لحظه‌ای سرنوشت‌ساز برای آینده چین در سیاست جهانی

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: راینر روپ
برگرفته از: روزنامۀ چپ
۱۲ مه ۲۰۲۶

فعال‌سازی قوانین مسدودکننده چین علیه تحریم‌های ایالات متحده در تجارت نفت با ایران برای نخستین بار و دیپلماسی قاطع آن با دشمنان ایالات متحده، اندکی پیش از اجلاس ترامپ-شی، نشان‌دهندۀ تغییر الگوی استراتژیک در پکن به سمت ایجاد یک وزنه تعادل مطمئن در برابر امپراتوری ایالات متحده است.

در ۲ مه ۲۰۲۶، وزارت بازرگانی چین (MOFCOM) برای اولین بار «قوانین مقابله با اعمال فراسرزمینی ناموجه قوانین خارجی و سایر اقدامات» (Rules on Counteracting Unjustified Extra-territorial Application of Foreign Legislation and Other Measures) را که در سال ۲۰۲۱ تصویب شده بود، فعال کرد. با این دستور منع آشکار، پکن همه شرکت‌ها و افراد چینی را از رعایت تحریم‌های ایالات متحده علیه پنج پالایشگاه بزرگ – از جمله پتروشیمی هنگلی و چهار پالایشگاه کوچک‌تر، به اصطلاح «تی‌پات» در شاندونگ و هبی – که نفت ایران را فرآوری می‌کنند، منع می‌کند.

این اقدام بسیار فراتر از یک اقدام متقابل فنی است. این اقدام آغاز مرحله جدیدی از اعتماد به نفس و سیاست حاکمیتی چین را نشان می‌دهد: پکن بدون مجوز سازمان ملل، علیه تحریم‌های یکجانبه آمریکا اعلام جنگ حقوقی می‌کند و از این طریق امنیت انرژی خود را حفظ می‌کند.

چین با انجام این کار، اساساً نقش آینده خود را در سیاست جهانی بازتعریف می‌کند. به جای وابستگی اقتصادی صرف، استقلال استراتژیک خود را نشان می‌دهد. با منع شرکت‌های چینی از رعایت تحریم‌های ثانویه ایالات متحده، یک وزنه تعادل قانونی در برابر «بازوی بلند قضایی» واشنگتن ایجاد می‌کند، که بارها و بارها و نه بدون موفقیت، قوانین ملی خودسرانه خود را علیه سایر کشورهای جهان که در معرض تهدید تحریم قرار دارند، اجراء کرده است.

در عین حال، پکن در حال ارسال یک پیام به کشورهای جنوب جهان است: کسانی که با هژمونی ایالات متحده مخالفند می‌توانند روی حمایت چین حساب کنند. این موضع احتمالاً عواقب گسترده‌ای خواهد داشت، از جمله تسریع تجزیه سیستم مالی بین‌المللی، ترویج دلارزدایی از تجارت و تقویت کانال‌های پرداخت جایگزین به ارز چین (RMB). واکنش چین نشان‌دهنده تمایل این کشور به پذیرش هزینه‌های اقتصادی برای مهار ایالات متحده و جاه‌طلبی‌های امپریالیستی آن و تضمین استقلال ژئوپلیتیکی خود در درازمدت است.

تنها دو هفته قبل از دیدار برنامه‌ریزی‌شده دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، با شی جین‌پینگ در پکن (۱۴ و ۱۵ مه ۲۰۲۶)، و در همان روزی که وانگ یی، وزیر امور خارجه، تلفنی با اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، صحبت کرد، پکن پیامی غیرقابل انکار به واشنگتن فرستاد. زمان‌بندی این اقدام عمدی بود، زیرا بسنت پیش از این چین را به تأمین مالی ایران، «بزرگ‌ترین حامی تروریسم دولتی»، متهم کرده بود و هم‌زمان از دولت چین خواسته بود تا به بازگشایی تنگه هرمز کمک کند: یعنی به ایالات متحده در درگیری‌ای که واشنگتن با جنگ تجاوزکارانه وحشیانه، بی‌دلیل و غیرقانونی خود علیه ایران برانگیخته بود، کمک کند.

چین با یک ضرب‌المثل کلاسیک چینی پاسخ داد: «کسی که زنگوله را به گردن ببر آویخته، باید آن‌را نیز از گردنش بردارد.» با این کار، پکن به صراحت اعلام کرد که در جبران عواقب تجاوز آمریکا مشارکت نخواهد کرد.

