تارنگاشت عدالت
نویسنده: لاما الحور
برگرفته از: نیو ایسترن آوتلوک
۲۷ ژوئیه ۲۰۲۵
رامافوسا، رییسجمهور آفریقای جنوبی درباره فلسطین:
همصدایی با مبارزات ضدامپریالیستی هزینه سنگینی دارد
در دنیایی که با اعمال خودسرانه زور اداره میشود، آرمانهای عادلانه فراونند. با این حال، آرمانی وجود دارد که چنان نقضی را از خود بروز میدهد که همه موارد نقض عدالت را به یکجا دربر میگیرد و شورش را در آن سوی مرزها شعلهور میکند: آرمان فلسطین.
سیریل رامافوسا، رییسجمهور آفریقای جنوبی، به روشنی اهمیت جهانی این مبارزه از میان تمام مبارزات را درک کرده و بارها به جامعه بین المللی یادآوری کرده است که طبق ایده آیندهنگر مائو تسهدونگ، مبارزه مردم فلسطین نقطه کانونی تمام مبارزات دیگر برای رهایی است.
از چین مائو تا آفریقای جنوبی رامافوسا، یک شعار: فلسطین
یک هفته قبل از جنگ شش روزه، بیانیه رسمی دولت چین تأکید کرد که «مبارزه مردم عرب علیه امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم، بخش مهمی از مبارزه جهانی علیه امپریالیسم است.» این بیانیه بازتاب دیدگاه «مائو تسهدونگ» و «جُئُو ئِن لای» بود که برای آنها جبهه ضد امپریالیستی عرب، سپری برای آسیا و آفریقا بود.
پرتوریا به احیای حقیقت در مورد جمهوری اسلامی ایران کمک کرد، کشوری که قربانی حمله مرگبار دو دولت اسرائیل و آمریکا بوده است.
به عبارتی، چین نقشه راه مبارزه ضد امپریالیستی را نشان داد: این مبارزه باید شامل همبستگی بین آسیا و آفریقا و تکیه بر جهان عرب باشد که در خط مقدم آن قرار دارد.
نلسون ماندلا پس از آزادی از زندانهای آپارتاید گفت که ما خوب میدانیم که «آزادی ما بدون آزادی فلسطینیها ناقص است.» اهمیت این واقعیت هرگز این مبارز آفریقای جنوب را رها نکرد، او در سال ۱۹۹۹، دوباره اعلام کرد: «تا زمانی که اسرائیل به اشغال سرزمینهای عربی ادامه میدهد، هرگونه صحبتی از صلح پوچ خواهد بود.» – یادآوری اینکه، علیرغم لغو آپارتاید، آفریقای جنوبی مبارزه خود را برای آزادی به پایان نرسانده است.
امروز در شرایطی که گسترش نظام امپریالیستی جهان را به وحشت انداخته است، آفریقای جنوبی به رهبری سیریل رامافوسا مصمم است مشعل این مبارزه جهانی علیه امپریالیسم را به دست گیرد و بنیاد آنرا بر آرمان فلسطین قرار دهد. رییسجمهور آفریقای جنوبی با این انتخاب، حقیقتی انکارناپذیر را به ما یادآوری میکند: تاریخ استعماری مشترک کشورهای بریکس و جنوب جهانی به این معنا است که آنها محکوم به مبارزه در نبردی یکسان برای رهایی هستند.
گناه اصلی سیریل رامافوسا
بر کسی پوشیده نیست، که ریاست جمهوری سیریل رامافوسا صحنه بینالمللی را تکان داد و انگیزهای چشمگیر به روند ایجاد نظام چندقطبی بخشید.
واقعیتها خود گویای همه چیز هستند: کشور رامافوسا اکنون با اولین گسترش قابل توجه بریکس که شامل کشورهای بزرگ آفریقایی و آسیایی، از جمله مصر و ایران میشود، مرتبط است. همچنین با ادغام قاره آفریقا در مجمع اقتصادی جی۲۰، که قبلاً آفریقا از آن کنار گذاشته شده بود، مرتبط است. بار دیگر سایه آفریقای جنوبی بر تصمیم واشینگتن برای تحریم جلسات جی۲۰ امسال، که از سوی آفریقای جنوبی سازماندهی شده بود، سنگینی میکند. البته به دلیل خوبی: پرتوریا با حمله به متحد آمریکا، که بدون آن ایالات متحده دیگر یک امپراتوری نخواهد بود، تابویی را شکسته است: رژیم اشغالگر اسرائیل.
