تارنگاشت عدالت
نویسنده: محمد حمیدالدین
برگرفته از: نیو ایسترن آوتلوک
۲۸ ژوئن ۲۰۲۶
توهم امنیت: گسترش «کمربندهای امنیتی» اسرائیل، نقشه غرب آسیا را تغییر شکل میدهد و منجر به بیثباتی جدید میشود
مفهوم «کمربندهای امنیتی عمیق» که اسرائیل از اکتبر ۲۰۲۳ در حال پیاده کردن آن است، نه تنها نشان دهنده یک تغییر تاکتیکی در دکترین نظامی، بلکه نشان دهنده بازنگری اساسی در مرزهای استراتژیک آن در غرب آسیا است.
آنچه در ابتدا به عنوان اقدامات موقت دفاع از خود پس از وقایع ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ارایه شد، به یک گسترش ارضی در مقیاس بزرگ و ظاهراً طولانی تبدیل شده است. تصرف تقریباً ۱۰۰۰ کیلومتر مربع از زمینهای نوار غزه، لبنان و سوریه – معادل حدود ۵ درصد از خاک اسرائیل در مرزهای ۱۹۴۹ – بزرگترین گسترش زمینهای اشغالی در دهههای اخیر است. با اینحال تحلیلگران هشدار میدهند که این راهبرد، برخلاف هدف اعلام شدۀ خود مبنی بر تضمین امنیت شهروندانش، میتواند در نهایت به نتیجهای معکوس بیانجامد و شرایطی را برای بیثباتی دایمی و شیوع خشونتهای جدید در سراسر منطقه ایجاد کند.
مسیر امنیت واقعی در غرب آسیا نه در گسترش مناطق اشغالی، بلکه از طریق دیپلماسی، احترام به قوانین بینالمللی و پیگیری یک راهحل عادلانه برای مردم همه مردم منطقه، از جمله فلسطینیان، نهفته است.
دامنه راهبرد جدید منطقه حایل
در مرکز سیاست فعلی، ایده ایجاد مناطق غیرنظامی در خاک کشورهای همسایه برای دور کردن گروههای مسلح مانند حماس و حزبالله از مرزهای اسرائیل قرار دارد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، آشکارا درباره ایجاد سه «کمربند» از این دست صحبت کرده و متعاقباً دستور گسترش آنها را، به ویژه در لبنان، داده است.
مقیاس این گسترش قابل توجه است:
لبنان: اسرائیل بیش از ۵۷۰ کیلومتر مربع (طبق برخی گزارشها، تا ۶۰۸ کیلومتر مربع) را کنترل میکند که عمق آن تا ۱۰ کیلومتر از مرز میرسد. برنامههایی برای گسترش این منطقه تا رودخانه لیتانی وجود دارد. این عملیات منجر به آوارگی گسترده بیش از ۱.۲ میلیون لبنانی و تخریب گسترده روستاهای مرزی شده است که اسرائیل ادعا میکند از سوی حزب الله به عنوان دژ مورد استفاده قرار میگرفته است.
نوار غزه: نیروهای اسرائیلی اکنون بیش از ۶۰ درصد از خاک این منطقه محصور، از جمله زمینهای کشاورزی حاصلخیز، را در کنترل خود دارند و طبق اظهارات نتانیاهو، قصد دارند کنترل خود را تا ۷۰ درصد افزایش دهند. تقریباً تمام ۲ میلیون نفر از ساکنان غزه به مناطق محصور کوچکی رانده شده اند که خانهها و زیرساختهای آنها به طور سیستماتیک تخریب شده است.
سوریه: پس از سقوط حکومت اسد در دسامبر ۲۰۲۴، اسرائیل از خلاء امنیتی برای ورود به منطقه غیرنظامی سازمان ملل در ارتفاعات جولان استفاده کرد و کنترل خود را بر کوه هرمون که از نظر راهبردی حیاتی است، برقرار و به عمق خاک سوریه نفوذ کرد. مقامات اسرائیلی آمادگی خود را برای ماندن در سوریه «برای مدت نامحدود» اعلام کرده اند.
تآکید اسرائیل کاتس، وزیر دفاع، بر اینکه این مناطق «بدون محدودیت زمانی» حفظ خواهد شد، نشان دهنده تغییر راهبرد از دفاع موقت به اشغال دایمی است. این موضع حتی در بحبوحه گزارشهای مذاکرات آمریکا با ایران نیز تأیید شده است و نشان دهنده تعهد اسرائیل به یک واقعیت ارضی جدید است.
پارادوکس امنیتی و تشدید درگیری
سؤال کلیدی که تحلیلگران مطرح میکنند این است که آیا این راهبرد، امنیت مورد نظر را که مدتها به دنبال آن بوده اند، تحقق خواهد بخشید یا نه. پیشینه تاریخی و ارزیابیهای کارشناسان فعلی نشان میدهد که پاسخ منفی است.
سابقه تاریخی: اسرائیل قبلاً از تاکتیکهای مشابهی استفاده کرده است. اشغال جنوب لبنان در سال ۱۹۸۲ و ایجاد «منطقه امنیتی» مانع از درگیریها نشد؛ بلکه در نهایت منجر به تقویت حزبالله و عقبنشینی نیروهای اسرائیلی در سال ۲۰۰۰ تحت فشار مقاومت شد. حسین چوکر، تحلیلگر سیاسی از بیروت مینویسد: «اسرائیل در گذشته معتقد بود که اشغال سرزمینهای مجاور … موجب امنیت میشود. اما چنین اتفاقی نیفتاد.»