این موضع پکن با یک تهاجم دیپلماتیک گسترده پشتیبانی می‌شود. در ۹ و ۱۰ آوریل ۲۰۲۶، وانگ یی سفری غیرمنتظره به کره شمالی داشت – نخستین سفر او از سال ۲۰۱۹. او با کیم جونگ اون ملاقات کرد تا ثبات در شبه جزیره کره را تضمین کند و از ایجاد جبهه جدید احتمالی علیه واشنگتن جلوگیری کند. در ۱۴ آوریل، او با سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در پکن دیدار کرد. هر دو طرف همکاری خود را علیه «هژمونی غرب» تعمیق بخشیدند و در مورد اوکراین و ایران بحث کردند. لاوروف بر لزوم ایجاد یک معماری امنیتی جدید برای غرب آسیا و اورآسیا تأکید کرد.

افزون بر این، در پایان ماه آوریل، وانگ یی (به عنوان بخشی از یک سفر به آسیای جنوب شرقی که شامل کامبوج و تایلند نیز می‌شد) از میانمار بازدید کرد تا ثبات منطقه‌ای را ارتقاء دهد و شرکایی برای یک نظم گسترده‌تر اورآسیا به دست آورد. در ۶ مه، او یک هفته قبل از اجلاس برنامه‌ریزی شده ترامپ-شی، پذیرای عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در پکن بود، جایی که وانگ یی، با تکرار نظرات لاوروف، بر لزوم ایجاد یک معماری امنیتی جدید برای غرب آسیا تأکید کرد.

این فعالیت‌های دیپلماتیک، استراتژی چین را نشان می‌دهد: تضمین ثبات در همسایگی نزدیک خود، ایجاد اتحاد با روسیه، ایران و کره شمالی و ایجاد یک معماری امنیتی جایگزین بدون تسلط ایالات متحده. تنها پایگاه نظامی خارجی چین در جیبوتی، که در ابتدا برای مبارزه با دزدی دریایی سومالی طراحی شده بود، تمایل پکن را برای محافظت از خطوط دریایی برای تانکرهای خود در صورت لزوم برجسته می‌کند. بنابراین، می‌توان فرض کرد که اگر واشنگتن تلاش کند تحریم‌های نفتی خود را که در درجه اول بر چین تأثیر می‌گذارد، از طریق نظامی اعمال کند، پکن بیکار نخواهد نشست.

این تحولات، نقش آینده چین را تعریف می‌کنند، زیرا نشان‌دهنده گسست آشکار از خویشتن‌داری قبلی این کشور است. چین دیگر صرفاً به عنوان یک قدرت اقتصادی عمل نمی‌کند، بلکه به عنوان یک بازیگر هنجارگذار که از قوانین بین‌المللی با محوریت سازمان ملل در برابر سیاست‌های یکجانبه اعمال قدرت دفاع می‌کند، عمل می‌کند. این کشور خود را به عنوان یک شریک قابل اعتماد برای کشورهایی که از تحریم‌ها و فشار واشنگتن می‌ترسند، نشان می‌دهد. در درازمدت، این امر می‌تواند منجر به تسریع ساختارهای چندقطبی شود: در نتیجه، بریکس+، سازمان همکاری شانگهای و ابتکارات اورآسیا اهمیت بیش‌تری پیدا می‌کنند. در عین حال، پکن در حال آزمایش محدودیت‌های قدرت تحریم‌های ایالات متحده است و شرکت‌های جهانی را مجبور می‌کند بین هزینه رعایت تحریم‌های ایالات متحده و دسترسی به بازار چین یکی را انتخاب کنند.

واکنش‌های واشنگتن تاکنون در حد لفاظی باقی مانده است. ترامپ به تازگی با لحنی تحقیرآمیز به شوخی گفت که ایالات متحده به «ملت دزدان دریایی» تبدیل شده است. اما بلوف زدن به تنهایی دیگر کافی نیست. آمادگی‌های قانونی، دیپلماتیک و در صورت لزوم نظامی چین نشان می‌دهد که دوران تسلط بلامنازع ایالات متحده به پایان خود نزدیک می‌شود. با هر دفع تحریم‌ها و هر اجلاس دوجانبه، پکن نقش خود را به عنوان ستون ضروری نظم نوین جهانی – نه به عنوان یک هژمون، بلکه به عنوان یک شریک برابر و مطمئن – تثبیت می‌کند.