شناخت‌هایی در مورد یک جنگ غیرقانونی

 

تارنگاشت عدالت

نویسنده: پتر هنزلر و رنه سیتلاو
برگرفته از: فوروم ژئوپلیتیکال
۵ ژوئیه ۲۰۲۵

جنگی که غرب با اشتیاق به راه انداخت و شکست خورد

پیشگفتار
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، دونالد ترامپ هرکاری که بخواهد انجام می دهد، عقیده اش را ساعت به ساعت تغییر می دهد و با رفتارش هم قوانین آمریکا و هم قوانین بین‌المللی را زیر پا می گذارد. در مورد حمله آمریکا به ایران در مقاله «ترامپ تصمیم گرفت و به ایران حمله کرد- آیا برای جهان تبعاتی خواهد داشت؟» روز ۲۲ ژوئن گزارش کردیم. ولی امروز شناخت های جدیدی به دست آمده است که مطرح می کنیم.

در این مقاله ما به شکست کامل نظامی و استراتژیک حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، پاسخ کشور مورد حمله قرار گرفته که اسرائیل را تا مرز ویرانی سوق داده، «آتش بس» و عللی که چرا اسرائیل از یک ویرانی مطلق نجات داده شد، می پردازیم. دوازه روزی که تعیین کننده بود.

اسرائیل و آمریکا شکست خوردند
تغییر رژیم با شکست روبه رو شد – مردم ایران متحد شدند
جنگی که توسط ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه ایران به اتفاق برنامه‌ریزی و اجرا شد، هردوی آنان را با شکست مواجه کرد. حتی روز به روز بیشتر این امر مورد تعجب مردمان غیر سیاسی می شود که غربی که روزی در جهان حکومت می کرد، توسط چه نیروهای کم عقلی در این سو و آن سوی جهان برای رسیدن به اهداف خود فاجعه به بار می آورند و عاری از هرنوع انسانیت، قوانینی را که خود تعیین کرده اند زیر پا می گذارند. فارغ از این که از کدام منظر به این ماجراجویی بنگریم، هیچ چشم اندازی برای موفقیت آن موجود نیست.

رضا پهلوی به عنوان شاه جدید؟ بچه ننر هوس پول کرده است
بزرگترین فرزند آخرین شاه ایران اوایل سال ۱۹۷۹ همراه خانواده خود ایران را ترک کرد. این جوان که کراراً رشته های تحصیلی خود را نیمه تمام گذاشته به برکت میلیاردهای دزدیده شده زندگی خوبی را می گذراند. این پول ظاهراً از مدتی پیش رو به اتمام است. درگیری های حقوقی بر سر پول در ایالات متحده که بین او و مدیران و کارمندان او صورت می گیرد، مبین این امر است. لذا رضا پهلوی ورشکسته به دنبال منابع جدید درآمد است. آقای پهلوی تمام عمر خود را در ایالات متحده به سر برده و هرگز وقعی به سرنوشت مردم ایران نگذاشته و اکنون به امید رسیدن به پول زیاد، خود را عروسک خیمه شب بازی آمریکا، انگلیس و اسرائیل کرده است.

پدرش هم به عنوان عروسک خیمه شب بازی به قدرت نشانده شد. مردم ایران به طریق دمکراتیک دکتر محمد مصدق لیبرال را انتخاب کردند. پس از این که او نفوذ غول های نفتی انگلیسی و آمریکایی را قطع کرد تا ثروت عظیم نفتی کشور را به مردم ایران بازگرداند، انگلیس و آمریکا فوراً واکنش نشان دادند و سازمان سیا و MI6 با عملیات مخفی آژاکس علیه او کودتایی انجام دادند و شاه را مانند عروسک خیمه شب بازی بر سریر قدرت نشاندند. او دستاوردهای دمکراتیک دولت مصدق را لغو کرد و ثروت عظیم نفتی را مجدداً در اختیار آمریکا و انگلیس قرار داد. آمریکا به نوبه خود انگلیس را از میدان به در کرد. حساب حساب است و کاکا برادر. برای این فاحشگی، شاه دستمزد کلانی دریافت نمود.


یک اقدام منزجر کننده دیگر: برای حفظ شاه در قدرت، موساد موظف شد برای اربابان جدید دستگاه پلیسی منفور ساواک را تاسیس کند و در این کار از کمک کارشناسان گشتاپو و اس اس سابق استفاده شد.

