تارنگاشت عدالت
نویسنده: سابینه یان
برگرفته از: گلوبالبریچ
۲۲ آوریل ۲۰۲۶
واشنگتن خواستار امتیاز، اطاعت و خود-ویرانگری استراتژیک از تهران است – و آنرا مذاکره مینامد. «معامله بزرگ» واقعی ایران سالهاست که چیزی متفاوت را در نظر دارد: امتیازهای متقابل به جای تسلیم یکجانبه.
این اصطلاح چیزی شبیه فن حکمرانی، شکوه تاریخی، یا اقدامی را تجسم میکند، که سرانجام یک درگیری به بنبست رسیده را حل میکند. اما «معامله بزرگ» که جی. دی. ونس، معاون رییسجمهور ایالات متحده، پس از مذاکرات با نمایندگان ایران در اسلامآباد مطرح کرد، با بررسی دقیقتر، به هیچوجه یک مصالحه متقابل قابل توجه نیست، بلکه اصلاح لفاظی یک الگوی قدیمی آمریکایی است. قرار است ایران امتیاز بدهد، عقبنشینی کند و از مواضع منطقهای خود دست بکشد، در حالیکه واشنگتن در عوض قول کمک اقتصادی میدهد. ونس به سادگی بیان کرد: اگر ایران متعهد به عدم داشتن سلاحهای هستهای میشد، ایالات متحده رفاه اقتصادی کشور را تضمین میکرد. چقدر سخاوتمندانه! اما نقطه کور در همین نکته نهفته است. اگر واقعاً پیشنهاد این بود، هسته اصلی یک توافق از قبل وجود داشت. در برجام ٢٠١۵، ایران اعلام کرد که هرگز به دنبال، توسعه یا دستیابی به سلاحهای هستهای نخواهد بود. این توافق قبل از خروج دونالد ترامپ از آن لازمالاجرا شد. (١) و (٢)
در اینجا تفاوت اساسی بین درک آمریکاییها و ایرانیها از یک «توافق» نهفته است. سالهاست که واشنگتن اساساً آنرا به عنوان یک فرآیند یکجانبۀ تعدیل درک کرده است. ایران نه تنها قرار است برنامه هستهای خود را محدود کند، بلکه باید از قابلیتهای حساس استراتژیک خود نیز چشمپوشی کند، حمایت منطقهای خود را از بازیگران متحد کاهش دهد و به نظم امنیتی تعریف شده از سوی ایالات متحده تن دهد. از سوی دیگر، تهران بارها پیشنهاد مصالحه داده است. محدودیتهای هستهای، همکاری امنیتی و میانهروی منطقهای در ازای به رسمیت شناختن حاکمیت ملی، پایان تحریمها، چشمپوشی از تغییر رژیم و هرگونه پیشرفت سیاسی جدی در مسأله فلسطین. همین منطق تبادل متقابل، دهههاست که مانع سیستماتیک واشنگتن بوده است. (٣) و (۴)
این واقعیت که دولت ترامپ اکنون طوری صحبت میکند که گویی تاریخ تازه آغاز شده است، تداوم سیاست آمریکا را پنهان میکند. خروج ترامپ از برجام با استراتژی «فشار حداکثری» دنبال شد، به معنای یک سیاست تحریم جامع با هدف اعلام شده فلج کردن شدید اقتصاد ایران. آرون ماته، روزنامهنگاری که سالها در زمینه سیاست خارجی آمریکا کار کرده است، در تحلیلی (۱) اشاره میکند که این جنگ اقتصادی در دوره گذار، حتی در دوران ریاست جمهوری بایدن، اساساً مورد تجدیدنظر قرار نگرفت. در حالیکه دولت بایدن به طور لفظی به دیپلماسی بازگشت، معماری تحریمها تا حد زیادی دست نخورده باقی ماند. هر کسی که امروز از پیشنهاد جدیدی صحبت میکند، ابتدا باید توضیح دهد که چرا ایالات متحده یک توافق هستهای از قبل به دست آمده را نابود کرد و متعاقباً به منطق خفقان اقتصادی پایبند ماند. (١)، (٢) و (۵)
علاوه بر این، خود توجیه اسرائیل برای جنگ بر یک اتهام اصلی استوار است، که سالهاست تکرار میشود اما همچنان بیاساس باقی مانده است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، مرتباً ادعا میکند که ایران عملاً در آستانه ساخت بمب است یا به طور فعال روی تولید آن کار میکند. با این حال، حتی در جدیدترین مرحله تشدید تنش، هیچ مدرک معتبری برای این ادعای اغراقآمیز ارایه نشده است. این محو شدن مرز بین یک برنامه هستهای از نظر فنی حساس و تولید سلاحهای هستهای ثابت شده، پیآمدهای سیاسی گستردهای دارد. این امر بار دیگر تشدید تنش با تلفات انسانی ویرانگر را مشروعیت بخشیده است. در لبنان، هزاران نفر کشته، صدها هزار نفر، شاید حتی بیش از یک میلیون نفر آواره، کل محلهها ویران و یک جامعه بار دیگر ویران شده است. بنابراین، سؤال صرفاً آن چیزی نیست که نتانیاهو ادعا میکند. سؤال اساسی این است که تا چه زمانی ادعاهای حداکثری و بیاساس باید به عنوان مجوز اخلاقی و سیاسی برای ویرانی کل یک منطقه عمل کنند. (۸)، (۹) و (١٠)
