تارنگاشت عدالت
برگرفته از: روزنامۀ چپ
١٠ آوریل ٢٠٢۶
ایران با شجاعت و قدرتی چشمگیر توانسته است متجاوز را مهار کند.
اگر قرار است دیپلماسی موفق شود، چه در پایان دادن به درگیری در اوکراین و چه در خلیج فارس، واشنگتن باید به ریشه اصلی جنگ بپردازد.
در نهایت، این بدان معناست که ایالات متحده اذعان کند که علت جنگ رفتار امپریالیستی اوست. همچنین به این معنی است که رهبری ایالات متحده باید بپذیرد که دیگر اقتدار یا برتری نظامی برای تحمیل اراده نامشروع خود بر سایر ملتها را ندارد.
قرار است مذاکراتی این آخر هفته در اسلام آباد بین نمایندگان آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ ۴٠ روزه در خاورمیانه آغاز شود. آتشبس نسبی که این هفته به اجرا درآمد، به دلیل نقضهای مداوم از سوی اسرائیل که در لبنان قتل عام میکند، در معرض خطر قرار گرفته است. ایران، ایالات متحده را به سهیم بودن در مسؤولیت این نقضها متهم میکند و در نتیجه، تهران دوباره تنگه هرمز را به روی کشتیرانی جهانی نفت بسته است.
آنچه روسیه و ایران خواستار آن هستند، برای دستیابی به یک نظم بینالمللی صلحآمیز کاملاً معقول و منطقی است. مشکل این است که ایالات متحده و متحدانش نه معقول هستند و نه به صلح واقعی علاقهای دارند. صلح واقعی با ایدئولوژی امپریالیستی و رفتار امپریالیستی سازگار نیست.
مذاکرات در پاکستان با هدف ایجاد آتشبس دو هفتهای برای دستیابی به توافق صلح در نظر گرفته شده است. با این حال، با توجه به تخلفات جدی ایالات متحده و اسرائیل، بعید است که این دیپلماسی شکننده پیشرفت بیشتری داشته باشد. ایران هشدار داده است که آماده از سرگیری حملات نظامی به تأسیسات ایالات متحده و اسرائیل، از جمله تأسیسات نفت و گاز در خلیج فارس است. دونالد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده، نیز تهدید کرده است که اگر ایران این خط کشتیرانی حیاتی و استراتژیک را بازگشایی نکند، به جنگ ادامه خواهد داد.
ترامپ در موقعیتی نیست که چیزی بخواهد. او درگیر بحران سیاسی در داخل کشور ناشی از کاهش رتبهبندی در نظرسنجیها، جنجال در میان پایگاه رأیدهندگان خود و پیآمدهای رسوایی کودکآزاری اپستین است. علاوه بر این، واکنشهای اقتصادی فزاینده ناشی از جنگطلبی بیملاحظه او نیز وجود دارد. از نظر نظامی، ایالات متحده با هزینهای بالغ بر ٣٠ میلیارد دلار، زرادخانه عظیمی از سلاحها را سوزانده است که باعث شده مهماتی برای جنگ بیشتر با ایران نداشته باشد. و همه اینها بدون هیچ دستآورد استراتژیکی. تصویر جهانی ایالات متحده هرگز، از زمان شکست آن در جنگ ویتنام در نیم قرن پیش، تا این حد خدشهدار نشده است.
برای موفقیت صلح و دیپلماسی، تجاوز ایالات متحده باید به طور قطعی پایان یابد، که به نوبه خود به معنای پایان رفتار امپریالیستی ایالات متحده است. امپراتوریها به خودی خود یا به دلخواه خود عقبنشینی نمیکنند.
واقعیت غیرقابل انکار این است که ایران کنترل تنگه هرمز – مسیر ٢٠ تا ٣٠ درصد از نفت و سایر کالاهای پتروشیمی حمل شده در جهان – را در اختیار دارد. این برگ برنده ایران است و این واقعیت که ایران آنرا در اختیار دارد، مطمئناً نشان میدهد که کدام طرف واقعاً در رویارویی نظامی پیروز شده است. لاف زدن ترامپ در مورد پیروزی در جنگ، لفاظیهای توخالی است که او را حتی پوچتر جلوه میدهد.
وقتی ترامپ در ٢۸ فوریه جنگ را آغاز کرد، انواع خواستههای آمرانه، از تغییر رژیم گرفته تا تسلیم بیقید و شرط، را مطرح میکرد. ادعاهای بعدی او مبنی بر اینکه ایران برای آتشبس التماس میکرد، خندهدار است. تأثیر مخربی که جنگ بر اقتصاد جهانی و سیستم پترودلار ایالات متحده داشت، ترامپ را مجبور کرد که به شدت به دنبال خروج از این درگیری باشد.
