قدرت‌های اصلاح: نظم‌دهی مجدد جهان از دیدگاه جنگجویان جنگ سرد (بخش دوم)

 

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: راینر روپ
برگرفته از: روزنامۀ چپ
۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵

برای مطالعۀ بخش نخست به اینجا مراجعه کنید.

 

بخش دوم هم‌چنین پویایی‌های داخلی «محور تحول»، اهداف استراتژیک آن و همکاری‌هایش، از جمله تلاش‌هایش برای تضعیف نفوذ غرب مانند تحریم‌ها، را از دیدگاه جنگجویان جنگ سرد در ایالات متحده ارایه می‌دهد.

 

«محور تحول» – متشکل از چین، روسیه، ایران و کره شمالی – با رد مشترک نظم جهانی تحت سلطه غرب متحد هستند. هر چهار کشور، ایالات متحده را مانع اصلی اهداف منطقه‌ای خود می‌دانند و به دنبال کاهش نفوذ آمریکا در مناطق مربوطۀ خود هستند. آندره‌آ کندال-تیلور و ریچارد فونتین در مقاله خود در فارن افرز توضیح می‌دهند: «هر چهار کشور، ایالات متحده را مانع اصلی ایجاد حوزه نفوذ خود می‌دانند.»

هر یک از کشورها اهداف ژئوپلیتیکی خود را دنبال می‌کند: چین مدعی «منافع اصلی» خود، مانند تایوان و دریای چین جنوبی است، ایران به «محور مقاومت» خود با گروه‌های نیابتی در کشورهایی مانند لبنان و یمن متکی است، کره شمالی مدعی کل شبه جزیره کره است و روسیه «مناطق مجاور» خود – کشورهای امپراتوری تاریخی خود – را حوزه نفوذ خود می‌داند. از دیدگاه این دو نویسنده، ساختار جهان به همین سادگی شکل گرفته است.

«محور تحول» – متشکل از چین، روسیه، ایران و کره شمالی – با رد مشترک نظم جهانی تحت سلطه غرب متحد هستند. هر چهار کشور، ایالات متحده را مانع اصلی اهداف منطقه‌ای خود می‌دانند و به دنبال کاهش نفوذ آمریکا در مناطق مربوطۀ خود هستند.

با وجود اهداف مشترک، تنش‌هایی نیز در درون این محور وجود دارد. به عنوان مثال، چین و روسیه برای نفوذ در آسیای مرکزی رقابت می‌کنند، در حالی که روسیه و ایران برای بازارهای نفت در آسیا رقابت می‌کردند. درگیری‌های تاریخی، مانند حمله شوروی به ایران در سال ۱۹۴۱ یا رقابت دیرینه بین چین و روسیه، می‌تواند همکاری را پیچیده کند. با این وجود، نویسندگان تأکید می‌کنند: «اختلافات آن‌ها برای قطع پیوندهای ایجاد شده از راه مقاومت مشترک آن‌ها در برابر جهان تحت سلطه غرب کافی نیست.» هدف مشترک آن‌ها برای تضعیف ایالات متحده و رهبری آن، به مثابۀ یک حلقه قدرتمند عمل می‌کند.

روسیه به عنوان محرک اصلی این محور از یک نقش کلیدی برخوردار است. نویسندگان خاطرنشان می‌کنند: «تهاجم به اوکراین نقطه بازگشت ناپذیری را در جنگ صلیبی دیرینه پوتین علیه غرب رقم زد.» مسکو از آغاز جنگ، به حمایت شرکای خود متکی بوده است، زیرا تحریم‌های غرب دسترسی به تجارت، سرمایه‌گذاری و فن‌آوری را محدود کرده است. چین، ایران و کره شمالی مهمات، پهپادها، ریزتراشه‌ها و سایر ابزارهایی را که ماشین جنگی روسیه را فعال نگه می‌دارد، تأمین می‌کنند. در عین حال این وابستگی، برای شرکاء نیز زمینه‌های نفوذ فراهم می‌کند: چین سیستم‌های تسلیحاتی پیشرفته دریافت می‌کند، ایران قابلیت‌های نظامی را بهبود می‌بخشد و کره شمالی به دنبال فن‌آوری‌های جدید برای موشک‌ها و زیردریایی‌ها است.

