تارنگاشت عدالت
برگرفته از: روزنامه چپ
نویسنده: لری سی. جانسون
۱۷ ژوئن ۲۰۲۶
تدارک امضای تفاهمنامه و شمارش معکوس آغاز شده است. عکس بالا یک مسأله جدی را نشان میدهد که مستقیماً در تفاهمنامه به آن پرداخته نشده است – در پایان این مقاله در مورد آن توضیح خواهم داد. بنابراین، این تفاهمنامه دقیقاً چه میگوید؟ سیاستمداران اسرائیلی و همدستان صهیونیست آنها در ایالات متحده پس از دیدن گزارشهای مطبوعات ایرانی مبنی بر توافقی که دونالد ترامپ آماده امضای آن با ایران است، خشمگین شده اند. اگرچه کاخ سفید متن تفاهمنامه را منتشر نکرده است – که به ما امکان میدهد نسخه آمریکایی را با نسخه ایرانی که به صورت آنلاین منتشر شده است، مقایسه کنیم – مطبوعات غربی اکنون با رسانههای ایرانی که دیروز تفاهمنامه ۱۴ مادهای را منتشر کردند، ارتباط برقرار کرده اند.
خبرگزاری بلومبرگ (از تاریخ ۱۶ و ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶) ادعا میکند که به نسخهای از یادداشت تفاهم (MOU) که قرار است ایالات متحده و ایران رسماً در ۱۹ ژوئن در سوئیس (احتمالاً در تفرجگاه بورگناستوک در نزدیکی لوسرن) امضاء کنند، دست یافته است. این توافق موقت با هدف پایان دادن به جنگ جاری، بازگشایی تنگه هرمز و هموار کردن راه برای ۶۰ روز مذاکره در مورد برنامه هستهای ایران و سایر مسایل مرتبط انجام شده است.
اگر گزارشهای مربوطه ایالات متحده و ایران دقیق باشند، اختلافات قابل توجهی بین دو طرف باقی مانده است. گزارش بلومبرگ (بر اساس پیشنویسهای بررسیشده) و نسخههای ایرانی (عمدتاً از خبرگزاری مهر وابسته به دولت و مقامات دولتی) از تفاهمنامه ۱۴ مادهای پیشنهادی، همپوشانی قابل توجهی در نکات اصلی آن نشان میدهند، اما در تأکید، جزییات و تفسیر – به ویژه در مورد کمکهای مالی، مدیریت تنگه هرمز و مذاکرات آینده – تفاوت چشمگیری دارند.
نسخههای ادعایی ایالات متحده و ایران در مورد نکات زیر توافق دارند:
آتشبس فوری و پایدار در تمام جبههها، از جمله لبنان، بدون هیچ خصومت بیشتر.
بازگشایی تنگه هرمز: ایران به بسته شدن/محاصره خود پایان میدهد؛ ایالات متحده محاصره دریایی خود را لغو میکند. حملونقل تجاری از سر گرفته میشود (با هدف رسیدن به سطح قبل از جنگ).
رفع تحریم: معافیت برای فروش نفت ایران بلافاصله یا خیلی زود؛ کمکهای بیشتر منوط به تحقق شرایط خاص.
فرصت مذاکره ۶۰ روزه: برای یک توافق جامع با تمرکز بر برنامه هستهای ایران (غنیسازی، ذخایر، بازرسیها)، با تأکید مجدد ایران بر اینکه به دنبال سلاحهای هستهای نیست.
مشوقهای اقتصادی: یک برنامه بازسازی/توسعه برای ایران به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار (از شرکای منطقهای/کشورهای خلیج فارس، نه از بودجه مستقیم ایالات متحده)؛ آزادسازی برخی از داراییهای مسدود شده.
با وجود اصرار هر دو طرف مبنی بر امضای تفاهمنامه در روز جمعه، اختلافات آشکاری بین نسخههای ایرانی و آمریکایی وجود دارد که – اگر حل نشوند – به نظر من، مراسم امضاء را مختل خواهند کرد. هفت نکته کلیدی مورد اختلاف را میتوان در نسخههای در دسترس عموم شناسایی کرد:
پیششرطهای شروع مذاکرات:
نسخه ایرانی به صراحت بیان میکند که مذاکرات نهایی تا زمانی که برخی از تحریمهای نفتی لغو نشوند، برخی از داراییهای مسدود شده آزاد نشوند و محاصره دریایی برداشته نشود، آغاز نخواهد شد – که اقدام ایالات متحده را به عنوان پیششرط برای شرکت ایران در مذاکرات قرار میدهد.
نسخه آمریکایی/بلومبرگ: پتانسیل گستردهتر (هستهای + سایر مسایل مانند رفتار منطقهای). نسخه آمریکایی، امتیازات ایران را به عملکرد ایران مرتبط میکند.
داراییهای مسدود شده:
پیشنویسهای بلومبرگ/وابسته به آمریکا: بر کاهش تدریجی و مبتنی بر عملکرد (مثلاً معافیتهای اولیه برای فروش نفت، سپس دسترسی بیشتر به پایبندی به تعهدات هستهای) تأکید دارند. بودجه بازسازی (حدود ۳۰۰ میلیارد دلار) منوط به توافق نهایی است. یک مقام ارشد دولت آمریکا به خبرنگاران گفت که این توافق کاملاً مبتنی بر اصل «عملکرد در برابر عملکرد» است – بدون تحقق قبلی شرایط از سوی ایران، هیچ بودجهای آزاد نمیشود.
