«محور تحول»: نظم‌دهی مجدد جهان از منظر جنگجویان جنگ سرد (بخش نخست)

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: راینر روپ
برگرفته از روزنامۀ چپ
۱۴ سپتامبر ۲۰۲۵

 

این مجموعۀ سه قسمتی، تحلیل جنگجویان مشهور جنگ سرد ایالات متحده را که در مجلۀ «فارن افرز» منتشر شده است، مورد بحث قرار می‌دهد. این مجموعه به همکاری رو به رشد بین چین، روسیه، ایران و کره شمالی، اهداف مشترک آن‌ها و چالش نظم جهانی غربی مبتنی بر قانون، می‌پردازد.

*****

در جهانی که با تنش‌های ژئوپلیتیکی مشخص می‌شود، متفکران جنگ سرد آمریکا شاهد ظهور یک مجموعه قدرت جدید هستند که هدف آن تضعیف نظم جهانی تحت سلطۀ ایالات متحده است. بخش نخست، ظهور این «محور تحول» و تأثیرات اولیۀ آن را بررسی می‌کند. بخش دوم، پویایی‌ها و تنش‌های درون این گروه و هم‌چنین اهداف بزرگ استراتژیک آن‌را تجزیه و تحلیل می‌کند. بخش سوم، از دیدگاه نویسندگان فارن افرز، آندره‌آ کندال-تیلور و ریچارد فونتین، به تشریح چگونگی واکنش آمریکا و متحدانش به این تهدید برای دفاع از نظم جهانی موجود می‌پردازد.

کندال-تیلور و فونتین در مقاله‌ای که در سال ۲۰۲۴ با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد، استدلال کردند: «سال‌هاست که چین، روسیه، کره شمالی و ایران هماهنگی خود را با هدف مشترک تضعیف ایالات متحده و رهبری آن گسترش داده اند.» آن‌ها نوشتند: «هم‌گرایی این کشورها چهره ژئوپلیتیک را تغییر داده است. قابلیت‌های اقتصادی و نظامی ترکیبی آن‌ها، همراه با عزم آن‌ها برای تغییر نحوه عملکرد جهان از پایان جنگ سرد، ترکیبی خطرناک را ایجاد می‌کند.»

فارن افیرز به طور خلاصه این دو نویسنده را به شرح زیر معرفی کرده است:
آندریا کندال-تیلور، عضو ارشد و مدیر برنامه امنیت فراآتلانتیک در مرکز امنیت نوین آمریکا است. از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸، او به عنوان معاون افسر اطلاعات ملی برای روسیه و اورآسیا در شورای اطلاعات ملی خدمت کرد. ریچارد فونتین مدیر مرکز امنیت نوین آمریکا است. او در وزارت امور خارجه ایالات متحده، شورای امنیت ملی و به عنوان مشاور سیاست خارجی سناتور جان مک‌کین، جنگ‌افروز معروف و سناتور فقید آمریکایی، خدمت کرده است.

این چهار کشور یک اتحاد انحصاری تشکیل نمی‌دهند، بلکه «مجموعه‌ای از کشورهای ناراضی» هستند که با تمایل مشترک خود برای به چالش کشیدن نظم تحت رهبری ایالات متحده متحد شده‌اند.

این دو نویسنده در مقاله طولانی اخیر خود در مجله فارن افرز، حتی فوری‌تر از قبل در مورد منظومه ژئوپلیتیکی جدید چین، روسیه، ایران و کره شمالی که ائتلاف غیررسمی آن‌ها را «محور تحول» می‌نامند، هشدار می‌دهند. این کشورها هدف مشترکی برای «تضعیف اصول، قوانین و نهادهای نظم بین‌المللی موجود» دارند که آن‌را تحت سلطه ایالات متحده می‌دانند. همکاری آن‌ها در حال حاضر «چهرۀ ژئوپلیتیک» را در سطح بین‌المللی تغییر داده است و نویسندگان هشدار می‌دهند که توانایی‌های اقتصادی و نظامی مشترک آن‌ها «ترکیبی خطرناک» را تشکیل می‌دهد.

حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ این همکاری را تسریع کرد. حملات در اوکراین روشن کرد که روسیه تنها عمل نمی‌کند: سلاح‌های روسی مورد استفاده شامل فن‌آوری از چین، موشک‌های کره شمالی و پهپادهای ایران بود. «مسکو بیش از ۳۷۰۰ پهپاد طراحی شده از سوی ایران را استفاده کرده است» و روسیه اکنون هر ماه حداقل ۳۳۰ پهپاد تولید می‌کند (یادداشت سردبیر: طبق آخرین آمار، این تعداد روزانه به ۱۰۰۰ عدد می‌رسد) و در عین حال با ایران در حال همکاری برای برنامه‌هایی برای یک کارخانه جدید پهپاد است.

