نویسنده: فائزه سادات یوسفی
برگرفته از: روزنامۀ جوان
۲۹ شهریور ۱۴۰۴
تحرکات تروئیکای اروپایی برای فعال کردن مکانیسم ماشه به رغم اعتمادسازیهای همه جانبه و ممتد جمهوری اسلامی ایران از ابتدای برجام و اجرایی کردن تمام تعهدات به طور یکطرفه، دقیقاً پاسخ به سؤالی است که از ابتدای روند توافق در فضای سیاسی مطرح بود؛ اینکه آیا میتوان به غرب اعتماد داشت؟
در تازهترین اقدام، توافق با آژانس به عنوان پیشدرآمد اعتمادسازی با اروپا نیز مواضع تندتری از سوی تروئیکای اروپا را برانگیخت. در همین رابطه مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با نادیده گرفتن توافق جدید ایران با آژانس، با ادعای کوچک شدن پنجره دیپلماسی، تهدید کرد «ایران باید بدون تأخیر اجازه بازرسی از سایتهای هستهای را بدهد و همکاری کامل با آژانس داشته باشد». وی در ادامه تهدیداتش علیه ایران گفت: «ما چند هفته تا اعمال مجدد تحریمها علیه ایران فاصله داریم و این کشور باید گامهای معتبری را برای برآورده کردن خواستههای فرانسه، انگلیس و آلمان بردارد.»
گفتههای کالاس، انعکاسی از مواضع امریکاست که روایتی از نیات و اراده همیشگی غرب در قبال ایران دارد. گرچه ایران برای نشان دادن حسن نیت، دوباره روال برجامی خود را در توافق با آژانس تکرار کرد، در عمل هم سرانجامی، چون بدعهدیهای غرب در برجام را دریافت کرد. افزایش زیادهخواهیهای غرب در ازای برآورده شدن خواستهها به طور یکجانبه، نشان میدهد که این جهتگیری با پشتوانه اعتماد به غرب تا چه اندازه اشتباه و خسرانآور است.
در واقع، چشمانداز هر گونه تفاهم با اروپا و امریکا که با اتکای به عملکرد متعهدانه از سوی اروپا و امریکا یا آژانس بینالملل اتمی صورت بگیرد، فاقد اعتبار است، زیرا هیچ ارادهای در طرف مقابل برای عمل به تعهداتش وجود ندارد و ملاک اعتبار، انجام تمامی تعهدات از سوی ایران است، چراکه رویکرد غرب نه تنها رفع خصومت علیه ایران نیست که سعی میکند در هر بزنگاهی، چون مذاکره، ابزار فشارش را علیه ایران تقویت کند. نمونه بارز این رویکرد، خروج امریکا از برجام برای تحقق برجام گستردهتر با استفاده از فشارحداکثری و همچنین حمله به خاک کشور در اوج مذاکرات است.
در همین رابطه، رهبر انقلاب با اشاره به حل نشدنی بودن مسائل بین ایران و امریکا گفتند: «او میخواهد که ایران گوشبهفرمان امریکا باشد. ملت ایران از چنین اهانت بزرگی به شدت رنجیده میشود و در مقابل آن کسانی و آن کسی که چنین توقع غلطی از ملت ایران دارد، با همه قدرت میایستد.»
همانطور که ترامپ بعد از جنگ بارها به طور علنی بیان کرد، تسلیم ایران خواست دیرین و نهایی امریکا است. از این رو، این خواسته نیز باید در چهارچوب مذاکره معنا شود و نمیتوان با چشمپوشی از آن، در این مسیر گام برداشت. اما امریکا برای اجرایی کردن نقشه راه خود برای اعاده این هدف بزرگ، نیازمند بهانههای مختلفی بود.
در همین راستا، صنعت هستهای به عنوان صنعت استراتژیک و پیشرو در پیشرفتهای آینده که نقش مهمی در کاهش وابستگی انرژی ایران در آینده دارد، مورد هدف قرار گرفت. دیوسازی از ایران هستهای و جنجالی کردن فناوری هستهای، اولین ابزار برای فشار به ایران در تحقق اهداف نهایی آنها بود که تا امروز نیز تداوم دارد. در واقع، پرونده هستهای و تمام بازیهای سیاسی چندین دهه پیرامون آن یک بهانه است. از این رو، هر نوع خام اندیشی در مورد آنکه تضعیف، انهدام یا محدودیتهای شدید و غیر معقولانه هستهای، موجب فروکاست تنشهای امریکا با ایران میشود، یک خطای بزرگ است. در همین راستا نیز رهبر انقلاب بارها هشدار دادند و این دیدگاه غلط را تبیین کردند.
