تارنگاشت عدالت
نویسنده: سارا فلاندرز
برگرفته از: ورکرز ورلد
۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶
حزب دنیای کارگران (Workers World Party) مراتب ادای احترام خود را به مناسبت درگذشت رفیق انقلابی کاظم آذین – که عمیقاً با جریانهای انقلابی در ایالات متحده و ایران پیوند داشت و در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۶ درگذشت، ابراز میدارد.
رفیق کاظم به عنوان یک مارکسیست-لنینیست پُرشور شناخته میشد که از همان روزهای نخست، با رویکردی مبارزهجویانه از انقلاب اسلامی ایران دفاع میکرد؛ نگاهی کوتاه بر زندگی او، بازتابی از داستان همان انقلاب است.
آشنایی حزب ما با کاظم آذین به دوران تظاهرات پرشور و مبارزهجویانه دانشجویان ایرانی در دهه ۱۹۷۰ بازمیگردد: تظاهراتی که ما نیز در آن شرکت داشتیم تا علیه دیکتاتوری نظامی و به شدت سرکوبگر شاه محمد رضا پهلوی – که دستنشاندۀ ایالات متحده بود – اعتراض کنیم.
در آن دوران، هزاران دانشجوی ایرانی برای تحصیل به آمریکا اعزام میشدند تا پیوندهای میان امپریالیسم و رژیم شاه تقویت شود. در میان این دانشجویان فعالان جوان بسیاری حضور داشتند. مبارزات فزاینده علیه امپریالیسم آمریکا و رژیم ایران، موجب رادیکال شدن دیدگاههای این فعالان شد و آنان را به پیوستن به جریانهای سیاسی چپ سوق داد.
پس از قیامهای عظیم مردمی، اعتصابات سراسری و تظاهرات میلیونی در سالهای ۱۹۷۸و ۱۹۷۹، مردم در ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ دیکتاتوری نظامی را سرنگون کردند. شاه، خاندان سلطنتی پهلوی و تمام ماشین نظامی – از جمله سازمان مخوف پلیس و سرکوب (ساواک) – از ایران گریختند. بیش از یک میلیون نفر از طبقه حاکم فئودال پیشین، زمینداران بزرگ و همدستان غرب نیز کشور را ترک کردند.
جمعیت ایران در آن زمان ۳۷ میلیون نفر بود که بیش از نیمی از آنان بیسواد و فاقد زمین بودند. نیروهای اسلامی رادیکال، سازمانیافتهترین و قاطعترین جریان را تشکیل میدادند؛ گرایش این جریان، اسلام شیعی رادیکال بود و آیتالله روحالله خمینی رهبری آنرا بر عهده داشت که از وفاداری قاطع فقیرترین اقشار دهقانان و کارگران ایرانی برخوردار بود.
کاظم آذین، همراه با هزاران تن از فعالان مخالف رژیم، دانشجویان و تبعیدیان مذهبی که با شاه مخالفت ورزیده بودند، برای مشارکت در جمهوری جدید اسلامی به ایران بازگشت؛ نظامی که پس از همهپرسی سراسری در اول آوریل ۱۹۷۹، با قاطعیت اعلام موجودیت کرده بود.
چالش سیاسی تازه
انقلاب ایران پرسشهای سیاسی جدید و عمیقی را پیش میکشید. در میان بسیاری از دانشجویان ایرانی که از کشورهای «شمال جهانی» بازمیگشتند، این تصور وجود داشت که هدایت ناآرامیهای ایران علیه شاه بر عهده مارکسیستها خواهد بود. همچنین نیروهای سوسیال دمکرات قدرتمندی در طبقه متوسط حضور داشتند که مشتاق دستیابی به نوعی تفاهم و سازگاری با غرب بودند.
برای مارکسیستها درک این نکته چالشی تازه بود که چگونه این خیزش انقلابی عمیق، فراگیر و تودهای میلیونها نفر – که تحت رهبری اسلامگرایان رادیکال قرار داشت – درگیر مبارزهای قاطع علیه امپریالیسم آمریکا و تمامی طبقه همدست ممتاز آن در داخل ایران شده بود.
در فاصله یک سال پس از وقوع انقلاب در ایران، آمریکا با ارایه کمکهای نظامی، عراق را به حمله علیه این انقلاب نوپا ترغیب کرد. واشینگتن، خیزش انقلابی ایران را تهدیدی برای امپریالیسم و دولتهای متعدد وابسته به خود در غرب آسیا میدید.
