تارنگاشت عدالت
نویسنده: نیک جیامبرونو
برگرفته از: لینکه تسایتونگ
۳ سپتامبر ۲۰۲۵
ایران چگونه می تواند فروپاشی اقتصاد جهانی را کلید زند
وارن بافت روزی «مشتقات» را «سلاح کشتار جمعی مالی» نامید. او اغراق نمی کرد بلکه هشدار می داد که این ابزار مالی بغرنج در صورت شکست، می تواند خسارات شدید و گسترده ای به اقتصاد جهانی وارد آورد. بزرگترین نگرانی بافت این بود که یک شوک ناگهانی و غیرمنتظره به بازار می تواند یک واکنش زنجیره ای در سیستم مالی را به دنبال داشته باشد که توسط خطرات پنهان و درهم تنیدگی های بغرنجی که مشتقات در خود دارند تغذیه می شود.
این ابزار، بانک های بزرگ، هج فوندها و شرکت ها را در یک شبکه بسیار پیچیده از شرط بندی روی قیمت نفت، بهره، ارز و غیره به هم متصل می سازد.
منباب مثال شرکت های هوایی و انرژی به طور روتین از مشتقات مربوط به نفت برای تضمین خودو یا برای سوداگری استفاده می کنند. اگر قیمت نفت به طور ناگهانی بالا رود، طرف مقابل که بازی را باخته و اغلب آنها مؤسسات بزرگ مالی هستند، باید مقادیر سنگینی غرامت بپردازد، که به نوبه خود می تواند باعث افزایش درخواست پرداخت اضافی سود، کمبود نقدینگی و فروش اجباری دارایی ها شود.
از آنجا که بسیاری از این ارتباطات ناشفاف است ، هیچکس به طور دقیق نمی داند چه کسی و تا چه حد به مخاطره خواهد افتاد. اگر همه در اثر این عدم قطعیت به طور همزمان خواستار خروج از بازی شوند می تواند پانیک و ترس ایجاد کند.
خسارت ها به ندرت منفرد باقی می ماند. از کار افتادن یک بخش از سیستم بقیه سیستم را به خطر می افکند، به ویژه اگر موضوع یک بانک بزرگ باشد و از این طریق به سرعت یک ویژگی دومینو، یعنی درست همان سناریویی که بافِت می گوید، پدید خواهد آمد.
چون بسیاری از مشتقات تنگاتنگ با یکدیگر مربوطند و مسئله بر سر مبالغ نجومی است می تواند مانند یک سری از انفجارها، خسارات به سرعت غیر قابل کنترل شود.
چرا الان باید در مورد آن سخن گفت؟
چون جنگ اخیر بین اسرائیل و آمریکا و ایران هنوز به پایان نرسیده است. یک درگیری بسیار سنگین بین ایالات متحده و ایران ظاهراً اجتناب ناپذیر است و مطمئناً در جریان نفت و گاز از خلیج فارس اختلال به وجود خواهد آورد.
تنگه هرمز، که مهم ترین کریدور انرژی جهان است یک راهروی باریک است که خلیج فارس را به دریای آزاد وصل می کند. راه آلترناتیو دیگری وجود ندارد.
از ده تولید کننده بزرگ نفت، پنج کشور در خلیج فارس قرار گرفته اند (ایران، عراق، امارات متحده عربی و کویت و همینطور قطر به عنوان بزرگترین تولیدکننده گاز طبیعی مایع). روزانه تقریباً ۲۰ میلیون بشکه نفت (۲۰ درصد تولید جهان، یعنی ۱،۴ میلیارد دلار در روز) و ۲۰ درصد گاز مایع جهان از این تنگه عبور می کند.

تنگه هرمز در باریک ترین نقطه خود تنها ۳،۲ کیلومتر پهنا دارد.

قطع این معبر به معنی ایجاد یک بحران جدی انرژی خواهد بود. قیمت نفت نجومی خواهد شد و بازارهای مالی دچار آشفتگی و اغتشاش خواهند شد.
ایران به برکت موقعیت ژئواستراتژیکی و همینطور تجربیات خود در جنگ های نامتقارن می تواند این تنگه را مسدود سازد و هیچ راهی برای مانع شدن آن از این کار موجود نیست. بازی های جنگی پنتاگون نشان می دهد: در یک جنگ بزرگ نیروی دریایی آمریکا قادر نخواهد بود تنگه هرمز را باز نگه دارد. علاوه برآن ایران قادر است که زیرساخت های نفتی در تمامی منطقه خلیج فارس را نابود سازد.
از سال ۱۹۷۹ آمریکا کوشش می کند رژیم ایران را سرنگون سازد ولی کنترل تنگه نقش بازدارنده ایفا می کند. اکنون این بازدارندگی می تواند فرو ریزد.
بحران های نفتی در مقایسه
۱۹۷۳: ۵ میلیون بشکه (۹درصد از عرضه) قطع شد. قیمت نفت ۴ برابر شد.
۱۹۷۹: ۴ میلیون بشکه (۶ درصد عرضه) قطع شد. قیمت نفت سه برابر شد.
۱۹۹۰: ۴،۳ میلیون بشکه (۷ درصد عرضه) قطع شد.قیمت نفت دوبرابر شد.
مسدود کردن تنگه هرمز فوراًبازاررا از ۲۰ میلیون بشکه (یعنی ۲۰ در صد عرضه) محروم خواهد کرد که بزرگترین شوک در تاریخ عرضه نفت خواهد بود. قیمت هربشکه نفت می تواند تا ۲۷۵ دلار افزایش یابد و تازه این یک تخمین محتاطانه است.

پیامدهای آن برای بازارهای مالی
بانک های مرکزی می توانند نقدینگی تأمین کنند ولی نمی توانند نفت تولید نمایند. یک چنین شوک فیزیکی به تأمین نفت را نمی توان با سیاست های پولی جبران کرد. حتی افزایش تولید در ایالات متحده و روسیه نیز قادر نخواهد بود این کمبود را جبران کند.
این شوک قیمت بازارهای ارز را به شدت متأثر خواهد کرد: معاملات آتی، آپشن و سوآپ، مارجین کال، تنگناهای نقدینگی و احتمال خودداری در پرداخت ها جهان همه جا با خسارت روبه رو خواهد شد. بانک های بزرگ به طور اجتناب ناپذیری درگیر خواهند بود.
این امر می تواند موجی از ناتوانی پرداخت در سطح جهان، حتی شدیدتر از سال ۲۰۰۸ با خود به دنبال داشته باشد.
نتیجه:
بسته شدن تنگه هرمز محرک معتبری برای ایجاد یک بحران اقتصادی در سطح جهان خواهد بود. «گزینه اتمی» واقعی ایران کلاهک هسته ای نیست، بلکه یک سلاح کشتار جمعی مالی است: مسدود کردن این تنگه بهمعنی صعود نجومی قیمت نفت و واکنش زنجیره ای مشتقات خواهد بود، که قلب سیستم مالی جهانی را هدف قرار خواهد داد
