تارنگاشت عدالت
نویسنده: فلیکس آبت
برگرفته از: فوروم جئوپولیتیکا
۲۳ ژنویه ۲۰۲۶
تحریم های خفه کننده خارجی خسارات سنگینی به اقتصاد ایران وارد کرد و به اعتراضات دامن زد ولی سوءمدیریت داخلی دولت نیز بحران را تشدید کرد.

مثلاً تحریم ها دسترسی به محصولات وارداتی را محدود کرد که نتیجتاً به تعطیل گسترده کارخانجاتی که نیازمند مواد خارجی بودند و تشدید بیکاری کارگران انجامید.
و یا این که بیماران به دلیل کمبود داروهای حیاتی که در نتیجه تحریم بلوکه شده اند جان خود را از دست دادند که به شدت به مراقبت های بهداشتی و زندگی روزمره تأثیر گذارد. به دیگر سخن: تحریم تنها زندگی مردم عادی را خراب نمی کند بلکه آنها را به قتل می رساند.

ولی ناتوانی دولت این تاثیرات را تشدید کرد: مقامات دولتی به اندازه کافی از ریال در مقابل کاهش ارزش حفاظت نکردند، به اندازه کافی ذخیر ارزی انباشت نکردند، ه طور مؤثر نقل و انتقال مالی را کنترل نکردند و حمایت سریع مالی از طرف شرکای خود مثل چین و یا کشورهای دیگر عضو بریکز را سازمان ندادند.
وضعیت ایران شبیه دوران بحران روبل در روسیه در سال ۲۰۱۴ است که قیمت نفت سقوط کرد و تحریم های غربی به اجرا درآمد. واکنش مسکو قاطعانه بود: بانک مرکزی به شد بهره ها را بالا برد، روبل را شناور کرد، نقل و انتقال سرمایه را تحت کنترل گرفت و استفاده راهبردی از ذخایر ارزی خود کرد، تا ارز خود را سریعاًباثبات سازد. این اقدامات مانع از فروپاشی عمیق گشت و اعتماد را مجدداً برقرار ساخت. خوش حالی دشمنان روسیه زود هنگام بود.
برخلاف روسیه ایران می توانست باثبات سازی مشابهی را با ابزار نسبتاً ساده تری ممکن سازد، مثلاً یک اعتبار کوچک چندصد میلیون دلاری از چین کافی بود تا ذخایر ارزی افزایش یابد و بتواند در بازارهای ارز دخالت کند. به جای آن آسیب پذیری مستمر ، همگام با کسر بودجه و یک سیستم نرخ ارز پلکانی با یک ابرتورم روبه رو شد: (۴۰درصد اواخر سال ۲۰۲۵)، افت ارزش ریال (بیش از یک میلیون ریال در هر دلار در اوایل سال ۲۰۲۶ ) و نتیجتاً بحران اقتصادی.
محور تغییر رژیم: کوشش های اسرائیل و آمریکا برای تبدیل اعتراضات مسالمت آمیز به براندازی
دشمنان ایران از این آسیب پذیری خطرناک آگاه بودند. موج اعتراضات اخیر روز ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ ، وقتی که قشر تجار سنتی (بازاری ها) که معمولاً محافظه کارو وفادار به جمهوری اسلامی اند و در انتخابات اخیر ریاست جمهوری از نامزدهای محافظه کار حمایت کردند (و نه ازرئیس جمهور اصلاح طلب، مسعود پزشکیان)، پس از کاهش ناگهانی ارزش ریال بین ۳۰ تا ۴۰ درصد دست به اعتصاب مسالمت آمیز زدند. ارزش ریال به پایین ترین حد خود رسید (بیش از ۱،۴ میلیون ریال در هر دلار). این امر برای خرده فروشان کالاهای وارداتی را غیرقابل خرید و غیرقابل فروش کرد و نشانه ای زودهنگام از ناکامی اقتصادی ملی بود.
در جریان دیدارها با بازاریان، مقامات دولتی فروپاشی را یک حمله مالی عمدی توصیف کردند که توسط سوداگران ارزی و بیشک سرویسهای اطلاعاتی خارجی مستقر در دبی سازماندهی شده و بخشی از یک کارزار هماهنگ و جامع برای بیثباتسازی کشوراست.
اعتراضات بازایان نسبتاً متواضعانه و مسالمت آمیز بود و دولت را زیر ضرب قرار نمی داد. در ماه های قبل از ناآرامی ها تقریباً ۴۰ هزار ترمینال استارلینک به طور قاچاق وارد ایران شد، بدون مجوز و به طور غیرقانونی. یک چنین عملیات گسترده ای علیه دولت تنها ممکن بود با کمک سازمان های جاسوسی خارجی مانند سازمان سیا و یا موساد سازماندهی شود. این ترمینال ها قرار بود شورشیان و حامیان خارجی آنها را با هم هماهنگ کند، به ویژه وقتی که دولت استفاده درونی از اینترنت را بلوکه کند.
وقتی که دانشجویان، انجمن های کارگری و گروه های سیاسی به جمع معترضین پیوستند اعتراضات تاحد زیادی مسالمت آمیز ماند و بیشتر روی نابسامانی وضع معیشتی متمرکز بود و نه تغییر رژیم.
ولی معرکه گردان واقعی سیاست های آمریکا و اسرائیل است: سازوکاری که برمبنای دشمنی با استقلال ایران و حمایت قاطع آن از خلق فلسطین بنا شده. هردو حزب بزرگ آمریکا (که منتقدین آن را Uniparty حزب واحد می نامند) همین هدف را دنبال می کنند، به کار گرفتن تحریم، تبلیغ و اعمال فشار تا مردم ایران را ناامید و مأیوس سازند که یا تغییر رژیم را بپذیرند و یا خواهان آن شوند.
