد و سطح زندگی
با این حال، وضعیت اقتصادی در هر حال پرتنش ایران به دلیل تحریمهای نفتی و مالی آمریکا که از بهار تشدید شده بود و شوک اقتصادی ناشی از تجاوز نظامی مستقیم اسرائیل و آمریکا، به شدت وخیمتر شد. تعطیلی کارخانهها و بیکاری افزایش یافت و واحد پولی ایران، ریال، ارزش خود را به شدت از دست داد و این امر واردات و بسیاری از کالاهای اساسی را بسیار گرانتر کرد. به گفته صندوق بینالمللی ارز (IMF)، نرخ تورم به بیش از ۳۵ درصد افزایش یافت، که به اندازه نرخ پس از فعالسازی مجدد تحریمها در سال ۲۰۱۸ بود. به دلیل خشکسالی چندساله که بدترین خشکسالی در ۵۰ سال اخیر است، به این موارد، مشکلات عظیم در تأمین آب در سراسر کشور نیز اضافه شد، که به نوبه خود به کمبود مواد غذایی نیز منجر خواهد شد. با این حال، تحریمهای اقتصادی تعمیر لولههای فرسوده و تغییر به سیستمهای آبیاری مدرن را دشوار کرده است.
به نظر صندوق بینالمللی ارز اکنون این سطح از تنش رو به کاهش است. صندوق در بهار رشد اقتصادی را برای سال ۲۰۲۵ به صفر درصد پیشبینی کرده بود، در ماه اکتبر آن را ۰،۶ درصد برآورد کرد.
مقاومت ایران
بهطور کلی، اقتصاد ایران نشان داده که، بهویژه ستون فقرات آن، صنعت نفت بسیار مقاوم است. با وجود چهار دهه تحریم آمریکا، ایران توانسته است بخش عمدهای از زیرساختهای صادراتی خود را حفظ کند و راههای جدیدی برای دسترسی به بازارها بیابد. در حالی که صادرات نفت خام ایران پس از آنکه ترامپ تحریمها را در سال ۲۰۱۸ از سر گرفت، به کمتر از ۰،۵ میلیون بشکه در روز سقوط کرد، این کشور توانست از سال ۲۰۲۱ آن را سال به سال افزایش دهد. از آنجا که شرکتهای ایرانی و شرکای تجاری آنها تلاش میکنند تا معاملات خود را به صورت مخفیانه انجام دهند، به دست آوردن آمار دقیق دشوار است. برآوردها برای حجم متوسط در سال ۲۰۲۴ بین ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه در روز متغیر بود – تقریباً به اندازه قبل از ۲۰۱۸، اما هنوز بسیار کمتر از حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز قبل ازسال ۲۰۰۸.
برای دستیابی به این حجم، ایران مجبور به ارائه تخفیفهای قابل توجهی بود. دور زدن تحریمها از طریق انتقال محمولهها از کشتی به کشتی، نیاز به استفاده از کشتیهای «ناوگان سایه» و استفاده از کانالهای پرداخت خارج از سیستم دلار، درآمدها را بیش از پیش کاهش داد. با این وجود، ایران توانست درآمدهای خود را در سال ۲۰۲۴ به ۴۳ میلیارد دلار افزایش دهد.
در بهار امسال، تولید و صادرات نفت خام پس از آنکه ترامپ تحریمها را تشدید کرد، به شدت کاهش یافت و بار دیگر در ماه ژوئن، با حملات هوایی اسرائیل به زیرساختهای نفت و گاز ایران، باز هم بیشترکاهش یافت. با این حال، از ماه اوت به بعد دوباره وضعیت صادرات بهبود یافت. به گفته وبسایت TankerTrackers.com، صادرات نفت ایران حتی در ماه اکتبر با بیش از ۲.۱ میلیون بشکه در روز به بالاترین سطح خود در هفت سال اخیر رسید. در ماه نوامبر، روزنامه فرانکفورترآلگماینه تسایتونگ (آلمان) با تأسف فراوان خاطرنشان کرد که صادرات نفت ایران علیرغم «فشار حداکثری» که ترامپ دو هفته پس از روی کار آمدن در تحریمها اعمال کرد، کاهش نیافته است.
افزایش مداوم صادرات، مبین لجستیک پیچیده ایران برای دور زدن محاصرهها است. بخش بزرگی از این صادرات از طریق «مسیرهای انتقال کشتی به کشتی» (STS) که به خوبی در جنوب شرقی آسیا تثبیت شده، حمل میشود، جایی که نفت خام به صورت مخفیانه در آبهای آزاد پمپ میشود. چین با اختلاف زیاد خریدار اصلی نفت ایران و پس از آن امارات متحده عربی است.
