جنگ علیه ایران هنوز تمام نشده است

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: سلمان رفیع شیخ
برگرفته از: نیو ایسترن آوتلوک
۱۶ سپتامبر ۲۰۲۵

 

بار دیگر قدرت‌های سه گانه اروپایی – بریتانیا، فرانسه و آلمان – در کنار واشینگتن و تل آویو گام برمی‌دارند و در پشت بهانه‌های پوچ برای اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران پنهان شده اند.

بگذارید ماجرا را همان‌طور که هست بنامیم: تغییر رژیم در لباس کاذب و ساختگی دیپلماسی. غرب آسیا می‌تواند در چرخه دیگری از جنگ فرو رود. و اگر کشورهای خلیج فارس واقعاً برای متوقف کردن چنین حرکات نظامی بی‌ملاحظه‌ای اقدام نکنند، آن‌ها نیز به همان اندازه متحمل ضرر خواهند شد

حرکت کشورهای سه گانه اروپایی به سوی جنگ
در ۲۸ اوت، بریتانیا، فرانسه و آلمان (۳ کشور اروپایی) با صدور بیانیه مشترکی آغاز مکانیسم به اصطلاح ماشه را برای اعمال مجدد تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه ایران اعلام کردند – تحریم‌هایی که پس از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵ لغو شده بودند. با استناد به قطع‌نامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد، ۳ کشور اروپایی رسماً یک فرایند ۳۰ روزه را آغاز کردند که در صورت تکمیل، منجر به بازگرداندن کامل تمام تحریم‌های سازمان ملل می‌شود، که تحت توافق هسته‌ای لغو شده بودند. این اقدام بلافاصله از سوی آمریکا تأیید شد و نشان دهنده افزایش چشم‌گیر تلاش‌های اروپا برای تشدید فشار بر تهران است. این اقدام هم‌چنین بر هم‌سویی عامدانه با رویکرد تندروانه واشینگتن تأکید دارد و تناقضات و مواضع سیاسی پیرامون برجام را آشکار می‌سازد.

یک جنگ دیگر در غرب آسیا می‌تواند فاجعه‌ای در مقیاس بسیار وسیع‌تر از آن‌چه را که در ماه ژوئن رخ داد، رقم بزند.

در بیانیه ۳ کشور اروپایی تأکید شد که علی‌رغم خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، «فرانسه، آلمان و بریتانیا هم‌چنان به عنوان شرکت کنندگان متعهد به این توافق باقی ماندند.» با این حال، این ادعا واقعیت‌های مهمی را نادیده می‌گیرد. در حالی که ۳ کشور اروپایی رسماً از این توافق خارج نشدند، اما به طور مداوم از اجرای کامل لغو تحریم‌های مقرر در برجام، سر باز زدند. تحریم‌های متعددی – به ویژه تحریم‌های مرتبط با بخش‌های بانکی، انرژی و تجارت ایران – هم‌چنان پابرجا باقی ماندند یا فقط در حد کمی کاهش داده شدند که تأثیر کمی داشت یا اصلاً تأثیری نداشت. برعکس، آن‌چه اوضاع را بدتر کرد، تصمیم آمریکا برای خروج از برجام و بازگرداندن تحریم‌های یک‌جانبه خود بود. این تصمیم تأثیری منفی بر شرکت‌های اروپایی گذاشت که بسیاری از آن‌ها در تجارت با ایران با خطرات حقوقی و مالی قابل توجهی روبه‌رو بودند. این امر مزایای اقتصادی ایران تحت این توافق را به شدت محدود کرد، وضعیتی که تهران را نمی‌توان مسؤول آن دانست و وضعیتی که حفظ برنامه هسته‌ای و آهنگ پیشرفت آن‌را برای ایران ضروری می‌کرد.

علاوه بر این، این فضا به افزایش تنش‌ها در عرصه ژئوپلیتیکی کمک کرد. به جای اذعان به این پیچیدگی‌ها، ۳ کشور اروپایی، به طور فزاینده‌ای ایران را به دلیل نقض مفاد برجام و بی‌ربط بودن پی‌آمدهای احتمالی آن سرزنش کرده اند. تشدید تنش‌های فعلی، ادامه روند‌های گذشته است. با این حال، باید تأکید کرد که این امر کاملاً حقایق کلیدی را نادیده می‌گیرد، از جمله این‌که تشدید اخیر خصومت‌های منطقه‌ای از سوی اسرائیل آغاز شده است، نه ایران. ۳ کشور اروپایی با شانه خالی کردن از مسؤولیت، خطر تشدید بی‌ثباتی در غرب آسیا را، در حالی‌که چشم‌اندازهای راه‌حل دیپلماتیک را تضعیف می‌کند، به خطر می‌اندازند.

