تارنگاشت عدالت
برگرفته از : آنکات نیوز
۱۴ آوریل ۲٠۲۶
مرشایمر: یک فاجعه راهبردی
جهان با اضطراب نظارهمی کند. همزمان با تشدید تنشها در خلیج فارس، مصاحبهای طولانی و بسیار جنجالی با پروفسور جان مرشایمر، جامعهشناس سیاسی مشهور آمریکایی، که فراگیر شد.
این استاد واقعگرای تأثیرگذار از دانشگاه شیکاگو، تصویری تیره از سیاست کنونی آمریکا تحت ریاستجمهوری ترامپ ترسیم میکند: محاصره دریایی تنگه هرمز، مذاکرات ناموفق در اسلامآباد و یک بحران استراتژیک عمیق برای ایالات متحده.
مرشایمر از یک بنبست خودساخته سخن میگوید که در آن آمریکا نه تنها در خطر باختن جنگ علیه ایران است، بلکه در آستانه وارد کردن آسیب جدی به اقتصاد جهانی و جایگاه جهانی خود نیز قرار دارد.
مرشایمر در مصاحبهای مبسوط با دنیل دیویس، تحلیلی بیرحمانه از تحولات اخیر ارائه میدهد.
رئیسجمهور ترامپ مسدودسازی کامل تنگه هرمز را اعلام کرده و تهدید کرده است که هر کشتی ایرانی را که از آن سرپیچی کند، نابود خواهد کرد. پس از شش هفته درگیری و مذاکرات بعدی در اسلامآباد که به توافق نرسید، این اقدام از امروز صبح به اجرا درآمد و هدف آن به زانو درآوردن اقتصاد ایران است.
مذاکرات شکست خورده در اسلامآباد
مرشایمر مذاکرات به رهبری معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، را یک شکست فاجعهبار توصیف کرد.
اگرچه ترامپ در ابتدا تمایل خود را برای مذاکره بر اساس طرح ۱۰ مادهای ایران نشان داده بود، اما ونس در نهایت خواستههای حداکثری آمریکا (طرح ۱۵ مادهای) را ارائه کرد، که ایرانیها آنها را رد کردند.
از نظر مرشایمر، این یک تصادف نبود: ایالات متحده در موقعیتی ضعیف قرار دارد و در واقع به دنبال یک «راه خروج» است، اما تحت نفوذ شدید اسرائیل – از جمله از طریق تماسهای مستقیم نتانیاهو با ونس – موضعی سختگیرانه اتخاذ کرد.
این استاد دانشگاه بهویژه نقشی را که اسرائیل و لابی طرفدار اسرائیل ایفا کردند، مورد انتقاد قرار داد.
نتانیاهو با ادامه حملات به مواضع حزبالله در لبنان، علیرغم آتشبس توافقشده، فعالانه به دنبال خرابکاری در مذاکرات بود.
مرشایمر این را تلاشی آشکار برای جلوگیری از هرگونه کاهش تنش توصیف میکند.
در عین حال، شخصیتهایی مانند جرد کوشنر و دیگر «صهیونیستهای پرشور» در پسصحنه به عنوان ناظرانی حضور داشتند تا وانس را در خط نگه دارند.
محاصره – یک «گزینه وحشتناک»
مرشایمر از منظر استراتژیک محاصره تنگه هرمز را که اکنون تحمیل شده، بسیار مشکلساز توصیف میکند.
این کار ایران را وادار به عقبنشینی نخواهد کرد، اما پیش از هر چیز، به اقتصاد جهانی آسیب عظیمی وارد خواهد ساخت.
نفت ایران برای بازار جهانی ضروری است – حتی خود ایالات متحده نیز برای عرضه نفت بیشتر به بازار، تحریمها را کاهش داد.
آمریکا با اعمال این محاصره، «به پای خود شلیک میکند».
قیمتها برای نفت و بنزین در حال حاضر به طور قابل توجهی در حال افزایش است.
مرشایمر هشدار میدهد: اگر این محاصره برای مدت طولانیتری ادامه یابد، خطر یک رکود شدید یا حتی یک رکود جهانی قابل مقایسه با رکود سال ۱۹۲۹ وجود دارد.
کشورهای شرق آسیا مانند ژاپن (که ۹۳ ٪ )و کره جنوبی (۴۵%) از واردات نفتشان از طریق تنگه هرمز صورت می گیرد، به طور خاص تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.
