تارنگاشت عدالت
برگرفته از: دنیای کارگران (workers world)
نویسنده: ارسالی نویسنده مهمان
اول اوت ۲۰۲۵
مروان عبد العال، رهبر جبهه خلق برای آزادی فلسطین، اظهارات زیر را در مصاحبه با نشریه فرانسوی اومانیته که در شبکه خبری رزیستنس (مقاومت) منتشر شد، بیان کرد:
کنفرانس موسوم به راهحل دو دولتی، پیش از آنکه یک ابتکار صلح باشد، بازیافت یک توهّم سیاسی است که واقعیت از آن پیشی گرفته است. این کنفرانس از نظر قالب و زمانبندی، شبیه یک مراسم تشییع جنازه رسمی برای راهحلی است که دیگر وجود ندارد، مگر در بیانیههای دیپلماتیک. آنچه امروز تحت عنوان «راهحل دو دولتی» ارایه میشود، پروژهای برای آزادی نیست. بلکه مدیریت دایمی یک تراژدی استعماری است.
ما خواستار موجودیتی نمادین تحت حاکمیت «اسرائیل» نیستیم؛ بلکه خواهان آزادی واقعی، حق بازگشت، و عدالت تاریخی هستیم.
اروپا، به شمول فرانسه، در تئوری، یک کشور فلسطینی را به رسمیت میشناسد، اما در واقعیت پروژه همزیستی با اشغالگران را تأمین مالی میکند، جنگ را تأمین مالی میکند – [پشتیبان] بمب هستهای است – و از هرگونه اقدام واقعی علیه شهرکسازیها، محاصره یا توقف نسلکشی اجتناب میکند.
فلسطینیها نه مؤعظههای بیشتر، بلکه به عمل سیاسی روشن نیاز دارند: به رسمیت شناختن یک کشور مستقل و دارای حاکمیت، رفع اشغال و پایان دادن به مشارکتهای استعماری غرب با رژیم آپارتاید «اسرائیل.»
راهحل واقعی با تغییر موازنه قدرت در صحنه آغاز میشود. مردم ما خواهان پایان اشغال هستند، نه یک بخشایش بینالمللی.
اغلب فلسطینیها، به ویژه نسل جدید، این راهحل را یک تله سیاسی میدانند. چگونه میشود از «دو کشور» صحبت کرد در حالیکه پروژههای نابودی، پاکسازی قومی، الحاق و گسترش وجود دارد و بیش از ۷۰۰.۰۰۰ شهرکنشین [صهیونیست] در کرانه باختری وجود دارند؟
از پاریس تا غزه، نبرد یکی است: علیه فاشیسم و نژادپرستی جدید و علیه خاطره استعماری که هنوز نمرده است.
کجاست آن کشور در سایه یک دیوار که خانوادهها را از هم جدا میکند و گذرگاههایی که به میل سربازان اشغالگر اداره میشوند؟
ما خواستار موجودیتی نمادین تحت حاکمیت «اسرائیل» نیستیم؛ بلکه خواهان آزادی واقعی، حق بازگشت، و عدالت تاریخی هستیم.
اکثر فلسطینیها، در داخل و خارج از کشور، آنرا یک توهم میدانند. چگونه میتوانیم از «دو کشور» صحبت کنیم؟ این مسأله از به رسمیت شناختن نمادین فراتر رفته است و به مسأله عدالت، حق بازگشت و برچیدن سیستم آپارتاید تبدیل شده است.
سازمان آزادیبخش فلسطین محصول یک تجربه ملی و پایه و اساس اقدام ملی فلسطینیان است و همهگیری آن از این اساس ناشی میشود.
جایگزین چیست؟
جایگزین، برچیدن نظام استعماری از ریشههای آن است. جایگزین، یک دستورالعمل آماده نیست، بلکه یک مسیر طولانی رهاییبخش است. با این حال، با این شناخت آغاز میشود که «اسرائیل» یک دولت «دمکراتیک» نیست، بلکه یک رژیم استعماری است، چنان که در آفریقای جنوبی اتفاق افتاد. ما «راهحل دو دولت» را رد نمیکنیم، چون رادیکال هستیم، بلکه به این دلیل که دیگر قابل اجراء نیست.
جایگزین، یک دولت دمکراتیک واحد در کل سرزمین است، جایی که همه مردم بدون تبعیض مذهبی یا قومی برابرند. یا حداقل، یک چارچوب رهاییبخش که در را به روی همه گزینهها، به دور از منطق «صلح در ازای تسلیم»، باز میکند.
فلسطین امروز فقط علت قتل عام یک ملت نیست، بلکه یک مسأله جهانی است که در آن انسانیت ما مورد آزمایش قرار میگیرد.
فلسطین امروز آیینهای برای جهان است. بین قوانین بینالمللی و نیروی اسلحه، بین قربانی و تبلیغات، ایستادن در کنار فلسطین آزمونی برای وجدان انسانی است، نه فقط یک موضوع سیاسی. ما نمیخواهیم نظام استعماری از پیشنهاد راهحل دو دولتی برای تطهیر سابقه یا بیعملی خود استفاده کند.
این امر مستلزم آن است که چپ فرانسه خود را از فشار رسانههای امپریالیستی مسلط یا ترس از باجگیری اخلاقی رها سازد. ما از چپ انتظار داریم که زبان رادیکال خود را بازیابد: بگوید آنچه در فلسطین اتفاق میافتد یک درگیری نیست، بلکه استعمار شهرکنشینان و نسلکشی سیستماتیک است. و بدون هیچ معادلسازی نادرست بین قاتل و قربانی، در کنار حقیقت بایستد. در مواجهه با نسلکشی هیچ بیطرفی وجود ندارد.
ما خواهان همبستگی عاطفی نیستیم، بلکه خواستار تعهد سیاسی و اخلاقی هستیم. فلسطین امروز فقط علت قتل عام یک ملت نیست، بلکه یک مسأله جهانی است که در آن انسانیت ما مورد آزمایش قرار میگیرد. اگر فلسطین سقوط کند، استانداردهای بینالمللی و عدالت نیز با آن سقوط خواهند کرد. از پاریس تا غزه، نبرد یکی است: علیه فاشیسم و نژادپرستی جدید و علیه خاطره استعماری که هنوز نمرده است.
