تارنگاشت عدالت
نویسنده: عبدالله سلیمان علی
برگرفته از: کریدل
۲۲ اوت ۲۰۲۵
تل آویو و واشینگتن یک پروژه ژئوپلیتیکی خطرناک را آغاز کرده اند که اسرائیل، شبهنظامیان سلفی فرقهگرا و شبکههای لابی خارجی را برای بازسازی سوریه و لبنان تحت پوشش «حفاظت از اقلیتها» متحد میکند. آیا شام تسلیم این طرح خواهد شد؟
«اگر به نقشه سوریه نگاه کنید، به دلیل نحوه تقسیم کشور، مانند یک مکعب روبیک مسطح به نظر میرسد و ما در درجه نخست در مورد حکومت در بخش غربی کشور صحبت میکنیم.» – سناتور جیمز ریش در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنا در ۱۳ فوریه
این موضوع با یک اظهارنظر به ظاهر بیاهمیت سناتور آمریکایی جیمز ریش، رییس کمیته روابط خارجی سنا، تنها چند هفته قبل از قتل عام در سواحل سوریه علیه اقلیت علوی در ماه مارس آغاز شد.
او توضیح داد: «ایده من این است که ما باید روی این بخش غربی تمرکز کنیم و به نظارت بر سایر بخشها ادامه دهیم. اما هدف اول این است که اگر این بخش را تحت کنترل درنیاورید، نمیتوانید بقیه کشور را تحت کنترل درآورید.»
مایکل سینگ، مدیر اجرایی مؤسسه واشینگتن برای سیاست خاورنزدیک، در شهادت خود در برابر کمیته سیاست ایالات متحده پس از برکناری بشار اسد، رییسجمهور سابق سوریه، پاسخ داد:
«فکر میکنم میتوانیم روی آنچه در غرب سوریه اتفاق میافتد تمرکز کنیم، با دولت آنجا تعامل کنیم و همزمان سعی کنیم این روند آشتی بین این گروهها را تشویق و شاید حتی تسهیل نماییم.»
با این حال، این اظهارات اکنون در یک عملیات ساختاریافته و چند جبههای ادغام شده اند که به طور پیوسته به سمت اجراء پیش میرود. پروژه «سوریه غربی» اکنون مشخص است و به یک طرح مشخص تبدیل شده است که دستکاری فرقهای را با هماهنگی نظامی خارجی ترکیب میکند و هدف آن ایجاد واقعیتهای جدید در دو طرف مرز سوریه و لبنان تحت نظارت تل آویو است.
یک طرح، که شامل هم سوریه و هم لبنان میشود
این طرح تا اعماق لبنان امتداد مییابد، جایی که یک کارزار هماهنگ علیه حزبالله با هدف خلع سلاح جنبش مقاومت و همزمان جابهجایی گروههای مسلح سوری از لبنان به ساحل در حال انجام است. دولت راستگرای اسرائیل، که هم حامی و هم معمار اصلی آن است، این طرح را از طریق دو هماهنگکنندۀ نامبرده – ژنرال «یائل» و کاپیتان «رابرت» – هدایت میکند.
«سوریه غربی» ممکن است پنهان بماند یا کاملاً آشکار شود، اما مسیر آن غیرقابل انکار است: تخریب عمدی تمامیت ارضی سوریه، در پوشش حفاظت از اقلیتها و با حمایت شبهنظامیان و جبهههای سیاسی تحت حمایت خارجی.
این طرح که علناً به عنوان مأموریتی برای حفاظت از اقلیتها، به ویژه مسیحیان، تبلیغ میشود، سازوکار پنهانی آن، حمله به کلیساها، صومعهها و بناهای تاریخی در امتداد ساحل است. این تحریکات با هدف دامن زدن به تنشهای مذهبی و ایجاد بهانهای برای مداخله به رهبری اسرائیل انجام میشود.
