رسانه‌های غربی و تبلیغات فرهنگی

 

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: فلیکس آبت

برگرفته از: فوروم جئوپولیتیکا

۲۳ ژانویه ۲۰۲۶

 

رسانه های خارجی مثل BBC فارسی نقش تعیین کننده ای در آماده ساختن زمینه اعتراض ها ایفا کردند به این صورت که در مدت زمان نسبتاً طولانی شکل گیری افکار عمومی طبقه متوسط ایران را تحت تأثیر قرار دادند و آرمان های فرهنگی مثل فستیوال های بزرگ، ایونت های LGBTQ و سرگرمی هایی به سبک یوروویزیون و غیره را تبلیغ کردند تا زندگی در غرب را برتر و غالب نمایش دهند و به نارضایتی از دولت ایران دامن زنند. این نظر ماکس بلومنتال سردبیر The Grayzone و کارشناس مسایل ایران است. او در سفر اخیر خود به ایران با مردمی از اقشار و طبقات مختلف از جمله کسانی که این رسانه ها را مصرف می کنند ملاقات کرد.

متنی که در ایکس با ۲.۷ میلیون بازدیدکننده به سرعت پخش شد، با استفاده از ویدیوهای اعتراضی کشورهای دیگر و ارائهٔ نادرست آن‌ها به‌عنوان صحنه‌هایی از ایران، ادعاهای ساختگی را منتشر کرد .

حتی اسناد کانال ۴ BBC به شرکت تاریخی BBC در کودتا ۲۸ مرداد ۱۹۵۳ علیه نخست وزیر دمکراتیک ایران دکتر محمد مصدق اذعان کرد و بدین سان سنت کهنه و نگران کننده مداخله جویی را منعکس نمود.
BBC فارسی علاوه براین تأیید کرد که ایرانیانی که در نظر سنجی شرکت داشتند همگی از طریق استارلینک تماس گرفته بودند، دستگاه هایی که از طرف سازمان سیا صرفاً جهت تغییر رژیم پخش شده بود.
همین طور فرستنده «ایران اینترناشنال» که در لندن فعالیت می کند که در ابتدا از طرف عربستان سعودی فاینانس می شد و امروز تنگاتنگ با اسرائیل همکاری می کند وامروز به عنوان رسانه فارسی زبان به شورش دامن می زند و حتی اوباش را راهنمایی می کند و اقدامات خشونت آمیز آنها را به عنوان بخشی از «مقاومت» ستایش می نماید.

اعتراضات به طور اجتناب ناپذیری تشدید شد. اعضای سازمان مجاهدین خلق که به رژیم صدام حسین در جنگ ایران و عراق یاری رساندند، و به قول افسران سابق سازمان سیا در اردوگاه های عراقی و آلبانیایی توسط مأمورین سیا تعلیم دیده بودند همراه گروه های کردکه آنها هم از طرف آمریکا تعلیم دیده اند و از مرز عراق وارد ایران شدند جزو بازیگران خشونت آفرین اعتراضات بودند.


پیامدهای خشونتی که در سراسر کشور توسط عوامل ایرانی تحت هدایت قدرت‌های خارجی و همچنین توسط تروریست‌ها و آشوبگران تحت نفوذ خارجی صورت گرفته.

افسر سابق سازمان سیا، جان کیریاکو توضیح داد: روش آنان چنین بود: صدها هزار مهاجر افغانی در ایران زندگی می کنند. آنها هرگز تبعیت ایران را دریافت نخواهند کرد و از آنجا که بیکارند هم از پوشش درمانی رایگان و هم کمک های غذایی و خدمات اجتماعی … بی بهره اند. درست از همین افراد اسرائیلی ها سربازگیری کردند. مثلاً گفته می شد: این گوشه بایست و هروقت ژنرالی را دیدی که با ماشین از مقابلت عبور کرد یادداشت کن و به اطلاع ما برسان. بفرما این هم ۱۰۰ دلار!… از این طریق آنها هزاران نفر را استخدام کردند.