ایشان با ریشه یابی علل حمله به ایران در سومین پیام خود در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، گفتند: «بحث غنیسازی دیگر نیست، بحث صنعت هستهای نیست، بحث تسلیم ایران است. البته این حرف برای دهان رئیسجمهور امریکا خیلی بزرگ است…. لکن این اظهار او یک حقیقتی را لو داد؛ امریکاییها از اولِ انقلاب با ایران اسلامی مشغول معارضه هستند، پنجه میافکنند، هر دفعهای هم یک بهانهای دارند: یک بار حقوق بشر است، یک بار دفاع از دموکراسی است، یک بار حقوق زن است، یک بار غنیسازی است، یک بار اصل مسئله هستهای است، یک بار مسئله ساخت موشک است؛ بهانههای گوناگونی میآورند، اما باطن قضیه یک چیز بیشتر نیست و آن “تسلیم ایران” است.»
از این رو، این گزاره حکیمانه رهبر معظم انقلاب باید به عنوان یک اصل و دستور کار در همه تصمیمسازیها و تصمیم گیریهای دستگاه سیاست خارجه مورد توجه قرار گیرد.
در گفتوگو با «اعتماد»:
محسن هاشمی: غنیسازی بیشتر اورانیوم به کار ایران نمیآید؛ با توافق ایران و آمریکا کشور از حالت نه جنگ و نه صلح خارج شود
اعتمادآنلاین
محسن هاشمی گفت: غنیسازی بیشتر اورانیوم امروز به کار ایران نمیآید. آنچه برای ایران مهم است، استفاده از منابع غنی شده اورانیوم و بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم است. ایران باید به سمت احداث رآکتورهای هستهای پیش برود تا پس از غنیسازی آنها را به نفع اقتصاد و معیشت ایران به کار بگیرد.
به گزارش اعتماد، بخشهایی از این گفتوگو را در ادامه میخوانید؛
حالتی که تندروها برای کشور ایجاد میکنند و هر تصمیم دولت در توافقسازی را با توهین، تخریب و اعتراضات بیپایه و اساس پاسخ میدهند، برای کشور هزینهساز است. این روند برخلاف منویات رهبری هم است. رهبری با صراحت اعلام کردهاند، شرایط نه صلح و نه جنگ، شرایط مناسبی برای کشور نیست و دولت باید راهبردهایی را اتخاذ کند که کشور را از این شرایط تعلیقی عبور دهد.
دولت باید ضمن توجه به بهبود معیشت خانوارهای ایرانی و پاسخگویی به مطالبات مردم، زمینه حل مشکلات بیرونی از طریق توافقسازی را نیز دنبال کند.
انزوای دیپلماتیک خواسته دشمنان ایران است. هر اقدامی که منجر به افزایش انزوای دیپلماتیک ایران شود برخلاف منافع ملی ماست و در نقطه مقابل هر تصمیم دولت که باعث توافقسازی و تداوم مذاکره و گفتوگوها با طرفهای مقابل شود، مصالح عمومی را محقق میکند.
اتفاقی که رخ میدهد، این است که ایران با آژانس و سپس احتمالا با اروپا مذاکره میکند و توافقاتی هم منعقد میکند. اما توجه داشته باشید مشکل اصلی ما با امریکا و اسراییل است. ایران با آژانس و اروپا مذاکره میکند و احیانا امتیازاتی هم به طرف مقابل میدهد. در نقطه مقابل امریکا فشارها را علیه اروپا بیشتر میکند، تحریمها در جای خود باقی میماند و گرهی از هزار توی مشکلات ایران باز نمیشود. این تلاشها در واقع تعلیق شرایط نه صلح و نه جنگی است که رهبری درباره آن هشدار میدهند.
همانطور که آقای ظریف طی مقالهای در اسفندماه به نگارش درآوردند ایران و امریکا باید به سمت مذاکرات جامعتر، هماهنگیهای بیشتر و در صورت امکان توافقات افزونتر حرکت کنند. بدهبستانی انجام شود تا کشور از حالت نه جنگ و نه صلحی که رهبری درباره آن صحبت کردند، خارج شود.
غنیسازی بیشتر اورانیوم امروز به کار ایران نمیآید. آنچه برای ایران مهم است، استفاده از منابع غنی شده اورانیوم و بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم است. ایران باید به سمت احداث رآکتورهای هستهای پیش برود تا پس از غنیسازی آنها را به نفع اقتصاد و معیشت ایران به کار بگیرد.
اولویت اصلی ایران به دست آوردن تکنولوژی رآکتور هستهای برای تبدیل دانش هستهای به ارزش افزوده اقتصادی و کاربردی است.
فضای داخلی باید به سمت اعتدال حرکت کند و در هر زمینهای از تندروی پرهیز شود. حاکمیت باید با مردم روراست باشد و تعاملات نزدیکتری برقرار کند. مطالبات مردم باید پاسخ داده شوند و سبک زندگی آنها به رسمیت شناخته شود. بگیر و ببندهای شدید و فیلترینگ به دلیل رفتارهای عادی مردم هرگز راهگشا نخواهد بود.
