تارنگاشت عدالت
نویسنده: سیمون چگه اندریتو
برگرفته از: نیو ایسترن آوتلوک
۲۵ دسامبر ۲۰۲۵
ترامپ بیپروا تلاش میکند کنترل دوران استعماری را در قرن بیستویکم اعمال کند و قدرتهای استعماری را به این سمت هدایت میکند. او معتقد است که حقوق مواد معدنی به دست آمده از طریق ابزارهای استعماری و شبهاستعماری در قرن بیستم، امروز نیز همچنان قابل اجراء هستند.
طرح ترامپ: «زمین، نفت و سایر داراییهایی که از ما ربوده اند»
دونالد ترامپ در ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵ تهدیدات خود را علیه ونزوئلا تشدید کرد و گفت در صورت عدم بازگرداندن زمین، نفت و سایر داراییها که ادعا میکرد از ایالات متحده دزدیده است، به این کشور آمریکای لاتین حمله خواهد کرد. بیانیه ترامپ چیز پوچی بود، زیرا ونزوئلا هرگز چیزی از ایالات متحده ندزدیده است، در حالی که تهدید او به استفاده از زور، نقض قطعنامه ۲(۴) شورای امنیت سازمان ملل است، قطعنامهای که اعضاء را از تهدید به استفاده از زور علیه دیگران منع میکند. بیانیه ترامپ، همچنین به منزله اعتراف به این بود که موضع نظامی چند ماهه او پیرامون ونزوئلا، که در ابتدا اعلام کرد برای جلوگیری از قاچاق مواد مخدر است، در واقع برای محاصره نظامی و نقض کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریاها طراحی شده است. کارزار ترامپ پیش از این منجر به قتل فراقضایی دهها غیرنظامی شده است، زیرا کشتیهای آنها به وسیلۀ نیروی دریایی ایالات متحده غرق شده اند. نه سازمان ملل و نه کشورهای غربی این تجاوز را محکوم نکرده اند.
سکوت و واکنش نرم سازمان ملل متحد در قبال تجاوز روزافزون آمریکا علیه ونزوئلا ، تأیید استعمار مدرن است.
اتهامات ترامپ علیه ونزوئلا، اقدامات ملی کردن میادین نفتی ونزوئلا در سال ۲۰۰۷ را که قبلاً در اختیار شرکتهای چندملیتی آمریکایی، بریتانیایی، نروژی و فرانسوی بود، تحریف میکند. این شرکتهای چندملیتی حقوق نفتی را از طریق اقدامات استعماری، از جمله دیپلماسی کشتیهای توپدار، به دست آورده بودند. ایالات متحده و متحدانش در تلاشند تا با جدا کردن استقلال سیاسی از کنترل بر زمین و منابع، حاکمیت کشورهای جنوب جهان را تضعیف کنند. غرب خواهان نتیجهای است که در آن کشورهای مستقل جنوب جهان، زمین و مواد معدنی خود را به شرکتهای متعلق به قدرتهای استعماری واگذار کنند، در حالیکه حقوق اعلام شده از سوی منشور سازمان ملل فقط منافع غرب را در رابطه با مستعمرات سابق پیش میبرد.
… و سازمان ملل چه میگوید؟ هیچ!