رسانه های غربی سکوت کردند و روایت ها را هدایت نمودند.
رسانه های غربی تظاهرکنندگان را خشونت پرهیز معرفی می کنند، در حالی که کشتن افراد پلیس و غیرنظامیان توسط تظاهرکنندگان خشونت گرا و جاسوسان خارجی را نادیده می گیرند و تظاهرات گسترده

هواداران دولت را تقریباً مسکوت می گذارند. مانند عملیات رژیم چنج در کشورهای دیگر هدف این است که افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داده و تشدیدخطر احتمالی حمله نظامی را توجیه کنند.

اوایل ژانویه ناآرامی های سنگینی در چندین شهر پدید آمد که توسط رسانه های اصلی غرب تقریباً نادیده انگاشته شد. نمونه های زیر تنها جز ناچیزی از خشونت و اغتشاش را نمایش می دهد.

روز ۹ ژانویه در مشهد اغتشاشات سنگینی صورت گرفت. گروه های ضد دولتی ایستگاه های آتش نشانی، اتوبوس ، اموال شهرداری و تأسیسات مترو را به آتش کشیدند و به گفته مقامات محلی خسارتی قریب ۱۸ میلیون دلار وارد ساختند.

در کرمانشاه کودک سه ساله ملینا آزادی به ضرب گلوله به قتل رسید که مسبب آن اغتشاشگران بودند.

از افراد مسلح که در کرمانشاه، همدان، لرستان و مناطق دیگر پلیس و نیروهای انتظامی غیر مسلح را مورد هدف گلوله قرار می دادند فیلم برداری شد.

فیلم ها نشان می دهند که چگونه یک اتوبوس در یکی از شهرهای مرکزی کشور توسط اغتشاشگران به آتش کشیده می شود. در تهران این گروه ها اماکن مذهبی ازجمله مسجد ابوذر و مسجد بزرگ سرابله و حرم محمدبن موسی الکثیر را تخریب کردند و آتش زدند.

در کرج اغتشاشگران یک ابنیه مهم دولتی را ویران کردند. در رشت بخشی از بازار ویران شد و در بروجن یک کتابخانه تاریخی با متون باستانی به آتش کشیده شد.

با وجود همه این وقایع رسانه ها و دولت های خارجی حتی بعد از این که وزارت امور خارجه فیلمهایی از اعمال خشونت اغتشاشگران را در اختیار سفارتخانه های خارجی قرار داد عمدتاً سکوت پیشه کردند. دولت ایران در مورد قتل بیش از ۱۰۰ مامور پلیس و نیروی انتظامی در طول ناآرامی ها گزارش داد. دو سازمان غیردولتی ایرانی که در واشینگتن مستقرند و از طرف دولت آمریکا فاینانس می شوند اعداد و ارقام به مراتب کمتری را ارایه می کنند و در این بین به منابع عمده گزارشگران غربی تبدیل شده اند.

ایران آن «خانه پوشالی» که اسرائیل و آمریکا تصور می کردند، نبود. حتی خبرگزاری رویترز در طول مناقشات گفت که «رژیم فاسد» مفروض هنوز از پشتیبانی «هواداران بسیار زیادی» برخوردار است که به جمهوری اسلامی ایران وفادارند.

از درون گروه های کلیدی مثل بازاری ها، سپاه و ارتش کسی به متعارضین نپیوست و تحلیلگران اسرائیلی مطبوعات عبری اذعان داشتند که شکاف عینی در درون سیستم پدید نیامده است. آنچه به ارتشا مربوط می شود تاکتیک های رشوه دهی سازمان سیا که در عملیات تغییر رژیم اخیر در ونزوئلا و سوریه صورت گرفت، در ایران بی اثر بود و آن طور که تبلیغات غرب تبلیغ می کند رهبران سیاسی و نظامی کشور فاسد و رشوه خوار نبودند.

کوتاه بگوییم: دو حریف سنگین وزن ایران کور خواندند و نتیجه کار به نفع آنان تمام نشد.

