تارنگاشت عدالت
نویسنده: آلکساندرا نولوک
برگرفته از: لینکه تسایتونگ
۱۸ فوریه ۲۰۲۶
فراخوان به قتل و شعارهای نازی برای «ارزش های غربی»
در حاشیه کنفرانس امنیت مونیخ جمعیت عظیمی از هواداران غربگرا و طرفدار اسرائیلِ پسر شاه ایران، که از ایالات متحده آمده بود، رسانهها و سیاستمداران آلمانی را به وجد آورد ولی آنها در مورد شعارهای نازی و فراخوان برای قتل چپیها سکوت کردند.
این چیزی است که مورد پسند الیت هوادار «ارزش های غربی» است: اندکی دورتر از محل کنفرانس امنیتی مونیخ، دریایی از پرچم های دوران دیکتاتوری شاه ایران و همین طور پرچم های آمریکا و اسرائیل و آلمان و اوکراین در اهتزاز بود. ده ها هزار نفر از دوستان امپریالیسم ناتو، که بعضاً با اتوبوس از تمام اروپا به آنجا آورده شده بودند از جمله سلطنتطلبان ایرانی تبعیدی، هواداران متعصب ترامپ، فعالان طرفدار اسرائیل، ملیگرایان افراطی جناح راست و انواع شخصیتهای سیاسی و تجاری، برای رضا پهلوی، پسر شاه که از ایالات متحده پرواز کرده بود، هورا کشیدند. شرکت کنندگان علناً خواستار مرگ نیروهای چپ بودند و شعارهای نازی رواج داشت و انسان را به یاد کودتای مایدان در اوکراین می افکند.
تبلیغات برای جنگ و سلطنت
مطبوعات ناتو این گردهمایی باشکوه همه طیف های هوادار شاه را با تصاویر مناسب مشایعت کردند تا تعداد شرکت کنندگان را بیش از واقعیت نشان دهند، «ارزش های غربی» را ستایش کنند، به طور ضمنی جنایت های اسرائیل را سفیدشویی کنند، جنگ علیه ایران را که پهلوی خواستار آن بود کم و بیش به شکلی ظریف مطرح نمایند و شاه سرمایه مورد حمایت آمریکا را به عنوان «دمکرات» معرفی کنند.
این که پدر شاهزاده در سال ۱۹۵۳ پس از این که نخست وزیر مشروع وقت محمد مصدق صنایع نفت ایران را ملی کرد، توسط کودتایی که سازمان های جاسوسی انگلیس و آمریکا (عملیات آژاکس) سازمان داده بود بر سریر قدرت نشست و تا انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ یک دیکتاتوری هولناک برقرار کرد، که مردم را در فقر و نکبت نگاه داشت و به ویژه نیروهای اپوزیسیون چپ را به زندان افکند، شکنجه داد و به قتل رساند، رسانه های اصلی آلمانی در این مورد سکوت اختیار کردند.
مورد حمایت آمریکا و هوادار اسرائیل
مطبوعات آلمانی یک کلمه در مورد کمپین اینترنتی کنترل شده پرهزینه در وصف این «شخصیت برجسته» در تبعید ایالات متحده که پدرش در سال ۱۹۷۹ قبل از فرار خود از ایران به موقع میلیون های دزدیده خود را نجات داده بود که شاهزاده پهلوی هنوز از آن ارتزاق می کند، نگفت. این که به شدت از طرف سازمان جاسوسی آمریکا حمایت شد (حد اقل در گذشته)، ثابت شده است و منطقی به نظر نمی رسد که این حمایت قطع شده باشد. همین طور سیاست اسرائیل نیز تا امروز دارای روابط حسنه ای با وی است.
پهلوی در رسانه ها به عنوان عروسک خیمه شب بازی الیگارشی غرب در کنفرانس امنیتی مونیخ به عنوان رهبر مقاومت ایران لانسه شد.
دعوت به قتل و شعارهای نازی
آنتی کمونیسم شدید از اجزای مهم برنامه پهلوی است. روزنامه «دی تسایت» گزارش داد که سازمان دهندگان تظاهرات در ابتدا به شرکت کنندگان توصیه کرده بودند شعارهای مربوطه را از نظر زبانی رقیق کنند و به جای «مرگ بر سه مفسد…» بگویند «ننگ بر سه مفسد…». این شعار فقط علیه ملاها نبود بلکه شامل نیروهای اپوزیسیون چپ در داخل و خارج ایران نیز می شد.
آنچه که روزنامه دی تسایت و دیگر رسانه ها عمداً مسکوت می گذارند این که مسئله با این شعار ختم نمی شد. ویدئوها نشان می دهند که چگونه تظاهرکنندگان با فریاد به زبان فارسی دعوت به قتل می کنند، از جمله: «مرگ بر چپ ها! ما آریایی هستیم، اعراب را نمی پرستیم!»
خود پهلوی ظاهراً از تریبون گفت:«یک خلق، یک سرزمین، یک رهبر»
و جمعیت برای این شعار خالص نازی، هورا کشید و کف زد و پلیس نظاره کرد. این که قدرت دولتی در مونیخ فاقد یک مترجم فارسی زبان بود را می توان بی معنی دانست.
خرج این کمپین را چه کسی پرداخت؟
سازمان دهنده اصلی تظاهرات مونیخ در چارچوب «روز جهانی اقدام» برای شاهپرستان طرفدار غرب یک انجمن نسبتاً ناشناخته مهاجران ایرانی به نام «مجمع مونیخ» است. این مجمع در سایت خود، خود را «از نظر سیاسی بی طرف و عاری از ایدئولوژی» معرفی می کند.
ولی فراخوان این مجمع تصویر کاملاً متفاوتی ارایه می دارد. شعار عمده آن «همبستگی با انقلاب شیر و خورشید در ایران» است. شیرو خورشید به وضوح سمبل سلطنت است که تظاهرکنندگان به طور وسیع روی پرچم های خود به نمایش گذاشته بودند. برخلاف بسیاری از ایرانیان تبعیدی، اکثر تظاهرکنندگان در ایران قطعاً با بازگشت پسر شاه از ایالات متحده بهعنوان دیکتاتور جدید موافق نبودند.
نوکر الیگارشی آمریکا
احتمالاً دلیلی وجود داشت که سیاستمداران جمهوریخواه آمریکایی مانند سناتور لیندسی گراهام (با کلاه MAGA) و مبلغان طرفدار اسرائیل مانند میشل فریدمن بهطور متناوب روی صحنه آمدند. همچنین باید مراقب بود وقتی رسانههای آلمانی و سیاستمداران ارشد از حزب دمکرات مسیحی تا سوسیال دمکرات و از سبزها تا آلترناتیو برای آلمان AfD، که معمولاً خود را بهعنوان دموکراتهای نمونه (و پیشگام در سراسر جهان) معرفی میکنند، ناگهان خواستار کودتای پادشاهی در ایران میشوند، کودتایی ساخته و پرداخته آمریکا، که برخی از آنها با شور و شوق فراوان آن را تبلیغ میکنند.
مجاز است که در مورد حامیانی از نظر مالی پرقدرت و شبکه های تبلیغاتی فعال گمانه زنیم. آنها نگران حقوق بشر در ایران (و نقاط دیگر) نیستند بلکه بیشتر علاقهمند به چیزهای دیگری مثل استقرار جهانی دیکتاتوری های دست نشانده و فاشیستی اولیگارشی آمریکایی هستند تا قدرت جهانی امپراتوری را تأمین و تضمین کنند. در هر حال همین طور در اروپا گرایش بدین سو است.