همکاری نظامی رو به رشد محور
حتی قبل از حمله روسیه به اوکراین، حمایت نظامی مسکو از پکن، برتری نظامی ایالات متحده بر چین را کاهش داده بود. از آن زمان، روسیه سیستم‌های تسلیحاتی پیچیده‌تری را به چین عرضه کرده است. در عین حال، رزمایش‌های نظامی مشترک بین دو کشور از نظر دامنه، فراوانی و شدت به طور قابل توجهی افزایش یافته است. افسران روسی که در سوریه و منطقه دونباس اوکراین جنگیده اند، تجربیات ارزشمندی را با همتایان چینی خود به اشتراک می‌گذارند. این به ارتش آزادی‌بخش خلق کمک می‌کند تا کمبود تجربه عملیاتی خود را جبران کند، که به گفته نویسندگان، «یک ضعف قابل توجه در مقایسه با نیروهای آمریکایی آبدیده در نبرد» است.

در حالی‌که نوسازی نظامی چین، به لطف کمک روسیه، ضرورت همکاری دفاعی عمیق‌تر با روسیه را کاهش داده است، هر دو کشور هم‌چنان به انتقال فن‌آوری و توسعه و تولید مشترک سیستم‌های تسلیحاتی جدید متکی هستند. به عنوان مثال، در ماه فوریه، مقامات روسی تأیید کردند که با شرکای چینی در زمینه کاربردهای نظامی هوش مصنوعی همکاری می‌کنند. به گفته نویسندگان، مسکو در زمینه‌های کلیدی مانند فن‌آوری زیردریایی، ماهواره‌های سنجش از دور و موتورهای هواپیما، برتری خود را نسبت به پکن حفظ می‌کند.

اگر چین از موقعیت وابسته روسیه در امور اقتصادی و مالی برای دسترسی اجباری به فن‌آوری‌های پیشرفته‌تر روسیه استفاده کند، این امر می‌تواند برتری ایالات متحده بر چین را بیش از پیش تضعیف کند. پویایی مشابهی در روابط روسیه با ایران و کره شمالی مشهود است. مسکو و تهران یک «مشارکت دفاعی بی‌سابقه» ایجاد کرده اند که به طور قابل توجهی قابلیت‌های نظامی ایران را تقویت می‌کند. روسیه ایران را به هواپیماهای جنگنده مدرن، سیستم‌های دفاع هوایی، فن‌آوری‌های شناسایی و نظارتی و قابلیت‌های سایبری مجهز کرده است که تهران را در صورت حملات نظامی ایالات متحده یا اسرائیل مقاوم‌تر می‌کند.

در حالی‌که نوسازی نظامی چین، به لطف کمک روسیه، ضرورت همکاری دفاعی عمیق‌تر با روسیه را کاهش داده است، هر دو کشور هم‌چنان به انتقال فن‌آوری و توسعه و تولید مشترک سیستم‌های تسلیحاتی جدید متکی هستند.

گفته می‌شود پیونگ یانگ در ازای تأمین مهمات و سایر حمایت‌های نظامی کره شمالی به روسیه، از مسکو فن‌آوری‌های پیشرفته فضایی، موشکی و زیردریایی را درخواست کرده است. این دو نویسنده نگرانند که اگر روسیه به این خواسته‌ها عمل کند، کره شمالی می‌تواند دقت و قابلیت بقای موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای هسته‌ای خود را بهبود بخشد و برد و عملکرد زیردریایی‌های خود را با فن‌آوری پیشران هسته‌ای روسیه افزایش دهد.