با در نظر گرفتن این پیش‌زمینه غرب تلاش کرد تا با تصور غیرواقعی تکرار عملیات آژاکس، این عروسک مسخره را به قدرت رساند لذا از او خواسته شد در پاریس خطاب به مردم ایران سخن بگوید – دقت کنید – به زبان انگلیسی! علاوه برآن یک سخنرانی در پارلمان انگلیس نیز در نظر گرفته شده بود. این تئاترمسخره به کار گرفته شد تا انظار عمومی غرب به چهره حاکم مورد نظر عادت کند. قدرت های غرب براین عقیده اند که نظر مردم ایران اصلاً مطرح نیست.

عکس زیر توله شاه را در ملاقاتی روز ۱۷ آوریل ۲۰۲۳ در اسرائیل با بنیامین نتانیاهو و وزیر اطلاعات و امنیت اسرائیل گیلا گاملیل نشان می دهد

استراتژی منحرف غرب در یک تصویر: پس از این که آخرین نخست وزیر دمکراتیک ایران توسط پدر این آقاپسر (که خیلی دلش می خواهد شاه شود) با یک کودتا سرنگون شد، حالا این آقاپسر می خواهد – دقت کنید – به کمک نتانیاهو که چند روز پیش می خواست راه تغییر رژیم در تهران را با بمب بگشاید و در این راه دانشمند، نظامیان و همین‌طور بسیاری از مردم غیرنظامی را به قتل رساند، تن به ماجراجویی مشابهی دهد. منابع من در ایران فقط سر تکان می دهند: هیچ‌کس در ایران، چه پیر و چه جوان حتی آنان که شاه قدیم را دوست داشتند، این بچه را نمی خواهند.

خرابی ها نسبتاًکم ولی کشته شدگان زیاد
ایران از نظر جغرافیائی تقریباً به بزرگی اروپای غربی و ۷۵ برابر اسرائیل و از نظر جمعیت تقریباً ۱۰ برابر اسرائیل است. و بدین سان منطقی است که خسارات در ایران در این زد و خورد نظامی با اسرائیل در مقایسه به نسبت سطح با این کشور یهودی نسبتاً کم بود.

برنامه هسته ای آن به‌معنی واقعی کلام خیلی سطحی مورد اصابت قرار گرفت. ورودی های پروژه های زیر زمینی ویران شد. اعلام پیروزی توسط ترامپ به‌قدری نامربوط است که حتی سازمان های امنیتی در اظهارات خود به رئیسشان وفاداری نشان ندادند و بیشتر به برداشت ایران نزدیک بودند.

تا چه حد این سر زدنها از دانشمندان و فرماندهان نظامی توانایی های نظامی و علمی ایران را به شیوه ای پایدار تضعیف کرده، به سختی قابل سنجش است. ولی در هرحال این ضربات تأثیری مغایر آنچه که غرب در نظر داشت روی مردم گذشت: مردم ایران اکنون یک تنه، از جمله جوانان که در سیاست درونی کشور خواستار مدرنیزه کردن است، پشت رهبران خویش ایستاده است. در نتیجه این حمله نه تنها از نظر نظامی بلکه از نظر اجتماعی نیز با شکست رو به رو شد.

اسرائیل لبه پرتگاه فاجعه
خسارات عظیم است، عکسبرداری و گزارش ممنوع
همکار و دوست ما لاری جانسون از «سونار ۲۱» – یکی از تحلیلگران سابق سیا – یک نمای کلی از خسارات وارده ناشی از ضربات نظامی ایران به اسرائیل تهیه کرد

تل آویو
اگر چند روز پیش عکس خرابی ها را در X جستجو می کردیم، حتماً تصاویری پیدا می کردیم. عکس زیر از ویرانی کامل تل آویو (سمت چپ) از ویدئویی گرفته شد که قصد داشتیم در این مقاله از آن استفاده کنیم. متعجب نشدیم که این ویدئو پاک شد، تنها آنچه باقی ماند یک اسکرین شات بود. تصویر در سمت چپ تل آویو را نشان می دهد و در سمت راست برلین را در سال ۱۹۴۵٫ گذشته از این که یکی عکس رنگی و دیگری سیاه و سفید است تفاوت های زیادی در ابعاد ویرانی وجود ندارد. جای تعجب نیست که مقامات اسرائیلی با تهدید به چندین سال زندان ممنوع کرد که از ویرانی ها عکس گرفته شود و اشاعه داده شود – البته زیاد هم موفق نشدند. طبیعی است که چنین تصاویری را در رسانه های غربی نمی توان یافت.

