تارنگاشت عدالت
برگرفته از: آنکات نیوز
۸ مه ۲۰۲۶
نتانیاهو خواهد رفت ولی دولت هم با او خواهد مرد
نتانیاهو تقریباً در دو دهه گذشته ادعا کرده که: «دولت منم!» و حامیانش هم او را مورد تأیید قرار دادند. و اکنون این ادعا به واقعیت تبدیل شده است. دولت، اوست و به طرز طنزآمیزی، اکنون که دوران او در حال افول است این پیوند (انسان و دولت) آشکار میشود. در عمل هردو آنها (نتانیاهو به عنوان انسان و افسانه تئودور هرتسل، به عنوان مؤسس دولت اسرائیل) در مقابل چشمان ما در حال «مرگند».
نتانیاهو خواهد رفت ولی دولت هم با او خواهد مرد، زیرا باید اذعان کنیم که دستاوردهای او در تخریب دولت غیرقابل اغماض است.
او توانست هرچه را که خوب بود نابود کند. دیگر هیچ چیز باقی نمانده است. هیچ چیز. جامعه ما از هم گسیخته، ارتش مضمحل شده، قضات از ترس می میرند، رسانه ها به نمایشی واقعی نما Reality-Show تبدیل شده و کنست به یک دیوانه خانه تقلیل پیدا کرده (ایران تهدید حیاتی است؛ راه حلی برای مشکل فلسطین موجود نیست؛ احزاب صهیونیستی باید در دولت سهیم باشند).
با نزدیک شدن پایان حیات اسرائیل این سؤال باقی می ماند که آیا بعد از مرگ حیاتی وجود خواهد داشت؟ و پاسخ این سؤال را فقط خداوند می داند.
دنیا از اسرائیل متنفر است و یهودی ستیزی به ریشه های سیاسی خودد بازگشته است. این نفرت دیگر نسخه «نوین» منتقد و چپگرا نیست (که صرفاً با سیاست های اسرائیل و خطاهای صهیونیسم مخالف است)، بلکه نوع کهنه، راستگرا و کشنده آن است که با میل و رغبت از شعارهای «پروتکل بزرگان صهیون» استفاده می کند. واقعیت این است که در حالی که ما خود و جهان را با هولوکاست سرگرم کردیم و مدام شعار «دیگر هرگز» را فریاد زدیم، نتانیاهو جهان را به لبه پرتگاه تکرار تاریخ سوق داد.
مردم فکر می کنند که هنوز شانسی باقی است، که نتانیاهو و دولت دو چیز مختلف هستند و عمر ما از او بیشتر خواهد بود و دروازه های آینده دومرتبه به روی ما باز خواهد شد. این امید، استراتژی «خرید زمان» را تقویت میکندکه توسط قضات در محاکمه نتانیاهو، توسط هرتزوگ در خصوص درخواست عفو نتانیاهو، و توسط دیوان عالی در تمام احکام خود در مسائل مهم (مثل سربازی اجباری، دوره وزارت ایتمار بن-گویر به عنوان وزیر امنیت ملی، یک کمیسیون تحقیق دولتی درباره ناکامیهای هفتم اکتبر ۲۰۲۳) و توسط جامعه بزرگ مخالفان نتانیاهو، که بخشی از نخبگان حاکم هستند، با وجود شعارها و اعتراضهایشان، از زیر پا گذاشتن قوانین بازی خودداری میکنند، دنبال میشود .
همه آنها دولت، یعنی نتانیاهو را برقرار نگاه می دارند زیرا در واقع نتانیاهو دولت است. چه آلترناتیوی وجود دارد؟ خودداری از خدمت زیر پرچم تا به مرگ کشور کمک شود یعنی باید دولت را کشت تا از شر نتانیاهو خلاص شد؟
وقتی جنگ آغاز می شود، آنها خود را معرفی می کنند، مالیات می پردازند، وقتی احضار می شوند، به دولت می پیوندند، در رسانه های خارجی از دولت دفاع می کنند. وقتی دولت موردحمله قرار می گیرد، حتی آنگاه که حامیان نتانیاهو پنج دقیقه قبل و پنج دقیقه بعد شما را خائن می نامند (مثل مورد رئیس سابق دیوان عالی کشور، آهرون باراک) از آن در مقابل دادگاه های بین المللی دفاع می کنند.
آیا هرتسوگ این بمب را خنثی خواهد کرد؟ او در کدام سیاره زندگی می کند؟ این بمب تاکنون هزار بار در مقابل ما منفجر شده. این بمب دست و پای ما را قطع کرده و قلب ما را از سینه بیرون کشیده. ما وقت می خریم، به این امید که بتوانیم غده سرطانی را خارج کرده و جسم را نجات دهیم ولی دیگر بازی را باخته ایم… دیگر دیر است.
با نزدیک شدن پایان حیات اسرائیل این سؤال باقی می ماند که آیا بعد از مرگ حیاتی وجود خواهد داشت؟ و پاسخ این سؤال را فقط خداوند می داند. ما برای یافتن پاسخ باید بمیریم. شاید پس از مرگ دولت چیز نوینی پا به عرصه وجود نهد و ما بتوانیم شاهد تولدی دوباره باشیم ولی آن چه محرز است راه بازگشت به آن چه که بود وجود ندارد. برای دولتی که وجود داشت آینده ای موجود نیست. او دولت است و پایان او، پایان دولت خواهد بود. او دولت را به قتل رسانده است.