استفاده روسیه از سلاح‌های کره شمالی در میدان نبرد اوکراین، همین حالا هم اطلاعات ارزشمندی را در اختیار توسعه‌دهندگان کره‌ای در پیونگ یانگ قرار داده است که می‌تواند برای توسعه بیش‌تر سلاح‌هایشان مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این، حمایت روسیه ممکن است به کره شمالی کمک کرده باشد تا پس از دو تلاش ناموفق در سال گذشته، در نوامبر ۲۰۲۴ با موفقیت یک ماهواره جاسوسی نظامی را پرتاب کند.

اهداف استراتژیک محور
به گفته نویسندگان، این اهداف ایجاد یک نظم جهانی جایگزین را نشانه گرفته اند. رزمایش‌های دریایی مشترک در تنگه عمان، ارتقای ایران به عضویت کامل در سازمان همکاری شانگهای (SCO) و دعوت برای پیوستن به کشورهای بریکس، نمونه‌هایی از تلاش‌های آن‌ها برای ایجاد ساختارهای نهادی جایگزین است. این گام‌ها مشروعیت اعضاء را افزایش می‌دهد و فرصت‌های تجاری جدیدی را ایجاد می‌کند که تحریم‌های غرب را دور می‌زند.

یکی از جنبه‌های اصلی استراتژی آن‌ها تضعیف ابزارهای غربی مانند تحریم‌ها است. نویسندگان توضیح می‌دهند: «سهم واردات روسیه که با رنمینبی چین تسویه می‌شود از ۳ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۲۰ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است.» ایران و روسیه اخیراً توافقی را برای تسویه تجارت دوجانبۀ خود با ارزهای محلی منعقد کرده اند و بدین ترتیب از اثربخشی تحریم‌های ایالات متحده جلوگیری می‌کنند. علاوه بر این، این کشورها از نزدیکی جغرافیایی خود، به عنوان مثال با حمل سلاح از طریق دریای خزر، برای دور زدن نظارت غرب استفاده می‌کنند.

استفاده روسیه از سلاح‌های کره شمالی در میدان نبرد اوکراین، همین حالا هم اطلاعات ارزشمندی را در اختیار توسعه‌دهندگان کره‌ای در پیونگ یانگ قرار داده است که می‌تواند برای توسعه بیش‌تر سلاح‌هایشان مورد استفاده قرار گیرد

همکاری کشورهای محور هم‌چنین توانایی ایالات متحده را در بسیج ائتلاف‌های بین‌المللی علیه اقدامات بی‌ثبات‌کننده محور، تضعیف می‌کند. امتناع چین از محکوم کردن تهاجم روسیه به اوکراین، حفظ موضع بی‌طرفانه را برای کشورهای آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه آسان‌تر کرده است. در حوزه اطلاعات، کشورها از طریق روایت‌های هماهنگ، مانند حمایت از ادعای روسیه مبنی بر این‌که ناتو جنگ در اوکراین را تحریک کرده است، نفوذ خود را تقویت می‌کنند. نویسندگان استدلال می‌کنند که این پیام‌های موازی یکدیگر را تقویت می‌کنند و معتبرتر به نظر می‌رسند.

محور به دنبال یک نظم جایگزین منسجم نیست، اما نویسندگان هشدار می‌دهند: «تاریخ نشان می‌دهد که برای ایجاد ناآرامی، یک برنامه مثبت لازم نیست.» مشابه محور آلمان، ایتالیا و ژاپن در جنگ جهانی دوم، هیچ چشم‌انداز دقیقی برای بی‌ثبات کردن نظم موجود ضروری نیست. هماهنگی رو به رشد بین چهار کشور، تهدیدی جدی را ایجاد می‌کند که به طور دایم چشم‌انداز ژئوپلیتیکی را تغییر می‌دهد.

ادامه دارد …