کنسرنهای تسلیحاتی اسرائیلی
ایرانی ها حملات موفقیت آمیزی نیز به کنسرنهای تسلیحاتی اسرائیل کردند. کنسرن دولتی تسلیحاتی «رافائل» که مورد حمله قرار گرفت گل سرسبد صنایع تسلیحاتی اسرائیل بود. برنامه تولیدی آن از تولید سلاح های ضد تانک تا موشک های هدایت شونده، پهپادهای دریایی تا عناصر کلیدی «گنبد آهنین» «فلاخن داوود»و سامانه پدافندی موشک های استراتژیک بود.
رافائل در سطح بین‌المللی هم فعال است و Dynamit Nobel Defance نیز به آن تعلق دارد و در ضمن در آلمان نیز دارای شعبه است.

زیرساخت ها
اسرائیل دارای ۳ بندر مهم است: حیفا، ایلات و اشدود. انصرﷲ یمن بندر ایلات را ماه ها است که «تعطیل» کرده اند از این طریق که باب المندب، ورود از خلیج عدن به دریای سرخ را برای کشتی های اسرائیلی و یا کشتی هایی که به سوی اسرائیل در حرکتند مسدود کرده اند. این بندر از آن زمان مرده.

تأسیسات بندر حیفا از ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ از طرف ایران در جواب به حملات اسرائیل به ایران آن‌چنان ویران شده که این بزرگترین بندر اسرائیل برای مدت نسبتاً طولانی تنها مشروط قابل استفاده خواهد بود. این امر در مورد پالایشگاه نفتی که در این بندر قرار دارد نیز صادق است. این دو تأسیسات زیر ساختی عناصر کلیدی اقتصاد اسرائیل هستند. از طریق بندر حیفا ۳۰ درصد تجارت خارجی اسرائیل صورت می گیرد. طبیعتاً سهم این پایشگاه در بازار اسرائیل بیشتر از این است.
بندر حیفا امروز

ولی همین‌طور اشدود، سومین بندر بزرگ اسرائیل به شدت صدمه دید به طوری که کارشناسان آمریکای ظرفیت قابل استفاده آن را بین ۴۰ تا ۵۰ درصد تخمین می زنند.

https://x.com/i/status/1854219794771312930

فرودگاه بن گوریون در تل آویو یک دروازه بزرگ دیگر به سوی جهان خارج است که بخش های وسیعی از آن ویران شد.

ولی ویرانی ها که باعث تعجب بسیاری شد تنها به زیرساخت های نظامی محدود می شد. اسرائیل قبل از ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ جنگنده های خود را به پایگاه هوائی انگلیس در قبرس منتقل کرد. بدون این امکان در کنار فرودگاه های نظامی به ظن قوی همین‌طور جنگنده های گران قیمت این کشور نیز نابود می شد.

ایران از خسارات انسانی بزرگی در اسرائیل سخن می گوید
در غرب به شدت تبلیغ می شود که چقدر دانشمند و افسر ایرانی کشته و نابود شده اند ولی اسرائیل در مورد خسارات خود سکوت می کند. منابع ایرانی گزارش می کنند: یک وب سایت امنیتی اسرائیلی هک شد. اطلاعات در مورد خسارتهای جانی اسرائیل این‌طور لیست شده بود: ۶ ژنرال بلند پایه، ۳۲ جاسوس موساد، ۷۸ کارمند شین بت (سازمان امنیت داخلی)، ۲۷ افسر نیروی دریایی، ۱۹۸ افسر نیروی هوایی، ۴۶۲ سرباز. ما نتوانستیم این ارقام را مورد تأیید قرار دهیم ولی به نظر نمی رسد که این ارقام قابل اعتماد نباشد.

۴۰ درصد تل آویو ویران شده است- اسرائیل سوراخ سوراخ شده
تحلیل گران آمریکایی مانند داگلاس مک گرگور براین نظرند که ۴۰ درصد تل آویو ویران شده است. ویران شده نه این که خسارت دیده باشد. تصاویر هوایی تفاوت میان «ویرانی» و «خسارت دیدگی» را نمایان می کند.

«گنبد آهنین» تعریفی اسرائیل عاجز ماند. با درنظر گرفتن ابعاد این ویرانی ها، صفت «رقت انگیز» برای توصیف این سپر معجزه آسا زیاد دور از حقیقت به نظر نمی رسد.

و بیشتر از آن: کفگیر مهمات اسرائیل به ته دیگ خورده: از طرف منابع معتبر مطلع شدیم که مهمات اسرائیل عملاً به آخر رسیده است. در این ۱۲ روز جنگ اسرائیل آنقدر موشک های پدافندی پرتاب کرد که آمریکا در طول دو سال می تواند تولیدکند. لذا سیستم پدافندی نه تنها همان‌طور که گفته شد عمل نکرد، بلکه به‌خاطر ظرفیت تولید به طور پایدار قابل استفاده نیست.