امواج شوک اقتصادی – از جمله افزایش قیمت مواد غذایی به دلیل اختلال در عرضه کود، سراسر جهان را در بر خواهد گرفت.
شکست راهبردی برای آمریکا
هسته مرکزی تحلیل مرشایمرنابودکننده است: ایالات متحده از نظر راهبردی، جنگ علیه ایران را پیشاپیش باخته.
هیچیک از چهار هدف اصلی اولیه محقق نشده است:
تغییر رژیم در ایران
تخریب موشکهای بالستیک
پایان دادن به برنامه هستهای ایران
و همین طور هیچ وقفهای در حمایت از حزبالله، حماس و حوثیها صورت نگرفته.
در عوض، ایران اکنون عملاً تنگه هرمز را کنترل میکند – موقعیتی که پیش از جنگ از آن برخوردار نبود.
ایرانیها امروز نسبت به قبل از ۲۷ فوریه ۲۰۲۶ در موقعیت استراتژیک بهتری قرار دارند.
مرشاهایمر تأکید میکند: هیچکس نمیتواند سناریوی قابل باوری به او ارائه دهد که نشان دهد چگونه ایالات متحده هنوز میتواند اوضاع را به نفع خود تغییر دهد.
از نظر او، حتی یک گزینه هستهای – که ظاهراً توسط برخی از اسرائیلیها در حال بررسی است – نیز در دستیابی به نتیجه مطلوب ناکام خواهد ماند، زیرا بخشهای بزرگی از زیرساختهای ایران در زیر زمین قرار دارد.
نفوذ اسرائیل و پویاییهای سیاسی داخلی
مرشاهایمر نتانیاهو را در وضعیتی مأیوس کننده میبیند.
او که در حمله نظامی و سیاسی خود به ایران شکست خورده است، «سرگشته شده» و به دنبال راهحلهای رادیکال میگردد.
برای نتانیاهو، ایران «موبی دیک» اوست و به یک وسواس تبدیل شده است.
در عین حال، این استاد دانشگاه به شدت از این واقعیت انتقاد میکند که سیاستمداران ارشد آمریکایی مانند لیندسی گراهام و ژنرال جک کین، بدون ارائه یک استراتژی واقعبینانه، به دنبال تشدید تنش هستند.
پیامدهای جهانی: فروپاشی اتحادها
پیامدهای این موضوع برای اتحادهای آمریکا به ویژه نگرانکننده است.
ترامپ با انتقاد علنی از آنها به دلیل عدم حمایت کافی، اروپا، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای خلیج فارس را از خود تارانده است.
مرشایمر هشدار میدهد: آمریکا در حال از دست دادن اعتبار خود به عنوان یک شریک قابل اعتماد است.
کشورهای آسیا و اروپا در حال حاضر در حال بررسی جایگزینها – از جمله بازدارندگی هستهای خود (ژاپن، کره جنوبی) یا یک معماری امنیتی مستقل اروپایی هستند.
در مقابل، به نظر میرسد که چین و روسیه به عنوان بازیگرانی با احساس مسئولیت عمل میکنند، در حالی که ایالات متحده به طور فزایندهای منزوی و غیرقابل پیشبینی به نظر میرسد.
چشمانداز: تایتانیک در مسیر برخورد
مرشایمر وضعیت کنونی را به کشتی تایتانیک در حال نزدیک شدن به یک کوه یخ تشبیه میکند.
ترامپ تحت فشار عظیمی قرار دارد: از یک سو، اسرائیل و لابی آن که هرگونه مصالحهای را رد میکنند؛ و از سوی دیگر، فاجعه قریبالوقوع اقتصادی جهانی.
سؤال حیاتی برای هفتههای آینده این است: آیا ترامپ شجاعت خواهد داشت که از اسرائیل جدا شود و به یک توافق دست یابد، یا اینکه به دلایل سیاسی داخلی به تشدید اوضاع ادامه خواهد داد و بدین ترتیب اقتصاد جهانی را به ورطه سقوط خواهد کشاند.
این استاد دانشگاه مصاحبه خود را با این اظهارنظر تکاندهنده به پایان میرساند: هرچند این تحلیل «کاملاً ناامیدکننده» است – اما تحلیلی است ضروری تا حقیقت شنیده شود.
در روزهای و هفتههای آینده مشخص خواهد شد که آیا به هشدارهای او توجه خواهد شد یا اینکه تنشافزایی ادامه خواهد یافت.
جهان نظارهگر است – و وقت ضیق.
