هزینه ائتلاف اردن با آمریکا چقدر است؟

تارنگاشت عدالت

نویسنده: محمد حمیدالدین
برگرفته از: نیو ایسترن آوتلوک
۶ سپتامبر ٢٠٢۶

«ما به جنگی کشیده می‌شویم که نمی‌خواهیم در آن بجنگیم»

نارضایتی عمومی فزاینده از حضور نیروهای آمریکایی در اردن، که ناشی از درگیری‌های منطقه‌ای و استراتژی ایران است، دولت این کشور را در بحران جدی اعتماد قرار داده و مقامات را مجبور می‌کند بین اتحاد استراتژیک با آمریکا و ثبات داخلی یکی را انتخاب کنند.

حدود ۴٠٠٠ سرباز آمریکایی در اردن، پایگاه‌هایی که از آن‌ها برای حمله به ایران استفاده می‌شوند، موشک‌هایی که از آسمان اردن عبور می‌کنند، و سریازان آمریکایی که در خاک اردن کشته می‌شوند – همه این‌ها یک سؤال عاجل را مطرح می‌کنند: آیا اتحاد استراتژیک با واشینگتن به تهدیدی برای موجودیت این کشور تبدیل شده است؟

نامه‌ای که نمی‌شد نادیده گرفت
بیش از ٢٠٠ سیاستمدار، چهره فرهنگی، رهبران قبایل و افسران بازنشسته ارتش اردن کاری بسیار نادر انجام دادند – آن‌ها علناً دولت خود را به چالش کشیدند. آن‌ها در نامه‌ای سرگشاده به مقامات، خواستار خروج نیروهای خارجی از کشور، لغو یا بازنگری توافق‌نامه امنیتی با ایالات متحده و ارایه آن برای بررسی به مجلس شدند.

اردنی‌ها دیگر دریافت کنندگان منفعل پیام‌های رسمی نیستند – آن‌ها به طور فعال به دنبال منابع اطلاعاتی جایگزین هستند و آن‌ها را با بیانیه‌های دولتی مقایسه می‌کنند.

در این فراخوان آمده است: «ما اعلام می‌کنیم که حضور آنان، اردن را در معرض خطرات امنیتی، سیاسی و اقتصادی قرار می‌دهد که هیچ‌گونه مناففع ملی را در پی ندارد و احتمال کشیده شدن کشور را به یک درگیری منطقه‌ای که در آن نقشی ندارد، افزایش می‌دهد.»

این ابتکار عمل از سوی وزیر و نماینده سابق مجلس، امجد خزاع المجالی، رهبری شد. در میان امضاء کنندگان، سالم الفلاحات، دبیرکل سابق جبهه عمل اسلامی؛ سفیان التل، فعال سیاسی ۹٠ ساله؛ چهره‌های نظامی بازنشسته از جمله علی الحباشنه؛ و سعود قبیلات، دبیرکل سابق حزب کمومیست اردن، حضور داشتند.

تنوع امضاء کنندگان – از چپ‌گرایان گرفته تا اسلام‌گرایان، از رؤسای قبایل گرفته تا روشنفکران سکولار – مانع از آن شد که مقامات این نامه را به عنوان کار یک جناح سیاسی خاص قلمداد کرده و آن‌را نادیده بگیرند.

اما ادعای این‌که این [نظرات] بازتاب نظرات همه اردنی‌هاست نیز اغراق‌آمیز خواهد بود؛ در چنین شرایط حساسی، پادشاهی اردن به سادگی نظرسنجی انجام نمی‌دهد و مخالفت آشکار با مقامات همیشه در اینجا اقدامی پُرخطر بوده است.

وقتی یک متحد به هدف تبدیل می‌شود
اردن مدت‌های مدیدی است که یکی از شرکای اصلی نظامی ایالات متحده در غرب آسیا است. حدود ۴۰۰۰ سرباز آمریکایی در خاک آن مستقر هستند. با این حال، جنگ بین آمریکا و ایران که پس از فروپاشی آتش‌بس ژوئن از سر گرفته شد، این حضور را از یک توافق دیپلماتیک انتزاعی به یک تهددید ملموس تبدیل کرده است.