در لبنان، آشکار است که این سیاست تشدید تنش در خلأ سیاسی رخ نمیدهد. مردم بار این فشار را مستقیماً از طریق تجربه مداوم گیر افتادن بین نیروی نظامی اسرائیل، لفاظیهای مذاکره غربی و تنشهای داخلی خود تحمل میکنند. در حالیکه در لبنان اختلاف نظرهای قابل توجهی در مورد نقش و روند اقدام حزبالله وجود دارد، عادیسازی روابط با اسرائیل در شرایط خشونت مداوم و تهدیدهای آشکار از سوی بخشهای بزرگی از مردم رد میشود. دقیقاً به همین دلیل، لبنان به میدان آزمایش منافع خارجی در این درگیری تبدیل شده است. چه بر سر جوامعی میآید که به میدان آزمایش برای استراتژیهای ژئوپلیتیکی تبدیل میشوند؟ (۸) و (۹)
تصویر نمادین تولید شده به وسیلۀ هوش مصنوعی: روش مذاکرۀ دونالد ترامپ – زبان بدن …
افزون بر این، اختلاف فعلی دیگر نمیتواند به مسأله غنیسازی اورانیوم تقلیل یابد. گزارشهای رسانهای در مورد مذاکرات فعلی به شدت بر پارامترهای فنی برنامه هستهای، مدت زمان، محدودیتها و مسایل کنترلی متمرکز است. اما حتی ارزیابی «ماته» روشن میکند که که انرژی هستهای به تنهایی محور اصلی مناقشه نیست. او گزارش میدهد که در جدیدترین دور مذاکرات در ژنو، ایران حتی انعطافپذیری بیشتری نشان داد و هرگونه انباشت اورانیوم را که مسیر بالقوهای را برای ساخت بمب باز میگذارد، رد کرد. بنابراین، سؤال اساسی این نیست که آیا تهران آماده پذیرش محدودیتهای فنی است یا خیر. اینکه واشنگتن در ازای آن حاضر به دادن چه امتیازات سیاسی است، ناگزیر روی میز است. اگر ایالات متحده از ایران بخواهد که همزمان از غنیسازی صلحآمیز و حمایت از نیروهای منطقهای دست بکشد، این یک موازنه متقارن منافع نیست. این صرفاً درخواستی برای خودویرانگری استراتژیک است. (١)
اینکه واشنگتن به خوبی میداند که دیپلماسی امکانپذیر است، در گزارش نیویورک تایمز در مورد مسیر ترامپ به سوی جنگ نیز نشان داده شده است. طبق این گزارش، جارد کوشنر و استیو ویتکوف پس از مذاکرات با نمایندگان ایران در ژنو به رییسجمهور اطلاع دادند که میتوانند «احتمالاً در مورد چیزی مذاکره کنند»، اما این کار ماهها طول میکشد و به تلاش قابل توجهی نیاز دارد. این نکته قابل توجه است. یک فرآیند مذاکره که چند ماه طول بکشد، در مقایسه با مدت زمان تقریباً دو سالۀ برجام، فوقالعاده طولانی نخواهد بود. بنابراین، پیام واقعی این است که آنها بار دیگر فاقد صبر استراتژیک بودند. در این داستان، کوشنر و ویتکوف به عنوان پیامآوران فرصتی ظاهر میشوند که از نظر سیاسی مورد بهرهبرداری قرار نگرفته است. (١) و (۶)
به ویژه در این زمینه، افشاگریهای مگی هابرمن و جاناتان سوان، روزنامهنگاران نیویورک تایمز، نشان میدهد که طرف اسرائیلی تا چه حد در تصمیم آمریکا برای شروع جنگ نقش داشته است. طبق بازسازی آنها، بنیامین نتانیاهو در اتاق بررسی وضعیت با ترامپ و مشاورانش جلسه داشت که او و تیمش شرایط را برای آنچه که آنها پیروزی تقریباً قطعی علیه ایران ادعا میکردند، ارایه کردند. این روایت صرفاً فشار خارجی اسرائیل را توصیف نمیکند. این صحنهای را در درونیترین فضای تصمیمگیری قدرت آمریکا تأیید میکند، که در آن خود نتانیاهو منطق جنگ و تشدید تنش را ارایه داد، که ترامپ متعاقباً با آن موافقت کرد. این موضوع، لفاظیهای مذاکره بعدی آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. هر کسی که قبلاً در چنین شرایطی بخشی از منطق جنگ شده باشد، به سختی میتواند به عنوان یک میانجی بیطرف در قبال ایران عمل کند. (۶)
