دکترین مونرو دوباره احیا شد

تارنگاشت عدالت
برگرفته از: دنیای جوان
۵ ژانویه ۲۰۲۶

مصاحبه با خوان کارلوس مونه دِرو استاد علوم سیاسی دانشگاه کومپلوتنزه مادرید

س: شما چندی پیش مجدداً در ونزوئلا بودید. روز شنبه ایالات متحده آمریکا به تهدیدهای خود جامه عمل پوشاند و به این کشور حمله کرد. اولین فکر شما چه بود؟
پ: ایالات متحده آنچه را که در استراتژی امنیت ملی خود نوشته عملی می کند. هر کشوری که به ساز این کشور نرقصد، متخاصم نامیده می شود و علیه اش جنگ آغاز می شود بدون این که اصلاً اعلام جنگ شود. آمریکا عوارض مالیاتی علیه کشورهای جهان به اجرا درآورد، تأسیسات اتمی ایران را بمباران کرد و پایتخت کشوری را در آمریکای جنوبی مورد حمله قرار داد و رئیس جمهور آن کشور را ربود. این اقدامات بی نظیر است و وضعیت جنگی را در جهان عادی سازی می کند، بی قانونی را عادی سازی می کند، جهانی را که در آن خشونت به هنجاری که روابط بین المللی را تنظیم می کند تبدیل می شود را عادی سازی می کند.

س: در استراتژی امنیت ملی نامبرده همین طور گفته می شود که ایالات متحده آمریکا در سطح جهان احزاب افراطی دست راستی ، مثلاً AFD را در آلمان مورد حمایت قرار می دهد.
پ: بیشتر از آن. ایالات متحده می خواهد هرنوع یک دست سازی منطقه ای را از بین ببرد. سازمان های بین المللی مانند اتحادیه ملل آمریکای جنوبی UNASUR و جامعه کشورهای آمریکای لاتین و دریای کارائیب CELAC به نظر آنها زائد است و آنها تنها سازمان کشورهای آمریکایی OAS را که خود کنترل می کنند به رسمیت می شناسند. آنها اتحادیه اروپا را رد می کنند و بیشتر هوادار تعامل دوجانبه و به ویژه با کشورهایی که حاضرند قیمومیت آنها را بپذیرند ، هستند. هر دولت چپی (مثل ونزوئلا) را دشمن خود می پندارند. کلمبیا و مکزیک علناً مورد تهدید قرار می گیرند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ایالات متحده آمریکا مدافع نظم جهانی مبنی بر قانون بود، زیرا قواعد بین المللی به نفع این کشور بود. ولی اکنون دیگر چنین نیست زیرا رقیب چینی بیش از اندازه بزرگ شده. و لذا دکترین مونرو با یک بند الحاقی از طرف ترامپ دوباره احیا شده است.

س: روز جمعه نماینده ویژه چین وارد ونزوئلا شد. چه واکنشی را از طرف چین می توان انتظار داشت؟
پ: نمی دانیم که چین چه خواهد کرد. سیاست خارجی چین یک فاکتور ناشناخته است. ولی به همین اندازه هم نمی دانیم که در سطح سیاسی ونزوئلا چه وقایعی در حال وقوع است. نمی دانیم که آیا محافلی وجود دارد که به ایالات متحده کمک کردند. ما بیانیه های وزارت دفاع و وزارت کشور را شنیدیم ولی برای ترسیم یک تصویر دقیق، اطلاعاتی در اختیار ما نیست. می دانیم که میلیشیای مردمی بسیج می شود.

س: قدرت نظامی ایالات متحده چندین برابر قدرت نظامی ونزوئلا است. میلیشیای خلق تا چه حد قادر به مقاومت است؟
پ: متوقف ساختن حمله غیرممکن است. تعداد جنگنده های آمریکایی موجود در ناوهواپیمابر جرالد فورد بیشتر از تمام جنگنده های شکاری کشور ونزوئلا است. لذا نمی توان در میدان باز با آمریکا روبه رو شد. ولی مانند همان روندی که آمریکا در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه با آن رو به رو شد، اشغال دراز مدت با هزینه سنگین و مهم تر از همه با تلفات جانی زیادی همراه خواهد بود. ونزوئلا کشوری با یک توپوگرافی بسیار بغرنج است و حتی کاراکاس را به سختی می توان اشغال کرد. لذا احتمالاً هدف این نخواهد بود. کسی به دونالد ترامپ گفته بود که می آیید، میدان های نفتی را تحت کنترل خود می گیرید و صلح و آرامش به کشور خواهید آورد. فکر نمی کنم که چنین چیزی ممکن باشد. در آنجا همان اتفاقی روی خواهد داد که در جاهای دیگر روی داده است: آنها خواهند آمد، ویرانی و خسارت به بار خواهند آورد و کوشش خواهند کرد تا آنجا که می توانند کشور را تاراج کنند، تا آنجا که زمان به آنها اجازه دهد پولی را که هزینه حمله کرده بودند دوباره به دست آورند و بعد مجبور خواهند بود کشور را ترک کنند. آنها کوشش خواهند کرد سیاست مداران اپوزیسیون هوادار آمریکا مانند ماریا کورینا ماچادو و ادموند گونزالس را در راس یک حکومت دست نشانده قرار دهند.

