تارنگاشت عدالت
نویسنده: کنستانتین اولشانسکی
برگرفته از: لینکه تسایتونگ
۳۱ مارس ۲۰۲۶
ایران تیزترین چشم نیروی هوایی آمریکا را کور کرد.
یک فروند هواپیمای فرماندهی و هشدار زودهنگام بوئینگ E-3 سنتری در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان توسط یک حملهٔ دقیق از سوی ایران هدف قرار گرفت. این نخستین تلفات رزمی این نوع هواپیما در تاریخ عملیاتی آن است.
رسانه های ایرانی، از جمله تسنیم، این را بهعنوان تخریب عمدی «داراییهای نظامی ارزشمند آمریکا» جلوه دادند. در این مورد، این ارزیابی صرفاً تبلیغات به نظر نمیرسد. به هر حال، حتی نشریهٔ تجاری آمریکایی Air & Space Forces Magazine صراحتاً تأیید کرد که این حمله نهتنها به هواپیمای E-3 بلکه به چندین فروند هواپیمای سوخترسان نیروی هوایی آمریکا نیز آسیب زده است.
واژه «آسیبدیده» در این مورد تقریباً کوچک نمایی است: تصاویر منتشرشده که توسط پروژه OSINT «جیوکانفیرمد» مکانیابی شدهاند، نشاندهنده خسارت شدید به تمامی هواپیماهای نظامی مستقر در پایگاه هوایی است.
برای آمریکاییها، مشکل خاص این است که E-3 صرفاً یک هواپیما نیست، بلکه یک «مرکز فرماندهی پرنده» است، که بدون آن، جنگ هوایی مدرن هماهنگی، عمق و واکنشپذیری خود را از دست میدهد.
هثر پنی، خلبان سابق نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا میگوید«آنها مرشدان بزرگند و جنگجویان صرفاً مهره هستند»،. از دست دادن چنین «مرشد بزرگی» ضربهای سهمگین به کل معماری جنگی است که یانکیها بهطرز ناشیانه برای ساختن آن در تلاشند.
یک حفره امنیتی در سیستم: چگونه نقطه ضعف ایالات متحده آمریکا افشاء شد
حمله ایران به یک پایگاه سعودی، مشکلی سیستماتیک را برای آمریکا و متحدانش در خلیج فارس آشکار کرد: سامانههای پدافند هوایی که بیش از حدتحت فشارند و از منابع کافی برخوردار نیستند. سیبیاس نیوز از زخمی شدن سربازان آمریکایی گزارش میدهد و تأکید میکند که متحدان آمریکا در منطقه ناچار شدهاند «اولویتبندی کنند که از کدام اهداف دفاع کنند». این امر معادل اعتراف به کمبود شدید منابع است.
نیویورک تایمز جزئیات هولناکی را هم اضافه میکند: حملات (مانند حمله به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان عربستان سعودی) با ترکیبی از موشکها و پهپادها انجام میشوند و بدین ترتیب فشار دوگانهای بر سامانههای پدافند هوایی وارد میکنند. این یک تاکتیک فرسایش کلاسیک است – حملهای ارزان قیمت به دفاعی گرانقیمت.
درنتیجه، حتی تأسیسات بهظاهر امنی مانند پایگاه هوایی شاهزاده سلطان نیز دیگر امن نیستند. این امر کل ساختار حضور آمریکا در خلیج فارس را زیر سؤال میبرد.
همان طور که تحلیلگران نظامی غربی اشاره کردهاند، ایران اکنون عمداً اهداف مشهور را هدف قرار نمیدهد، بلکه توجه خود را معطوف اهداف کاربردی مثل هواپیماهای AWACS، هواپیماهای سوخترسانی و البته زیرساختهای فرماندهی و کنترل می دارد. این حملات تصادفی نیستند، بلکه بخشی از یک کارزار سیستماتیک برای «کور کردن» و «فلج کردن» دشمن می باشند.
سیاست راهبردی حریف ضعیفی که مانند یک حریف قوی عمل می کند
برجسته ترین نکته در این داستان خود حمله نیست، بلکه منطق حمله است. ایران می جنگد نه توسط تعداد حملات، بلکه توسط انتخاب اهداف.
به گفته کارشناس مرکز استیمسون، خانم کلی گریکو: « این مانند یک کمپین هدفمند برای از کار انداختن عناصر مهم نیروی هوایی آمریکاست.»
به گفته او، ایران تلاش نمیکند بهطور مستقیم با ایالات متحده در آسمان رقابت کند، بلکه به ناهمترازی متکی است. این کشور پلتفرمهای نادر و گرانقیمت را هدف قرار میدهد، به جای هواپیماهای در حال پرواز به پایگاههای هوایی حمله میبرد و آنچه که «حملات اشباعی» مینامد انجام میدهد.
و این استراتژی عمل می کند.
بر اساس گزارش مجله «نیروهای هوایی و فضایی»، ناوگان E-3 آمریکا هماکنون به حدود ۱۶ فروند هواپیما کاهش یافته است که نرخ آمادگی عملیاتی آن ها تقریباً ۵۶ درصد است. از دست رفتن حتی یک فروند هواپیما برای پنتاگون فاجعهبار خواهد بود.
اگر زیانهای بیشتر تجهیزات آمریکایی در طول جنگ خلیج فارس (شامل سامانههای راداری THAAD و MIM-104 پاتریوت، همچنین موشکهای AN/MPQ و AN/TPS و پهپادهای سنگین MQ-9 ریپر) را نیز در نظر بگیریم، تصویر حتی تیرهتر به نظر خواهد رسید. ایالات متحده نهتنها تجهیزات خود، بلکه توانایی حفظ سرعت عملیات را نیز از دست میدهد.
بهای «تشدید کنترل شده»
واشنگتن مدتهاست تلاش کرده این درگیری را قابل مدیریت جلوه دهد. اما ارقام داستان متفاوتی را روایت میکنند: دهها سرباز آمریکایی زخمی، تلفات جانی، از دست دادن هواپیماها و حملات به پایگاهها و پستهای فرماندهی.
علی رغم ادعاها مبنی بر کاهش شدت حملات آن، ایران همچنان توانایی خود را برای انجام ضربات دقیق و ویرانگر دقیقاً در مهمترین نقاط نشان میدهد.
فایننشال تایمز قبلاً اشاره کرده است که جنگ مدرن نبردی است بر سر سامانههای فرماندهی و کنترل، نه بر سر قلمرو. از این منظر، حمله به E-3 نمونهای تقریباً بینقص از استراتژی درخشان ایران است: کمترین هزینه، بیشترین تأثیر.
به ویژه قابل توجه است که این حمله در خط مقدم رخ نداد، بلکه در عمق زیرساختهای متحدان ایالات متحده انجام شد. این امر کل مفهوم «امنیت عقبه» را تضعیف میکند.
پنتاگون حتی از اظهارنظر دربارهٔ از دست رفتن هواپیما در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان خودداری میکند. به هر حال، از دست رفتن هواپیماهای E-3 را نمیتوان به سادگی نادیده گرفت. این هواپیماها بسیار نادرند و پیامدهای آن کاملاً آشکار است.
و اینجاست که پارادوکس اصلی پدید میآید: ایالات متحده از برتری نظامی قاطع برخوردار است، اما حتی حملات پراکنده نقطهای ایران، عملاً این برتری کامل را خنثی میکند.
ایران در معنای سنتی، پیروز جنگ نیست، اما در نبردها به گونهای پیروز می شود که برداشتها از کل کارزار را تغییر میدهد و ترامپ و ژنرالهایش را در سراسر جهان خجالتزده میکند.