یکی از نخستین نشانههای این امر در طرطوس پدیدار شد، جایی که آژانس امنیت داخلی از دستگیری یک گروه متهم به توطئه برای حمله به کلیسای مار الیاس مارونی در صافیتا – که نباید با بمبگذاری انتحاری کلیسای ارتدکس یونانی مار الیاس در دمشق در ماه ژوئن اشتباه گرفته شود – خبر داد. این افشاگری – که سه هفته به تأخیر افتاد – سوءظنهایی را مبنی بر اینکه اسرائیل در ساختارهای امنیتی سوریه نفوذ کرده است، ایجاد کرد.
سرهنگ عبدالعال محمد عبدالعال، رییس نیروهای امنیت داخلی در طرطوس، گفت که این حمله پس از نظارت گسترده در یک «عملیات امنیتی سطح بالا» خنثی شد و بر اساس «اطلاعات دقیقی مبنی بر اینکه یک گروه جنایتکار مرتبط با بقایای رژیم سرنگون شده، کلیسای مارونی مار الیاس در روستای الخربیات در حومه شهر صافیتا واقع در استان طرطوس را زیر نظر دارد» انجام شد.
با این حال، بسیاری این را اقدامی حسابشده برای ایجاد ناآرامی در جوامع مسیحی و توجیه دخالت خارجی دانستند.
در ۵ اوت، شرکت تایگر هیل پارتنرز، یک شرکت مشاوره روابط دولتی و استراتژیک، در پایتخت ایالات متحده اعلام کرد که به عنوان نماینده رسمی بنیاد توسعه غرب سوریه فعالیت خواهد کرد.
دو روز پیش از این خبر، رسانههای حزبی بیانیهای تأیید نشده منتشر کردند که ادعا میکرد یک «شورای نظامی مسیحی» به نام الیاس صعب تشکیل شده است – فردی که در هیچ سابقه عمومی معتبری ظاهر نمیشود.
این بیانیه به سازماندهی جنگجویان مسیحی اشاره داشت که از جوامع خود در برابر گروههای افراطی مانند هیأت تحریر الشام (HTS) دفاع کرده بودند و اکنون در نیروهای امنیتی دولتی ادغام شده اند.
این بیانیه خواستار اتحاد جنگجویان محرده، السقیلبیه، سداد، معلولا و طرطوس تحت یک چتر حقوقی و نظامی واحد، مستندسازی جنایات علیه مسیحیان برای ارایه به نهادهای بینالمللی، تضمین حضور آنها در هر گونه توافق سیاسی و رد تجزیه در عین دفاع از یک سوریه متحد و سکولار شد.
در حالیکه این روایت در رسانههای حزبی منتشر شده بود، هیچ تأیید مستقلی در مورد صحت آن یا وجود شورا وجود ندارد. ظهور ناگهانی آن درست قبل از تشدید تنشها در منطقه ساحلی، گمانهزنیهایی را در مورد نقش آن به عنوان یک جبهه نیابتی مصنوعی برای توجیه مداخله خارجی تحت پوشش «حفاظت از اقلیتها» ایجاد کرده است.
نقشه آمریکا و اسرائیل شکل میگیرد
در ۵ اوت، شرکت تایگر هیل پارتنرز، یک شرکت مشاوره روابط دولتی و استراتژیک، در پایتخت ایالات متحده اعلام کرد که به عنوان نماینده رسمی بنیاد توسعه غرب سوریه فعالیت خواهد کرد.
تایگر هیل، که در روابط دولتی و لابیگری استراتژیک تخصص دارد، متعهد شد که از مسیحیان، دروزیها، علویها، کردها و «سنیهای میانهرو» حمایت کند، ضمن اینکه با سیاستمداران آمریکایی برای شکلدهی به تغییرات سیاسی در سوریه همکاری کند. این قرارداد یک ساله، به ارزش تقریبی ١ میلیون دلار، به طور عمومی اعلام شد و به عنوان مأموریتی برای اطمینان از اینکه حقوق اقلیتها در مرکز سیاست واشینگتن در سوریه باقی بماند، تدوین شد.