سیستم از نظر مالی قابل نگهداری نیست
وقتی ما سلاح هایی را که این سیستم مورد استفاده قرار می دهد، بررسی کنیم مشخص می شود که گنبد آهنین در شرایط یک حمله واقعی از نظر مالی به صورت پایداری قابل استفاده نیست. گنبد آهنین از اجزاء مختلفی تشکیل می شود. چند نمونه از آنها را در اینجا ارایه می کنیم:
پاتریوت – آمریکایی
بنا بر گزارش رویترز سیستم پاتریوت بدون موشک، ۴۰۰ میلیون دلار قیمت دارد. هر موشک بسته به نوعش بین ۳،۴ تا ۸ میلیون دلار می ارزد.

سامانه ضد موشکی تاد – آمریکایی
هزینه تنها یک سیستم کامل تاد ۳ میلیارد دلار تخمین زده می شود. یک سیستم تشکیل می شود از ۶ موشک پرتاب کن، مجتمع ضربتی متشکل از ۴۸ موشک، یک سیستم راداری و یک خودرو فرماندهی

هزینه هسته مرکزی این سیستم، موشک های رهگیر علناً اعلام نمی شود. در منابع روسی ما با اعداد و ارقام نجومی روبه رو هستیم: یک موشک (بسته به نوع صادراتی، مثلاً به عربستان سعودی و یا کره جنوبی) می تواند بین ۴۵ تا ۵۰۰ میلیون دلار قیمت داشته باشد.
آرو – اسرائیلی
علاوه بر سیستم تاد و پاتریوت که ذکر شد، اسرائیل به دلیل توان ناکافی سیستم پاتریوت، موشک خود، «آرو» را تولید کرد. هزینه این سیستم تقریباً ۱،۵ میلیارد دلار است. قیمت یک موشک آن ۲ میلیون دلار می باشد.

معلوم نیست که در طول این ۱۲ روز چند موشک از همه سیستم ها پرتاب شده است ولی مطمئناً هزاران موشک بوده. یک مناقشه طولانی تر گذشته از فقدان تعداد کافی موشک و محدودیت حیطه فعالیت آنها ، به ورشکستگی اقتصادی اسرائیل منجر خواهد شد.

«آتش بس»
توافق حاصل نشد
اعلام پایان خصومت ها بین اسرائیل و ایران برای بسیاری غافلگیر کننده بود. ولی نگاه دقیق به ۱۲ روز جنگ نور به این به اصطلاح تاریکی می افکند. هرچه بمباران های متقابل بیشتر ادامه می یافت روز به روز کاهش نیروی اسرائیل محسوس تر می شد که البته با در نظر گرفتن وضعیت جغرافیایی و جمعیت شناسی آن جای تعجب باقی نمی گذارد. ایران ۷۵ بار بزرگتر است خسارتهای آن در سطح به مراتب بزرگتری پخش می شود. جمعیت ایران هم که ۱۰ برابر جمعیت اسرائیل است نقش ایفا می کند. ایران پس ازضربات سر زدن روزهای اول به سرعت ساختارهای فرماندهی خود را تغییر داد، که برای اسرائیل محسوس و دردناک بود.
اعلام آتش بس که شب ۲۵ ژوئن توسط رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ اعلام شد یک توافق رسمی نبود.در نتیجه وضعیت کنونی سکوت سلاح ها آتش بس نیست بلکه در بهترین حالت خاموشی گذاری سلاح ها است.

به گفته لاری جانسون درخواست توقف خصومت ها از طرف نتانیاهو مطرح شد. دلایل آن ساده و متقاعد کننده است: اسرائیل قابلیت تحمل بیشتر را نداشت. ویرانی حتی تأسیسات حساس این کشور تاکنون در تاریخ اسرائیل بی نظیر بوده است.

چه کسی مبتکر این آتش بس شد و چرا؟
به گفته لاری جانسون درخواست توقف خصومت ها از طرف نتانیاهو مطرح شد. دلایل آن ساده و متقاعد کننده است: اسرائیل قابلیت تحمل بیشتر را نداشت. ویرانی حتی تأسیسات حساس این کشور تاکنون در تاریخ اسرائیل بی نظیر بوده است.