موشک‌ها و پهبادهای ایرانی که تأسیسات اسرائیلی یا آمریکایی را هدف قرار می‌دهند، مرتباً از حریم هوایی اردن عبور می‌کنند. برخی از حملات به تأسیسات مورد استفاده نیروهای آمریکایی اصابت می‌کنند. در نتیجه سریازان آمریکایی کشته می‌شوند – و این دیگر فقط اخبار مریوط به قاره‌ای دیگر نیست، بلکه حوادثی است که در خاک اردن رخ می‌دهد.

دولت ملک عبدالله دوم در موقعیتی دشوار و میان دو راهی قرار گرفته است. از یک سو، اتحاد با ایالات متحده میلیاردها دلار کمک و تضمین‌های امنیتی به همراه می‌آورد؛ و از سوی دیگر، همین اتحاد کشور را به یک هدف تبدیل می‌کند، ثبات داخلی را تضعیف می‌کند و اعتماد شهروندان به مقامات را از بین می‌برد.

همان‌طور که روزنامۀ «جروزالم پست» خاطرنشان کرد، حملات ایران علیه اردن یک حرکت حساب شده بود: تهران به دنبال «ایجاد اختلاف در اردن و ایجاد هرج‌ومرج دولتی» بود. پروفسور رونن اسحاق در مورد این وضعیت چنین اظهارنظر کرد: «این دقیقاً همان چبزی است که ایران با پرتاب موشک به اردن سعی در دستیابی به آن داشت. هدف آن فشار آوردن به مردم اردن برای درخواست حذف حضور آمریکایی‌ها است.»

و ایران در این مسیر موفق عمل می‌کند؛ چرا که هر حمله جدید، موضع منتقدان حضور آمریکا را تقویت می‌کند: اتحاد با واشینگتن به قیمت از دست دادن امنیت مستقیم اردن تمام می‌شود.

توفان در پارلمان: تسلیت به «کودک‌کُشان»
اواخر ماه ژوئیه، رویداد بسیار معناداری در پارلمان اردن رخ داد. «علی الخلایله»، نماینده پارلمان، پیشنهاد کرد که به مناسبت کشته شدن نظامیان آمریکایی در خاک اردن، پیام تسلیت رسمی برای کنگره ایالات متحده ارسال شود.

این پیشنهاد توفانی از اعتراضات به پا کرد. سایر نمایندگان به شدت به الخلایله تاختند. آن‌ها آمریکا را «بزرگترین حامی اسرائیل که در غزه دست به قتل عام زده است» نامیدند و سربازان آمریکایی را «کودک کش» خواندند. مخالفان آنان اعلام کردند: «مردم اردن بالاتر از یک چنین تسلیت گویی‌ها هستند.»

سایر نمایندگان به شدت به الخلایله تاختند. آن‌ها ایالات متحده را «بزرگ‌ترین حامی اسرائیل که در غزه دست به کشتار زده است» خواندند و سربازان آمریکایی را «کودک‌کُش» نامیدند. مخالفان اعلام کردند که «شأن ملت اردن بالاتر از چنین پیام‌های تسلیتی است.» آن‌چه وضعیت را به ویژه حساس می‌کرد، این بود که خودِ الخلایله پیش‌تر حضور نظامی آمریکا در اردن را به «هم‌قدمی با چوپانان» تشبیه کرده بود. حال او پیشنهاد می‌داد که پارلمان مراتب تسلیت رسمی خود را به واشنگتن ابراز کند؛ پیشنهادی که با هو کردن و اعتراض شدید همکارانش مواجه شد.
نکته حایز اهمیت این است که مخالفت با سیاست‌های آمریکا در پارلمان، نه از سوی فعالان حاشیه‌ای، بلکه از جانب نمایندگان منتخب در یک نهاد سیاسی رسمی ابراز شد. این امر نشان می‌دهد که نارضایتی از اتحاد با ایالات متحده، در حال نفوذ به عالی‌ترین سطوح نظام سیاسی اردن است.