ایران با بزرگواری با آتشبس موافقت کرد، اما با شرایط خاصی، از جمله پایان دایمی تجاوز و حضور نظامی ایالات متحده در منطقه، و همچنین حفظ کنترل ایران بر تنگه هرمز، و در نتیجه ایجاد مکانیسمی برای جبران مالی ویرانیهای واشنگتن و نیروهای نیابتی اسرائیلی و عرب خلیج فارس.
ماجراجویی جنایتکارانه ترامپ – که با جنایات جنگی متعدد و تهدید به نسلکشی علیه ایران همراه بوده است – به یک نقطه عطف تاریخی منجر شده است. ایران جایگاه امپریالیستی ایالات متحده را در خاورمیانه نابود کرده است و هیچ راه برگشتی وجود ندارد. تقریباً پنج دهه، از زمان انقلاب ایران در سال ١۹۷۹، ایالات متحده و نیروهای نیابتی منطقهای آن تلاش کرده اند تا ایران را از طریق جنگ، ترور، تروریسم اقتصادی و براندازی شکست دهند. این سیاست اکنون با اقدام چشمگیر دفاع از خود و مقاومت ایران در ۴٠ روز گذشته خنثی شده است.
ایران با شجاعت و قدرتی چشمگیر توانسته است متجاوز را مهار کند. مذاکرات نیز ممکن است برای مدتی امپراتوری را مهار کند. اما در نهایت، تنها زبانی که یک امپراتوری نسلکش میفهمد، زبان شکست است.
مردم ایران شرایط خود را اعلام کرده اند. ایالات متحده و نیروهای نیابتی آن باید به تجاوز به طور دایم پایان دهند. از این پس، به ایالات متحده اجازه داده نخواهد شد که با اقدامات تهدیدآمیز به محاصره ایران ادامه دهد. اگر واشنگتن رعایت نکند، ایران اطمینان حاصل خواهد کرد که کارت امتیاز خود را بار دیگر علیه منافع امپراتوری آمریکا، این بار با قاطعیت کامل، بازی خواهد کرد. ترامپ زمانی زلنسکی، رییسجمهور دستنشاندۀ اوکراین را سرزنش کرد و گفت که «هیچ کارتی برای بازی ندارد.» اکنون میبینیم که این سخنان چگونه گریبان متکبر پرحرف کاخ سفید را گرفته است.
با این حال – و این معضل اساسی است – تردید وجود دارد که امپراتوری ایالات متحده قادر به اصلاح خود باشد. بنابراین، بعید است که آتشبس فعلی حفظ شود و دیپلماسی موفق شود. برای موفقیت صلح و دیپلماسی، تجاوز ایالات متحده باید به طور قطعی پایان یابد، که به نوبه خود به معنای پایان رفتار امپریالیستی ایالات متحده است. امپراتوریها به خودی خود یا به دلخواه خود عقبنشینی نمیکنند.
این ما را به همان وضعیت در اوکراین میرساند. لفاظیهای بسیار لافزننده ترامپ در ١٢ ماه گذشته در مورد یافتن راهحلی مسالمتآمیز برای این درگیری چهار سال و نیمه، هیچ نتیجه عملی نداشته است. این درگیری به این دلیل ادامه یافته است که بازیگر اصلی، ایالات متحده، به مسؤولیت خود در تحریک این جنگ نیابتی عمل نکرده است. در عوض، واشنگتن سعی کرده است تقصیر را به گردن دست نشاندگان اروپایی و رژیم فاسد کییف بیندازد.
روسیه بارها هشدار داده است که پایان دادن به جنگ در اوکراین نیازمند توافقی واقعی در مورد پرداختن به علل ریشهای درگیری است. این دلایل ریشهای در سیاستهای تهاجمی ایالات متحده و متحدانش در ناتو که دهههاست با هدف تحمیل شکست استراتژیک به روسیه و تغییر رژیم دنبال میشوند، نهفته است. اگر قرار است صلح برقرار شود، ایالات متحده و متحدانش در ناتو باید به استقلال حاکمیتی روسیه احترام بگذارند و برای یک توافق امنیتی جمعی برای همه، مذاکره کنند.
این دقیقاً همان چیزی است که ایران در مورد خلیج فارس میگوید. به تجاوز پایان دهید، نیروهای خود را از منطقه خارج کنید و با ما به عنوان یک ملت مستقل که شایسته حقوق کامل خود تحت قوانین بینالمللی و اصول اخلاقی اساسی است، با احترام رفتار کنید.
آنچه روسیه و ایران خواستار آن هستند، برای دستیابی به یک نظم بینالمللی صلحآمیز کاملاً معقول و منطقی است. مشکل این است که ایالات متحده و متحدانش نه معقول هستند و نه به صلح واقعی علاقهای دارند. صلح واقعی با ایدئولوژی امپریالیستی و رفتار امپریالیستی سازگار نیست.
ایران با شجاعت و قدرتی چشمگیر توانسته است متجاوز را مهار کند. مذاکرات نیز ممکن است برای مدتی امپراتوری را مهار کند. اما در نهایت، تنها زبانی که یک امپراتوری نسلکش میفهمد، زبان شکست است.
