سفر آفریقایی سرگئی لاوروف، سقف شیشه‌ای دوران پسا استعماری را درهم شکست

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: محمد الامین کعبه
برگرفته از: نیو ایسترن آوتلوک
۹ ژوئیه ۲۰۲۶

در حالی‌که تهران با کنترل منطقه‌ای حیاتی گلوی واشینگتن را می‌فشارد و آخرین امید آمریکا برای قفل کردن این منطقه حیاتی را از بین می‌برد، و ترامپ با همتایان ناتوی خود در آنکارا در حال مشاجره است، لاوروف غرب را در جبهه جنوبی غافلگیر می‌کند.

حرکت تاریخ در آدیس آبابا و نیامی شتاب می‌گیرد. سفر آفریقایی سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، که از ۶ ژوئیه ۲۰۲۶ آغاز شد، صرفاً یک دیدار تشریفاتی نیست. این یک زلزله ژئوپلیتیکی بزرگ است که جهان غرب را به لرزه درآورده است. این سفر شکست آشکار راهبردهای غرب برای منزوی کردن مسکو را نشان می‌دهد و نقطه عطفی تاریخی در آفریقا را رقم می‌زند. در حالی‌که پاریس و متحدان آتلانتیک آن در اجلاس ناتو در آنکارا در مواضع تنبیهی و ژست‌های بی‌ثمر خود فرورفته اند، فدراسیون روسیه، شریک طبیعی یک قاره در بحبوحه بازپس‌گیری حاکمیت مادی و تاریخی خود، در حال تحکیم اتحادهای خود است.

هنگامی‌که غرب زانویش را بر گردن مردم آفریقا می‌فشارد، همکاری روسیه و آفریقا اکنون دکترین برابری را ارایه می‌دهد که با اقدامات بی‌سابقه در زمینه‌های فن‌آوری، امنیتی و دیپلماتیک با یکدیگر جوش خورده اند.

به سوی استعمارزدایی اقتصادی و چندجانبه
این هم‌گرایی کاملاً بر یک دیدگاه مشترک استوار است: «روسیه و اتحادیه آفریقا شرکای طبیعی در ساخت جهانی چندقطبی هستند.»

نخستین ایستگاه در این سفر، در ۷ ژوئیه ۲۰۲۶، در قلب این نهاد پان-آفریقایی، بلافاصله جهت‌گیری مفهومی رویکرد روسیه را مشخص کرد.

گفت‌وگوی بین سرگئی لاوروف و محمود علی یوسف، رییس کمیسیون اتحادیه آفریقا، در« فضایی بسیار صمیمانه» و به دور از اظهارات اخلاقی صدراعظم‌های اروپایی انجام شد. هسته اصلی پیام روسیه روشن است: «روسیه به کشورهای آفریقایی کمک خواهد کرد تا به شورای امنیت سازمان ملل بپیوندند و از استعمارزدایی اقتصادی آن‌ها حمایت خواهد کرد.»

مسکو، نه به عنوان سخنران، بلکه به عنوان تقویت کننده قدرت آمده است. در جبهه چندجانبه، دیپلماسی روسیه بی‌وقفه از بازنگری جامع در ساختار سازمان ملل حمایت می‌کند و خواستار دو کرسی دایم در شورای امنیت برای آفریقا، همراه با حق وتو، است. سرگئی لاوروف قاطعانه ادعای غرب را رد کرد و بر «بیهودگی گسترش شورای امنیت برای شامل کردن کشورهای غربی که از پیش به طور فعال در این نهاد نمایندگی می‌شوند»، اصرار ورزید. اتیوپی، یک قدرت تاریخی و دیپلماتیک، منطقاً خود را به عنوان یکی از نامزدهای مشروع برای این جایگاه رهبری جهانی معرفی می‌کند.