بازی دوگانه ترامپ
دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، نیز به نوبه خود بر آتش این ماجرا دامن زد. او پس از کشته شدن سربازان آمریکایی در اردن، عملاً نیروهای اردنی را به دلیل بی‌کفایتی مقصر دانست. ترامپ با اشاره تلویحی به این‌که اردنی‌ها در تأمین حفاظت کافی برای نیروهای آمریکایی کوتاهی کرده اند، گفت: «اگر اپراتورهای پدافند هوایی متفاوتی داشتیم، این اتفاق نمی‌افتاد.» وی افزود: «وقتی کار خود را به دیگران می‌سپارید … گاهی اوقات اوضاع خراب می‌شود.»

ایران موفق عمل می‌کند؛ چرا که هر حمله جدید، موضع منتقدان حضور آمریکا را تقویت می‌کند: اتحاد با واشینگتن به قیمت از دست دادن امنیت مستقیم اردن تمام می‌شود.

برای منتقدان اردنیِ حضور آمریکا، این سخنان تأیید دیگری بر موضع آن‌ها بود: این‌که واشنگتن خودِ اردن را مکانی امن برای نیروهایش نمی‌داند و آماده است تا مسؤولیت مرگ آن‌ها را متوجه مقامات محلی کند.

در مقابل، دولت اردن می‌توانست از همین حملات به عنوان دلیلی برای اثبات ضرورت تقویت پدافند هوایی با همکاری ایالات متحده استفاده کند؛ اما در شرایطی که نارضایتی عمومی رو به افزایش است، این استدلال روزبه‌روز ضعیف‌تر به نظر می‌رسد.

بهره‌برداری ایران از شکاف موجود
استراتژی ایران در این مناقشه به هیچ‌وجه پنهان و ظریف نیست، اما در عین‌حال بسیار حرفه‌ای و حساب‌شده است. تهران همواره میان مردم اردن و دولت این کشور تمایز قایل می‌شود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار پیامی خطاب به مردم اردن، اعلام کرد که ایران «هیچ خصومتی با اردن ندارد» و اعتراض و مخالفتش تنها متوجه حضور نظامی آمریکا است.

ارتش ایران اعلام کرد: «آمریکا از پایگاه‌های مستقر در خاک اردن برای تجاوز و ارتکاب کشتار علیه مردم ما استفاده می‌کند. حق مشروع ماست که به متجاوز، در هر نقطه‌ای که حملات خود را آغاز می‌کند، ضربه بزنیم.» از دیدگاه بسیاری از تحلیلگران، این استدلال تهران منطقی و قابل تأمل است.

علاوه بر این، تبلیغات ایران فراتر از این موارد رفت؛ سپاه پاسداران مدعی شد که اطلاعات مربوط به موقعیت نیروهای آمریکایی در اردن از سوی خودِ غیرنظامیان و پرسنل نظامی اردنی تأمین شده است و از مردم اردن بابت این همکاری قدردانی کرد.

بدین ترتیب، ایران می‌کوشد تا با استفاده از آرمان فلسطین به عنوان اهرمی برای فشار، شکاف میان حاکمیت و جامعه را عمیق‌تر کند. حمایت از فلسطین ریشه‌ای عمیق در جامعه اردن دارد و جنگ غزه و پشتیبانی واشنگتن از اسرائیل، تنها به تشدید احساسات ضدآمریکایی دامن زده است. دقیقاً به همین دلیل است که اظهارات ایران در بستری مساعد و پذیرا مطرح می‌شود.

انسداد رسانه‌ای و شکاف اطلاعاتی
در کمال تناقض، با وجود اهمیت این نامه و شمار زیاد امضاء کنندگان سرشناس آن، رسانه‌های اصلی اردن متن کامل آن‌را منتشر نکردند. منتقدان دولت، این امر را نشانه‌ای از محدودیت‌های شدید در فضای سیاسی و رسانه‌ای اردن دانستند. تحلیلگران بر این باور بودند که محدود بودن مجال ابراز مخالفت، بدین معناست که سطح مخالفت‌های بازتاب‌یافته در رسانه‌ها، احتمالاً کم‌تر از میزان واقعی نارضایتی در جامعه است.

