تارنگاشت عدالت
برگرفته از: آنکات نیوز
۱۹ ژانویه ۲۰۲۶
کابوس فن سالارانه یوال نوآ هراری
داووس و یا گردانندگان بیلدربرگ، یک گروه کوچک از متفکران و میلیاردرها تصور می کنندکه می توانند بشریت را «از نو برنامه ریزی» کنند. سخنان هراری راجع به «کشتی نوح فن سالارانه» نشان می دهد که این گروه الیت تا چه حد رابطه خود با واقعیت را از دست داده است.
سال ها است که ناظرین منتقد در مورد جداسازی خزنده الیت قدرتمند جهانی و واقعیت انسان هایی که باید چوب تصمیم گیری های آنان را بخورند، هشدار می دهند. سیاستمداران، مدیران کنسرنها، بانکداران، غولهای رسانه ای و روشنفکران محبوب آنان در همایش های خبرگان مانند مجمع جهانی اقتصاد و یا همایش بیلدربرگ گردهم می آیند تا آینده را «شکل بخشند» ولی روز به روز بیشتر عیان می شود که این آینده فقط برای آنها درنظر گرفته شده است.
سخنان اخیر مورخ اسرائیلی و ستاره مجمع جهانی اقتصاد، یوال نوآ هراری که The WinePress گزارش کرد، بینش های هراس آوری در مورد طرز فکر این طبقه تکنوکرات جدید ارایه می دهد.
«کشتی نوح فن سالارانه» برای تعداد قلیلی و نه برای همه!
هراری، نویسنده پرفروش و به زعم مجمع جهانی اقتصاد «فیلسوف برجسته آینده نگر» در مصاحبه ها و سخنرانی های گوناگون کراراً گمانه زنی کرده که خبرگان نوعی «کشتی نوح فن سالارانه» بنا خواهد ساخت، که وقتی محیط زیست، اقتصاد و جامعه به طور نهایی فروریخت آسودگاه افرادی که توان مالی آن را دارند خواهد بود .
او از این سخن می گوید که «یک الیت کوچک نجات خواهد یافت» در حالی که بخش بزرگی از بشریت «زائد و بی مصرف» خواهد شد، زیرا هوش مصنوعی، اتوماتیزاسیون و زیست فناوری کلیه نقش های خلاق را به عهده خواهد گرفت.
آنچه که برای برخی علم تخیلی فلسفی به نظر می رسد برای برخی دیگر اعترافی هشداردهنده است.
خبرگان خود را نه آماده نجات بشریت، بلکه آماده نجات خود می کنند
تکبر فن سالاران
به ویژه عجیب و تیپیک پیشنهاد ادعایی هراری است که هوش مصنوعی در آینده باید «کتاب مقدس را بازنویسی کند» تا آن را «بیشتربه روز» سازد. در اینجا هسته مرکزی ایدئولوژی فن سالارانه متجلی می گردد: اعتقاد به این که فناوری و آلگوریتم ها از انسان ها بهتر می دانند که حقیقت، اخلاق و احساس چیست.
این شیوه فکری مانند یک نخ قرمز در دستورکار داووس قابل رویت است.
• دیجیتالی سازی جایگزین اخلاق می شود
• کنترل جای اعتماد را می گیرد
• نظارت جایگزین مسئولیت می شود.
مجمع جهانی اقتصاد این فکر را به عنوان «مدیریت آینده» به فروش می رساند ولی در حقیقت این یک آزمایش جهانی روی بشریت بدون رضایت آنها است.
انسان زدایی به عنوان خطای سیستم
هراری چندین بار از این گفت که اکثریت مردم در نظم نوین جهانی «زاید» خواهد شد، فرمولی که به طرز وحشتناکی نشان می دهد که این حباب های فکری تا چه حد از واقعیت دور شده است.
این همان ایدئولوژی کهنه انسان زدایی است که امروز زیر نقاب پیشرفت ارایه می گردد:
هرکس که در سیستم خبرگان جایی نداشته باشد، زاید و بی مصرف محسوب می شود.
ولی نکته خطرناک درست همینجا است: وقتی کسانی که قدرت، سرمایه و نفوذ دارند، تصور می کنند که می توانند بقیه بشریت را به صورت آلگوریتمی کنار بگذارند، این دیگر فخر و افاده نیست بلکه ریزش اخلاقی یک تمدن است.
داووس، بیلدربرگ و بقیه: «نجات» جهان ، بدون جهان
چه در مجمع جهانی اقتصاد و یا در بیلدربرگ و یا سیلیکون والی همه جا ما یک پیام می شنویم: «ما می دانیم که چه چیز برای شما خوب است.»
ولی این «ما» چه کسانی هستند؟
نمایندگانی که از طرف مردم انتخاب نشده اند، بلکه مدیران، آکروباتیست های مالی، پیامبران هوش مصنوعی و مشاورینی که متقابلاً در کنفرانس های دربسته برای هم کف می زنند.
هدف آنها دیگر این نیست که جهان را عادلانه تر کنند بلکه کارایی آن را مدیریت نمایند.
این فکر به نظر بی خطر می رسد ولی در عمل به معنی:
• کنترل دمکراتیک کمتر
• نظارت فناورانه بیشتر
• امتیازات بیشتر برای کسانی که به ابزار دیجیتال دسترسی دارند، است
کشتی نوح واقعی: مسئولیت پذیری به جای فرار
ممکن است که فکر یک «کشتی نوح فن سالارانه» برای خبرگان رمانتیک به نظر رسد ولی مشت سنگینی به صورت بقیه بشریت است.
زیرا وقتی میلیاردرها در مورد برنامه های فرار و کلنی های فضایی فکر می کنند، میلیاردها انسان به نبرد روزانه برای بقا سرگرمند.
آینده نباید مالکیت خصوصی یک محفل داووسی باشد.
وقتی هراری و دوستان مجمع جهانی اقتصادش واقعاً می خواهند که بشریت را «نجات» دهند، باید به جای ساختن یک دژ دیجیتال برای خود، مسئولیت را به عهده گیرند، زیرا هرتمدنی که اکثریت را کنار نهد تا خبرگان خود را نجات دهد ، اضمحلال یافته است ولی هنوز خود نمی داند.
