ده ساعتی که غرب آسیا را به لرزه درآورد

تارنگاشت عدالت

نویسنده: په په اسکوبار
برگرفته از: آنکات نیوز
۲ مارس ۲۰۲۶

در شرایطی هستیم که می توانیم به دروازه پسانظم آمریکایی در آسیای غربی برسیم

ده ساعت. ایران این قدر وقت احتیاج داشت تا:
• امپراتوری اغتشاش، تاراج و فشارهای دایمی در تمامی منطقه خلیج را محاصره کند.
• ۲۷ پایگاه نظامی بزرگ ایالات متحده آمریکا را به سختی بمباران کند و خسارات بزرگی وارد نماید و مشخص کند که کلیه ثروت ها و منافع ایالات متحده و اسرائیل در غرب آسیا، اهداف مشروع برای اقدامات تلافی جویانه است.
• تنگه هرمز را مسدود سازد (و بعد فقط برای تانکرهای روسی و چینی آزاد سازد)
گام بعدی: اگر کشتی های جنگی آمریکایی عقب نشینی نکنند، غرق خواهند شد.
تمام ماجرا، همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود، از ابتدا یک فریب بود. جنگ به دستور رهبر یک فرقه مرگ در آسیای غربی، یک روان‌آزار نسل‌کش، آغاز شد که سپس سوار «بال صهیون» (هواپیمای دولتی اسرائیل) خود شد و به … برلین گریخت. دستیار آمریکایی او، کالیگولای نوین، یک خودشیفته بزرگ‌، همراه او از مار-ا-لاگو فرمان جنگ را صادر کرد.
موفقیت چشم گیر روز اول: رهبر معظم ایران آیت ﷲ سید علی خامنه ای در یک ضربه قاطع به قتل رسید، ده ها دختر بچه -بیش از ۱۰۰ کودک که احتمالاً تعدادشان بیشتر است -در یک دبستان دخترانه در جنوب ایران کشته شدند.
این نمونه هم چون قتل رهبر حزب ﷲ در لبنان سید حسن نصرﷲ قابل پیش بینی بود.
هنگام «مذاکرات» غیر مستقیم در عمان، تیم ترامپ۲٫۰ از ایران خواست تا پیشنهادی را که هنوز به برخی تنظیمات نیاز داشت مشخص کند.
وزیر امور خارجه عمان، بدر بن حمد البوسعیدی، تأیید کرد که ایران برای اولین بار موافقت کرده است «هرگز» مواد هسته‌ای برای ساخت بمب انباشته نکند؛ ذخایر مواد غنی‌شده را نگهداری نکند؛ ذخایر موجود را رقیق‌سازی کند؛ و اجازه دهد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به‌طور کامل راستی‌آزمایی کند.
این ملاقات صبح شنبه در تهران صورت گرفت و اعضای برجسته رهبری ایران را به وحدت نظر رساند.
باند اپستین این نشست را بمباران کرد و مقامات برجسته ایران و همین طور رهبر معظم آیت ﷲ خامنه ای را به قتل رساند. امپراتوری اغتشاش تعامل نمی شناسد بلکه از تعامل به عنوان اسلحه استفاده می کند.
اما برخلاف تصور فروپاشی فوری و تغییر رژیم رخ نداد. کمتر از نیم‌ساعت پس از حمله، رهبری در تهران یک ضدحمله هماهنگ، برق‌آسا و شگفت‌آور در مقیاسی گسترده با شلیک مداوم ۲۴ ساعته را آغاز کرد و معیارهای تشدید تنش و برتری در تاب‌آوری در میدان نبرد را تعیین نمود.
برای مثال، تاکتیک‌های ایرانی اکنون بسیار متفاوت از تاکتیک هایی است که در جنگ دوازده‌روزه به کار گرفته می‌شد. در موج دوم حمله به بحرین، آن‌ها تنها پس از یک بارش گسترده موشک‌های بالستیک که سیستم‌های دفاعی آمریکا را به‌طور کامل سردرگم کرد، پهپادهای انتحاری شاهد-۱۳۶ را به کار گرفتند. نتیجه: ده‌ها موشک پدافندی گران‌قیمت بسیار زودتر از موعد مصرف شدند. بعد پهپادها وارد عمل شدند.