کره شمالی موشک‌های بالستیک و بیش از ۲.۵ میلیون گلوله مهمات توپخانه‌ای تأمین می‌کند، در حالی‌که چین به مهم‌ترین شریان اقتصادی روسیه تبدیل شده است. پکن خرید نفت و گاز روسیه را به شدت افزایش داده و تجهیزات نظامی مانند نیمه‌رساناها، دستگاه‌های الکترونیکی و قطعات هواپیماهای جنگنده را تأمین می‌کند. طبق سوابق گمرکی، واردات تراشه‌های کامپیوتری روسیه با وجود تحریم‌های غرب به سطح قبل از جنگ نزدیک می‌شود – نویسندگان ابراز تأسف می‌کنند که بیش از نیمی از آن از چین می‌آید.

حملات در اوکراین روشن کرد که روسیه تنها عمل نمی‌کند: سلاح‌های روسی مورد استفاده شامل فن‌آوری از چین، موشک‌های کره شمالی و پهپادهای ایران بود.

این حمایت، موقعیت روسیه را در میدان نبرد تقویت می‌کند، تلاش‌های غرب برای منزوی کردن روسیه را تضعیف می‌کند و به اوکراین آسیب می‌رساند. اما این همکاری محدود به اوکراین نیست. این چهار کشور در حال تعمیق روابط اقتصادی، نظامی، سیاسی و فن‌آوری خود هستند. آن‌ها به طور فزاینده‌ای منافع مشترک دارند، گفتمان خود را هم‌سو می‌کنند و فعالیت‌های نظامی و دیپلماتیک خود را هماهنگ می‌کنند. نویسندگان تأکید می‌کنند: «هم‌گرایی آن‌ها محور جدیدی از تحول ایجاد می‌کند – تحولی که اساساً چشم‌انداز ژئوپلیتیک را تغییر می‌دهد.»

این همکاری چیز جدیدی نیست. چین و روسیه از پایان جنگ سرد، مشارکت خود را تعمیق بخشیده اند – روندی که پس از «الحاق» کریمه از سوی روسیه در سال ۲۰۱۴ شتاب بیش‌تری گرفت. بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱، سهم چین از تجارت خارجی روسیه از ۱۰ به ۲۰ درصد، دو برابر شد و روسیه تقریباً ۸۳ درصد از واردات تسلیحات چین را بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ تأمین کرد. فن‌آوری روسیه، قابلیت‌های نظامی چین، به ویژه در دفاع هوایی، سلاح‌های ضد کشتی و زیردریایی‌ها را تقویت کرده است.

ایران هم‌چنین روابط خود را با سایر اعضای محور تشدید کرده است، به عنوان مثال، از سال ۲۰۱۱ با همکاری روسیه در حمایت از بشار اسد، رییس‌جمهور سوریه، این روابط را گسترش داده است. کره شمالی که دهه‌هاست به چین به عنوان متحد اصلی خود متکی بوده است، از دهه ۱۹۸۰ موشک به ایران عرضه کرده و ممکن است از گروه‌های نیابتی ایران مانند حزب‌الله حمایت کند.

این چهار کشور یک اتحاد انحصاری تشکیل نمی‌دهند، بلکه «مجموعه‌ای از کشورهای ناراضی» هستند که با تمایل مشترک خود برای به چالش کشیدن نظم تحت رهبری ایالات متحده متحد شده‌اند. همکاری آن‌ها قابلیت‌های نظامی آن‌ها را تقویت می‌کند، اثربخشی تحریم‌های غربی را تضعیف می‌کند و مانع توانایی ایالات متحده و شرکایش در اجرای قوانین جهانی می‌شود. کندال-تیلور و فونتین هشدار می‌دهند: «وقتی این چهار کشور با هم کار می‌کنند، اقدامات آن‌ها تأثیر بسیار بیش‌تری نسبت به مجموع تلاش‌های فردی آن‌ها دارد.»

با وجود اختلافات آن‌ها – مانند رقابت بین چین و روسیه در آسیای مرکزی یا بین روسیه و ایران در بازارهای نفت – هدف مشترک آن‌ها تضعیف ایالات متحده و رهبری آن هم‌چنان یک پیوند قوی است. نویسندگان تأکید می‌کنند: «در مناطقی از آسیا، اروپا و خاورمیانه، جاه‌طلبی‌های اعضای محور، اثرات بی‌ثبات‌کننده ای داشته است.» پرداختن به این چالش اکنون باید هدف اصلی سیاست خارجی ایالات متحده باشد.

بخش دوم، جاه‌طلبی‌ها و چالش‌های استراتژیک «محور تحول» را از دیدگاه جنگجویان سرد ایالات متحده، از جمله تلاش‌های آن‌ها برای تضعیف نفوذ غرب، مانند تحریم‌ها، ارایه می‌دهد.

ادامه دارد …