آیا آتش بس دوام خواهد آورد؟
پاسخ به این سؤال با در نظر گرفتن رفتاری که اسرائیل و آمریکا در پیش گرفته اند، ساده است. اگر اسرائیل و آمریکا به این نتیجه برسند که با یک حمله دیگر به اهداف خود خواهند رسید، حمله خواهند کرد. حالا هرچه هم که آقای نتانیاهو و ترامپ قبل از چنین حمله ای بگویند، کاملاً بی ربط خواهد بود. ما در مقاله ای زیر عنوان «دیپلماسی در بستر مرگ – از رئیس جمهور صلح طلب به رئیس جمهور جنگ سالار» توضیح دادیم که حرف ترامپ بی ارزش است.

همین‌طور این واقعیت که محاسبات اسرائیل و آمریکا در حمله اول کاملاً غلط از آب درآمد نقشی در تصمیم گیری ایفا نخواهد کرد. نتانیاهو باید حمله کند، زیرا در غیر این صورت به زندان خواهد رفت و ترامپ احتمالاً باور دارد که باید همیشه پیروز شود زیرا خصلتش به او اجازه خطا نمی دهد.

این مشکلات همراه تکبر غرب احتمالاً به آنجا خواهد کشید که جنگ ادامه یابد و «آتش بس» تنها به عنوان لحظه ای برای تجدید قوا برای اسرائیلی ها تعبیر خواهد شد. امیدوارم که اشتباه می کنم.

اسرائیل احتمالاً به ته خط رسیده است
فراریان اسرائیلی و مهاجرین داخلی
طبق گزارشات Times of Israel پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تقریباً نیم میلیون اسرائیلی از کشور خارج شده اند. این روزنامه به ارقام رسمی مقامات امور شهرک نشینان و مهاجرین استناد می کند. منابع آمریکایی حتی از ۱،۵ میلیون نفر خبر می دهند ، که البته معلوم نیست که این افراد آیا به طور موقت و یا دائم کشور را ترک کرده اند. به این ارقام آوارگان درون اسرائیلی را نیز باید اضافه کرد که بنابرگزارش Jüdische Allgemeine Zeitung در ژوئیه ۲۰۲۴ بالغ بر ۱۰۰ هزار نفر بود.

با درنظر گرفتن واکنش ایران به حمله اسرائیلی/آمریکایی روز ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ تعداد بیشتری از مردم دست به فرار زدند. پس از این که دولت اسرائیل ممنوع کرد، که مردم کشور را ترک کنند ، بسیاری از مردم قایق های معمولی کرایه کردند تا از کشور فرار کنند. اعداد و ارقام رسمی در دست ما نیست ولی به طور غیر رسمی گویا ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر از این طریق ازکشور خارج شده اند.

سیل فراریان از یک طرف واکنشی نسبت به وقایع اخیر است ولی در عین حال مبین وجود مشکلات سیاسی و اجتماعی است، که به نوبه خود مشکلات اقتصادی و جمعیت شناختی عظیمی به همراه دارد و اسرائیل از این موضوع مستثنی نیست. از میهن پرستی تعریفی در گذشته خبری نیست. آنان که به رهبران خود اعتماد دارند کشور را ترک نمی کنند.

طبق گزارشات Times of Israel پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تقریباً نیم میلیون اسرائیلی از کشور خارج شده اند. به این ارقام آوارگان درون اسرائیلی را نیز باید اضافه کرد که بنابرگزارش Jüdische Allgemeine Zeitung در ژوئیه ۲۰۲۴ بالغ بر ۱۰۰ هزار نفر بود.

پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم
اقتصاد و زیر ساخت ها به شکلی پایدار خسارت دیده. معلوم نیست که اگر آتش بس ادامه داشته باشد، کشور چند سال برای باز سازی ویرانی ها نیاز دارد.اقتصاد کشور تازه از آغاز این مناقشات با مشکل رو به رو نشده است بلکه از اکتبر ۲۰۲۳ به این سو هم وضعیت خوبی نداشته. تقریباً در دو سال گذشته، یعنی تا ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ یک و نیم میلیون نفر اسرائیلی کشور را ترک کرده اند که در رابطه با جمعیت ۹ میلیونی کشور یک فاجعه است. اگر این واقعیت کلی را در نظر گیریم که به ویژه افرادی کشور را ترک کرده اند که از نظر مادی توان قبول مخارج را داشتند، این رقم هولناک تر به نظر خواهد رسید زیرا اسرائیلی های متخصص، تعلیم دیده و ثروتمند که برای احیا و بازسازی کشور حیاتی هستند از اسرائیل رفته اند.

