خروج حماس از حکمرانی اهداف واقعی اسرائیل را آشکار می‌کند

 

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: عباس هاشمی
برگرفته از: نیو ایسترن آوتلوک
۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶

به نظر می‌رسد تصمیم حماس برای واگذاری حکمرانی بر نوار غزه، ناشی ار نیازهای استراتژیک داخلی و بین‌المللی و برای تضعیف بیش‌تر تبلیغات اسرائیل باشد.

پس از حدود دو دهه حکومت بر غزه، حماس اخیراً اعلام کرد که آماده و مایل است اداره امور نوار غزه را به کمیته ملی اداره غزه، دولت تکنوکراتی که تحت نظر به اصطلاح هیأت صلح دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، تشکیل شده است، واگذار کند. به گفته سخنگوی حماس، این تصمیم برای «از بین بردن هرگونه بهانه برای اشغال [اسرائیل]» گرفته شده است. در واقع، نسل‌کشی، جنایات جنگی، اشغال و جنگ نابود کننده اسرائیل علیه مردم فلسطین علیرغم آتش‌بس که در اکتبر ۲۰۲۵ به اجراء گذاشته شد، هم‌چنان ادامه دارد.

پس از نشان دادن کامل پایبندی جریان مقاومت به مفاد آتش‌بس و اعلام آمادگی برای واگذاری اداره نوار غزه، رژیم صهیونیستی اکنون به دنبال مانع‌تراشی در اجرای این توافق و جلوگیری از به عهده گرفتن مسؤولیت‌های اداری از سوی کمیته سراسری است تا رنج‌های ملت فلسطین را شدت بخشد.

طبق گزارش دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (unocha)، «تقریباً تمام جمعیت فعلی ۲.۱ میلیون نفری غزه آواره شده اند و به سرپناه کافی، غذا، خدمات پزشکی نجات‌بخش، آب پاک، آموزش و معیشت دسترسی ندارند.»

طبق برخی گزارش‌ها، ارتش اسرائیل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۵ بیش از ۸۰.۰۰۰ فلسطینی را قتل عام کرده است؛ تخمین زده می‌شود که رقم واقعی بسیار بیش‌تر باشد، زیرا بسیاری از اجساد هنوز زیر آوار مدفون هستند. نیروهای اسرائیل هم‌چنین مرتکب جنایات جنگی دیگری مانند تجاوز به زنان فلسطینی و بمباران عمدی بیمارستان‌ها، مساجد، کلیساها و مؤسسات آموزشی، و نیز هدف قرار دادن روزنامه‌نگاران و مددکاران اجتماعی شده اند.

نشانه‌های متعددی وجود دارد که رژیم صهیونیستی ممکن است عملیات نسل‌کشی تمام عیار خود را در غزه از سر گیرد و از امتناع جریان مقاومت از تحویل سلاح‌های خود به عنوان بهانه استفاده کند. با این وجود، به نظر می‌رسد که کشورهای غربی بار رعایت توافق را فقط بر دوش حماس گذاشته اند و تل آویو از آزادی نقض آتش‌بس به میل خود برخوردار است. این امر از این واقعیت آشکار می‌شود که ارتش اسرائیل علیرغم آتش‌بس، به کشتن غیرنظامیان فلسطینی، از جمله زنان و کودکان، ادامه می‌دهد. به علاوه، کنترل نزدیک به ۷۰ درصد از نوار غزه را در دست دارد.

چرا واگذاری امور اداری یک محاسبه راهبردی است، نه یک شکست
با توجه به این تحولات، حماس در یک اقدام استراتژیک تصمیم به انحلال کمیته اضطراری دولت در غزه گرفته است. با این حال، در نظر گرفتن آن به عنوان تسلیم یا شکست، اشتباه خواهد بود. در سناریوی منطقه‌ای و داخلی فعلی، این دقیق‌ترین اقدامی بود که حماس می‌توانست انجام دهد. این گروه مقاومت با این اقدام، تعهد خود را به اجرای توافق آتش‌بس و تحقق اهداف حماس مجدداً تأیید کرده است.

مهم‌ترین هدف جبهه مقاومت، حفظ حضور ریشه‌دار نظامی، اجتماعی و سیاسی خود در جامعه فلسطین است. در گذشته، حماس دو وظیفه هم‌زمان مقاومت در برابر اشغال و اداره منطقه محصور غزه را بر عهده داشت. این جنبش جمعیتی را اداره می‌کرد که در معرض عملیات نسل‌کشی مکرر، محاصره و تخریب و اشغال سیستماتیک از سوی رژیم صهیونیستی قرار داشت.

