تارنگاشت عدالت
نویسنده: السون کنسپسیون پرز
برگرفته از: گرانما
٢٠ اوت ٢٠٢۵
تنها وحدت میتواند هجوم جناح راست تفرقهافکن را متوقف کند
ظهور جناح راست بولیوی در انتخابات آخر هفته گذشته، هم تحت تأثیر وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور و هم تحت تأثیر رفتار جناح چپ بود که اخیراً به دلیل اختلافات داخلی در گروه سیاسی اصلی، جنبش به سوی سوسیالیسم (MAS)، که از سال ٢٠٠۶ رهبری را در دست داشت و از حمایت مردمی فوقالعادهای برخوردار بود، دچار چنددستگی شده است.
این یکشنبه، رودریگو پاز، سیاستمدار راست میانه از حزب دمکرات مسیحی، در دور اول انتخابات ریاست جمهوری بولیوی ٣٢.۸ درصد آراء را به دست آورد و در دور دوم انتخابات با خورخه کویروگا، رییسجمهور سابق لیبرال راستگرا، که ٢۶.۴ درصد آراء را کسب کرد، روبهرو است. این بدان معناست که در ۱۹ اکتبر، دو نامزد تصمیم خواهند گرفت که چه کسی رییسجمهور جدید بولیوی خواهد بود و گروههایی که او را نامزد کرده اند چه تأثیری بر حال و آینده کشور خواهند داشت.
در همین حال، تنها گزینههای چپ، انتقاد از خود، بازنگری در استراتژیهای خود و این باور است که هر چیزی که مغایر با وحدت نیروهای مترقی باشد، تنها منجر به شکاف در گروههای آنها میشود.
در بولیوی، مانند سایر کشورهای آمریکای جنوبی، فقدان وحدت و اختلافات داخلی با عوامل اقتصادی و اجتماعی در دوران حکومت چپها ترکیب شده و در نتیجه تداوم را تضعیف کرده است. تورم و کاهش قیمت کالاها نمونههایی از کاهش ظرفیت تولیدی هستند که تحت تأثیر همهگیری چند ساله و خروج بخش قابل توجهی از نیروی کار مولد نیز قرار گرفته است. همه اینها توسعه پروژههای اجتماعی ناتمام را تضعیف کرده است.
وحدت نباید محدود به فراخوانها یا شعارها باشد، بلکه باید در اصولی که زیربنای آنها هستند و در ارزشهایی که باید به هر قیمتی از آنها دفاع شود، منعکس شود.
تنها وحدت است که مقاومت در برابر حملات راستگرایان را ممکن میسازد، راستهایی که اگر بتوانند کاری انجام دهند، از شکافهای تفرقهانگیز مخالفان خود سوءاستفاده میکنند و از طریق وعدههایی که بعداً عملی نمیشوند، بخشی از رأیدهندگان را که مطمئن نیستند به چه کسی رأی دهند، متقاعد میکنند.
چپ باید از انتقاد از خود به عنوان یک سلاح سیاسی استفاده کند تا الگویی برای پیروان خود باشد. تنها از این طریق میتوان توضیحات قانعکنندهای برای قابل توجهترین شکستهای انتخاباتی چپها در این قاره یافت. توضیح دیگری دشوار است که چگونه خاویر میلی، همراه با صدای بخش بزرگی از جمعیت، وارد کازا روسادا در آرژانتین شد، مسلح به اره برقی که، همانطور که بارها ادعا کرده بود، با آن دولت و نهادهای اجتماعی آنرا از هم میپاشد و کشور را به مدل نئولیبرالی که قبلاً در سالهای موریسیو ماکری اجرا میشد، بازمیگرداند.
چه چیزی در جنبشهای چپگرا که در قدرت بودند و پروژههایی را برای منافع مردم خود میساختند، اما در انتخابات حمایت کافی را به دست نیاوردند، کم بود؟ چپ آمریکای لاتین باید در رابطه با اخلاق، اصول و ارزشهای اساسی خود، موضعی تهاجمی اتخاذ کند تا اعضای آن نه به عنوان بازیگران منفعل، بلکه به عنوان چهرههای کلیدی در نمایش و تثبیت موفقیتها تلقی شوند.