صادرات سایر کالاها مانند فولاد و آلومینیوم نیز افزایش یافت. ایران از توافقنامههای تجاری منطقهای و مشارکتهای استراتژیک، بهویژه با روسیه، چین و سایر اعضای بریکس و سازمان همکاری شانگهای بهرهمند میشود. تجارت با چین نیز در این حوزهها بهسرعت در حال رشد است. در سال مالی تا ماه مارس ۲۰۲۵، چین کالاهایی به ارزش ۱۴.۸ میلیارد دلار به ایران صادر کرد و کالاهایی به ارزش ۱۹.۳ میلیارد دلار از ایران وارد کرد. شراکت اقتصادی بین این دو کشور بر اساس توافقنامه همکاری ۲۵ ساله به ارزش ۴۰۰ میلیارد دلار است که در سال ۲۰۲۱ امضا شد.
ایران با انجام بیشتر معاملات خود به یوان چین و سایر ارزهای محلی یا از طریق یک سیستم پایاپای پیچیده، تحریم مالی آمریکا را دور میزند.
ایران اکنون به نقطه محوری اوراسیا تبدیل شده و هم بخش مرکزی ابتکار کمربند و جاده چین (BRI) در جهت شرق-غرب و هم کریدور حملونقل شمال-جنوب (INSTC) است. این کریدور شبکهای به طول ۷۲۰۰ کیلومتر از مسیرهای حملونقل دریایی، ریلی و جادهای است که هند، ایران، کشورهای آسیای میانه و روسیه را به هم متصل میکند. این مسیرهای حملونقل در هر دو جهت به طور مداوم در حال گسترش است . در ۸ نوامبر، اولین قطار باری برنامهریزیشده از شهر آرخانگلسک روسیه در دریای منجمد شمالی به بندر خشک اپرین در حومه تهران رسید. بخشی از این محمولهها سپس به عراق منتقل شد.
در ماه مه، یک کریدور ریلی به طول ۸۴۰۰ کیلومتر بین شیآن در مرکز چین و اپرین، که به عنوان بخشی از ابتکار کمربند و جاده (BRI) توسعه یافته بود، افتتاح شد. این خط راهآهن که اکنون به طور یکپارچه به INSTC متصل میشود، از قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان عبور میکند و این امکان را نیز دارد که به ایستگاههای قرقیزستان و تاجیکستان نیز خدماترسانی کند. این خط ریلی پتانسیل کاهش چشمگیر زمان تحویل از ۳۰ تا ۴۰ روز از طریق دریا به حدود ۱۵ روز را دارد. مهمتر از همه، این خط امکان حمل نفت و سایر کالاها را بدون امکان مداخله آمریکا فراهم میکند.
احیای خطوط راهآهن ایران با پاکستان و ترکیه، یک اتصال ۵۹۸۱ کیلومتری اضافی ایجاد کرده و زمان حملونقل کالا بین استانبول و اسلامآباد را از ۳۵ روز به ۱۳ روز کاهش داده است. توسعه این خطوط به منطقه شینجیانگ چین نیز هم اکنون در حال انجام است.
وضعیت نظامی
مهمترین وظیفه برای ایران، مجهز کردن بهتر خود در برابر حملات آتی اسرائیل و ایالات متحده و بازدارندگی از آنها است. دفاع از قلمرو این کشور در ماه ژوئن به طرز شگفتآوری ضعیف بود. حملات هوایی دو متجاوز فراتر از بمباران تأسیسات هستهای شناختهشده می رفت و خسارات هنگفتی به پایگاههای نظامی، تأسیسات دولتی، زیرساختهای غیرنظامی و ساختمانهای مسکونی وارد کرد. اسرائیل علاوه بر ترور پرسنل نظامی ارشد و انجام حملات، ترورهای جنایی متعددی را نیز علیه مقامات کلیدی دولت و دانشمندان انجام داد که خانوادهها، همراهان یا همسایگان آنها را نیز تحت تأثیر قرار داد. در مجموع دستکم ۱۰۶۴ نفر در این ۱۲ روز کشته شدند. هزاران نفر زخمی شدند.
برتری متجاوزان
اسرائیل ظاهراً حملهاش را با صرف هزینه و زمان بسیار طولانی آماده کرده و با کمک سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و دیگر کشورهای غربی، اهداف خود را با دقت شناسایی نموده بود. موساد در داخل کشور مامورانی را مستقر کرده بود که هم ترور و هم حملات پهپادی به اهداف نظامی را انجام دادند. گمان میرود که بخش قابل توجهی از پدافند هوایی ایران با این روش از کار افتاد.
موفقیت بمباران تأسیسات برنامه هستهای که تا آن زمان کاملاً غیرنظامی بود و نقض آشکار حقوق بینالملل بود، بحثبرانگیز است. از آنجایی که اکثر تأسیسات صنعتی مهم این کشور در عمق زمین و در پناه کوه قرار دارند و مشخص نیست که ایرانیها پیش از حملات چه مقدار تأسیسات و مواد را به مکانهای نامعلومی منتقل کردهاند، لذا گزارشها واصله عمدتاً مبتنی بر گمانهزنی است.
