تارنگاشت عدالت
نویسنده: برایان بِرلِتیک
برگرفته از: اورینوکو تریبون
۱۴ نوامبر ۲۰۲۵
در حالیکه ایالات متحده به جنگ نیابتی خود با روسیه در اوکراین و تشدید تنش با چین در آسیا و اقیانوسیه، ادامه میدهد، تعدادی از کشورهای دیگر را نیز نه تنها در اورآسیا، بلکه فراتر از آن در آمریکای لاتین، از جمله کشور ونزوئلا را مورد هدف قرار میدهد.
خواست آمریکا از این هدفگذاری – به طور رسمی – متوقف کردن سیل قاچاق مواد مخدر غیرقانونی به ایالات متحده است که دولت ونزوئلا را به تسهیل آن متهم میکند. در واقع، این یک بهانه ساختگی به منظور ایجاد رضایت برای ورود به یک جنگ تهاجمی دیگر است – جنگی که برای کمک به یک هدف ژئوپلیتیکی گستردهتر برای مقابله و عقب راندن روند چند جانبهگرایی طراحی شده است.
آمریکا، از زمان پایان جنگ سرد، نظم جهانی تکقطبی تحت سلطه ایالات متحده را دنبال کرده است که در آن همه امور از سوی ایالات متحده و برای آن تعیین میشود. دستیابی به بخشی از این هدف، جلوگیری از به چالش کشیدن برتری جهانی آمریکا از سوی هر کشور یا گروهی از کشورها است.
در سالهای اخیر، این تلاشها برای جلوگیری از ظهور مجدد روسیه و چین متمرکز بوده است. همچنین برای جلوگیری از همسویی کشورهای خارج از سلطه ایالات متحده با یکی از این دو (کشور) تمرکز داشته است. ایالات متحده این کار را از طریق نفوذ، اجبار، تصرف سیاسی – و در صورت عدم موفقیت در این موارد، جنگ نیابتی و سپس جنگ واقعی – انجام میدهد.
تداوم این سیاست در همه دولتها
ونزوئلا، از آغاز قرن بیستویکم مورد هدف ایالات متحده، آنهم به منظور تغییر رژیم، قرار گرفته است. دولت جرج دبلیو بوش برای مدت کوتاهی، دولت هوگو چاوز، رییسجمهور سابق ونزوئلا را در سال ۲۰۰۲ برکنار کرد. از آن زمان، صرفنظر از اینکه چه کسی کاخ سفید یا کنگره آمریکا را در کنترل داشته باشد، با مداخله سیاسی، تحریمها و عملیات مخفی، به امید حذف نظم سیاسی موجود از قدرت و جایگزینی آن با یک رژیم وابسته به فشار بر ونزوئلا ادامه داده است.
در حالیکه سرتیترهای خبری به دلبستگی شدید دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، در مورد تغییر رژیم در ونزوئلا در دو دوره ریاست جمهوری وی متمرکز است، باید توجه داشت که تحریمها و مداخلات سیاسی که این کشور را هدف قرار داده است، از زمان دولت بوش و در طول هشت سال دولت باراک اوباما و نیز دولت جو بایدن ادامه داشته است.
علیرغم تلاشهای دولت ترامپ برای انکار دخالت در سرنگونی ناموفق دولت ونزوئلا در سال ۲۰۲۰، این الگو با طرحهای تاریخی مداخله آمریکا در سراسر جهان و با سایر عملیات مخفی انجام شده در دولت ترامپ انطباق دارد.
از این گذشته، ایالات متحده اکنون آشکارا به دنبال سرنگونی دولت ونزوئلا است و نیروهای نظامی قابل توجهی را برای انجام این کار در سواحل ونزوئلا گرد آورده است، از جمله کشتیهای نیروی دریایی و تفنگداران نیروی دریایی، هواپیماهای جنگی و سربازان.
اگر تصمیمی برای آغاز عملیات نظامی گرفته شود، احتمالاً به شکل کشتاری مشابه آنچه آمریکا و نایب آن اسرائیل در لبنان در سال گذشته و در ایران در اوایل سال جاری انجام دادند، همراه با حملاتی با هدف فلج کردن زیرساختهای غیرنظامی و آسیب به اقتصاد ونزوئلا، حتی بیشتر از صدماتی که طی سالها تحریم به این کشور وارد کرده است، خواهد بود.
ایجاد رضایت
اگر چه ترامپ برای کسب مقام در کارزار انتخاباتی خود از شعار پایان دادن به «جنگهای بیپایان» استفاده میکرد، پس از انتخاب شدن، به همه جنگهایی که از دولت قبلی روی دستش مانده بود، ادامه داد و در عین حال چندین درگیری جدید را آغاز کرد و تدارک دید. ترامپ برای توجیه جنگ تجاوزکارانه علیه ونزوئلا با هدف تغییر رژیم، روایتهایی را که قبلاً مبتنی بر مبارزه با «فساد» و «دیکتاتوری» در ونزوئلا بود، تغییر داده و بحران چند دههای مواد مخدر آمریکا را به طور ناگهانی و مستقیم به گردن ونزوئلا میاندازد.