یک نشانه دیگر از این که وضعیت تا چه حد خراب است ، ممنوعیت خروج از کشور است که وزیر راه و ترابری اسرائیل خانم «میری ریغیف» مقرر کرد که انسان را به یاد اوکراین می افکند. اطلاعات در این زمینه مبهم است ولی مسافرت به خارج ممنوع است حتی اگر در سایت سفارت اسرائیل در برلین مطلبی در این مورد یافته نمی شود.

تبعات جمعیت شناختی این اکسودوس می تواند برای اسرائیل جبران ناپذیر باشد. دولتمردان اسرائیل همیشه تلاش می کنند اسرائیل را کشوری معرفی کنند که عمدتاً یهودیان را در بر می گیرد و لی در آنجا میلیون ها نفر عرب زندگی می کنند. نرخ زاد و ولد آنها به مراتب بالاتر از اسرائیلی های یهودی است. موج فراریان که به دنبال جنگ آغاز شد و همین‌طور روند تکاملی جمعیت شناختی دیر و یا زود باعث خواهد شد که در کشور تعداد غیر یهودیان (مسلمانان و مسیحیان) که در کشور زندگی می کنند از یهودیان بیشتر شود که در آن صورت استراتژی صهیونیستی بی معنی خواهد شد.

چه کسی مایل است در کشوری زندگی کند که ۵۰ درصد جمعیت آن هوادار نسل کشی هستند.

علاوه براین باید گفت که که در حال حاضر هیچ پاسپورتی در جهان یافت نمی شود که از پاسپورت اسرائیلی نامطلوب تر باشد. بازندگان کسانی هستند که فقط صاحب پاسپورت اسرائیلی هستند و در ضمن مشکل می توان تصور کرد که کسی به این سرزمین معهود مهاجرت کند. چه کسی مایل است در کشوری زندگی کند که ۵۰ درصد جمعیت آن هوادار نسل کشی هستند.


چرا ایرانی ها حملات خود را متوقف کردند؟
بادرنظر گرفتن وضعیت این سؤال جبراً مطرح می شود. برای روشن شدن وضع، لازم است فراتر از منطقه را مد نظر قرار دهیم.

خطای نظامی؟
منابع ما براین نظرند که ادامه موشکباران ایرانی طی چند روز و یا چند هفته به ریزش و یا فروپاشی اسرائیل منجر می شد. از این رو از منظر نظامی یک موقعیت خوب از دست رفت تا اسرائیل را به شکلی پایدار بی اثر و خنثی کرد. چنین سناریویی برای همه، هرکس که مستقیم و یا غیرمستقیم در این جریان شرکت داشت مطمئناً روشن بود. پس باید دلایل جدی و سنگینی وجود می داشت که باعث شد این امکان تاریخی مورد استفاده قرار نگیرد و به تعویق بیافتد.

تاملات ژئوپولیتیکی چین و روسیه
ایران کم وبیش زیر نفوذ روسیه و چین اقدامات نظامی را متوقف کرد. با سبک سنگین کردن کلیه منافع ظاهراً ضررهای محتمل برای روسیه، چین و نهایتاً ایران بر امتیازات کوتاه مدت حداقل در لحظه کنونی می چربید.