کاظم در دوران جنگ، تهاجم و تحولات اجتماعی ریشهای دهه ۱۹۸۰، در ایران حضور داشت. او اغلب برای درمان سرطان – که چالشی پزشکی و مزمن برایش بود – به ایالات متحده بازمیگشت. او در زمان حضورش در آمریکا، ارتباط خود را با گروههای سیاسی حامی انقلاب ایران در برابر امپریالیسم – از جمله ورکرز ورلد، حفظ میکرد.
کاظم در سال ۱۹۸۹، به دلیل نیاز به مراقبتهای پزشکی، به همراه خانوادهاش به ایالات متحده بازگشت و در منطقه نیویورک ساکن شد.
کاظم بسیاری از اسناد و بیانیههای انقلابی را از فارسی به انگلیسی ترجمه کرد تا به تبیین این فرایند انقلابی با رهبری اسلامی یاری رساند.

کاظم آذین و شریک زندگیاش، مرجان آذین، در تظاهرات روز قدس در نیویورک، ۵ آوریل ۲۰۲۴، عکس از نشریه ورکرز ورلد، برندا رایان.
رفیق کاظم دروغهای امپریالیستی را برملا میکرد
کاظم آذین به طور مرتب با سام مارسی – بنیانگذار و صدر حزب ما و بسیاری از فعالان جوان حزب دیدار میکرد. او اغلب در جلسات حزب، کنفرانسهای ملی، و نیز در گردهمآییهای بزرگ ضد جنگ و وبینارها سخنرانی میکرد.
او در سخنانش بر دستآوردهای عظیم انقلاب ایران تأکید داشت: از غلبه بر بیسوادی گسترده و دستیابی به بالاترین سطوح آموزشی گرفته تا توزیع بنیادی اراضی، حقوق زنان، تنظیم خانواده و مراقبتهای بهداشتی؛ جهشی که تنها در یک نسل محقق شد. او همچنین در باره برنامهریزیهای قاطع برای بقاء در برابر تحریمهای سنگین و ترورهای آمریکا، و آمادهسازی تسلیحات نامتقارن جهت دفاع از حاکمیت ملی توضیح میداد.
در آن دوران، رسانههای بزرگ و وابسته به شرکتهای تجاری در آمریکا، سلطنتطلبان و همدستان رژیم سابق ایران را همواره افرادی مدرن، مترقی و آیندهنگر قلمداد میکردند.
در مقابل، انقلابیون اسلامی که عمیقاً ضد امپریالیست بودند، همواره به عنوان نیروهایی فئودال، مرتجع و تروریست معرفی میشدند.
این تصویرسازی تأثیر گستردهای در آمریکا داشت، به ویژه آن که دهها هزار نفر از ایرانیان طبقه مرفه و مالکان سابق اراضی در پی تحولات انقلابی از کشور گریخته بودند. آنها پس از ورود به آمریکا، از وضعیت ویژه پناهندگی و کمک هزینههای دولتی برخوردار میشدند.
کاظم ارتباط تنگاتنگی با جنبشهای ایرانی، چه در داخل و چه در میان جامعه ایرانیان خارج از کشور داشت و آنرا حفظ میکرد. او در برقراری ارتباط با گروههای مختلف و حتی رقبای چپگرای ایرانی نقش داشت و به تشکیل گروههای مطالعاتی برای یافتن نقاط مشترک کمک میکرد.
او در میان جنبشهای درون آمریکا نیز همین رویکرد را داشت؛ همواره شنونده و در حال یادگیری بود و در پی یافتن نیروهای چپگرای جدید، جوان و مبارز بود. او نقشی تعیین کننده در بسیج مخالفتهای مردمی علیه جنگهای آمریکا در سراسر غرب آسیا – شامل افغانستان، عراق، سوریه، لیبی، لبنان و فلسطین – و نیز در ایجاد همبستگی با نیروهای رهاییبخش در آمریکای لاتین ایفاء کرد.
رفیق کاظم، با وجود سالها بیماری سخت و مبارزهای طولانی با سرطان، تا پایان عمر به فعالیتهای سیاسی خود ادامه داد. او هدایتگر بحثی میان مارکسیستها و چپهای ایرانی – چه در داخل و چه در خارج از کشور – بود که از انقلاب ایران حمایت میکنند. کاظم در آن آخرین ملاقات، چنین توصیه کرد: «رفقا راه را ادامه دهید. آینده از آن ماست.»
