بی طرفی یا جنگ

تارنگاشت عدالت

نویسنده: ماسیمیلیانو آی، دبیر سیاسی حزب کمونیست
برگرفته از: کمونیست ها (سوئیس)

در رابطه با شکست اوربان در انتخابات، چپ‌ها دقیقاً چه چیزی برای جشن گرفتن دارند؟

در درون چپ‌های اروپایی، برخی شکست اوربان در مجارستان را جشن می‌گیرند. اینها عمدتاً افرادی هستند که طبق دستور به صورت احساسی واکنش نشان می‌دهند: آنها آنچه اتحادیه اروپا می‌گوید و آنچه رسانه‌های جریان اصلی منتشر می‌کنند را طوطی‌وار تکرار می‌کنند! آنهاواقعاً نمی‌فهمند که در انتخابات مجارستان چه اتفاقی افتاده است:
۱- برنده انتخابات یک راست‌گرای سرسخت و نئولیبرال فرصت‌طلب است که تا سال ۲۰۲۴ شانه به شانه اوربان ایستاده بود، اما در لحظه مناسب به اتحادیه اروپا و ناتو روی آورد زیرا خواهان جنگ است!
۲- برنده انتخابات یک صهیونیست است و در این زمینه به هیچ وجه از اوربان کمتر نیست، به همین دلیل در روزنامه تایمز اسرائیل به دلیل ارتباطش با تل‌آویو مورد ستایش قرار گرفت.
۳- ائتلاف چپ میانه به رهبری سوسیال دموکرات‌ها (که آنها هم طرفدار اروپا هستند، اما اکنون دیگر فایده ای برای برنامه‌های بروکسل ندارند) تمام (تمام!) ۵۷ کرسی خود را در پارلمان از دست داد، زیرا اتحادیه اروپا به آنها دستور داده بود که سکوت کنند [تا شانس تیسا را ​​به خطر نیندازند]. و بنابراین، در پارلمان جدید این مجارستان که زمانی “دموکراتیک” بود، تنها سه گروه سیاسی باقی مانده است کهبه شرح زیر تقسیم می شوند: ۶ نماینده فاشیست، ۵۵ نماینده از جناح راست حاکمیت‌گرای اوربان و ۱۳۸ نماینده از جناح راست لیبرال طرفدار اروپا.
۴- در حالی که تحت “رژیم غیرلیبرال” قبلی فضای بیشتری برای بحث در پارلمان وجود داشت، با حداکثر هشت جناح، از جمله سوسیال دموکرات‌ها و اقلیت‌های قومی، اکنون که “آزادی” بازگشته است، چشم‌انداز کثرت‌گرایی، به طور قابل توجهی بدتر شده است.
۵- نامزدی که پیروز شد کسی است که برخلاف اوربان (که جنگ علیه روسیه را رد می‌کند)، می‌خواهد از مسابقه تسلیحاتی دیوانه‌وار اتحادیه اروپا/ناتو و تأمین مالی رژیم فاشیستی اوکراین حمایت کند!
با شکست اوربان، اتحادیه اروپا اکنون واقعاً متحد شده است – اما به معنای نظامی‌گری و جنگ! آیا کسی از دیدگاه چپ می‌تواند برای من توضیح دهد که چه چیزی برای جشن گرفتن وجود دارد؟
حالا این بحث فاشیسم-ضدفاشیسم را پیش نکشید، که مطلقاً هیچ ربطی به این موضوع ندارد و در واقع فقط رأی‌دهندگان را منحرف می‌کند. تضاد واقعی کاملاً متفاوت است: بی‌طرفی یا جنگ!