چرا حالا؟
این سه کشور اروپایی هنگامی دست به این تحرکات می‌زنند که رییس‌جمهور ایالات متحده بارها اعلام کرده است که زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را نابود کرده است. با این حال، واقعیت این است که جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران به طور جدی از دستیابی به اهداف کلیدی خود، یعنی نابودی کامل توانایی هسته‌ای ایران و تغییر رژیم، باز ماند و اورشلیم را ناراضی و تشنه جنگ دیگری گذاشت. برای مثال، وزیر دفاع اسرائیل اخیراً گفته است که کشورش برای جلوگیری از افزایش نه تنها ظرفیت هسته‌ای، بلکه ظرفیت نظامی کلی ایران، دست به اقدام خواهد زد. اشاره او به موشک‌های بالستیک ایران بود که اخیراً ایران علیه اسرائیل به طور موثر استفاده کرد. اگرچه ممکن است این لفاظی‌ها فوراً به یک جنگ تمام عیار منجر نشود، اما هم واشینگتن و هم اورشلیم می‌دانند که نابودی ظرفیت‌های هسته‌ای و سایر زیرساخت‌های نظامی ایران، نیمی از اقدامات آن‌ها است، نیمه دیگر، تغییر رژیم است.

در این زمینه، ۳ کشور اروپایی اکنون در حال اقداماتی برای فعال کردن مکانیسم ماشه به منظور اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران برای به ورشکستگی کشاندن آن هستند. لذا، غرب با تحمیل بار مالی و اقتصادی بر ایران، قصد دارد تهران را تحت فشار زیادی قرار دهد. به عنوان مثال، اگر تحریم‌ها اعمال شوند، صنایع نظامی و نفتی ایران را بیش‌تر فلج می‌کنند و حمل‌ونقل، بیمه و انتقال نفت ایران به کشورهای غیر غربی را دشوارتر می‌کنند. در صورت فعال شدن مکانیسم ماشه، هم‌چنین عملاً شش قطع‌نامه گذشته (۲۰۰۶ – ۲۰۱۰) را احیاء می‌کند، تحریم تسلیحاتی، ممنوعیت فعالیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک و محدودیت‌های مالی گسترده را برقرار می‌کند. و برنامه هسته‌ای و موشکی ایران با شدیدترین آسیب رو‌به‌رو خواهد شد.

چه خواهد شد؟
ایران چگونه پاسخ خواهد داد؟ تهران پیش از این اعلام کرده است که ۳ کشور اروپایی هیچ مبنای قانونی برای فعال کردن مکانیسم ماشه ندارند. این کشور هم‌چنین اعلام کرده است که می‌تواند از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان پی تی) خارج شود – تصمیمی که از جهت نظری، دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را ممکن می‌سازد. خلاصه این‌که، تا جایی که به واشینگتن و اورشلیم مربوط می‌شود، اقدامات ایران تحت فشار تحریم‌ها، بهانه مناسبی برای آن‌ها ایجاد می‌کند تا تحریم‌ها را با فشار نظامی، یعنی جنگ، ترکیب کنند تا دستور کار تغییر رژیم را به اجراء گذارند.

اما یک جنگ دیگر در غرب آسیا می‌تواند فاجعه‌ای در مقیاس بسیار وسیع‌تر از آن‌چه در ماه ژوئن رخ داد، به بار آورد. همان‌طور که رویدادهای اخیر نشان داد، ایران توانایی حمله به پایگاه‌های هوایی ایالات متحده در سراسر منطقه خلیج فارس را دارد. بنا بر این، کشورهای حاشیه خلیج فارس دلایل کافی برای مداخله جهت جلوگیری از هرگونه تشدید غیرضروری تنش در کوتاه‌مدت و درازمدت دارند. همان‌طور که گزارش‌ها نشان می‌دهند، ایران در حال حاضر اقداماتی را برای تقویت سیستم دفاعی خود (با کمک روسیه) انجام داده است و برخلاف ماه ژوئن، در حالت آماده باش کامل برای مقاومت و تلافی هرگونه حمله دیگر اسرائیل و آمریکا قرار دارد.