در پایان ماه ژوئیه، یک جناح ساحلی به نام «مردان نور – سرایا الجواد» برای اولین بار ظاهر شد. این گروه در بیانیه خود، ضمن ابراز قدردانی از مصر، ادی کوهن، روزنامهنگار اسرائیلی، و تبعیدیان برجسته علوی، دروزی و مسیحی – از جمله شیخ حکمت الهجری، مظلوم عبدی و اسقف جان الیازجی – به ابومحمد الجولانی (احمد الشرع)، امیر قطر و رییسجمهور ترکیه حمله کرد. اگرچه این بیانیه، به دلیل لحن غیرمعمولش مورد تمسخر قرار گرفت، اما ظاهر آن با اقدامات هماهنگ پشت صحنه مطابقت داشت.
این هماهنگی در ۱۷ ژوئیه، زمانی که جلسهای پشت درهای بسته بین مقامات دولتی، علویان سوریه و دروزیهای سوریه در هتل تل آویو در اسرائیل برگزار شد، آشکارتر گردید. شرکتکنندگان شامل هفت علوی و دروزی تبعیدی قدیمی وابسته به حلقه شیخ موفق طریف – رهبر دروزیها در اسرائیل – بودند که هم شهروند سوریه و هم اسرائیلی هستند. جلسه دوم در ۲۱ و ۲۲ ژوئیه، اندکی قبل از رونمایی از سرایا الجواد و انتشار ویدیوی مأموریت، برگزار شد.
اتحادی بین علویان و دروزیان
در ۶ اوت، ادی کوهن، روزنامهنگار و مفسر اسرائیلی در امور اعراب، در صفحه فیسبوک عربی خود از آمادهسازی اتحادی بین علویان و دروزیان در ایالات متحده خبر داد. ناظران این موضوع را به یک فایل صوتی که ظاهراً به بیرون درز کرده و مربوط به یک زن سوری است که ظاهراً با یک افسر عالیرتبه سابق مرتبط با اسرائیل صحبت میکند، مرتبط دانسته اند. در این فایل صوتی، او ظاهراً هماهنگی بین یک شبکه سکولار از تبعیدیان سوری و واسطههای اسرائیلی را شرح داده و به صراحت اشاره کرده است که یکی از شوراهای درگیر در این موضوع، سهامی در تایگر هیل دارد. این فایل صوتی همچنین شامل طرحهای ادعایی برای استقرار مخفیانه تقریباً ۲۵۰۰ جنگجوی خارجی در سوریه و توزیع آنها در سراسر حمص و منطقه ساحلی است.
برای دمشق، بیروت و کل منطقه، این یک تهدید دور یا فرضی نیست، بلکه یک کارزار فعال است که در حال حاضر نقشه را به نفع قدرتهای خارجی تغییر میدهد.
با وجود شتاب مشخص این پروژه، بازیگران داخلی و خارجی در تلاش برای جلوگیری از آن هستند و حتی با وجود تردید در مشروعیت آن، به دولت الشرع پیشنهاد حمایت اطلاعاتی میدهند. این اقدامات متقابل تاکنون حمله به کلیسای صافیتا را خنثی کرده و از بمبگذاری بزرگتری در دمشق جلوگیری کرده است.
نقشه تقسیم در دست تهیه
همانطور که یک منبع امنیتی معتبر منطقهای به روزنامه «کریدل» میگوید:
«اسرائیل به دنبال سوءاستفاده از اختلافات فرقهای و قومی سوریه است تا از اقلیتها به عنوان ابزارهای سیاسی و نظامی در طرح خود برای تقسیم کشور و باز کردن دو کریدور استراتژیک استفاده کند: یکی شرقی که سویدا را به حسکه متصل میکند و دیگری غربی که از سواحل سوریه به عفرین امتداد دارد و بدین ترتیب نفوذ خود را در جبهههای مختلف تضمین میکند و محور ترکیه را از درون محاصره میکند.»
«سوریه غربی» ممکن است پنهان بماند یا کاملاً آشکار شود، اما مسیر آن غیرقابل انکار است: تخریب عمدی تمامیت ارضی سوریه، در پوشش حفاظت از اقلیتها و با حمایت شبهنظامیان و جبهههای سیاسی تحت حمایت خارجی.
برای دمشق، بیروت و کل منطقه، این یک تهدید دور یا فرضی نیست، بلکه یک کارزار فعال است که در حال حاضر نقشه را به نفع قدرتهای خارجی تغییر میدهد.
