فيدل با عينک

با فیدل

تارنگاشت عدالت

نویسنده: ییلن دلگادو کالوو
برگرفته از گرانما
١٣ اوت ۲۰۲۵

بیایید با او از طریق دروازه‌های بزرگ تاریخ وارد شویم

 

در سال ۱۹۸۵، یک روزنامه‌نگار خارجی از فیدل پرسید: «می‌خواهید میراث شما چه باشد؟ می‌خواهید آن‌چه در طول سال‌ها انجام داده اید چگونه تفسیر شود؟» او در پاسخ مختصر خود، با توضیح این‌که ادامه حضورش در قدرت مستقیماً با وظایفش به عنوان یک انقلابی مرتبط است و حضور او واجب نیست، اعلام کرد: «شکی ندارم که (…) نظر و شناخت مردم از نقش و تعهد من در انقلاب واقعاً بالا خواهد بود. این به هیچ‌وجه به معنای این نیست که این یک تعهد بی‌عیب و نقص بوده است؛ کاملاً برعکس. اما من از احترام بالایی که شایستگی‌های من در آن قرار دارد، کاملاً مطمئن هستم؛ در این مورد ذره‌ای تردید ندارم.»

او اشتباه نمی‌کرد. ارتباط روشنی که او با مردم برقرار کرد، فن بیان آموزنده‌اش، تعهد شدید او به آرمانش و استانداردهای بالای او برای خود و دیگران، پایه و اساس یک محبت واقعی را بنا نهاد که با تحسین و صمیمیت مشخص می‌شد. به همین دلیل است که مردم نیازی به صدا زدن او با نام خانوادگی‌اش احساس نمی‌کردند؛ به همین دلیل است که حتی فروتن‌ترین شهروندان جرأت می‌کردند او را غیررسمی خطاب کنند؛ و به همین دلیل است که فیدل به نمونه‌ای از یک رهبر تبدیل شد، که گاهی اوقات با افسانه‌ها آمیخته شده است و تا حد زیادی تا به امروز نیز چنین است: کسی که می‌توانست هر مشکلی را حل کند و مظهر ویژگی‌های کوبایی است که متولدین اینجا به آن افتخار می‌کنند: نبوغ، سرکشی، شجاعت. با این حال، فیدل، که اکنون بخشی از میراث نمادین ملت است، باید چیزی بیش از یک سکوی پرش احساسی باشد؛ او خودش این‌را می‌دانست. به همین دلیل است که او ما را مجبور به بنای یک تندیس یا نام خیابان نکرد، بلکه ما را به مطالعه اندیشۀ او و غنی‌سازی اساسی و تداوم آرمان‌هایش ملزم ساخت.

او که همیشه کار خود را انجام می‌داد، از تقلیل یافتن به یک درس تاریخی سرد و تغییرناپذیر خودداری کرد. خوب است که او امروز می‌تواند با ما درباره ایجاد وحدت به عنوان یک فرآیند بی‌پایان، درباره ایجاد اجماع از طریق توضیح مداوم، درباره اولویت نجات فرهنگ و درباره ایمان به جزیره، که به معنای اعتماد به مردان و زنان آن است، صحبت کند، زیرا هیچ مانعی بزرگ‌تر از ناامیدی نیست.

امروز ما بزرگداشت صدمین سالگرد فرمانده را شروع می‌کنیم. همان‌طور که در سال ۱۹۵۳، گروهی از کوبایی‌ها پاسخ‌هایی برای نگرانی‌های خود و حس افتخاری را در مارتی یافتند و تصمیم گرفتند که نگذارند این مبشر در صدمین سالگردش بمیرد، این روز باید فرصتی برای بررسی کامل کار فیدل باشد، که هم‌چنین تعهدی شرافتمندانه برای کسانی از این نسل بود که نه فراموش شده اند و نه مرده.

اکنون می‌توانیم نسل صدمین سالگرد تولد فیدل باشیم، و این به معنای توسل به نبوغی نیست – که بدون شک او از آن برخوردار بود – بلکه به معنای توسل به تفکر استراتژیک، حس بالای هویت ملی، سخت‌کوشی، نوعی سرسختی و آرمان‌گرایی بارور است، نوعی آرمان‌گرایی که پایه‌های داستان‌های قهرمانانه را بنا نهاده و حفظ می‌کند. کسانی که او را به خوبی می‌شناختند می‌گویند فیدل دوست نداشت ببازد، بلکه آنقدر جنگید تا دیگر نبازد و آنقدر استقامت کرد تا پیروز شد؛ زیرا چالش‌ها هستند که باعث رشد شما می‌شوند. بیایید با او وارد تاریخ شویم، و باشد که تاریخ درهای خود را به روی ما بگشاید.