دولت مدعی شده است که رییسجمهور ترامپ «برای حفاظت از کشور ما در برابر کسانی که تلاش میکنند سم مرگبار را به سواحل ما بیاورند» اقدام میکند و همزمان ادعا میکند که این دولت مرزهای آمریکا را در ۱۰۰ روز اول ریاست جمهوری خود «امن» کرده است. طبق اظهار تارنگاشت رسمی کاخ سفید، «از زمان روی کار آمدن دونالد جی. ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده، او و دولتش امنترین مرزها را در تاریخ مدرن آمریکا به وجود آورده اند – و او برای انجام این کار نیازی به قانونگذاری نداشت. پرزیدنت ترامپ به وعدههایی که در کارزار انتخاباتی داده بود، عمل کرد و دوران بیسابقهای برای امنیت ملی به وجود آورد.»
و حالا، طبق گفته همین دولت، ونزوئلا به تنهایی در حال دور زدن «این دوران بیسابقه امنیت ملی» و «مسموم کردن» میلیونها آمریکایی با مواد مخدر غیرقانونی است – آنقدر که آغاز جنگ تجاوزکارانه علیه خود ونزوئلا را توجیه کند.
بخشی از نمایشهای تبلیغاتی برای توجیه این جنگ تجاوزکارانه اخیر، شامل هدف قرار دادن قایقهایی است که گفته میشود مواد مخدر غیرقانونی را از ونزوئلا به ایالات متحده قاچاق میکنند. و این در حالی است که قایقهای مورد هدف، توانایی فیزیکی برای طی کردن این سفر بیش از ۱۰۰۰ مایلی (۱۷۰۰ کیلومتری) را ندارند. هر چند، ظاهراً برخی تصور میکنند که ایالات متحده قبل از حمله به این قایقها، اطلاعات قابل پیگیری داشته است، باید یادآور شد که در جنگهای مشابه در طول ۲۰ سال گذشته، یعنی «جنگ علیه تروریسم» قربانیان، عمدتاً غیرنظامی بوده اند.
در سال ۲۰۲۱، روز نامه واشینگتن پست گزارش داد که دانیل هیل، عضو سابق نیروهای مسلح ایالات متحده، «اطلاعات طبقهبندی شدهای در بارۀ جنگ پهبادها را پس از ترک ارتش به یک خبرنگار فاش کرده است.»
اطلاعات فاش شده نشان داد: «در طول یک دوره پنج ماهه عملیات در افغانستان، طبق این اسناد تقریباً ۹۰ درصد از کشته شدگان، اهداف مورد نظر نبودند.»
همان بهانه مبهم و عدم شفافیتی که منجر به تلفات سرسامآور غیرنظامیان در طول «جنگ علیه تروریسم» شد، اکنون در بحبوحه «جنگ علیه مواد مخدر» در دولت ترامپ ادامه دارد.
آغاز جنگ تجاوزکارانه بر اساس بهانههای دروغین، سیاست خارجی ایالات متحده را در طول قرن بیستویکم – به ویژه پیش از اشغال عراق به وسیلۀ آمریکا در سال ۲۰۰۳ – تعریف کرده است.
در سال ۲۰۲۱، روزنامه گاردین در مقالهای اعترافاتی را منتشر کرد مبنی بر اینکه توجیه ادعایی برای این حمله بر مبنای جعل عمدی بوده است و نوشت: «فرد پناهندهای که کاخ سفید را متقاعد کرد که عراق یک برنامه مخفی سلاحهای بیولوژیکی دارد، برای اولین بار اعتراف کرد که در مورد داستان خود دروغ گفته است، سپس با تعجب شاهد بوده است که چگونه از آن برای توجیه جنگ استفاده شده است.»
این مقاله، تلاش میکند تا دستگاه حاکم بر ایالات متحده را در جنگ با عراق «فریب خورده» ترسیم کند، در حالیکه واضح است که نتیجه جنگ با عراق – درست مانند اکنون با ونزوئلا – از قبل قطعی بود و تشکیلات ایالات متحده خیلی ساده به گذشته برگشت تا روایت (جدیدی) بسازد که آمریکاییها و جهان را متقاعد به همراهی با خود کند.
در دولت فعلی ترامپ، بار دیگر آمریکا در آستانه یک جنگ تهاجمی غیرضروری دیگر قرار گرفته است، جنگی که بار دیگر بر اساس یک بهانه کاملاً دروغین ساخته شده است، همان جنگ و وحشیگری بیرحمانهای که بسیاری از آمریکاییها برای پایان دادن به آن، به رییسجمهور ترامپ رأی دادند.
در حالیکه برخی تحلیلگران به اشتباه نتیجه گرفته اند که تشدید تنشها در ایالات متحده نسبت به ونزوئلا نشان دهندۀ «عقبنشینی» از آسیا یا حتی اورآسیا است، و گذار از پیگیری اولویت جهانیاش به سمت ایجاد «حوزه نفوذ» آمریکایی بسیار محتملتر است، ایالات متحده به احتمال زیاد تلاش میکند تا با حذف یکی از متحدان آسیبپذیرتر روسیه و چین – ونزوئلا – به جای عقبنشینی از جنگ جاری واشینگتن علیه چند جانبهگرایی، با محاصره، مهار و رویارویی مداوم خود با ونزوئلا، آنها را تکمیل کند.
(پکن ریویو)
