تارنگاشت عدالت
نویسنده: کاتلین جانستون
برگرفته از : روزنامه چپ
۲۷ نوامبر ۲۰۲۵
نگذار امپراتوری به تو بقبولاند که ناتوان و درماندهای. همیشه کارهایی هست که میتوانی برای مقابله با این فرومایگان و همین طور برای بهبود زندگی خودت انجام دهی.
خیلی آسان می توان در این دام افتاد و باور کرد که هیچ کاری از دستمان برنمیآید. برای مبارزه با این دستگاه نمیتوان هیچ کاری انجام داد، چون خیلی بزرگ و ریشهدار است، و هیچ کاری هم برای تغییر شرایط شخصیمان نمیتوانیم انجام دهیم، زیرا اوضاع اصلاً به نفع توده مردم عادی نیست.
این فکر شدیداً یک توهم است، زیرا در نگاه اول، واقعی به نظر میرسد. نظامهای سیاسی ما توسط ثروتمندان و قدرتمندان کنترل میشود تا مطمئن باشندکه صداهای ما به هیچ وجه مزاحمتی برای آنها به وجود نمی آورد و هر جنبش سیاسی جدیدی که ساختارهای قدرت حاکم را به چالش بکشد، از بیرون و درون مورد تخریب و تخطئه قرار می گیرد. فریادهای ما به حاشیه رانده می شود و هموطنان ما از طریق تلقین و تبلیغ مادام العمر به اتومات های بیفکر امپراتوری تبدیل می شوند.
و در نگاه اول، این طور به نظر میرسد که ما در زندگی شخصیخود نیز به همان اندازه ناتوان و بیقدرتیم. اگر آنقدر خوششانس نباشید که سرمایه لازم برای استثمار نیروی کار طبقه کارگر را داشته باشید، و یا اگر دارای استعداد ویژهای نباشیدکه اتفاقاً مورد پسند سیستم است، ممکن است تمام عمر را با فقر دست و پنجه نرم کنید. زندگی یک کارگر هر روز دشوارتر میشود ولذا بهراحتی میتواند به این احساس دست یابد که در قبال بدبختیها و مشکلات روانیاش بی چاره است، زیرا در سیستمی کار میکند که بسیار سوءاستفاده گر و ظالم عمل می کند.
اگر چه درست است که بسیاری از درها به روی بسیاری از ساکنان «کابوس آباد» ما بسته است، ولی این بدان معنا نیست که ما توان تغییر چیزی را نداریم. باور به ناتوانی ما به جز برای قدرتمندان، به نفع هیچکس دیگری نیست.
ما هرگز واقعاً ناتوان نیستیم، زیرا همیشه فرصت داریم تا روح جمعی انقلابی را ترویج کنیم و خود را شفا بخشیم. بهصورت یک جمع، ما این قدرت را داریم که به مردم اطلاعرسانی و آموزش دهیم تا دریابند که تمام عمر در مورد جامعه ما فریب خوردهاند و جهانی بهتر هم ضروری و هم ممکن است. ما بهعنوان افراد، ظرفیت انجام کار درونی برای التیام بخشیدن به آسیب هایمان و رهایی از توهمات نفس را داریم، که به طرق مختلف بهطور اساسی بر کیفیت زندگیما تأثیر خواهد گذاشت.
چیزی وجود ندارد که حاکمان بتوانند از آن طریق این تواناییها را از ما بگیرند. ما همیشه فرصت داریم تا کاری انجام دهیم و مردم را از لزوم انقلاب آگاه سازیم، و همیشه فرصت داریم تا زخمهای درونی خود را التیام بخشیم. هر روز، اقدامات مشخصی وجود دارد که میتوانیم برای رسیدن به هر دو هدف انجام دهیم.
این باور که ما نمیتوانیم برای تغییر اوضاع کاری انجام دهیم، جز قدرتمندان به نفع هیچکس نیست. بسیاری از سوسیالیستها با خیال راحت گوشه ای می نشینند، چون خود را از همه بهتر میدانند و در مورد همه مسائل نظرخود را درست می دانند، در حالی که همزمان هر کسی را که سعی در آگاهسازی یا بهتر کردن جهان دارد، تحقیر میکنند.
باید در جامعه خود فعال شد. باید رسانههای مخالف تولید کرد. بایدهنر انقلابی خلق کرد. باید گفتگو کرد. ذهنیتها را تغییر داد. چشمها را باز کرد. بایدمردم را بیدار کرد تا روزی تعداد ما برای تحمیل یک تغییر واقعی به اندازه کافی زیاد باشد.
این باور که شما محکوم به یک زندگی پر از رنج و عذاب هستید، به جز قدرتمندان به سود هیچکس نیست. بسیاری از سوسیالیستها به این بسنده می کنند که تمام اختلالات درونی خود را به افراط وتفریط های سرمایهداری نسبت دهند و روزهای خود را در جلسات و اینترنت به ناله و زاری در مورد زخمهای درونیشان بگذرانند، بدون آنکه کار سخت لازم درونی برای یافتن آرامش درونی را انجام دهند.
نسبت به فرآیندهای درونی خود کنجکاو باشید. درباره روشهای متعدد التیام بخشیدن درون را که بهصورت آنلاین در دسترس هستند، تحقیق کنید. به ذهنهای درخشانی گوش فرا دهید که اخیراً بینشهای نوآورانه و پیشگامانهای در مورد غلبه بر آسیب ها و کار درونی به اشتراک گذاشتهاند. این احتمال را بررسی کنید که روشنبینی معنوی پدیدهای واقعی است که کاملاً در همین زندگی قابل دستیابی است. مسئولیت بهزیستی درونی خود را به عهده بگیرید و برای رسیدن به آن دست به کار شوید.
ما نباید در درماندگی آموختهشده که به نفع قدرتمندان است، فلج شویم. ما نباید بیکار بنشینیم و منتظر راهحلی معجزهآسا برای مشکلاتمان باشیم. ما نباید خود را به زندگیای پر از رنج و تکرار اشتباهات گذشته بسپاریم، تنها به این دلیل که نیروهای ناخودآگاه درونمان که هرگز آنها را بررسی نکردهایم، ما را به این سو و آن سو میرانند.
همیشه کاری هست که بتوانیم انجام دهیم. ما هرگز نمیتوانیم همه کارها را انجام دهیم، اما همیشه میتوانیم کاری انجام دهیم. هیچ دلیل قانع کننده ای وجود ندارد که هرکاری را که می توانیم، در هر روز از زندگیمان انجام ندهیم.