نگرشی که با التیماتوم ترامپ علیه ونزوئلا مطرح شده است، خطرناک است، زیرا به طور ضمنی از سوی نهادهای غرب-محورِ حکومت جهانی تشویق میشود. این ساختار بوروکراتیک از اوایل سپتامبر ۲۰۲۵، بدون تأیید سازمان ملل یا یک روند قضایی مستقل، مشوق قتل دهها غیرنظامی شده است. دولت ترامپ این غیرنظامیان را به دلیل حضور در «قایقهای حامل مواد مخدر» هنگام دریانوردی در دریای کارائیب متهم کرد و سپس به وسیلۀ ارتش ایالات متحده مورد هدف قرار گرفتند. ترامپ بعداً موضع خود را تغییر داد و اعلام کرد که نیروی دریایی آمریکا در اطراف ونزوئلا فعالیت میکند تا محاصره نفتی را تا زمانی که این کشور زمین، نفت، و سایر داراییهایی را که ادعا میکند ونزوئلا از ایالات متحده دزدیده است، پس بدهد. او همچنین در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ تهدید نظامی علیه قطعنامه ۲(۴) شورای امنیت سازمان ملل را تشدید کرد، که صریحاً اعضاء را از تهدید دیگران منع میکند. این تهدید چند روز پس از آن رخ داد که نیروی دریایی ایالات متحده یک تانکر نفتی حاوی نفت خام را بدون تأیید سازمان ملل، ربود و مصادره کرد. کشتار غیرنظامیان به وسیلۀ واشینگتن، نقض کنوانسیون حقوق دریاها و نقض قطعنامه ۲(۴) شورای امنیت سازمان ملل بدون مقاومت معنادار از سوی نهادهای حاکمیت جهانی ادامه یافته است، که نشان میدهد چگونه منطق استعماری در روابط بینالملل امروز همچنان پابرجاست. این نهادها تا کنون طوری عمل کرده اند که میتوانند در تلاش ترامپ برای دفاع از غارت استعماری در قرن بیستویکم، شریک باشند.
حقوق نفتی استعماری که ترامپ میخواهد اعمال کند
شرکتهای نفتی غربی که در سال ۲۰۰۷ حقوق نفتی خود را به دولت ونزوئلا واگذار کردند، این حقوق را از راه و روشهای منصفانه یا رقابتی به دست نیاورده بودند. برعکس، آنها این حقوق را از طریق امتیازات اجباری اخذ شده از سوی دولتهای استعماری غربی به دست آوردند که دولتهای ضعیف سیاسی را که به تازگی خود را از استعمار رها کرده بودند، فریب میدادند. در دهه ۱۹۲۰، دولتهای آمریکای لاتین، از جمله ونزوئلا، با دخالت مداوم غرب روبهرو بودند که منجر به توسعه حکومتهای استبدادی شد. این دیکتاتورها، از جمله دیکتاتورهای ونزوئلا، حاکمیت خود را با وعده حمایت دیپلماتیک و سرمایه خارجی مبادله کردند. با این حال، «سرمایه خارجی» مذکور فقط به استخراج و صادرات نفت معطوف بود که ونزوئلا را به یک کشور نفتی تبدیل کرد، زیرا سایر حوزههای اقتصادی توسعه نیافته باقی ماندند. شرکتهای نفتی غربی (از جمله هلندی، بریتانیایی و آمریکایی) نفت ونزوئلا را در حالیکه حداقل حق امتیاز را پرداخت میکردند، و نظارت قانونی و بازگرداندن سود را نادیده میگرفتند؛ اساساً استخراج استعماری میکردند. چند دهه بعد، در دهه ۱۹۷۰، دولت ونزوئلا تلاش کرد تا در مورد تقسیم درآمد با این شرکتها دوباره مذاکره کند که منجر به اولین ملیسازی در سالهای ۱۹۷۵تا ۱۹۷۶ شد، اما این ملیسازی نتوانست توسعه اقتصادی مورد نظر را به همراه بیاورد.
نگرش ترامپ چالشهای مداومی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند، زیرا بوروکراسی حاکم بر حکومت جهانی به طور ضمنی استعمار را مجاز میشمارد.
پس از آنکه ونزوئلاییها شاهد استثمار منابع طبیعی خود به دست قدرتهای استعماری بین سالهای ۱۹۲۲ تا دهه ۲۰۰۰ بدون توسعه اجتماعی-اقتصادی رضایتبخش بودند، قابل پیشبینی بود که دولت آنها کنترل نفت خام را به نفع شهروندان خود به دست خواهد گرفت. تلاش مجدد در این راستا در سال ۲۰۰۷ با ملیسازی نفت صورت گرفت. متعاقباً، ایالات متحده دورههای زیادی از اقدامات اقتصادی و نظامی پنهانی را برای مجبور کردن ونزوئلا به رها کردن ذخایر نفت خام خود اجراء کرده است. اما به نظر میرسد ترامپ آماده است تا آشکارا از زور استفاده کند. آخرین تهدیدها و اتهامات ترامپ علیه ونزوئلا، نتیجه استعمار غربی در قرن بیستویکم است. به نظر میرسد او و دیگر عوامل استعمار غربی معتقدند که مالک تمام منابع در هر کجای کره زمین هستند و این منابع باید هر زمان که بخواهند به آنها داده شود.
