تارنگاشت عدالت
نویسنده: فئودور لوکیانف
برگرفته از: Russia in Global Affairs
۲۱ ژوئیه ۲۰۲۵
غرب سال ها بریکز را مورد استهزاء قرار می داد. امروز آن را جدی تلقی می کند
ایده جهان چند قطبی برای مدتها در دو زمینه کاملاً مختلف مورد بررسی قرار می گرفت. یک بار در زمانی که هژمونی جهانی تثبیت شده و دست نخورده بود ، یعنی طی یک و نیم دهه پس از دوران جنگ سرد. در این مورد «چندقطبی گرایی» تنها یک شعار، اعتراضی نمادین علیه سلطه ایالات متحده آمریکا بدون وجود یک استراتژی عملی در پس آن بود.
زمینه دیگر، فروپاشی کامل سرکردگی است که طی آن روابط بینالمللی رفته رفته به هنجارهای تاریخی خود بازمی گردند و همکاری سیال و غیرقابل پیش بینی کشورها با درجات مختلف نفوذ عملی می شود. در این مورد چندقطبی گرایی به واقعیت تبدیل می شود و عمل به طور مستقیم بسته به زمینه انجام می گیرد .
دنیای امروز هیچ یک از این دو نیست. نظم تک قطبی کهنه رنگ می بازد ولی ساختارها و واکنش های آن هنوز عمل می کند. و درست همین امر، وضعیت کنونی را نو ظهور می سازد و بریکز به شاخص مهمی برای گذار جاری مبدل می شود. این گروه از کشورها با وجود گوناگونی و تضاد، شمایی از جهانی را منعکس می کند که روز به روز کمتر تحت تأثیر غرب قرار دارد.
همایش اخیر بریکز در ریودوژانیرو در برخی از کشورها یأس و نومیدی ایجاد کرد. چندین تن از رؤسای مهم کشورها در این همایش شرکت نداشتند و سرتیترهای جنجالی نیز تولید نشد و برعکس گردهمایی جاه طلبانه سال گذشته در کازان ، جلسه اخیر نسبتاً بی سرو صدا صورت گرفت. ولی این محیط بی سرو صدا بهمعنی عقب گرد نبود، بلکه تغییر محیطی را بازتاب می داد که در آن بریکز اکنون عمل می کند.
سه روند، گرایش این همایش را نشان می دهد:
اول این که تنش های جهانی افزایش می یابد. مناقشه نظامی اخیر بین هندوستان و پاکستان و همینطور بین اسرائیل و ایران به طور مستقیم روی اعضای بریکز تأثیر می گذارد. هرچند این مناقشات در درون گروه بریکز صورت نمی گیرد ولی مبین فقدان وجود وحدت درونی کافی است. با رشد و توسعه بریکز، تنوع درونی افزایش می یابد که به نوبه خود وحدت کلمه را مشکل می سازد. درنتیجه ما با فرموله کردن های محتاطانه و موضع گیری های مبهم روبه رو خواهیم بود. این امر می تواند باعث یأس و سرخوردگی فرد ناظر باشد ولی واقعیت را منعکس می کند.
دوم این که دولت ایالات متحده به رهبری دونالد ترامپ موضعی صریحاً خصومت آمیز علیه بریکز اتخاذ کرده است. کاخ سفید علناً تهدید کرد و عوارض گمرکی جدیدی علیه کشورهایی که در واشینگتن نزدیک به بریکز تلقی می شوند، وضع کرده است. هدف این اقدامات ممانعت از همکاری نزدیکتر در درون بریکز است. هرچند تاکنون واکنش علنی صورت نگرفته، زیرا اغلب کشورهای عضو بریکز، از تقابل مستقیم با ایالات متحده پرهیز می کنند ولی فشار ایالات متحده، نارضایتی در این کشورها را تشدید می کند و اگر ادامه یابد می تواند واکنش نسبت به آن شدیدتر شود.
سوم انتقال ریاست بریکز از روسیه به برزیل تحرک فعالیت های گروه را تغییر می دهد. برای روسیه بریکز وسیله ای عملی برای هماهنگ سازی اقتصادی و در عین حال یک صحنه سیاسی فراسوی مکانیسم های کنترل غرب است. مسکو برای ایفای نقش خود در بین گروه سرمایهگذاری زیادی کرده است. ولی مرکز توجه برزیل جای دیگری است: این کشور که بیشتر به غرب وابسته است اولویت های استراتژیک دیگری را دنبال می کند. این بدان معنی نیست که برزیل علاقه ای به بریکز ندارد، بلکه به این معنی است که برزیل با همان فوریتی که روسیه با بریکز برخورد می کند، با آن برخورد نمی نماید.
و با این حال اتفاق مهمی رخ داد: همایش گروه در سال ۲۰۲۳ در افریقای جنوبی و ۲۰۲۴ در روسیه بریکز را تغییر داد. گروه بالغ تر شده و هویت جدیدی یافته است. این تکامل نیازمند زمان است تا به طور کامل درک گردد. انتقال آینده ریاست به هند فاز خویشتن دارانه کنونی را ادامه خواهد داد ولی ما نباید آن را با سکون عوضی بگیریم. این یک فاز ضروری تثبیت خواهد بود.
از این رو باید همایش ریو را نوعی موفقیت ارزشیابی کنیم. فاز گذشته رشد و گسترش بریکزهنگامی که گروه هنوز مبهم و جاه طلب به نظر می رسید نسبتاً ساده بود: هیچکس در آن زمان توقع زیادی نداشت.
برعکس امروز توقعات فزونی یافته است. ایالات متحده آمریکا و متحدانش که روزی بریکز را مورد تمسخر قرار می دادند، اکنون با دقت رشد و تکامل آن را دنبال می کنند. آنها فعالانه در جستجوی نقاط ضعف گروهند و فقط همین امر مبین رشد فزاینده اهمیت بریکز است.
جذابیت گروه به دلیل نزدیکی آن با رشد و تکامل واقعی جهانی است. وضعیت بینالمللی کنونی انعطاف پذیری، تعهدهای حداقلی، گشاده رویی و تلون طلب می کند. بریکز همه این خواست ها را برآورده می سازد. گروه از ساختارهای سخت و محدود حذر کرده و تنوع را تأیید می کند و برپایه منافعی که هرچند آزادانه تعریف شده، عمل می نماید.
ما در حال حاضر در دروان بی نظمی به سر می بریم. دیگرتعادل بینالمللی باثباتی موجود نیست و برنامه مشخصی که چگونه می توان این تعادل را برقرار کردنیز وجود ندارد. این دوران گذار می تواند ده ها سال به طول انجامد. در این بین جهان با جدیت در جستجوی پلاتفرم هایی است که این واقعیت نوین را منعکس سازد و بریکز یکی از این پلاتفرمها است.
ادراک در مورد گروه تغییر پیدا می کند. بریکز دیگر به عنوان یک ساختار بلاغی و یا عجیب دیده نمی شود. گروه، بخشی از معماری جهان چند قطبی در حال پیدایش است. این تحول بطئی و نامنظم صورت خواهد گرفت ولی هماکنون آغاز شده است.
پس از همایش در ژوهانسبورگ، کازان و اکنون در ریودو ژانیرو بریکز وارد فاز نوینی شده است. چالشی که اکنون با آن روبه رو هستیم این است که این تحول را ببینیم و خود را با آن وفق دهیم.