حتی پس از یکی از وحشتناک‌ترین جنگ‌های تاریخ،‌ رژیم اشغالگر صهیونیستی در دستیابی به هدف اصلی خود که حذف حماس بود، شکست خورده است. تصمیم مقاومت برای واگذاری اداره غزه به حماس این امکان را فراهم می‌کند که ساختارهای عملیاتی و نهادی خود را مجدداً سازماندهی کند، میزان مواجهه نهادی خود را به حداقل برساند و بر هدف اساسی خود، یعنی مبارزه برای آزادی ملی فلسطین از اشغال صهیونیستی، تمرکز کند. دولت اسرائیل مدت‌هاست که از شکاف سیاسی، جغرافیایی و ایدئولوژیک بین کرانه غربی و غزه سوءاستفاده کرده است. این اقدام به این اهرم فشار پایان می‌دهد و به دو طرف اجازه می‌دهد تا متحد شوند.

آزمونی جدید برای اسرائیل و میانجی‌های بین‌المللی
علیرغم این تصمیم، وجود دولت جدید به معنای پذیرش کنترل کامل خارجی بر نوار غزه یا حذف فلسطینی‌های بومی از سیاست نخواهد بود، زیرا غزه متعلق به جمعیت بومی خود است، نه هیچ دولت تحت حمایت خارجی. بنابراین، مهم‌ترین چالش برای میانجی‌های غربی بازسازی نوعی رهبری فلسطینی ریشه‌دار و منتخب است که قادر به طرح نگرانی‌های واقعی مردم بومی در کرانه باختری و غزه باشد. در غیر این صورت، این ساختار اداری جدید اعتبار و پذیرش داخلی خود را از دست خواهد داد.

نکته مهم دیگری که باید درک شود این است که مقاومت و حکومت دو عملکرد متمایز هستند. لذا، این اقدام نباید با عقب‌نشینی از مقاومت اشتباه گرفته شود. حماس این تصمیم را برای پیشبرد اهداف استراتژیک گسترده‌تر خود گرفته است. سال‌هاست که رژیم صهیونیستی اسرائیل جنایات جنگی، عملیات نسل‌کشی و محاصره نوار غزه را به بهانه حضور به اصطلاح تهدیدآمیز حماس برای کشور توجیه کرده است.

پس از پایبندی کامل گروه مقاومت به مفاد آتش‌بس و اعلام آن برای انتقال اداره نوار غزه، رژیم صهیونیستی اکنون به دنبال مانع‌تراشی در اجرای این توافق و جلوگیری از به عهده گرفتن مسؤولیت‌های اداری از سوی کمیته ملی است تا رنج‌های مردم فلسطین را تشدید کند. این امر تبلیغات دولت اسرائیل را بیش‌تر آشکار می‌کند. این نشان می‌دهد که هدف واقعی رژیم اشغالگر هرگز حذف حماس از دولت نبوده است؛ بلکه محروم کردن فلسطینی‌ها از حقوق اساسی و مقاومتشان بوده است.

به گفته دولت اسرائیل، هدف این جنگ اخیر پایان دادن به دولت حماس در غزه بوده است. پس از تصمیم اخیر حماس، دولت اسرائیل هیچ دلیلی برای محاصره یا بمباران نوار غزه ندارد. حماس اکنون با این اقدام استراتژیک، همه میانجی‌ها و بازیگران را با مسؤولیت‌هایشان روبه‌رو می‌کند. علاوه بر این، این تصمیم، پیچیدگی‌های بیش‌تری را برای رژیم صهیونیستی در مشروعیت بخشیدن به تجاوز نظامی و عملیات نسل‌کشی خود در غزه ایجاد کرده است. بار دیگر آشکار شده است که دولت حماس هرگز مشکل واقعی نبوده، بلکه امتناع فلسطینی‌ها از تسلیم شدن در برابر اشغالگری اسرائیل بوده است. حماس از طریق این تصمیم نه تنها به اهرم استراتژیک دست یافته، بلکه فرصتی برای سازماندهی مجدد و بازسازی خود نیز به دست آورده است.