فقط در روز اول ایران بیش از ۱۲۰۰ موشک و پهپاد پرتاب کرد. تهران دارای ده ها هزار موشک و پهپاد در انبارهای خود است. موشک های رهگیر آمریکایی طی چند روزی به پایان خواهد رسید. هر سیستم پدافندی ثاد ۱۵ میلیون دلار قیمت دارد. ریاضیات به شکل روشن و واضحی به نفع امپراتوری حکم نمی کند.
از شهادت به انتقام
حمله ایران به دارایی‌های آمریکا در دوبی – مرتبط با نابودی محل اقامت پرسنل نظامی آمریکا و/یا پایگاه‌های مخفی سیا یک حرکت راهبردی استادانه است. تمام این نمادهای مبتذل شکوه پر زرق و برق دبی مثل برج خلیفه، برج العرب، پالم جمیرا در شعله‌های آتش می‌سوزند .
همین طور که در اینجا به خوبی استدلال شد، ۸۸ درصد مردم دوبی خارجی است. گذشته از این که دوبی پایتخت جهانی پولشویی است، قبل از هرچیز منطقه ویژه اقتصادی با پرچم است که خطر آن می رود با سقوط بانکی روبه رو شود، زیرا عمارات متحده عربی متناسب با یک سرمایه داری خلاق، هیچ چیز تولید نمی کند. این کشور یک اقتصاد خدماتی فارغ از مالیات است که برای تجمل پرزرق و برق و امنیت ساخته شده است.
علاوه براین دوبی با سرمایه گذاری های شخصی، پیشکش ها و هدایا به «هیئت صلح» ( در واقع هیئت جنگ)، تأثیر شدیدی بر کالیگولای نوین (بگو ترامپ کوئینز ) دارد. هوانوردی ۲۷٪ از تولید ناخالص داخلی دوبی و ۱۸٪ از تولید ناخالص داخلی امارات متحده عربی را تشکیل می‌دهد. فرودگاه دوبی در تاریکی یک فاجعه مطلق است. شرکت‌های هواپیمایی عظیمی مانند امارات، اتحاد و قطر ایرویز – به همراه فرودگاه‌های عظیم خود – از عناصر کلیدی در ساختار حمل‌ونقل جهانی هستند.
دوبی در تاریکی یک مدل اقتصادی بسیار بد برای ترامپ است. شکی نیست که هم اکنون محمد بن زاید تلفن را برداشته و خواستار آتش بس فوری است. علاوه براین تهران علناً اعلام کرده که کنسرنهای بزرگ انرژی مثل شورون و اکسون موبایل اهداف مشروع این کشور است. لذا جای تعجب نیست که کالیگولای جدید در همان روز اول خواستار آتش بس بود و از طریق کانال های دیپلماتیک ایتالیایی با ایران ارتباط گرفت.
فارغ از این گمانه زنی ها که آیا روان پریش نسل کش در تل آویو، کالیگولای جدید را آنگاه که ارتش شکست ناپذیرش هنوز آمادگی نداشت مجبور به ورود در جنگ کرد، یک چیز محرز است وآن این که پنتاگون ابتکار عمل استراتژیک را از دست داده.
فیلمنامه در تهران نوشته می شود؛ این یک جنگ فرسایشی خواهد بودکه ایران هرنوع سناریوی ممکنی را بررسی کرده.
و به این صورت و به سرعت برق وقایع رخ داد.
بی سر کردن رهبری، مجمع خبرگان در زمانی بسیار کوتاه تشکیل شد. سپاه در عرض یک ساعت «با قدرت حداکثری» پاسخ داد. مسئله جانشین: تعیین شده. ساختار فرماندهی: روشن است. و تغییر رژیمی نیز در کار نیست. برتری استراتژیکی امپراتور معادل صفر. از شهادت به انتقام.
تمام جنوب جهانی نظاره می کند.
شکاف کامل استراتژیک.