س: آیا مسئله فقط نفت است و یا این که انقلاب بولیواری؟
پ: خیر. مسئله واقعی ، مسئله نفت است. انقلاب بولیواری از این نظر مخل است چون سرزمین را از زیر کنترل آنان خارج کرده و چون انقلاب در دفاع از حاکمیت ملی در آمریکای لاتین سرمشق قرار گرفته است. ولی ترامپ با وضوح کامل گفت: آنچه که می خواهیم نفت است. و درسند سیاست راهبردی ملی نیز آمده است که آنها برای تأمین شیوه زندگی آمریکای شمالی نیازمند به تصاحب ثروت های طبیعی این کشور می باشند. بقیه مسایل جنبی است. ایالات متحده آمریکا می تواند با دیکتاتوری های راستگر، چپ، بالا، پایین و هر نوع مذهبی سر کند. آنچه که مورد علاقه همیشگی آمریکا است، فقط پول است.

س: خانم کایا کالاس، مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا در مقابل حمله آمریکا واکنش نشان داد. او گفت که وضعیت در ونزوئلا زیر نظر است اما نیکلاس مادورو فاقد مشروعیت است. این واکنش را چگونه ارزیابی می کنید؟
پ: پس از توجیه نسل کشی در غزه و پس از پیگرد حقوقی هرنوع تعبیر آنچه در اوکراین رخ می دهد در مورد ونزوئلا نیز به طور مشابه رفتار خواهد شد. اتحادیه اروپا نه می خواهد و نه می تواند یک موضع آلترناتیو در مقابل خط ایالات متحده اتخاذ کند. نمایندگان اتحادیه اروپا به زمین گلف ترامپ در اسکاتلند احضار و از طرف او توبیخ شدند. هیچ توقع و انتظاری از اتحادیه اروپا نمی توان داشت.

س: رفتار کشورهای دیگر آمریکای لاتین چگونه است؟ موضع رئیس جمهور کلمبیا پترو تا این لحظه زیاد روشن نبود. مکزیک از مادورو اعلام حمایت کرد. ولی کشور چه خواهد کرد؟
پ: کشورهای آمریکای لاتین که توسط نیروهای چپ رهبری می شوند این اقدامات را محکوم می کنند و دولت های راستگرا با آن موافقند. کلمبیا مبارزه جویانه عمل خواهد کرد زیرا خطر آن می رود که همان بلای ونزوئلا بر او نیز وارد شود. هم اکنون اشاراتی در این زمینه صورت گرفته است. در مورد مکزیک مشکل درهم تنیدگی اقتصادی با کشور همسایه ایالات متحده می باشد. دولت مکزیک اعتراض خواهد کرد ولی در واقع کار زیادی نمی تواند بکند و دست هایش بسته است.

س: دولت اسپانیا که با علاقه خود را آلترناتیو جا می زند، چطور؟
پ: بیانیه دولت اسپانیا شرم آور است. لحن کلام دولت اسپانیا در مقابل روسیه پس از ورود این کشور به اوکراین بسیار پرخاشجویانه بود، چرا از همین لحن در مقابل ایالات متحده که به ونزوئلا حمله کرده، استفاده نمی شود؟ واقعاً شرم آور است. نظم جهانی در حال فروپاشی است.

س: احتمالاً تحریم هایی علیه ایالات متحده به اجرا در نخواهد آمد.
پ: خیر. به احتمال یقین اتحادیه اروپا هیچ نوع تحریمی علیه ایالات متحده منظور نخواهد کرد. ما شاهد آن هستیم که جوانان اروپا جبراً به خدمت نظام فراخوانده می شوند، تا روزی برای کشتن و کشته شدن به صحنه جنگ اعزام شوند.

س: آیا این امر شما را نگران می کند؟ آیا باید نگران بود که مثلاً به این دلیل که نظر متفاوتی نسبت به جنگ دارید، تبعاتی برای شما به همراه خواهد داشت؟
پ: ما هم اکنون شاهدیم که شهروندان اتحادیه اروپا مورد تحریم قرار می گیرند. امکان دارد که ابراز نظر متفاوت جرم محسوب شود. ما هم اکنون در مورد اظهارات متفاوت در مورد وقایع اوکراین و یا فلسطین شاهد این روند هستیم.

س:آیا امیدی هست؟ چه می توان کرد؟
پ: وقتی همه قوانین شکسته می‌شود، وقتی قرارداد اجتماعی نقض می‌گردد، وقتی نهادهای کشورها نادیده گرفته می‌شود، آنگاه باید قدرت موسس فراخوانده شود. قدرت موسس، مردم سیاسی‌شده‌ای هستند که خود را به‌عنوان یک ملت می‌بینند و خواهان نظام سیاسی‌ای هستند که از معیارهایشان پیروی کند. بنابراین تنها در صورتی راهی برای خروج وجود دارد که مطالبات متناظری از سوی مردم مطرح شود. با این حال، به نظر من در حال حاضرشرایط لازم برای این امر در اروپا فراهم نیست. و به همین دلیل خوش‌بین نیستم.