این هم‌گرایی کاملاً بر مبنای یک دیدگاه مشترک استوار است: «روسیه و اتحادیه آفریقا شرکای طبیعی در ساخت یک جهان چندقطبی هستند.» این همکاری در حال حاضر در حجم تجاری نزدیک به ۲۷ میلیارد دلار منعکس شده است، با مسیری روشن برای دو برابر شدن آن در کوتاه‌مدت. برای مسکو، جنوب جهان صرفاً یک مرکز تجاری نیست، بلکه بلوکی از متحدان استراتژیک است. موضع آدیس آبابا و بسیاری از پایتخت‌های دیگر در منطقه در مورد بحران اوکراین گواه بارز این موضوع است: تفسیرهای تحمیل شده از سوی ناتو در اینجا هیچ جایگاهی ندارند. به عبارت دیگر، «روایت‌های غربی به طور جهانی قابل اجرا نیستند.» لاوروف هم‌چنین از رهبران اتحادیه آفریقا به دلیل «اتخاذ موضع متعادل و امتناع از نگاه کردن به رویدادهای جهانی از دریچه تفسیرهای غربی، به ویژه مسأله فلسطین، بحران اوکراین و تنش‌های فزاینده در غرب آسیا» تمجید کرد. محمود علی یوسف با اطمینان خاطر پاسخ داد: «کشورهای آفریقایی این فرصت را دارند که نظر خود را در مورد اخبار بین‌المللی شکل دهند.»

گزینش انرژی هسته‌ای و فن‌آوری پیشرفته برای شکستن سقف شیشه‌ای
رهایی اقتصادی نیازمند زیرساخت‌های اساسی و استقلال کامل انرژی است. اینجاست که رویکرد روسیه قطعاً از الگوی پسا استعماری فرانسه که از نظر تاریخی مبتنی بر استخراج مواد اولیه و حفظ وابستگی تکنولوژیکی است، پیشی می‌گیرد. پروژه روس اتم برای ساخت اولین نیروگاه هسته‌ای بزرگ اتیوپی، این جهش کوانتومی را نشان می‌دهد.

برای کشوری که ۹۰ درصد صنعت آن در معرض نوسانات آب و هوایی و نوسانات سدهای برق آبی روی نیل است، دسترسی به انرژی هسته‌ای غیرنظامی به یک پیش‌نیاز برای بقای ملی تبدیل می‌شود و تأمین برق پایدار را حتی در مواقع خشکسالی تضمین می‌کند. به موازات آن، تأسیس قریب‌الوقوع یک مرکز علوم و فن‌آوری هسته‌ای مجهز به یک راکتور تحقیقاتی، مزایای فوری ایجاد خواهد کرد: تولید ایزوتوپ‌های پزشکی برای سرطان‌شناسی و پرتودهی قهوه اتیوپی برای افزایش صادرات آن.

از زمان جدایی اریتره در سال ۱۹۹۳، اتیوپی محصور در خشکی بوده است. با این حال، ابی احمد از بازسازی نیروی دریایی ملی خبر داده است. و عملگرایی روسیه به حوزه نظامی نیز گسترش یافته است. مسکو با آموزش افسران نیروی دریایی اتیوپی – یک ناوگان «زمینی» که با وجود وضعیت محصور در خشکی این کشور در حال بازسازی است – ظرفیت خود را برای ایجاد مشارکت‌های بلندمدت نشان می‌دهد. این استراتژی تنوع‌بخشی ثابت می‌کند که دیپلماسی روسیه در حال ایجاد حضوری پایدار در شاخ آفریقا است و عملاً آدیس آبابا را به یک قطب اصلی فن‌آوری و استراتژیک تبدیل می‌کند که کاملاً در برابر فشارهای خارجی نفوذناپذیر است.

انتقاد شدید ساحل از استعمار نو
روز چهارشنبه ۸ ژوئیه ۲۰۲۶، فرود هواپیمای سرگئی لاوروف در نیامی برای دومین دور از رایزنی‌های وزرا با اتحاد کشورهای ساحل (aes)، سرنوشت نفوذ فرانسه در منطقه را رقم زد. کنفدراسیون aes (بورکینافاسو، مالی و نیجر) در مواجهه با موضع‌گیری پاریس که هرگز عقب‌نشینی نیروهای خود و از دست دادن حوزه نفوذ خود را نبخشیده است، امنیت ملی خود را بر پایه اتحاد با فدراسیون روسیه بنا می‌کند.