به گفته چندین منبع در سپاه پاسداران، آیت‌الله خامنه‌ای همه چیز را از طریق مجموعه‌ای از دستورات، با جزئیاتی دردناک آماده کرده بود. او به علی لاریجانی، دبیر شورای امنیت، و اعضای ارشد منتخب دستور داده بود که ایران چگونه می‌تواند نه تنها در برابر قدرت آتش باند اپستین مقاومت کند، بلکه از تلاش‌های ترور – از جمله ترور خود او – نیز جان سالم به در ببرد. خامنه‌ای، به همراه علی شمخانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی، و فرمانده سپاه محمد پاکپوربه قتل رسید.
خامنه‌ای برای هر فرماندهی کلیدی در ارتش و دولت دست‌کم در چهار سطح جانشین تعیین کرد. جای تعجب نیست که پس از حملهٔ شدید، همهٔ تصمیم‌های حیاتی در کمترین زمان ممکن اتخاذ شد.
این زوج آمریکایی-اسرائیلی قاتل و نسل‌کش هیچ تصوری از آنچه در راه است ندارند. آنها تمام دنیای شیعه – چه برسد به صدها میلیون مسلمان سنی – را آزرده کرده‌اند
شکاف استراتژیک کامل به قدر کافی گویا نیست : ما به نقطهٔ مطلق بازگشت‌ناپذیر بین واشنگتن و تهران رسیده‌ایم. به جای این تصور کودکانهٔ تغییر رژیم که تنها صهیونیست‌های متعصب و بی‌مغز می‌توانند به آن دامن بزنند، کشتن خامنه‌ای اجماع ملی را مستحکم می‌کند؛ تلافی بی‌محدودیت را مشروع می‌سازد؛ و درگیری چندجبهه‌ای از خلیج فارس تا شام را آزاد می‌کند.
تاکتیک فوری ایران کاملاً روشن است: پدافند هوایی اسرائیل را اشباع کند و یک بحران گسترده رهگیری را رقم بزند. این امر ژنرال‌های اسرائیلی را مجبور می‌کند تا از کالیگولای جدید درخواست آتش‌بس کنند – در حالی که ایران به تخریب زیرساخت‌ها و اقتصاد اسرائیل ادامه می‌دهد، تا جایی که شاید فرقه مرگ در عرض چند روز فروپاشد.
و در این بین روسیه و چین در سایه به کار خود ادامه خواهند داد تا شبکه دفاعی ایران برقرار بماند.
اگر نفت و گاز آسیای غربی تنها برای چند روز جریان نداشته باشد کلیه شرط بندی های ملال آور در مورد اقتصاد جهانی واقعیت پیدا خواهد کرد. ایران همه سناریوها را بررسی کرده و می تواند به دلخواه فشار را کم و یا زیاد کند.
جنوب جهانی درس های لازم را خواهد گرفت که چگونه رهبری ایران همبستگی و اهداف مشخص را نشان می دهد، در حالی که پس از ۴۷ سال تحریم های بی رحمانه مجبور به یک مبارزه بی نظیر در چندین جبهه علیه غول امپریالیستی است. این نوع مقاومت به خودی خود معجزه ای است.
اکنون ممکن است که راه برای به پایان رسیدن حضور نظامی آمریکا در آسیای غربی گشوده شود، چیزی که آرزوی تعداد زیادی از شهدا از سلیمانی و نصرﷲ تا خامنه ای بود.
ما می توانیم به دروازه نظم پسا آمریکایی در غرب آسیا برسیم که در آن، آن فرقه مرگ هولناک، با خدای رقت‌انگیز و غیرتحمّل‌گرش، با بازدارندگی‌ ویرانش، گرفتار در کام پارانویا، در حالی که با اشکال متعددی از فشارهای نامتقارن دست و پنجه نرم می‌کند به طور نهایی در مرداب مرگ فرو رود.