حتی فاینانشل تایمز طی مقاله ای زیر عنوان «گزارش از تهران (ترجمه آزاد: مردم ایران چقدر ضعیف علیه رژیم شورش کردند) گزارش کرد که در طول روز تهران در آرامش به سر می برد (ترافیک، داد و ستد و بازگشت به محل کار) ولی به بیمارستان های شلوغ و هشدارهای پلیس اشاره کرد که از مردم می خواست جوانان خود را در خانه نگهدارند و به ترس از تشدید ناآرامی در شب اشاره می کرد.

اعتراضات «پراکنده» نامیده می شد. و مقاله به طور غیر معمولی از اقدامات خشونت آمیز تظاهرکنندگان (از جمله حملات مسلحانه، آتش افروزی ها و سر بریدن ها) که مردم ایران را شوکه کرد و به ترس از آغاز یک جنگ داخلی دامن می زد و نمونه لیبی و سوریه را تداعی می کرد اشاره داشت. محمد صادق جوادی یک سیاست مدار اصلاح طلب از مشهد از این کشتار متقابل وحشت زده شده بود. این گزارش فاینانشل تایمز از این رو قابل توجه بود زیرا رسانه های اصلی این اعمال خشونت معترضین را به طور وسیع نادیده گذاشتند.

وقتی که اعتراضات فروکش کرد، ترامپ از تظاهرکنندگان خواست که ادامه دهند و «موسسات و نهادها را اشغال» کنند، در عین حال وعده داد که «کمک در راه است»، با وجود آن ایران آرام آرام از محدودیت های خدمات اینترنتی و مخابرات سیار کاست.

قطع ارتباطات بسیار هوشمندانه صورت گرفت: مقامات نه تنها دسترسی به اینترنت و داده های موبایل را قطع کردند بلکه ده ها هزار ترمینال استارلینک غیرقانونی را مختل و مسدود ساختند. آنها حتی توانستند بسیاری از کاربران ترمینال را که تحت کنترل قدرت‌های خارجی بودند شناسایی و خنثی کنند، که این امر توانست تنها پس از چند روز به پایان رساندن فعالیت‌های خشونت‌آمیز کمک کند.

فقط DropSite News گزارش کرد که رسانه های غربی در مورد اعلام تعداد قربانیان در ایران به شدت به اطلاعات نهادهای غیردولتی مدافع حقوق بشر ایرانی که توسط ایالات متحده فاینانس می شوند تا دستور کار دولت آمریکا را به اجرا درآورند استناد می کنند.

در حالی که این مقاله را می نویسم تاکنون اغتشاشگران و تروریست ها ده ساختمان دولتی، ۴۸ ماشین آتش نشانی، ۴۲ اتوبوس و آمبولانس و همین طور ۲۴ خانه را ویران کردند، ۲۶ بانک را تاراج نمودند و ۲۵ مسجد را به آتش کشیدند. ترامپ این خشونت گرایان را «قربانی» و «نیروهای خود» می نامد. پلیس ایران در طول این اغتشاشات افراد زیادی (از جمله افغانی و هندی) را به جرم تخریب زیرساخت ها و جاسوسی برای اسرائیل دستگیر کرد.

هم چنین قابل توجه بود که به محض آغاز خشونت، فضای رسانه‌ای مملو از اتهامات خشونت دولتی علیه تظاهرکنندگان خشونت پرهیز شد، در حالی که جنبه‌های دیگر این درگیری به طور چشمگیری در گزارش‌های غربی غایب بود. رسانه‌های غربی عمدتاً به آمار تلفات گردآوری‌شده توسط گروه‌های اپوزیسیون ایرانی مستقر در خارج از کشور تکیه داشتند. این گروه‌ها توسط بنیاد ملی دموکراسی (NED) – سازمانی که توسط سیا تأسیس شده و ابزار دولت آمریکا برای تغییر رژیم است – تأمین مالی می‌شوند و اعضای هیئت‌مدیره آن را نئوکان های دو آتشه تشکیل می‌دهند.