نیروی هوایی ایالات متحده از بمب های سنگرشکن GBU-57 استفاده کرد که به طور خاص برای حملات به ایران تکامل یافته بود. این بمبها که حدود ۱۴ تن وزن و ۲.۴ تن مواد منفجره دارند، گفته میشود که قادر به نفوذ تا عمق ۶۰ متری زمین هستند. دوازده فروند از این بمبها به طور متوالی برای نابودی تأسیسات غنیسازی فردو که در اعماق ۱۰۰ متری یک رشته کوه قرار دارد، رها شدند. با این حال، کارشناسان تردید دارند که این حمله موفقیتآمیز بوده باشد.
به گزارش انبیسی، فرماندهی مرکزی ایالات متحده طرحهایی برای حملات بسیار گستردهتر به ایران تهیه کرده بود که به جای یک شب، چندین هفته به طول میانجامید. با این حال، ترامپ آنها را رد کرد زیرا ریسک آن را بسیار بالا میدانست و همچنین با وعدههایش برای دور نگه داشتن آمریکا از جنگها در تضاد بود.
هرچند حتی به گفته مقامات ایرانی، خسارت وارده به تأسیسات هستهای قابل توجه بوده است. با این حال، به هیچ وجه خبری از تخریب گسترده یا حتی کامل، که ترامپ با پیروزی اعلام کرد در دست نیست.سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده نیز به همین ارزیابی رسیده اند و این امر رئیس جمهورشان را بسیار خشمگین کرده است. آنها معتقدند که اجزای اصلی برنامه هستهای ایران دستنخورده باقی مانده و احتمالاً تنها چند ماه به عقب رانده شده.
نیروی هوایی اسرائیل که به پیشرفتهترین تجهیزات آمریکایی مجهز و مورد حمایت سرویسهای اطلاعاتی غربی است، بهمراتب برتر از نیروهای دفاعی ایران است. با کمک نیروهایی که در درون کشور در حمله شرکت داشتند، اسرائیل توانست برای مدت محدودی سامانه پدافند هوایی ایران را در منطقهای وسیع خنثی کند. این امر برای انجام حملات مکرر به اهداف منتخب کافی بود. با این حال، برخلاف ادعاها، این نیرو به هیچ وجه قادر نبود کل شبکه پدافند هوایی بسیار پیشرفته ایران را در سراسر کشور به طور دائم از کار بیندازد. همچنین نتوانست از حملات تلافیجویانه به اهداف مهم نظامی در اسرائیل که جمهوری اسلامی با موجی از موشکها انجام داد، جلوگیری کند. در این فرایند سی و دو اسرائیلی کشته شدند. موشکهای ایرانی همچنین دستکم یک پایگاه نظامی آمریکا، یعنی پایگاه هوایی العدید در قطر، را نیز هدف قرار دادند.
رژیم نتانیاهو از میان سه هدف اصلی که با این حمله دنبال میکرد، در نهایت تنها به یکی از آنها دست یافت: تحریک آمریکا به یک حمله نظامی مستقیم. با این حال، این رژیم نه در سرنگونی یا از بین بردن ساختار فرماندهی رژیم ایران موفق شد و نه در رساندن ایران به سطح سوریه یا لبنان—کشورهایی که اسرائیل میتواند هر زمان که بخواهد بدون مجازات در امورشان مداخله نظامی کند.
تقویت دفاع نظامی با کمک روسیه و چین
جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه هر یک توافقنامههای مشارکت راهبردی با ایران امضا کردهاند – اما بدون بند دفاع متقابل. با این حال، در ایران این دلخوری پیش آمد که چرا در طول جنگ دوازدهروزه حمایت عملی چندانی از سوی آنها صورت نگرفت و همچنین ایران تاکنون تنها سامانه پدافند هوایی اس-۳۰۰ را از روسیه دریافت کرده و نه سامانه باکیفیتتر اس-۴۰۰.
ایران، خود دارای یک صنعت تسلیحاتی پیشرفته است و از نظر اصول، سیستمهای پدافند هوایی کاملاً مدرنی را در سراسر کشور دارا است که همه آنها قابل نابودی نبودند. بنابراین بسیاری از کارشناسان تعجب می کنند که چرا این سیستمها درست مورد استفاده قرار نگرفت. برخی گمانهزنی میکنند که صرفه جویی شده. بر اساس گزارشهای تهران، اکنون با شدت اقداماتی برای بهبود کمیت و کیفیت وضعیت دفاعی کشور – با حمایت بسیار قویتر از سوی روسیه و چین- در حال انجام است.
