تارنگاشت عدالت
نویسنده: په په اسکوبار
برگرفته از : لینکه تسایتونگ
۳۰ ژانویه ۲۰۲۶
دارد دیر می شود. رفته رفته قطعات پازل کنار هم قرار می گیرد.
در حالی که «دستگاه جنگی عظیم» او هم اکنون وارد صحنه شده، کالیگولای جدید در رسانه های اجتماعی ایران را فرا می خواند : «بیا قرارداد ببند!». این فشار حداکثری است. مذاکره ممکن نیست و در واقع گفته می شود: «تسلیم و یا جنگ»
سه شرط مهم کالیگولای جدید:
۱- ایران باید برنامه (غیرنظامی) اتمی خود را متوقف کند و آنهم از طریق توقف کامل غنی سازی.
۲- ایران باید برنامه موشکی خود را به حداقل برساند.
۳- ایران باید حمایت از «نیروهای نیابتی» مانند حزب ﷲ، انصار ﷲ و حشدالشعبی را متوقف نماید.
این که آیت ﷲ خامنه ای، سپاه پاسداران انقلاب و مجلس ایران حتی یکی از نکات این اولتیماتوم را بپذیرند که طبیعتاً توسط محور صهیونیستی دیکته می شود، مطلقاً منتفی است. از این رو تسلیمی وجود نخواهد داشت.
و اکنون تهران وضعیت را غامضتر می کند.
مجلس ایران هم اکنون بستن تنگه هرمز را به تصویب رساند. تصمیم نهایی به عهده دولت و مقامات امنیت ملی است. این تصمیم برای دولت و نیروهای نظامی عملاً الزام آور است و به پاسداران انقلاب اجازه می دهد با پشتیبانی کامل قانونی تنگه هرمز را مسدود سازد.
من طی ده سال گذشته به تفصیل در آشیاتایمز در این مورد نوشتم. در آن زمان کارشناسان مشتقات گلدمان ساکس اطمینان قاطع داشتند که اگر تنگه هرمز بسته شود قیمت نفت می تواند قبل و یا در طول یک جنگ گسترده دریایی در خلیج به هر بشکه ۷۰۰ دلار برسد.
و این امر گذرا خواهد بود زیرا تمام اقتصاد جهانی فروخواهد ریخت.
مهم تر از همه، مسدود کردن تنگه هرمز باعث انفجار بازار مشتقات به ارزش دو تریلیون دلار (به طنز ماجرا توجه کنید!) خواهد شد – و بدین ترتیب محاسبه اولیه گمراهکننده ۷۰۰ تریلیون دلاری بانک تسویه بینالمللی (BIS) اصلاح شد. در طول سالها، چندکاسب در منطقه خلیج فارس بهطور غیررسمی سر رقم «تریلیونها» توافق کردهاند.
همین طور در طول دهه اخیر روسای ستاد کل ایالات متحده اعتراف کردند که دارای آن توان نظامی که بتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد، نیستند . و در این امر تغییری به وجود نیامده است.
حالا برویم به سراغ جیب بر خرده پای بی اطلاع، مارکو روبیو که توسط میلیارد لاشخور صهیونیست ومنتفع عملیات ونزوئلا، پل زینگر، خریداری شده و اکنون در مورد «حضور نظامی» ایالات متحده در نزدیکی ایران سخن می گوید.
از آنجا که ۳۰ تا ۴۰ هزار سرباز آمریکایی در «تیررس هزاران پهپاد و موشک های بالیستیک ایرانی قرار دارند، «منطقی» است ما صاحب آن چنان قدرت نظامی باشیم تا «بتوانیم علیه تهدید ایران از خود دفاع کنیم».
البته چنین «تهدیدی» ( که رؤیای نومحافظه کاران در پایان دهه ۱۹۹۰ بود) هرگز از جانب امپراتوری اغتشاش، تاراج و تهاجم مستمرنخواهد بود.
طبق منطق آقای روبیو ارتش آمریکا این حق را برای خود قایل است یک ضربه پیشگیرانه علیه ایران آغاز کند.
اگر چنین ضربه پیشگیرانه ای صورت گیرد، تهران و از جمله یکی از مشاوران رهبر معظم و همین طور وزارت خارجه ایران اعلام کردند که در آن صورت دیگر جنگ، یک جنگ محدود نخواهد بود.
ترجمه کنیم: حتی تنها تصور این که یک موشک توماهاک به خاک ایران اصابت کند، «پاسخی فوری و جامع» دریافت خواهد کرد که تل آویو و پایگاه های آمریکا در آن سوی خلیج را شامل خواهد شد.
خلاصه کنیم: کالیگولای جدید حداقل به ظاهر تهدیدات خود را به عنوان مقدمه چینی «معامله ای» معرفی می کند، که عملاً برنامه اتمی ایران و کلیه مکانیسم های دفاعی و بازدارنده را فلج خواهد کرد.
پاسخ تهران: اگر به ما حمله کنید، اسرائیل را به عنوان یک واحدعمل کننده نابود خواهیم کرد و برای این کار موشک های مافوق صوتی زیادی در اختیار داریم و مسئولیت فروپاشی اقتصاد جهانی، به عهده شماها، کالیگولاهای جدید خواهد بود.
«سلاح های غیرمتعارف» و «سورپریزهای استراتژیک»
ونزوئلا یک تمرین عمومی بود ولی ایران جام مقدس است.
کالیگولا جدید صرفاً در تلاش برای تحمیل یک محاصره نظامی علیه ایران نیست. او در حال پیشبرد یک جنگ اقتصادی شدید است – نه تنها علیه ایران، بلکه علیه چین و روسیه– و در عین حال پروژههای یکپارچهسازی جاده ابریشم جدید (چین–ایران) و کریدور حملونقل بینالمللی شمال–جنوب (INSTC، که روسیه، ایران و هند را به هم متصل میکند) را مختل میکند.
