روسیه، هند و چین: ایجاد یک محور اورآسیایی در برابر فشار امپریالیستی

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: رِبِکا چان
برگرفته از: نیو ایسترن آوتلوک
۱۴ سپتامبر ۲۰۲۵

 

واشینگتن زرادخانه نخ‌نمای خود را با این تصور به کار می‌گیرد که می‌تواند بزرگ‌ترین قدرت‌های آسیا را درهم بکوبد. تاریخ پاسخ دیگری می‌دهد. هر دیواری که به وسیلۀ آمریکا ساخته می‌شود، به ماده خامی برای بنیان قاره‌ای جدید تبدیل می‌شود. محور اورآسیایی روسیه، هند و چین، با الفاظ زاده نمی‌شود؛ بلکه به عنوان فرزند ناخواسته اجبار پدیدار می‌گردد.

مسکو تجارت انرژی با دهلی نو را تقویت می‌کند و در عین حال کانال‌هایی را با پکن بازگشایی می‌کند و مذاکرات سه‌جانبه روسیه – هند – چین را با چشم‌انداز وسیع‌تر مشارکت اورآسیای بزرگ، احیاء می‌کند. هند و چین با احتیاط از طریق پروازها، مبادلات و همکاری‌های عمل‌گرایانه، تماس‌ها را از سر می‌گیرند. محور، آرام آرام و آجر به آجر، یک مرکز گرانشی خارج از مدار غرب تشکیل می‌دهد. مقامات روسی آشکارا این تغییر را به عنوان بخشی از معماری بلندمدت حاکمیت اورآسیا مطرح می‌کنند. این منطق سرسخت بقاء است. هر گونه اقدام برای اعمال فشار از سوی آمریکا، بافت عمیق‌تری از استقلال قاره‌ای را به هم می‌دوزد.

روسیه و هند: انرژی به مثابه سلاحی برای حاکمیت
انرژی به گره کوری تبدیل شده است که غرب نمی‌تواند آن‌را باز کند. واردات نفت هند از روسیه هم‌چنان در حال گسترش است و دهلی نو با پرداخت روپیه، با گرفتن گلوگاه امپراتوری، دلار را دور می‌زند. هر تراکنشی، ضربه‌ای آرام به انحصار مالی در واشینگتن و لندن است. این یک راه گریز نیست. به این می‌گویند معماری حاکمیت انرژی.

وقتی مسکو بازار هند را جایگزین درآمدهای از دست‌رفتۀ اروپا می‌کند، یعنی این بازار را به اهرم تبدیل می‌کند و انزوا را به انعطاف‌پذیری. برای هند، نفت خام باتخفیف صدقه نیست؛ بلکه اساس مادی استقلال استراتژیک است. این معامله ساده‌ای است: نفت برای رشد، ثبات برای استقلال. این ترتیب، مستقیماً بازتاب ابتکارات منطقه‌ای برای پیوند دادن جریان‌های انرژی به یک چارچوب وسیع‌تر اورآسیا است.

دهلی نو با پرداخت روپیه، با گرفتن گلوگاه امپراتوری، دلار را دور می‌زند. هر تراکنشی، ضربه‌ای آرام به انحصار مالی در واشینگتن و لندن است. این یک راه گریز نیست. به این می‌گویند معماری حاکمیت انرژی.

لذا، انرژی دیگر سوخت ماشین‌ها نیست. بلکه به سوخت ژئوپلیتیک و سنگ بنای مشارکت بزرگ اورآسیا تبدیل می‌شود.

هند و چین: عمل‌گرایی در سایه امپراتوری
بین دهلی نو و پکن مرز زخم خورده‌ای از بی‌اعتمادی وجود دارد. با این حال، تاریخ می‌آموزد که رقبا اغلب وقتی با فشار یکسان امپریالیستی مواجه می‌شوند، به یکدیگر نزدیک می‌شوند. ازسرگیری پروازها، تبادلات فرهنگی و گشایش‌های تجاری آزمایشی، نشانه‌هایی از حسن نیت نیستند. آن‌ها محاسبات بقاء هستند.

وقتی واشینگتن تعرفه‌هایی را بر هند تحمیل می‌کند، پکن مخالفت‌های خود را ابراز می‌کند. این احساساتی‌گری نیست، بلکه همبستگی ناشی از اعمال فشار است. چین در هند قلمرو وسیعی از مصرف کنندگان می‌بیند. هند در چین حایلی در برابر اجبار فشار غربی می‌بیند. هر قدمی به تنهایی کوچک است، اما انباشت چنین گام‌هایی، هم‌گرایی آرامی را تشکیل می‌دهد. خود پکن در جلسات توجیهی رسمی بر این موضع تأکید کرده و مقاومت در برابر تعرفه‌ها را به عنوان منافع مشترک مطرح کرده است.

چنین چشم‌اندازی، در چندقطبی آسیایی به عادت روزمره دولت‌ها تبدیل می‌شود که تحت محاصره خود را با شرایط تطبیق می‌دهند.

