تارنگاشت عدالت
برگرفته از آنکات نیوز
۸ ژوئن ۲۰۲۶
ایران جنگ اسرائیل لبنان را به مسئله خود تبدیل می کند
احتمالاً اهمیت کامل آنچه در چند روز گذشته در خاورمیانه رخ داده است، تنها با گذشت زمان و با نگاه به گذشته بهطور کامل درک خواهد شد. در حالی که رسانههای غربی تازهترین حملات موشکی ایران را عمدتاً بهعنوان یک فصل دیگر از درگیری مستقیم میان تهران و تلآویو به تصویر میکشند، ممکن است در واقع اتفاقی بسیار مهمتر رخ داده باشد: برای نخستین بار، ایران به حملات اسرائیل علیه کشوری ثالث پاسخ نظامی داده است – و بدین ترتیب معادله استراتژیک کاملاً جدیدی را ایجاد کرده است.
برای دههها، اسرائیل در منطقه بر اساس الگویی عمدتاً بدون چالش عمل کرده است. چه در لبنان، سوریه، عراق یا فراتر از آن، حملات هوایی اسرائیل عموماً بهعنوان بخشی از یک دکترین امنیتی تثبیتشده تلقی شده است. اگرچه اعتراضها، محکومیتهای دیپلماتیک و واکنشهای پراکنده از سوی بازیگران محلی وجود داشته است، ولی هیچ قدرت منطقهای عمدهای حاضر یا قادر نبوده است اسرائیل را بهطور مستقیم در قبال عملیات نظامی علیه سایر کشورها پاسخگو کند.
و درست همین مسئله می تواند تغییر پیدا کرده باشد.
خط جبهه تغییر می کند
منطق بازدارندگی تا کنون نسبتاً ساده بوده است: اگر اسرائیل مستقیماً به ایران حمله کند، ایران تلافی خواهد کرد. این واقعیت در ماههای اخیر تثبیت شده بود. هر دو طرف میدانستند که حملات مستقیم واکنش فوری را برخواهد انگیخت.
ولی اکنون این طور به نظر می رسد که ایران خط قرمزهای جدیدی را ترسیم کرده است.
به گزارش الجزیره، جدیدترین حمله موشکی ایران صراحتاً بهعنوان پاسخی به حملات اسرائیل در لبنان، بهویژه در بیروت، هدفگذاری شده است. بنابراین پیام تهران این نیست که به دنبال جنگ علنی با اسرائیل است. بلکه هدف این است که به اسرائیل نشان دهد حملات به لبنان در آینده دیگر بهعنوان حوادث جداگانه تلقی نخواهند شد.
به گفته این شبکه خبری، ایران به وعده خود به مردم لبنان عمل کرده و نشان داده است که در صورت ادامه عملیات اسرائیل، برای مداخله نظامی آماده است.
به عبارت دیگر: اگر اسرائیل به لبنان حمله کند، با واکنش ایران مواجه خواهد شد. این امر عملاً لبنان را در معماری بازدارندگی استراتژیک تهران قرار میدهد.
پایان آزادی عمل اسرائیل؟
برای اسرائیل، این یک چالش بالقوه تاریخی را به نمایش میگذارد.
دههها، رهبری اسرائیل میتوانست این فرض را داشته باشد که اگرچه عملیاتهای نظامی خارج از مرزهای خود هزینههای سیاسی به همراه خواهد داشت، اما به ندرت خطر یک جنگ منطقهای را به دنبال خواهد داشت.
اگر تهران اکنون واقعاً هرگونه تشدید عمده در لبنان را امری مربوط به امنیت ملی خود بداند، ارزیابی خطر به طور اساسی تغییر میکند.
هر حمله آینده به بیروت میتواند نه تنها واکنش حزبالله، بلکه واکنش زرادخانه موشکی ایران را نیز برانگیزد.
بنابراین، سؤال حیاتی دیگر این نیست که آیا ایران قادر به پاسخگویی به اسرائیل است یا خیر.
سؤال این است که آیا اسرائیل آماده است تا استراتژی نظامی کنونی خود را با توجه به این واقعیت جدید تطبیق دهد.
مخمصه واشنگتن
وضعیت برای ایالات متحده آمریکا هم بغرنجتر می شود
واشنگتن دهههاست که از سیاست نظامی منطقهای اسرائیل از نظر دیپلماتیک، مالی و نظامی حمایت کرده است. همزمان، دولت ترامپ در حال حاضر در تلاش برای رسیدن به یک تفاهم سیاسی با ایران است.
اما دقیقاً در همینجاست که یک تناقض به وجود میآید.
واشنگتن چگونه میتواند به طور معتبر با تهران برای صلح مذاکره کند، در حالی که نزدیکترین متحدش به بمباران اهداف در لبنان ادامه میدهد و بدین ترتیب چرخه تشدید تنش دامن میزند که مذاکرات را به خطر میاندازد؟
هر حمله جدید اسرائیل، فشار بر رهبری ایران برای نشان دادن قدرت خود را افزایش میدهد. به نوبه خود، هر حمله تلافیجویانه ایران، آمریکا را به درگیری منطقهای نزدیکتر میکند؛ درگیریای که ترامپ در واقع مایل به اجتناب از آن است.
بدین ترتیب، دولت آمریکا خود را در تنگنا میبیند: از یک سو، خواهان دستیابی به توافق با ایران است، اما از سوی دیگر، نه تمایلی و نه توانایی مهار مؤثر فعالیتهای نظامی اسرائیل را دارد.
تولد یک نظم منطقه ای جدید؟
فارغ از این که کسی از سیاستهای تهران حمایت کند یا با آن مخالف باشد، یک چیز اکنون روشن است: ایران در تلاش است تا قواعد بازی در خاورمیانه را بازنویسی کند.
پیام روشن است: لبنان دیگر یک میدان نبرد منزوی نیست که اسرائیل بتواند به میل خود در آن عمل کند. هر کسی که به بیروت حمله کند، در آینده با واکنش تهران مواجه خواهد شد.
اگر این دکترین غالب شود، این مهمترین تغییر در معماری امنیتی منطقه در دهههای اخیر خواهد بود.
اسرائیل پس از مدتها برای اولین بار با یک قدرت منطقهای روبرو است که نه تنها ابزارهای نظامی برای مهار اقدامات آن را در اختیار دارد، بلکه به نظر میرسد اراده سیاسی برای استفاده از آن ابزارها را نیز داراست.
سؤال واقعی اکنون این نیست که آیا ایران در هشدار خود جدی است.
سؤال واقعی این است که آیا اسرائیل آماده است که آن را جدی بگیرد.