نسخههای ایرانی (مثلاً خبرگزاری مهر): بر دستآوردهای فوری/ملموستر، مانند آزادسازی ۲۴ تا ۲۵ میلیارد دلار دارایی مسدود شده در دوره ۶۰ روزه، پرداخت نیمی از مبلغ به عنوان پیشپرداخت، معافیتهای سریعتر از تحریمهای نفتی و تعهدات قویتر برای تأمین مالی بازسازی تأکید دارند. نسخه مهر نیوزِ این توافق تصریح میکند که ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای ایران باید قبل از شروع مذاکرات و ۱۲ میلیارد دلار دیگر در طول ۶۰ روز مهلت نهایی مذاکره – در مجموع ۲۴ میلیارد دلار – آزاد شود.
محدوده مذاکرات نهایی:
نسخه ایران صراحتاً مذاکرات نهایی را به مسایل هستهای و اقتصادی/مرتبط با تحریمها محدود میکند – و به صراحت برنامه موشکی ایران و حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای (حزبالله، حوثیها و غیره) را مستثنی میکند. این امر مستقیماً با موضع اعلام شده ترامپ مبنی بر اینکه موشکها و نیروهای نیابتی باید در دستور کار باشند، در تضاد است.
محدوده لغو تحریمها:
نسخه ایران خواستار لغو تحریمهای نفتی و پتروشیمی و همچنین تعهد ایالات متحده به خروج نیروها از مناطق پیرامونی ایران در طول مذاکرات و عدم اعمال تحریمهای جدید یا استقرار نیرو است.
نسخه بلومبرگ هیچ تعهد صریح و اولیهای برای لغو تحریمها ندارد.
تعهدات هستهای ایران:
نسخه ایران خواستار تأیید مجدد تعهد ایران به عدم تولید سلاحهای هستهای بر اساس NPT است.
موضع ایالات متحده، همانطور که ترامپ به نیویورک تایمز تشریح کرده است، این است که باید از دستیابی ایران به سلاح هستهای به طور دایم جلوگیری شود – که دلالت بر اقدامات راستیآزمایی و محدودیتهای غنیسازی بسیار سرزدهتر از صرفاً تأیید مجدد NPT دارد.
تصویب شورای امنیت سازمان ملل:
نسخه ایران مستلزم آن است که هرگونه توافق نهایی با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل تأیید شود – الزام مهمی که به چین و روسیه نقش رسمی در تضمین و اجرای بالقوه توافق میدهد، چیزی که ایالات متحده هنوز به آن اذعان نکرده است.
تنگه هرمز:
دیدگاه بلومبرگ/ایالات متحده: بازگشایی کامل به روی کشتیهای تجاری قبل از جنگ بدون عوارض، عبور ایمن و بازگشت به جریان ترافیک عادی (احتمالاً ظرف حدود ۳۰ روز).
دیدگاه ایران: بازگشایی قابل قبول است، اما تحت حاکمیت/مدیریت ایران (و عمان). ایران میتواند به دلایل امنیتی و زیستمحیطی «هزینه خدمات» (که به عنوان «عوارض» نامیده نمیشود) وضع کند. مقررات متفاوتی برای کشتیهای نظامی و غیرنظامی اعمال خواهد شد.
من حداقل دو توضیح احتمالی برای اینکه چرا نسخه معتبری از تفاهمنامه نهایی هنوز منتشر نشده است، میبینم: اول اینکه دو طرف هنوز در حال مذاکره در مورد متن و محتوا هستند، یا دوم اینکه ترامپ میخواهد نسخه رسمی را تا زمان امضای تفاهمنامه از عموم پنهان کند تا مخالفان توافق واقعی را در بیخبری نگه دارد. آیا توضیح دیگری دارید؟
این موضوع مرا به تنگه هرمز و تصویری که قبلاً در این مقاله نشان داده شده است، برمیگرداند. مقاله من در روز دوشنبه تعداد زیادی از کشتیهای ایرانی را نشان میداد که در حال عبور از تنگه هرمز بودند. تصویر امروز، دستههای بزرگی از کشتیهای غیرایرانی را نشان میدهد که در شمال و جنوب تنگه لنگر انداخته اند. اگرچه پنتاگون اصرار دارد که محاصره فقط با مراسم امضاء در روز جمعه برداشته خواهد شد، اما واضح است که کشتیهای ایرانی آزادانه از تنگه هرمز عبور میکنند، در حالی که کشتیهای غیرایرانی نمیتوانند.
همانطور که مشاهده میشود، کشتیهای غیرایرانی در گروههایی در شمال و جنوب تنگه جمع شده اند، به احتمال زیاد به این دلیل که ظاهراً شرکتهای بیمه هنوز آماده نیستند تا به آنها چراغ سبز برای عبور بدهند تا زمانی که مینها پاک شوند. اگرچه ترامپ اصرار دارد که کشتیها میتوانند بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه حرکت کنند، اما مینها حرکت آنها را احتمالاً برای چند ماه به تأخیر میاندازند. برآورد داخلی خود پنتاگون، حتی با استفاده از سه کشتی مینروبی که از قبل در منطقه هستند، عملیات کامل مینروبی را تا شش ماه تخمین میزند – به این معنی که تنگه هرمز ممکن است از نظر سیاسی برای کشتیرانی تجاری عادی باز باشد، اما از نظر فیزیکی برای ماههای آینده خطرناک است.
اگر تفاهمنامه روز جمعه امضاء شود، جبران خسارات اقتصادی ناشی از بسته شدن و انسداد تنگه هرمز ماهها طول خواهد کشید. تانکرهای نفتی ایران هنوز حداقل به یک ماه، اگر نه دو ماه، برای رسیدن به مقصد خود نیاز دارند. به عبارت دیگر، محمولههای جدید نفت ایران حداقل تا پایان ماه اوت تخلیه نخواهند شد. امضای تفاهمنامه به آشفتگی اقتصادی که بازارهای جهانی را متزلزل کرده است، پایان نخواهد داد.