کمی بعد از ملاقات بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ روز ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵ در مارآلاگو اعتراضات از تهران به سایر نقاط ایران گسترش یافت. رسانه های عبری زبان گزارش کردند که ترامپ به اسرائیل چراغ سبز نشان داده تا عملیات تغییر رژیم در ایران را کلید زند، عملیاتی که پس از جنگ ۱۲ روزه ناتمام مانده بود. این مطلب در مقاله روزنامه فاینانشل تایمز مورد تأیید قرار گرفت „Israel waits on US to settle ‘unfinished business’ with Iran“ که البته منظور از «معامله ناتمام» صریحاً سرنگونی رژیم در تهران بود.
«حمله غافلگیرانه» اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵
حمله غافلگیرانه اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ شامل واحدهای زمینی مخفی، از جمله حمله مأموران محلی با پهپادها و سلاحهای ضدتانک در چمدانها، و همچنین ترور رهبران نظامی و دانشمندان هستهای، حملات سایبری، و حملات موشکی و پهپادی از مناطق همجوار بود. هدف آنها، بر فرض این که ایران ، مثل سوریه پیش از آن رژیمی «پوشالی» است، تغییر رژیم بود، . البته ایران در ابتدا غافلگیر شد، برخی
واحدهای دفاع سیار را عقب کشید، اما به سرعت احیا شد، نفوذیها را – تا حدی از طریق قطعی اینترنت – خنثی کرد و با تهدیدها مقابله نمود.
از جنگ اطلاعاتی به جنگ خیابانی: فریب راهبردی، خشونت و فشار روانی
گروه های خشونتگرای خوب تعلیم دیده و سازمان یافته اوایل ژانویه ۲۰۲۶ در تظاهرات در ابتدا مسالمت آمیزنفوذ کردند و دست به قتل و آتش سوزی و حمله به زیرساخت های دولتی زدند. رسانه های غربی این اعمال را تا حد زیادی نادیده گرفتند و این جنبش را عمدتاً جنبش ضد رژیم قلمداد نمودند. هدف شورشیان در هماهنگی با آمریکا و اسرائیل تبدیل تظاهرات به یک قیام عمومی و در واقع یک «انقلاب » بود.
فرستنده اسرائیلی کانال ۱۴ علناً گزارش داد که موساد به طور مستقیم معترضین را مسلح می کند. روزنامه نگاری توضیح داد: «ما امشب در کانال ۱۴ گزارش کردیم: بازیگران خارجی تظاهرکنندگان را در ایران با سلاح های گرم مسلح می کنند، که دلیلی است برای قتل صدها مامور رژیم… هرکس می تواند حدس بزند که چه کسی در پس آن قرار گرفته است» و همه می دانند که منظور اسرائیل است .
این اعتراف تأیید می کند که ناآرامی های خشونت آمیز با «صدها کشته از وابستگان رژیم» واقعاً از خارج تهیج شد و به هیچ وجه خودانگیخته و داخلی نبود.
این الگو به شدت با الگوی لیبی و سوریه در سال ۲۰۱۱ شباهت دارد ، که گروه های مسلح اول به عنوان «تظاهرکننده خشونت گریز» معرفی شدند و بعد با اسلحه مجهز گردیدند و وضعیت را به سوی قیام خشونت آمیز هدایت کردند.
رسانه های غربی و روایتها
سازمان عفو بین المللی و دیدهبان حقوق بشر علی رغم شواهد روشن علیه آن این اعتراضات را «عمدتاً مسالمت آمیز» نامیدند.
با گسترش ناآرامی ها به ۳۱ شهرستان در ژانویه ۲۰۲۶ یک سازوکار هماهنگ شده عملیات اطلاعاتی جهت بی ثبات سازی نظم عمومی پدیدار شد.
روز ۲۹دسامبر ۲۰۲۵ اسرائیل خبری را به فارسی در رسانه های اجتماعی منتشر کرد مبنی بر این که :
«با هم به خیابان ها بیایید. وقتش رسیده.
ما همراه شما هستیم. نه تنها از راه دور و شفاهی. در میدان نیز همراهتان هستیم.»» و از آنجا عملیات روانی آغاز شد.
رئیس سازمان سابق سیا مایک پمپئو، که یک صهیونیست دو آتشه است، علناً برای همه جاسوسان موساد که گویا «در اعتراضات شرکت داشتند»، سال جدید خوبی آرزو کرد و زحمت آن را به خود نداد ، مخفی کند که موساد فعالانه از اعتراضات برای مقاصد شوم خود استفاده می کند.

به دنبال آن سازوکار عظیم رسانه ای روایت خطر فروپاشی اقتصادی و ارتشا گسترده، زمینه تضعیف اعتماد به نفس عمومی را گسترش بخشید. ویدئوهای جعلی و دستکاری شده از جمله مطالب تولیدشده توسط هوش مصنوعی و تصاویر بازیافتی از کشورهای دیگر، برداشت خشونت و ناپایداری را تقویت کرد.
هماهنگی دقیق و موشکافانه عملیات نشان داد که این عملیات توسط بازیگران حرفه ای خارجی سازماندهی شده و نتیجه فعالیت های خودانگیخته در درون کشور نیست.
ادامه دارد…