بنیاد ملی دمکراسی مدعی رهبری اعتراضات زن-زندگی-آزادی در سال ۲۰۲۳ بود، اعتراضاتی که به همین صورت پر از اعمال خشونت بار هولناک بود، که اغلب از طرف رسانه های غربی و سازمان های حقوق بشر نادیده گرفته شد. امروز بنیاد ملی دمکراسی دیگر تنها بازیگری که در ارتباط با سازمان های جاسوسی تلاش می کند تا به اغتشاش در ایران دامن زند، نیست.

این واقعیت که چندین و چند مسجد به آتش کشیده شد، ایستگاه های پلیس به طور سیستماتیک ویران گردید، تعداد زیادی آمبولانس به آتش کشیده شد و بیش از ۱۰۰ پلیس به دست تظاهرکنندگان به قتل رسیدند، در رسانه های غربی عمدتاً مسکوت گذارده شد. آنها خود را فقط و فقط روی خشونتی که به دولت ایران منصوب می شود، متمرکز کردند.

انفلوانسرهای غربی در جنگ تبلیغاتی شرکت می کنند
نویسنده مشهور انگلیسی ج.ک. رولینگ، نویسنده اثر هفت جلدی هاری پوتر که در سطح جهان بیش از ۶۰۰ میلیون بار به فروش رسیده و در واقع پرفروش ترین کتاب در تاریخ است «شیطان صفتی» رژیم ایران را در X محکوم کرد و پوستری منتشر کرد که برپایه یک ویدئو تهیه شده که گویا یک زن شجاع را در ایران نشان می دهد که «به مقابله با ملایان برخاسته». کسانی که از اینترنت استفاده می کنند فوراً محل واقعی صحنه را تشخیص می دهند: تورونتو در کانادا و نه در ایران.
در غرب گفته می شود: «زنان در ایران سرکوب می شوند» خانم رولینگ هرگز در تهران نبوده تا زندگی شبانه را تجربه کند که زنان جوان به راحتی، بدون حجاب و با لباس های تنگ و چسبان جشن می گیرند.
در دوران اخیر بازدیدکنندگان خارجی گزارش می دهند که تعداد بسیار کمی پلیس مسلح در سطح شهر به چشم می خورد، به مراتب کمتر از بسیاری از شهرهای آمریکا و بسیاری از زنان از روسری استفاده نمی کنند وکسی مزاحم آنها نمی شود و جو عمومی به مراتب کمتر از آنچه که رسانه های غربی مدعی اند، نظامی شده است.

برخلاف تصویر «ملاهای دیوانه و زن ستیز» ایران پیشرفت ها عظیمی در تعلیم و تربیت دختران به دست آورد. در سال ۲۰۲۶ سطح باسوادسازی زنان جوان بین ۱۵ تا ۲۴ سال باغ بر ۹۸،۹۳ درصد بود، که افزایش شدیدی را نسبت به سال ۱۹۷۶ که بالغ بر ۴۲ درصد بود نشان می دهد. زنان هم اکنون ۶۰درصد دانشجویان را تشکیل می دهند و در رشته های متعدد علمی و پزشکی غالبند. نرخ فارغ التحصیلی زنان در رشته های علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات ۶۸ تا ۷۰درصد به مراتب بالاتر از ایالات متحده آمریکاست (تقریباً ۱۲،۷ درصد) و همین طور کشورهای اروپایی مانند آلمان (۲۰تا ۲۲ درصد رشته های مهندسی) است.

تحصیل در ایران برخلاف ایالات متحده، که دانشجویان با ده ها هزار دلار بدهی دست به گریبانند، معمولاً رایگان است. کاربران اینترنتی پست های شبکه اجتماعی خانم رولینگ در مورد کامنت های مربوط به نسل کشی در غزه، که طی آن ده ها هزار زن و دختر به دست اسرائیل به قتل رسیدند را به دقت بررسی کردند ولی هیچ کامنتی نیافتند. او هیچ گونه همدردی با قربانیان فلسطینی نشان نداده است. یک نگاه دقیق تر به سلبریتی های کشورهای غربی یک الگوی چشمگیری را نشان می دهد: هرچه ابراز همبستگی با قربانیان فرضی رژیم ایران رساتر باشد، نگرانی برای قربانیان واقعی در غزه آهسته ترو بی صداتر است و یا حتی وجود ندارد.