این مرحله بعدی – بسیار فراتر از حالت ترکیبی و تقریباً داغ – از جنگ امپریالیستی فراگیر علیه کشورهای بریکس است که دستکم چهار کشور مهم آن را هدف قرار داده است: ایران، روسیه، چین و هند.
از مرحله «بازدارندگی»ساده ایران گذشته ایم. مسئله برسر تهدید سیستمی است که کلیه بخش های طیف ژئوپولیتیکی و ژئواکونومیکی را دربر می گیرد و جریان های انرژی، راه های ارتباطی و شراکت های استراتژیک را بی واسطه متأثر می سازد. و همه اینها خیلی ساده «عملیات امنیتی» نامیده می شود.
استراتژی نامتقارن دریایی ایران که از آغاز قرن جدید با زحمت ساخته شد، برای مقابله با حملات امپراتوری دارای امکانات فراوانی است: ۶ هزار مین دریایی، به کار بستن تاکتیک های هجوم با قایق های کوچک مسلح به موشک، تعداد فراوانی موشک ضد کشتی هدایت شونده، و موشک های بالیستیک، که در امتداد سواحل خلیج فارس مستقرند، ده ها پهپاد انتحاری و موشک های ضد کشتی که در جزایر خلیج استقرار یافته اند.
ایران تمام توان تهاجمی خود را بر آنچه که « خط مقدم درگیری» مینامد، مانند خلیج فارس، متمرکز کرده است. برخلاف دوران جنگ دوازدهروزه، همه چیز در آنجا مستقر شده: سلاحهای «غیرمتعارف»، مجموعهای از «سورپرایزهای راهبردی»، موشکهای جدید هایپرسونیک و حملات سایبری گسترده.
هرکس که در وزارت جنگ های بی پایان ضریب هوشی بیش از ۲۰ داشته باشد باید منباب مثال موشک ضد کشتی مافوق صوت خلیج فارس را در نظر گیرد، که بخشی از استراتژی دست رسی ناپذیری است: سرعت ۳ ماخ، ۳۰۰ کیلومتر شعاع پرواز، ۶۵۰ کیلوگرم کلاهک انفجاری مجهز به جستجوگر الکترو اپتیک/مادون قرمز. هدف های آمریکایی برای موشک خلیج فارس طعمه بسیار سهل الوصولی است.
ایران هم اکنون سامانههای راداری خود از جمله سامانههای راداری غیرنظامی در فرودگاه بینالمللی امام خمینی را خاموش کرده و وارد حالت تاریکی شده است، تا از خود در برابر موشکهای آمریکا محافظت کند و در عین حال امکان نصب سامانههای اخلالگر روسی مورمانسک-بیان را فراهم آورد (این سامانهها برای کالیبراسیون صحیح به خاموشی رادار نیاز دارند).
از سوی امپراتوری، به کار گیری قریبالوقوع E-11A BACN در شرف انجام است، که نه صرفاً یک هواپیمای شناسایی، بلکه نوعی «روتر پرنده» عظیم؛ یک شبکه محلی بی سیم در ارتفاع بالا که از طریق سیستمهای ارتباطی مختلف، اف-۳۵ها و اف-۲۲ها را به نیروهای زمینی و شناورها متصل میکند، همه در زمان واقعی و با وجود سرزمینهای کوهستانی خطرناک ایران.
آیا آماده اید اقتصاد جهانی را از بین ببرید؟
همان طور که انتظار می رفت ناتوغیر قابل پیش بینی است و از گفتمان تندی برای تغییر رژیم استفاده می کند. یک سناریوی قابل قبول این طور مطرح می شود که کالیگولای جدید با کوتوله های اروپایی معامله کرده ، که من فعلاً از الحاق گرونلاند به ایالات متحده صرفنظر می کنم و در عوض شما از جنگ من در ایران حمایت می کنید.
و باز «ائتلاف علاقمندان» (در واقع مجبورشدگان) ایجاد شد. جای تعجب نبود که اکنون بروکسل سپاه پاسداران انقلاب را یک «سازمان تروریستی»، در سطح القاعده و یا داعش (که در ضمن هردو آنها توسط واشنگتن و بروکسل و حتی مسکو کاملاً پذیرفته شدند) طبقه بندی کرد.
به موازات آن ناتو پایگاه های متعددی برپا کرد تا «دستگاه عظیم جنگی» آمریکا را با پل هوایی عظیمی مورد حمایت قرار دهد.
ایران اکنون به وضوح دریافته که کالیگولای جدید و حامیان صهیونیست او در واقع به دنبال تغییر رژیم هستند. و این امر هیچ ارتباطی با برنامه اتمی ایران ندارد.
رئیس مجلس ایران محمدباقرقالیباف کماکان تأکید کرد که ایران مخالفتی با اصل مذاکره و دیپلماسی ندارد، تاوقتی که احترام متقابل وجود داشته باشد. سلطان ترکیه اردوغان یک همایش سه جانبه در سطح بالا بین آمریکا، ایران و ترکیه احتمالاً ویدئویی پیشنهاد می کند.
اکنون همه چیز بسته به نئوکالیگولای ضد دیپلماسی با نوسانات روحی خودبزرگ بینی و خود شیفتگی او است. تمام درام اینگونه انجام می گیرد. یا کالیگولای جدید «دستگاه جنگی عظیم» خود را متوقف می سازد و راه را برای دیالوگ باز می کند و از این طریق اقتصاد جهانی را نجات می دهد و یا در آسیای غربی دروازه های جهنم گشوده خواهند شد.