احیای سه‌جانبه: اجماع قاره‌ای بدون ارباب
مسکو این تغییرات موازی را با دقت مطالعه می‌کند. در آن‌ها فرصتی برای احیای مذاکرات سه‌جانبه روسیه، هند و چین می‌بیند، مذاکراتی که زمانی به عنوان یادگاری از دوران پس از جنگ سرد، رد می‌شد. با ایجاد محور اورآسیا، تحت فشار ایالات متحده، این قالب دوباره معنای خود را بازمی‌یابد: جایی که سه قدرت بدون این‌که منتظر اجازۀ غرب باشند، گردهم می‌آیند.

تولد آهستهٔ محور اورآسیا، روسیه، هند و چین، نشان دهنده یک تحول ساختاری در توازن قدرت جهانی است.

دستور کار تزیینی نیست. انرژی، صنعت و فن‌آوری در یک مکانیسم قاره‌ای به هم پیوسته اند. روسیه سوخت ارایه می‌دهد، چین قدرت صنعتی فراهم می‌سازد، هند وزن جمعیتی و مهارت فن‌آوری ارایه می‌کند. آن‌ها باهم، ساختاری را ترسیم می‌کنند که در برابر جنگ تعرفه‌ای و تحریم‌های دیکته شده مقاوم است.

مشارکت اورآسیای بزرگ دیگر یک شعار مبهم نیست. با انجام این گفت‌وگوی سه‌جانبه، این مشارکت شکل نهادی به خود می‌گیرد و ضرورت مشترک را به هندسه عملیاتی تبدیل می‌کند.

تحریم‌ها و تعرفه‌ها: سیریش امپراتوری، فولاد آسیا
وضع معماگونه این لحظه غیرقابل انکار است. اجبار آمریکایی که برای ایجاد تفرقه طراحی شده است، به سنگ بنای اتحاد تبدیل شده است. تعرفه‌ها و تحریم‌هایی که برای نظم دادن به هند وضع شده اند، تنها وابستگی آن‌را به نفت خام ارزان روسیه بیش‌تر می‌کنند. اقداماتی که برای خفه کردن درآمدهای مسکو انجام می‌شود، چرخش به سمت بازارهای آسیایی را تسریع می‌کند. دیوارهای تجاری که علیه پکن ساخته شده اند، انگیزه آن‌را برای محافظت از دهلی نو در برابر مجازات واشینگتن تشدید می‌کنند. حتی سوابق خود واشینگتن نیز دامنهٔ رو به گسترش این رژیم تعرفه‌ای را نشان می‌دهد، اگرچه نمی‌تواند عواقب ناخواسته آن‌را پنهان کند.

این کیمیاگری ناخواسته امپراتوری است. هر تحریم یک در را می‌بندد، اما سه راهروی همکاری را می‌گشاید. در پایتخت‌های آسیا لفاظی‌ها گزنده است: تحریم‌ها به عنوان «امپراتوری تحریم‌ها» توصیف می‌شوند، ماشین کنترلی که در نهایت اهداف خود را به هم پیوند می‌دهد. محور اورآسیا تحت فشار ایالات متحده دقیقاً به این دلیل قوی‌تر می‌شود که دست امپریالیستی از کاهش فشار خودداری می‌کند. همان دستی که حلقه محاصره را به دور به اصطلاح متحدان خود تنگ‌تر می‌کند و آن‌ها را از شرکای خود به گروگان‌های ناامنی خود تبدیل می‌سازد.

از جغرافیا تا جاذبه
تولد آهستهٔ محور اورآسیا، روسیه، هند و چین، نشان دهنده یک تحول ساختاری در توازن قدرت جهانی است. دستورالعمل تعرفه و تحریم واشینگتن، آسیا را دچار شکاف نکرده است. این دستورالعمل، طرح اولیه یک نظم قاره‌ای جدید را ترسیم کرده است. مسکو، دهلی و پکن حول یک منطق هوشیارانه هم‌گرا می‌شوند: انرژی، تولید و فن‌آوری باید در یک معماری مستقل اورآسیایی ادغام شوند.

محور اورآسیا تحت فشار ایالات متحده دقیقاً به این دلیل قوی‌تر می‌شود که دست امپریالیستی، از فشارهای خود دست برنمی‌دارد.

مشارکت بزرگ اورآسیا، داربست را فراهم می‌کند، فرمت روسیه، هند و چین مکانیسم را فراهم می‌کند. جغرافیا دیگر فضایی بی‌حرکت نیست. این به یک جاذبه سیاسی تبدیل می‌شود و کشورها را به مدار مشترکی فراتر از صحنه انگلیسی-آمریکایی می‌کشاند.

هر دور فشار از سوی واشینگتن، این مسیر را صیقل می‌دهد. هرچه امپراتوری بیش‌تر بر حکومت از طریق مجازات اصرار ورزد، آسیا مصمم‌تر می‌شود تا حاکمیت خود را به فولاد جوش دهد. این پارادوکس قرن ماست: اجبار، همان چند قطبی‌ای را که بیش از همه از آن می‌ترسد، ایجاد می‌کند.