تاملات زیر را باید از این منظر ارزشیابی کرد زیرا نتوانستیم در روند تصمیم گیری روسیه و چین ورود کنیم. روسیه و چین اصولاً اجازه نگاه به کارتهای بازی خود را نمی دهند:
اول، روسیه که به دنبال تنش زدایی است باید منافع اسرائیلی های روس تبار را در نظر گیرد. تعداد آنها بیش از ۲ میلیون نفر و از این رو قابل توجه است.
دوم، ادامه درگیری ها روسیه را به‌خاطر قرارداد اساسی در مورد همکاری های استراتژیک با ایران به احتمال زیاد مجبور به حضور قوی تر می کرد، حتی اگر در قرار داد مزبور سخنی از الزام این کشور به حمایت نظامی در شرایط جنگی وجود ندارد. و بدین سان عملاً خطر آن می رفت که مجبور به جنگ علیه کشوری شود که مردم آن با روابط گسترده ای با روسیه مربوطند و بخش قابل توجهی از مردم آن به زبان روسی سخن می گویند. علاوه براین روسیه در اوکراین از نظر نظامی پیشرفت های چشمگیری دارد و نمی خواهد نیروهای خود را تقسیم کند.
سوم، باید صبر و حوصله ای را که روسیه در طول جنگ سوریه در مقابل اسرائیل نشان داد، با وجود خسارتهای مادی و به‌خصوصی جانی را در نظر داشته باشیم. شکاری های اسرائیلی به طور برنامه‌ریزی شده مثلاً از هواپیماهای غیر مسلح روسی جهت استتار علیه پدافند هوایی سوریه استفاده کردند.
چهارم، یک نشانه دیگر برای خویشتن داری روسیه در قبال اسرائیل این واقعیت بود که شراکت موساد در حمله پهپادی اوکراین علیه فرودگاه های نظامی در روسیه تا امروز رسماً هیچ نوع بازتابی پیدا نکرده است با این که تعداد زیاد از بلاگرهای روس در این مورد خبر دادند و فاکت ها در رابطه با حملات مشابه اسرائیلی ها در ایران جای ابهامی باقی نمی گذارد.
پنجم، همین‌طور از نظر اقتصادی زمان برای یک جنگ تمام‌عیار در ایران برای روسیه نامناسب است. ساختمان راهروی شمال به جنوب حمل و نقل از سنت پطرزبورگ از طریق قفقاز و ایران به هندوستان نزدیک به اتمام است و برای هردو کشور دارای اهمیت فراوانی است.
منافع چین آشکارتر است. برای چین عمدتاً دلایل اقتصادی تعیین کننده است. جنگ در ایران تحقق بخشیدن به پروژه کمربند و جاده چین را که ایران در آن نقش بزرگی ایفا می کند و حلقه مهمی برای گسترش آن به آفریقا و اروپا است، به خطر می افکند.
علاوه براین چین مقدار زیادی نفت و گاز از ایران وارد می کند. تشدید تنش به شکل محسوسی به منافع اقتصادی چین لطمه وارد خواهد ساخت. قابل توجه است که که ایالات متحده آمریکا بلافاصله پس از آغاز آتش بس طی قراردادی به چین رسماً اجازه داد بدون تحریم نفت و گاز از ایران وارد کند. این اقدام درآمدهای ایران را تأمین می کند و برای چین امنیت برنامه‌ریزی فراهم می سازد، البته اگر بتوان با وجود موافقت نامه های دولت ترامپ احساس اعتماد و امنیت کرد. گزارشاتی که اخیراً در رسانه های اجتماعی از طرف کاخ سفید در مورد تحریم های ثانوی ۵۰۰ درصدی علیه روسیه انتشار یافته نمونه خوبی در تأیید کلام بالا است.

بازهم به برکت موافقتنامه ای که پس از ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵ خیلی سریع به امضا رسید قرار شد درآمد بخشی از نفت و گازی که ایران به چین می فروشد، برای خریداری جنگنده های مدرن چینی استفاده می شود. قبل از آن چین خواستار پول نقد بود که تحقق این پروژه را به تعویق می افکند.

منافع ایالات متحده آمریکا
ما بر این عقیده ایم که ایران، روسیه و چین برای خاموشی سلاح ها چیزی از ایالات متحده گرفته اند: اول، همان‌طور که گفته شد آمریکا اجازه می دهد که چین رسماً از ایران نفت و گاز تهیه کند. ظاهراً در عوض آمریکا مجدداً به عناصر کمیاب زمین چین دسترسی پیدا می کند. این عناصر برای آمریکا به ویژه برای صنایع تسلیحاتی این کشور مهم است. هرچند عناصر کمیاب زمین، کمیاب نیست و آمریکا نیز به مقدار زیاد از آن برخوردار است، ولی آمریکا از چرخه کامل تولید آن از استخراج تا پالایش مثل چین برخوردار نیست.

و ظاهراً روسیه نیز در رابطه با اوکراین امتیازاتی از آمریکا دریافت کرده است، جزئیات آن مشخص نیست ولی اخبار از اوکراین چنین نتیجه‌گیری را محتمل می سازد.

ترامپ اکنون اذعان کرده که ایران ضربه سنگینی به اسرائیل وارد آورده است (hit hard) و مسئولین در کاخ سفید و پنتاگون می دانند که ادامه حملات ایران اسرائیل را کاملاً متلاشی خواهد ساخت. که در نتیجه و به دنبال آن آبروی ایالات متحده بازهم بیشتر از آنچه هم‌اکنون ریخته، می ریخت. آمریکا از منظر امپراتوری خود مجبور می شد ضربات نظامی بیشتری علیه ایران وارد سازد، که در حال حاضر نه از نظر اقتصادی و نه نظامی (کمبود مهمات) آمادگی آن را دارد. چندین هواپیمای B52 کافی نمی بود و تنها با بمباران و موشک نمی توان ایران را از نظر نظامی به زانو درآورد. یک حمله دیگر به ایران این کشور را مجبور می کرد به پایگاه های نظامی آمریکا در خلیج فارس حمله کند. و بعد؟