هیچ گروهی بهتر از سیاستمداران و شخصیت های سرشناس آلمانی دولت و رهبر معنوی ایران را بدنام نمی کنند. جامعه دوستی آلمان و اسرائیل همان طور که انتظار می رفت فوراً خواستار اخراج سفیر ایران شد. همان طور که در این مقاله ذکر شده بسیاری از اعضای الیت آلمان جزو ضدسامی ترین افراد در اروپا هستند. آنها علناً از نسل کشی فلسطینیان که خود جزو خلق های سامی اند حمایت کرده و آن را توجیه می کنند و در عین حال برای بقیه جهان در مورد مسایل اخلاقی موعظه می نمایند.

تاثیرگذاران هوادار اسرائیل در رسانه های مجازی اعتراضات در ایران را فعالانه طوری به نمایش گذاشتند تا همبستگی با فلسطین در سایه قرار گیرد و انظار عمومی مجبور شود بین یکی از آندو انتخاب کند.
برخلاف ادعاهای صدراعظم آلمان فریدریش مرتس ایران در برخی از امورنسبت به اسرائیل از شکل فراگیرتری از دمکراسی برخوردار است، اسرائیل کشوری که به قول مورخ اسرائیلی ایلان پاپه میلیون ها نفر انسان زیر کنترل خود را به طور سیستماتیک از حقوق و نمایندگی سیاسی برابر محروم می کند.

در ایران جریان های سیاسی و گروه های نژادی متفاوتی در مجلس حضور دارند، از جمله جامعه کوچک ولی غنی یهودی دارای کرسی های خاص خود است. برعکس اسرائیل یک سیستم کنترل و طردگسترده اعمال می دارد: دیوارهای مرزی، ایستگاه‌های بازرسی نظامی، موانع جاده‌ای و مناطق مستحکم‌شده، آزادی رفت‌وآمد فلسطینی‌ها را به‌شدت محدود می‌کند – حتی رسیدن به بیمارستان می‌تواند به مصیبتی چندین ساعته تبدیل شود.

ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور سابق – که در غرب به‌عنوان یک «تندرو» و از نزدیکان آیت‌الله علی خامنه‌ای معرفی می‌شود – اینجا در نشستی با خاخام های یهودی ایران

ایران کشوری بزرگ و جامعه ای متنوع با گفتمان های شدید داخلی است. برخی از شهروندان علناً دولت را رد می کنند، در حالی که برخی دیگر کماکان حامی آنند و تظاهرات توده ای اخیر در حمایت از دولت که توسط تلویزیون دولتی پخش شد مبین آن است.

بسیاری از ایرانیان با نگرانی عمیقی از خطر ایجاد یک جنگ داخلی روبه رو هستند، خطر این که ایران به یک سوریه، عراق و یا لیبی جدید تبدیل گردد و ترس از بالکانیزه شدن ایران توسط قدرت های خارجی بسیار زیاد است. همزمان با آن جامعه مدنی ایران بسیار متنوع است و دانشجویان، کارگران، گروه ها و کنشگران زن را در بر می گیرد که هم مخالف تعارض دولتی و هم مخالف دخالت خارجی هستند.

شخصیت های عمومی و تاثیرگذاران غربی با میلیونها دنبال کننده، مثل ج.ک.رولینگ که دولت ایران را محکوم می کنند، یا زودباورند و یا روایت های غیر علمی و غلط را تکرار می کنند و یا به دلایل اپورتونیستی آگاهانه از نظریه غالب پیروی می نمایند. در هرصورت باید با اظهارات آنان درست مانند نظر رسانه های اصلی که آنها بدون انتقاد باز تولید می کنند با شک و تردید برخورد کرد.

ادامه دارد…