در نتیجه، این نامه عمدتاً از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های خارجی منتشر شد. دولت اردن نیز به نوبۀ خود، کوشید تا این مناقشه را نه به عنوان یک مسأله ژئوپلیتیک، بلکه به مثابه موضوعی مرتبط با امنیت ملی جلوه دهد. بیانیه‌های رسمی بر دفاع از مرزها و امتناع اردن از مشارکت در جنگ تأکید داشتند.

نامه سرگشاده چهره‌های سرشناس اردنی فقط اعتراضی به نیروهای خارجی نیست. این نشانه‌ای از بحران عمیق اعتماد بین مقامات و جامعه، بین محاسبات استراتژیک دولت و منافع واقعی شهروندان آن است.

با این حال، در عصر شبکه‌های اجتماعی، روش‌های سنتی مدیریت اطلاعات روز‌به‌روز ناکارآمدتر می‌شوند. شهروندان ویدیوها را به صورت برخط می‌بینند، گزارش‌های بین‌المللی را می‌خوانند و آن‌ها را با اظهارات رسمی مقایسه می‌کنند. شکاف فزاینده میان روایت رسمی و آن‌چه مردم با چشمان خود می‌بینند، اعتماد به مقامات را تضعیف می‌کند.

بهای اتحاد
اقتصاد اردن پیش از این نیز به دلیل تورم، بیکاری و کاهش قدرت خرید تحت فشار شدیدی قرار داشت. این مناقشه ضربه دیگری به بخش گردشگری وارد کرد؛ بخشی که تا ١۸ درصد از درآمدهای کشور را تأمین می‌کند. در نیمه نخست سال ٢٠٢۶، درآمد حاصل از گردشگری و اردنی‌های مقیم خارج ١٢ درصد، درآمد حاصل از گردشگران آمریکایی ٢۵ درصد و درآمد حاصل از گردشگران اروپایی ٢۸ درصد کاهش یافت. این در حالی است که ایالات متحده سالانه حدود ١.۶۵ میلیارد دلار کمک اقتصادی و نظامی در اختیار اردن قرار می‌دهد.

دولت ملک عبدالله دوم در موقعیتی دشوار و میان دو راهی قرار گرفته است. از یک سو، اتحاد با ایالات متحده میلیاردها دلار کمک و تضمین‌های امنیتی به همراه می‌آورد؛ و از سوی دیگر، همین اتحاد کشور را به یک هدف تبدیل می‌کند، ثبات داخلی را تضعیف می‌کند و اعتماد شهروندان به مقامات را از بین می‌برد.

همان‌طور که پروفسور اسحاق خاطرنشان کرده است: «پادشاه اردن از حاکمیت لازم برای اتخاذ تصمیمات مستقل مطابق با قانون اساسی برخوردار است، بنابراین بعید است که سیاست کشور را تغییر دهد.» اما سؤال این است که جامعه اردن تا چه زمانی می‌تواند به عنوان گروکان، یک بازی ژئوپلیتیکی را که در آن هیچ نقشی در تصمیم‌گیری ندارد، تحمل کند.

نامه سرگشاده چهره‌های سرشناس اردنی فقط اعتراضی به نیروهای خارجی نیست. این نشانه‌ای از بحران عمیق اعتماد بین مقامات و جامعه، بین محاسبات استراتژیک دولت و منافع واقعی شهروندان آن است. جنگ، مسأله فلسطین، حضور نظامی آمریکا و حاکمیت ملی به شدت در هم تنیده شده اند – گرهی که امٌان به طور فزاینده‌ای در باز کردن آن با مشکل مواجه می‌شود.

روش‌های سنتی مدیریت افکار عمومی در عصر شبکه‌های اجتماعی، روز به روز ناکارآمدتر می‌شوند. اردنی‌ها دیگر دریافت کنندگان منفعل پیام‌های رسمی نیستند – آن‌ها به طور فعال به دنبال منابع جایگزین اطلاعات هستند و آن اطلاعات را با بیانیه‌های دولتی مقایسه می‌کنند. و این مقایسه رو به رشد ممکن است بزرگ‌ترین چالش برای دولت اردن باشد، زیرا در دنیای امروز، کنترل جریان اطلاعات بسیار سخت‌تر از کنترل مرزهای کشور یا حریم هوایی آن است.