بنابراین، از دیدگاه ایرانیها، شناسایی این الگو آسان است. از آنها انتظار میرود آنچه را که نمیتوان به طور کامل از طریق نظامی به دست آورد، در میز مذاکره بپذیرند. «ماته» از یک مقام عالیرتبه ایرانی نقل قول میکند که آمریکاییها را متهم میکند که به اشتباه باور دارند که در جنگ پیروز شده اند و بنابراین میخواهند به جای چانهزنی در میز مذاکره، دیکته کنند. این دقیقاً مشکل ادراک را توصیف میکند. توافقی که مستلزم بده بستان است، بارها از سوی واشنگتن به عنوان یک آزمون وفاداری تحمیل میشود. (١)
عمق این خصومت به ویژه با نگاهی به سال ٢٠٠٣ آشکار میشود. در آن زمان، طبق اسنادی که بعداً آشکار شد، ایران یک پیشنهاد جامع به ایالات متحده ارایه داد. این شامل محدود کردن برنامه هستهای، همکاری در مبارزه با تروریسم، پایان دادن به حمایت مادی از گروههای شبهنظامی فلسطینی و کمک به تبدیل حزبالله به یک سازمان صرفاً سیاسی در لبنان میشد. در عوض، تهران خواستار احترام به حاکمیت خود، لغو تحریمها و پذیرش ابتکار صلح عربستان سعودی شد – در نهایت، یک نظم منطقهای که در آن فلسطینیها نیز در مرزهای ١۹۶۷ صاحب یک کشور شوند. این هسته اصلی عمل متقابل و تعامل است. (١) و (٣)
اینکه این پیشنهاد در واشنگتن شکست خورد نیز به خوبی مستند شده است. واشنگتن پست به نقل از ریچارد هاس – دیپلمات سابق آمریکایی و رییس طولانی مدت شورای روابط خارجی – در نگاهی به گذشته گفت که گرایش اساسی دولت بوش در آن زمان به سمت تغییر رژیم بود. دقیقاً در همین نقطه است که عمق درگیری آشکار میشود. اگر هدف واقعی تغییر سیاسی حریف باشد، هرگونه عمل متقابل به طور سیستماتیک بیارزش میشود. (۴) این منطق تا به امروز نیز ادامه دارد و توضیح میدهد که چرا حتی ابتکارات چندجانبه نیز بیاثر هستند. حتی اعلامیههای سازمان همکاری اسلامی که از راهحل دو کشوری با پایتختی اورشلیم شرقی برای کشور فلسطین حمایت میکنند، از سوی غرب به یک استراتژی سیاسی الزامآور تبدیل نشده اند. (۷)
یک به اصطلاح «معاملۀ بزرگ»، که بر اساس تهدیدهای بیاساس، تصمیمات نظامی پیشگیرانه و یکجانبهگرایی سیاسی بنا شده است، پیشنهاد صلح نیست. این ادامه جنگ با ابزارهای دیگر است و بنابراین یک روایت سیاسی باقی میماند. زیرا ارادهای وجود ندارد.
(یادداشت سردبیر): عصر سهشنبه اعلام شد که «مذاکرات» جدید در پاکستان لغو شده است. موضوعی قابل درک، اگر با ماهیت پیشنهادات ایالات متحده در مذاکرات آشنا باشیم…!
منابع و یادداشتها:
۱٫) https://www.aaronmate.net/p/trumps-grand-bargain-rejects-irans
۲٫) https://www.eeas.europa.eu/eeas/joint-comprehensive-plan-action_en
۳٫) https://static01.nyt.com/packages/pdf/opinion/20070429_iran-memo-3.pdf
۴٫) https://www.washingtonpost.com/archive/politics/2006/06/18/in-2003-us-spurned-irans-offer-of-dialogue-span-classbankheadsome-officials-lament-lost-opportunity-span/1b6aa764-7acf-4baa-8a4b-e84406d52232/
۵٫) https://responsiblestatecraft.org/us-war-iran-poverty/
۶٫) https://www.abc.net.au/news/2026-04-11/iran-war-reshaping-us-politics-trump-netanyahu/106552156,
https://www.axios.com/2026/04/07/exclusive-maggie-haberman-jonathan-swan-book-on-trump-regime-change-coming-in-june; https://globalbridge.ch/dieser-krieg-ist-das-ergebnis-eines-staatsstreichs/; https://www.nytimes.com/2026/04/07/us/politics/trump-iran-war
۷٫) https://www.oic-oci.org/docdown/?docID=1699&refID=1073
۸٫) https://www.reuters.com/world/asia-pacific/hopes-middle-east-peace-grow-israel-discusses-lebanon-ceasefire-2026-04-16/
۹٫) https://www.reuters.com/world/middle-east/lebanon-heads-historic-israel-talks-with-few-hopes-except-staunch-bloodshed-2026-04-10/
۱۰٫) https://www.reuters.com/world/china/how-close-is-iran-having-nuclear-weapons-2025-06-18/