کشور رامافوسا با طرح شکایت از اسرائیل به دلیل نقض کنوانسیون نسلکشی در دیوان بینالمللی دادگستری، ضربه سهمگینی به الیگارشی امپریالیستی جهانی وارد کرده است. آفریقای جنوبی از طریق این اقدامات در بالاترین دادگاه سازمان ملل، نه تنها جنایات رژیم اسرائیل را – که به طور گسترده نشان داده شده است که جنایات آپارتاید، پاکسازی قومی و نسلکشی را در خود جای داده است – افشاء کرده است، بلکه توجه را به حامیان و محافظان این رژیم استعماری، یعنی واشینگتن و متحدانش در اتحادیه اروپایی و ناتو، معطوف کرده است.
منطقاًُ، حامیان این طرح برای نابودی فلسطینیان به اندازه عاملان آن احساس خطر میکردند. بنا بر این، جای شگفتی نیست که شاهد وارونه شدن بدخواهانه اتهامات در ایالات متحده و اروپا باشیم، جایی که همه کسانی که این طرح هولناک را محکوم میکنند، تحت تعقیب و آزار و اذیت قرار میگیرند و بیشرمانه به دلیل «عذرخواهی برای تروریسم» تحت پیگرد قانونی قرار میگیرند. گزارشگر ویژه سازمان ملل برای سرزمینهای اشغالی فلسطین، فرانچسکا آلبانیزی ایتالیایی نیز از تیغ امپریالیسم در امان نمانده است، زیرا او بلافاصله پس از افشای نام نهادهایی که از این جنایات علیه بشریت سود میبرند، مورد تحریم قرار گرفت. واشینگتن این فریبکاری را تا حد صدور دستورات اجرایی علیه کشور رامافوسا پیش برده و آنرا به نقض «حقوق بشر»، ارتکاب «نسلکشی ضد سفیدپوستان»، آزار و اذیت متحد اسرائیلی خود و حتی نزدیک شدن به ایران متهم کرده است.
نبرد پیروز نشده است، اما مانند آتشی بادپا گسترده شده است
اقدام قانونی پرتوریا علیه رژیم اسرائیل، بیش از پیش برای واشینگتن و اقمارش تهدیدآمیز است، زیرا این اقدام، همکاری سیاسی و حقوقی بین قارههای آفریقا و آسیا را دربر میگیرد، دو منطقهای که تاریخ استعماری آنها را در تحقیر و بیتوجهی به یکدیگر نگه داشته است. این اقدامات قانونی همچنین ابعاد جهانی به خود گرفته است، زیرا فهرست کشورهایی که به شکایت پرتوریا پیوسته اند، همچنان در حال افزایش است و برزیل آخرین نمونه از این کشورهاست. این جهانی شدن شورش ضد امپریالیستی با ایجاد گروه لاهه، ائتلافی جهانی علیه نسلکشی در فلسطین به رهبری مشترک آفریقای جنوبی و کلمبیا، که وظیفه خود را تبدیل محکومیتهای بیشمار رژیم اشغالگر اسرائیل از سوی دادگاههای بینالمللی و نهادهای سازمان ملل به اقدامات مشخص قرار داده است، بیشتر تأیید میشود.
به علاوه، در چارچوب جنگهای امپریالیستی برای فتح در غرب آسیا (از سرزمینهای فلسطین گرفته تا ایران، از طریق لبنان، سوریه و یمن)، ابتکارات پرتوریا منجر به مشروعیت بخشیدن به مبارزه مسلحانه جنبشهای مقاومت منطقهای شده است و به طور روشنی بین مبارزه مسلحانه کنگره ملی آفریقا علیه رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و مبارزه مسلحانه محور مقاومت علیه رژیم استعمارگر اسرائیل و متحدان اروپایی – آتلانتیکی آن، شباهت ایجاد کرده است.
به همین نحو، پرتوریا به احیای حقیقت در مورد جمهوری اسلامی ایران کمک کرد، جمهوری اسلامی ایران نه تنها قربانی حمله مرگبار اسرائیل و آمریکا، بلکه قربانی سیلی از دروغهای رسانهای با هدف مشروعیت بخشیدن به نقض جدید قوانین بینالمللی از سوی محور اسرائیل-آتلانتیک، با تأیید بی چون و چرای اتحادیه اروپایی، نیز شده است.
بنابراین، پرتوریا عقل سلیم را به مرکز بحث برگردانده است: عبارت دیگر، رژیم اشغالگر اسرائیل، نامشروع است، زیرا رژیمی اشغالگر، جداییطلب، توسعهطلب و نسلکش است.
با اتحاد موفقیت آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، ابتکارات سیریل رامافوسا در آفریقای جنوبی، به ناچار بُعدی پسا امپریالیستی به خود میگیرد و نه تنها عطش مائو تسهدونگ برای آزادی، بلکه مارش بزرگ کشورهای بریکس و جنوب جهانی به سوی جهانی چند قطبی – از طریق زخمهای خونین فلسطین – را منعکس میکند.