این‌طور به نظر می رسد که نه تنها کفگیر مهمات اسرائیل به ته دیگ خورده بلکه آمریکایی ها نیز به اندازه کافی مهمات در اختیار ندارند. به سه دلیل: اول، سه سال است که آمریکا انبارهای خود را برای اوکراین تخلیه می کند، با این که هیچ موفقیتی به چشم نمی خورد. از این رو جای تعجب نیست که دیروز آمریکا اعلام کرد که دیگر به اوکراین سلاح ارسال نخواهد کرد. دوم، از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ایالات متحده مقادیر معتنابهی سلاح و مهمات برای نسل کشی در غزه صادر می کند. سوم، ظرفیت تولید ایالات متحده اصلاً کافی نیست. به طوری که، همان‌طور که گفته شد اسرائیل طی ۱۲ روز جنگ با ایران به اندازه تولید دوساله ایالات متحده، موشک های پدافندی پرتاب کرده است.

نیاز به این سلاح ها به‌قدری جدی است که تولید مثلاً موشک های پاتریوت به کشورهای دیگر منتقل شده است. مثلاً در آلمان هم‌اکنون ۱۰۰۰ عدد از این موشک ها تولید می شود، البته در مورد این که این تعداد طی چه مدت زمانی تولید خواهد شد، سکوت حکم فرماست. روز ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۴ روزنامه روسی «کمرزانت» با استناد به وزارت دفاع آمریکا در خبری از افزایش تولید سالانه موشک ها و سامانه های پدافند موشکی پاتریوت بین ۵۰۰ تا ۷۵۰ عدد گزارش کرد. برای درک ارقامی که اعلام شد: برای دفع یک موشک ایرانی پدافند هوایی اسرائیل تا ۲۵ عدد از این نوع موشک ها پرتاب کرد. این رقم بسیار بالاست و بستگی به وضعیت مشخص دارد ولی مرسوم است که بابت هر موشک تهاجمی، حداقل دو موشک تدافعی لازم است.

ترامپ اکنون اذعان کرده که ایران ضربه سنگینی به اسرائیل وارد آورده است (hit hard) و مسئولین در کاخ سفید و پنتاگون می دانند که ادامه حملات ایران اسرائیل را کاملاً متلاشی خواهد ساخت.

نتیجه‌گیری
ویرانی اسرائیل در جریان است. بازسازی بخش های ویران شده اسرائیل (تل آویو، بنادر و فرودگاه ها و کارخانجات تسلیحاتی) نیازمند سال ها کار و کوشش است البته مشروط بر این که آتش بس برقرار بماند، که مطلقاً اطمینانی موجود نیست زیرا بازیگران آن رفتار قابل پیش بینی ندارند. این امر باعث می شود که صاحبان کنونی در وضعیت فعلی سرمایه‌گذاری نکنند. آیا آنها حاضر خواهند بود باز یک ساختمان اداری بسازند تحت شرایطی که ممکن است فردا ۵۰ در صد آن مورد اصابت قرار گیرد؟

معلوم نیست که آیا فراریان اسرائیلی در کوتاه مدت دوباره بازخواهند گشت. اسرائیل از اکتبر سال ۲۰۲۳ تقریباً یک سوم از شهروندان خود را از دست داده و آن هم بخشی که تعلیم دیده و متخصص و پول‌دار بود و برای بازسازی کشور ارزش حیاتی داشت. احتمالاً هم این‌طور است که بسیاری از کسانی که کشور را ترک کردند جزو اکثریت نسل کش نبوده اند که خود دلیلی برای عدم بازگشت آنان خواهد بود.

هیچ شاخصه ای در اختیار ما نیست که بتوانیم بر اساس آن آینده این مناقشه را مشخص کنیم. امکان دارد که فردا باز جنگ آغاز گردد و شاید هم آغاز نشود. ولی آنچه که ما مطمئناً با آن رو به رو خواهیم بود، جنگ بین دو جهان ادامه خواهد داشت، شاید در مکانی دیگر ولی خونین خواهد ماند.

تنها حکمی که ما می توانیم صادر کنیم این است که نمی توان به آمریکا و یا اسرائیل اعتماد کرد. در این زمینه و زمینه احترام به قوانین بین‌المللی هردو کشور را باید در سطح آلمان نازی برآورد کرد.