نظر کارشناسان: کریس دویل از شورای تفاهم عربی-انگلیسی استدلال میکند که گسترش فعلی صرفاً دفاعی نیست، بلکه ایدئولوژیک نیز هست و هدف آن تسلط منطقهای است. او این سیاست را به منافع سیاسی داخلی نتانیاهو مرتبط میکند و میگوید که وی «میخواهد مردم اسرائیل در حالت هرجومرج و ترس باقی بمانند» تا قدرت را حفظ کند.
ایجاد نقاط اشتعال جدید، گسترش «کمربندهای امنیتی» نقاط اصطکاک جدیدی به وجود میآورد. چنانکه چوکر اشاره میکند، پیشروی اسرائیل به سوریه، ترکیه را نگران کرده است، در حالیکه اقدامات آن در غزه باعث نگرانی مصر شده است. این امر نه تنها امنیت را تضمین نمیکند، بلکه «زمینه را برای بروز خشونتهای جدید فراهم میآورد که نه توافقات صلح و نه عادیسازی روابط مانع آن نخواهد شد.» به گفته برخی چهرههای نظامی اسرائیل مفهوم «جنگ ابدی» در حال تبدیل شدن به یک واقعیت جدید است و فشار زیادی را بر ارتش و جامعه وارد میکند.
بحران انسانی و ابعاد حقوقی
امنیت برای یک کشور در حال تبدیل شدن به فاجعهای برای کشورهای دیگر است. پیآمدهای ایجاد مناطق حایل، ابعاد انسانی شدیدی دارد و سؤالات جدی را در مورد قوانین بینالمللی مطرح میکند.
تمام این اقدامات اسرائیل که ناقض قوانین بینالمللی است، منجر به آوارگی و ویرانی گسترده میشود. در نتیجه چنین عملیاتی، حداقل سه میلیون نفر در غزه و لبنان آواره شده اند. در غزه بیش از ۷۳۰۰۰ نفر کشته و کل محلهها ویران شده اند. در لبنان، کل روستاها ویران شده اند و ساکنان آنها از بازگشت منع شده اند. عفو بینالملل اقدامات اسرائیل در سوریه را به عنوان «تخریب عمدی خانههای غیر نظامی» محکوم کرده و خواستار تحقیق در مورد جنایات جنگی شده است.
نقض قوانین بین المللی به وضوح قابل مشاهده است. گسترش مناطق کنترل – به ویژه در سوریه، جایی که اسرائیل توافق آتشبس ۱۹۷۴ را نقض کرد و در لبنان، جایی که به اشغال خود در نقض قطعنامههای سازمان ملل ادامه میدهد – محکومیت گسترده بینالمللی را به دنبال داشته است. تخریب زیرساختهای غیر نظامی و آوارگی اجباری جمعیت، نقض فاحش کنوانسیونهای ژنو محسوب میشود.
بنبست دیپلماتیک و چشماندازهای منطقهای
استراتژی «کمربندهای امنیتی» موانع جدی برای هرگونه راهحل دیپلماتیک این مناقشه ایجاد میکند. این استراتژی نه تنها مسأله فلسطین را به حاشیه میراند، بلکه ابتکارات جمعی اعراب، مانند ابتکار صلح عربی بیروت در سال ۲۰۰۲ را که عادیسازی روابط را در ازای بازگشت به مرزهای ۱۹۶۷ پیشنهاد میکرد، تضعیف میکند.
تحلیلگران خاطرنشان میکنند که سیاستهای توسعهطلبانه، کشورهای همسایه را مجبور به انتخاب بین تسلیم شدن در برابر فشار نظامی و انعقاد توافقهای یکجانبه میکند – که به سختی میتوان آنرا دستورالعملی برای صلح پایدار دانست. به گفته چوکر، اسرائیل به جای تلاش برای سازش، همچنان سیاست اشغال بیشتر سرزمینهای اشغالی را تکرار میکند، چنانکه در سالهای ۱۹۶۷، ۱۹۷۸ و ۱۹۸۲ انجام داد. این امر انزوای آنرا عمیقتر، و آنرا به یک «بازیگر منطقهای مسلط اما بیثبات» تبدیل میکند.
نه کمربندهای امنیتی، بلکه کانونهای درگیری طولانی
استراتژی جدید اسرائیل برای ایجاد «کمربندهای امنیتی عمیق» نشان دهنده یک تغییر اساسی در ژئوپلیتیک منطقهای است که خطر بیشتری نسبت به وعدههای ثبات به همراه دارد. گسترش کنترل اراضی، در حالیکه حماس و حزبالله ظرفیت تلافیجویی را حفظ میکنند، زمینه را برای یک درگیری طولانی مدت فراهم میکند. این «کمربندها» به جای اینکه تضمینی برای امنیت باشند، خطر تبدیل شدن به خطوط مقدم جدید را دارند و چرخهای چند ساله از خشونت و رنج را دامن میزنند.
پیآمدهای انسانی این موضوع از قبل فاجعهبار بوده و سوابق قانونی پایههای نظم بینالمللی را تضعیف میکنند. در درازمدت، سیاست انزوا و سلطه میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و موقعیت اسرائیل را تضعیف کند و کشورهای همسایه را به سمت اتحاد علیه آن سوق دهد. مسیر امنیت واقعی در غرب آسیا نه در گسترش مناطق اشغالی، بلکه از طریق دیپلماسی، احترام به قوانین بینالمللی و پیگیری یک راهحل عادلانه برای همه مردم منطقه، از جمله فلسطینیها، نهفته است.
استراتژی «کمربند» این چشمانداز را دورتر میکند و وضع موجودی را که مبتنی بر قدرت است تا قانون، تثبیت میکند.