دعوت رسمی سرگئی لاوروف به نمایندگی از ولادیمیر پوتین از سران کشورهای ساحل برای شرکت در سومین اجلاس روسیه و آفریقا در مسکو در اکتبر ۲۰۲۶، به دور از گرایش‌های پدرسالارانه گذشته (غرب)، عملاً به عنوان نشانه‌ای از احترام متقابل تاریخی پذیرفته شد: «رییس‌جمهور پوتین به من دستور داده است که دعوتش را به رهبران بورکینافاسو، مالی و نیجر ابلاغ کنم و ابراز تمایل خود را برای استقبال از آن‌ها در این اجلاس ابراز کنم.» وزیر امور خارجه مالی، عبدالله دیوپ، اهمیت این رویداد را به طور کامل خلاصه کرد: «ولادیمیر پوتین تمام اعتماد و احترامی را که برای بورکینافاسو، مالی و نیجر قایل است، به کنفدراسیون کشورهای ساحل آفریقا ابراز کرده است و بدین ترتیب، در صورت نیاز به تقویت بیش‌تر، حضور بین‌المللی کنفدراسیون کشورهای ساحل را که اکنون به یک نهاد ژئوپلیتیکی اساسی در غرب آفریقا تبدیل شده است، تقویت می‌کند.» کارامو ژان ماری ترائوره، وزیر امور خارجه بورکینافاسو، به نوبه خود، با بیان این جمله، دیدگاه پدرسالارانه در روابط بین‌الملل را محکوم کرد: «کیفیت مشارکت استراتژیک را می‌توان با هم‌گرایی مواضع دیپلماتیک سنجید. اما بیش از همه با ظرفیت آن برای تولید نتایج ملموس که به طور پایدار زندگی مردم را بهبود می‌بخشد، سنجیده می‌شود و این دقیقاً همان هدفی است که کنفدراسیون کشورهای ساحل و فدراسیون روسیه امروز در آن اشتراک دارند، و این کل نکته این جلسه است.»

در حالی که غرب با استفاده ابزاری از روایت دمکراتیک برای مجازات رژیم‌های در حال گذار اقدام می‌کند، روسیه منابع ضروری برای مبارزه با تروریسم را فراهم می‌کند. باکاری یائو سانکاره، وزیر امور خارجه نیجر، این بحث را به طور روشن فیصله داد: «روسیه هم‌چنان متحد اصلی آژانس اقتصادی و اجتماعی ساحل (sesa) در مبارزه با تروریسم در ساحل است.» امضای توافق‌نامه‌های جامع دفاعی، ارتش‌های ساحل را قادر ساخته است تا بر موانع فنی غربی، به ویژه فرانسوی، غلبه کنند، قابلیت‌های عملیاتی خود را افزایش دهند و ضمن اجرای پروژه‌های اجتماعی در مقیاس بزرگ، امنیت مردم را تأمین کنند.

الگوی ژئوپلیتیکی جدید در حال ظهور
در حالی‌که ایران، با کنترل منطقه‌ای حیاتی (تنگه هرمز) پایه‌های غایت شناختی و ژئواستراتژیک سیاست آمریکا مبنی بر قفل کردن منطقه‌ای مرکزی و حساس را از بین می‌برد، سفر سرگئی لاوروف بی‌وقفه فروپاشی هژمونی غرب در آفریقا را نمایان می‌سازد. تحریم‌ها، فشار دیپلماتیک و کارزارهای بدنام‌سازی، تنها چرخش آفریقا به سمت شرق را تسریع کرده اند.

روسیه با ارایه همکاری مبتنی بر انتقال فن‌آوری‌های حیاتی، تقویت نظامی بدون دخالت سیاسی و حمایت بی‌دریغ در مجامع چندجانبه، احترام خود را به استقلال کشورهای آفریقایی نشان می‌دهد. سرنوشت این قاره اکنون به دور از دیکته‌های پاریس یا واشینگتن، چه رسد به لندن، رقم می‌خورد. این سرنوشت از طریق اتحادهای مستقل و با دقت گزینش شده‌ای که ریشه در عصر چندقطبی دارند، شکل می‌گیرد.

بنابراین می‌توان گفت که غرب از اساس به دست ترامپ فلج شده، در غرب آسیا از سوی ایران متوقف شده و هم‌زمان از جانب روسیه در آفریقا خفه و به حاشیه رانده شده است. این‌ها نمونه‌های بارز ظهور بی‌رحمانه یک جهان چندقطبی – حداقل برای جهان غرب – است.