ترامپ، جنگ ایران و شورش در کنگره آمریکا

 

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: راینر روپ
برگرفته از: روزنامۀ چپ
۶ ژوئن ۲۰۲۶

دونالد ترامپ با مشکلی روبه‌روست که احتمالاً او را بسیار بیش‌تر از مقاومت ایران نگران خواهد کرد: مقاومت در کنگره. دمکرات‌ها با پیروزی خود در رأی‌گیری مجلس نمایندگان در سوم ژوئن، قصد دارند ترامپ را در مورد جنگ علیه ایران مهار کنند.

 

پس از ١٠٠ روز اول جنگی که به وسیلۀ رییس‌جمهور ایالات متحده بدون تأیید کنگره آغاز شده است، رییس‌جمهور طبق «قطع‌نامه اختیارات جنگ» قدرت توقف جنگ را دارد، مشروط بر این‌که هر دو مجلس کنگره (مجلس نمایندگان و سنا) به ادامه آن رأی منفی بدهند. در این صورت، رییس‌جمهور مؤظف است ظرف ۶٠ روز تمام نیروهای آمریکایی را از مخاصمات غیرمجاز خارج کند که البته برای اطمینان از خروج ایمن، امکان تمدید ٣٠ روزه این مهلت وجود دارد.

روز چهارشنبه، ٣ ژوئن، مجلس نمایندگان ایالات متحده با ٢١۵ رأی موافق در برابر ٢٠۸ رأی مخالف، قطع‌نامه‌ای مشابه را تصویب کرد که رییس‌جمهور را مجبور می‌کند یا به عملیات نظامی علیه ایران پایان دهد یا مجوز صریح کنگره را دریافت کند. خبرگزاری بریتانیایی رویترز خاطرنشان کرد: چهار جمهوری‌خواه به دمکرات‌ها رأی دادند – اتفاقی قابل توجه در حزبی که تاکنون بیش‌تر به عنوان یک «باشگاه هواداران ترامپ» عمل کرده است تا یک نیروی سیاسی مستقل.

سؤال اساسی اکنون این است: آیا این صرفاً یک نمایش نمادین است یا آغاز یک تغییر واقعی در قدرت؟ پاسخ احتمالاً جایی در این بین قرار دارد. نخست، این قطع‌نامه باید به تصویب سنا برسد. در حالی‌که چندین سناتور جمهوری‌خواه پیش از این تردید خود را در مورد سیاست ترامپ در قبال ایران ابراز کرده اند، اما به هیچ‌وجه تضمینی برای اکثریت آراء وجود ندارد. و حتی اگر سنا آن‌را تصویب کند، ترامپ می‌تواند آن‌را وتو کند. رد کردن این وتو به اکثریت دو سوم در هر دو مجلس کنگره نیاز دارد که طبق گزارشی در نیویورک پست، در حال حاضر عملاً غیرممکن تلقی می‌شود. از نظر حقوقی، ترامپ به هیچ‌وجه ناتوان نیست.

با این حال، از نظر سیاسی، وضعیت متفاوت است. اهمیت واقعی این رأی در این واقعیت نهفته است که برای نخستین بار، مخالفت با جنگ ایران در کنگره، با حمایت مخالفان جمهوری‌خواه، آشکار شده است. پس از ماه‌ها افزایش قیمت انرژی، افزایش خستگی از جنگ در میان مردم و سیاست خاورمیانه‌ایِ به طور فزاینده آشفته، حتی جمهوری‌خواهان وفادار نیز از خود می‌پرسند که آیا رییس‌جمهور هنوز می‌داند که راه خروجی از این بزرگراه به سوی یک جنگ جدید، بزرگ و بی‌پایان کجاست، یا اصلاً راهی وجود دارد؟

برای سیاست آینده ترامپ در قبال ایران، این باید بیش از هر چیز به یک معنی باشد: احتیاط. بنابراین، ترامپ احتمالاً بیش‌تر از تشدید نظامی بیش‌تر، به مذاکرات تکیه خواهد کرد. نه به دلایل صلح‌طلبانه – ترامپ فقط تا به حال این نقش را ایفاء کرده است – بلکه به این دلیل که یک جنگ آشکار علیه ایران عواقب فزاینده‌ای در داخل کشور خواهد داشت. علاوه بر این، اگر این ارزیابی که ایران واقعاً دارای قابلیت بازدارندگی هسته‌ای است، مورد توجه قرار گیرد، فشار بر کاخ سفید هم‌چنان افزایش خواهد یافت.

به عبارت دیگر، احتمال یک جنگ زمینی بزرگ آمریکا علیه ایران، صرف‌نظر از این‌که قابلیت بازدارندگی هسته‌ای ایران صرفاً ساختگی باشد یا واقعی، در حال کاهش است. این امر هم‌زمان احتمال توافق آمریکا و ایران را افزایش می‌دهد، چیزی که هم‌دستان اسرائیلی ترامپ در این جنگ تجاوزکارانه جنایتکارانه علیه ایران به هیچ‌وجه از آن استقبال نخواهند کرد.

و دقیقاً مشکل بعدی ترامپ همین جاست. طبق گزارش‌های اسرائیل، رأی مجلس نمایندگان ایالات متحده به عنوان یک علامت هشدار دهنده تلقی شد. دولت اسرائیل تمام محاسبات استراتژیک خود را بر این فرض بنا کرده است که واشنگتن نه تنها ایران را شکست خواهد داد، بلکه در نهایت همیشه آماده اعمال فشار نظامی بر بقایای تکه‌تکه شده ایران خواهد بود که نتانیاهو امیدوار به دیدن آن است.

ماه‌هاست که نتانیاهو بارها اعلام کرده است که هرگز نباید به ایران فرصت بازسازی برنامه هسته‌ای خود داده شود. اسرائیل کاتز، وزیر دفاع، اخیراً هشدار داده است که هرگونه از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای ایران، واکنش اسرائیل را در پی خواهد داشت. پیام واضح است: برای اسرائیل، سازش پایدار ایالات متحده با تهران غیرقابل قبول است. در نتیجه، صداهای منتقد فزاینده‌ای در مورد تغییر رویه اخیر ترامپ بر رسانه‌های اسرائیل غالب شده اند. گزارش‌هایی مبنی بر انتقاد شدید ترامپ از نتانیاهو در داخل کشور و گفته می‌شود «دیوانه» خواندن او، به ویژه باعث ناراحتی شده است. به گزارش الجزیره، مفسران اسرائیلی اکنون آشکارا در حال بحث در مورد این هستند که آیا واشنگتن به دنبال صلح جداگانه با ایران است و اسرائیل را تنها می‌گذارد تا با پی‌آمدهای استراتژیک آن دست‌وپنجه نرم کند.

این به نوبه خود، این خطر را ایجاد می‌کند که اگر اسرائیل به حال خود رها شود، وسوسه شود که با استفاده از ابزارهای غیرمتعارف، به اقدامات نظامی خود دست بزند.