در ماه سپتامبر، روسیه جتهای میگ-۲۹ را تحویل داد، که اولین جنگندههای جدید این کشور در ۳۰ سال اخیر بود. اطلاعات فاششده حاکی از آن است که ایران اکنون ۴۸ فروند جنگنده پیشرفته سوخو سو-۳۵ را نیز به سرعت دریافت خواهد کرد. این جنگندهها پیش از این در سال ۲۰۲۳ سفارش داده شده اما هنوز تحویل داده نشده بودند و جهش نسلی بزرگی را به نیروی هوایی ایران خواهند بخشید. اگرچه این جنگندهها که در دفاع بسیار قدرتمند محسوب میشوند، نمیتوانند ایران را در سطح اسرائیل قرار دهند، اما عاملی خواهند بود که برخلاف ناوگان رزمی منسوبی که تا به امروز داشته است اسرائیل باید از آن بترسد.
یک سری پرواز توسط هواپیماهای باری نظامی بزرگ روسیه نیز تحلیلگران را به این گمان میرساند که علاوه بر صدها تن تجهیزات نظامی برای بازسازی سیستمهای دفاعی تخریبشده، سامانههای اس-۴۰۰ نیز تحویل داده شدهاند. قدرتمندترین سامانه پدافند هوایی روسیه، در کنار سامانههای بومی باور-۳۷۳، میتواند یک سپر چندلایه مؤثر برای مناطق مهم و مکانهای استراتژیک فراهم کند.
پس از جنگ، چین از خویشتن داری قبلی خود دست برداشته و اکنون بهطور قابلتوجهی حمایت نظامی خود را گسترش میدهد. بر اساس گزارشی از شرکت Dryad Global Maritime Security، شرکتی که تحلیل ریسکهای دریایی را برای صنایع کشتیرانی، انرژی و کالاها ارائه میدهد، چین و ایران معامله مخفی نفت در ازای اسلحه را آغاز کردهاند. طبق این گزارش، تهران بخش عمدهای از صادرات نفت خام خود را با فناوری نظامی مدرن چین، از جمله فناوریهای هدایت موشکی، قطعات پهپاد و هدایت دقیق، و سوخت موشک، معاوضه میکند. درایاد گلوبال یک «اقتصاد مبادله کالا به کالا که به خوبی شکل گرفته و به صورت عملیاتی درآمده و به صراحت برای دور زدن تحریمهای غربی از طریق شبکهای گسترده از شرکتهای پوششی، نفتکشهای بدون ردیابی AIS و کانالهای مالی» طراحی شده است را شناسایی کرده است. در این چارچوب، ایران اکنون سیستم پدافند هوایی دوربرد چینی HQ-9 را نیز به دست آورده است. این سیستم توسعهای پیشرفتهتر از سیستم روسی S-300 است که میتواند با سامانههای S-300 موجود در کشور کار کند و در نتیجه بهبود قابل توجه دیگری را در پدافند هوایی ایران به ارمغان خواهد آورد.
خطر جنگ همچنان بالاست
توسعه و نوسازی پدافند هوایی و نیروی هوایی آن میتواند حملات آینده را برای متجاوزان بسیار دشوارتر و پرهزینهتر کند. تحلیلگران حتی میگویند که این امر توازن قدرت در منطقه را تغییر خواهد داد. در عین حال، آنها هشدار میدهند که اسرائیل احتمالاً پیش از آنکه این سیستم دفاعی قدرتمندتر به طور کامل عملیاتی شود، برای جلوگیری از آن به عملیات سایبری مخفیانه، خرابکاری و حملات هوایی متوسل خواهد شد.
نظرات در مورد چگونگی پیشرفت اوضاع بسیار متفاوت است. در واشنگتن، به گزارش سیمور هرش، روزنامهنگار تحقیقی، رهبری ایران در یک بحران وجودی دیده میشود و شورشهایی را در آینده نزدیک احتمال می دهد. به گفته یک کارشناس اطلاعاتی آمریکایی در امور خاورمیانه، «آب به اندازه کافی موجود نیست. چیزی برای خوردن وجود ندارد. پولی در بساط نیست (…) و مهمترین رهبران نظامی به قتل رسیده اند.» این کشور «در آستانه فروپاشی کامل» است.
این قطعاً یک خیالپردازی خوشبینانه است. رهبری اسرائیل نیز باور ندارد که چنین چیزی اتفاق بیفتد. به گفته هرش، اسرائیل انتظار دارد که «اجزای اولیه» یک سیستم دفاع هوایی پیشرفته ایران تا اواخر تابستان سال آینده عملیاتی شوند. از این رو، این کشور قصد دارد «در بهار، پیش از عملیاتی شدن این سیستم ایرانی، حمله جدید و گستردهای را علیه ایران آغاز کند.»
خطر حملات جدید و در نتیجه یک جنگ تمامعیار دفع نشده است.