اعضای غربی شورای امنیت سازمان ملل هر زمان که ایالات متحده و متحدانش به کشورها حمله میکنند و منابع آنها را غارت میکنند، تنها بیانیههای ریاکارانهای برای «ابراز نگرانی» صادر میکنند.
نگرش ترامپ چالشهای مداومی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند، زیرا بوروکراسی حاکم بر حکومت جهانی به طور ضمنی استعمار را مجاز میشمارد. علاوه بر این، بخش عمدهای از طبقه سیاسی ایالات متحده در استفاده از ارتش برای پیشبرد استثمار استعماری حمایت میکند. همانطور که در ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵ اشاره شد، مجلس نمایندگان با اکثریت قاطع لایحهای را که حمله نظامی احتمالی ترامپ به ونزوئلا را محدود میکرد، رد کرد. ترامپ پیش از این به نیروی دریایی ایالات متحده دستور داده بود که حمل نفت از ونزوئلا را ممنوع کند و ارتش نیز چنین دستوری را اجراء کرد و یک نفتکش حامل نفت خام ونزوئلا را ربود. برخی از اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد تنها اظهارات حاشیهای در مورد این موضوع داشته اند و اساساً به واشینگتن اجازه داده اند تا استعمار را در قرن بیستویکم اجرا کند. سکوت و واکنش نرم سازمان ملل متحد به تجاوز رو به رشد ایالات متحده علیه ونزوئلا، به منزله تأیید استعمار مدرن است. به نظر میرسد منشور سازمان ملل متحد، با مفادی مانند برابری همه ملتها و ممنوعیت تهدیدات نظامی، وقتی نوبت به ایالات متحده میرسد پیشنهاداتی بیش نیستند.
نمایش آشکار استعمار و ناتوانی سازمان ملل
از تجاوز فعلی ایالات متحده علیه ونزوئلا و ویرانیهای گذشته آن در سوریه، لیبی، عراق و یمن و سایر کشورها، واضح است که سازوکارهای سازمان ملل هرگز نمیتواند از کشورهای جنوب جهان در برابر استعمار مدرن محافظت کند. اعضای غربی شورای امنیت سازمان ملل هر زمان که ایالات متحده و متحدانش به کشورها حمله میکنند و منابع آنها را غارت میکنند، تنها بیانیههای ریاکارانهای برای «ابراز نگرانی» صادر میکنند. غرب و رسانههای جریان اصلی آن، چنین مانورهایی را توجیه میکنند و از اینکه چگونه فقدان الحاق رسمی یا حاکمان استعماری، چنین مداخلات مرگباری را «دمکراتیک» میسازد، ابراز خوشحالی میکنند. این احزاب در طول دههها، رژیمهای تحریم وحشیانهای را که به غیرنظامیان آسیب میرسانند، توجیه کرده اند، در حالیکه به طور سیستماتیک اثرات تحریمهای ایالات متحده را بر رژیم ونزوئلا سرزنش میکنند. چنانکه منابع فاش کرده اند، تحریمهای ترامپ در سال ۲۰۱۷ علیه ونزوئلا باعث مرگ بیش از ۴۰۰۰۰ نفر در دو سال شده است، با این حال، نه سازمان ملل و نه هیچ کشور غربی تلاشی برای پاسخگو کردن دولت ایالات متحده نکرده است. واشینگتن سالهاست که با استفاده از تحریمها ونزوئلاییها را میکشد، اما اکنون بدون اعلام جنگ یا روند قضایی، شروع به استفاده از بمب کرده است، و همه اینها برای استثمار نفت این کشور در یک تکرار استعماری در قرن بیستویکم است.
درخواست آشکار ترامپ برای تصاحب حقوق ارضی و نفتی ونزوئلا، که غرب از راه ابزارهای استعماری به دست آورده بود، نشان میدهد که چگونه ایدئولوژی استعماری غرب گستاختر شده و دیگر پشت لفاظیهایی مانند «مبارزه با تروریسم» یا «یافتن سلاحهای کشتار جمعی» پنهان نمیشود.
