و ما پیروز خواهیم شد!

 

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: میگل دیاز-کانل برمودز
برگرفته از گرانما
۱۳ اوت ۲۰۲۵

 

داستان فیدل، از دوران دانشجویی‌اش تا حضور انکارناپذیرش در امروز، شامل درس‌های بی‌شماری است که همگی یک وجه مشترک دارند: او هرگز اجازه نداد شرایط او را شکست دهد.

 

فیدل کاسترو روز، رهبر تاریخی و فرمانده کل قوا انقلاب کوبا، امروز ۹۹ ساله می‌شود، در اوج زندگی‌اش، و فراتر از سال‌های عمرش. من این متن را در زمان حال می‌نویسم چون چنین احساسی دارم، و چون این به بهترین شکل بیانگر جشن‌های آغاز سالی نمادین برای کوبا و برای همه مردم جهان است که اهمیت رهبری انقلابی او را درک می‌کنند.

من از صدمین سالگرد یا ابدیت مردی صحبت می‌کنم که در زمان زنده می‌ماند، حتی زمانی که جسم او و آن‌چه که مادّی است، تقریباً یک دهه پیش به خاکستر تبدیل شد، و او روشن کرد که نمی‌خواهد هیچ مجسمه یا بنای یادبودی برای بزرگداشت او ساخته شود. چیزی که حتی او هم نمی‌توانست تعیین کند، محال بود: این‌که اجازه دهیم او به فراموشی سپرده شود. و بنابراین او زنده و حاضر باقی می‌ماند، همان‌طور که تنها امر جاودان می‌تواند باشد. زیرا این سرنوشت، همان‌طور که تاریخ بارها ثابت کرده است، به دست هیچ‌کس تعیین نمی‌شود، بلکه تنها با قدرت زوال‌ناپذیر ایده‌های کسانی تعیین می‌شود که صدها، هزاران، میلیون‌ها نفر را برای تحقق رؤیاهای رهایی و عدالت خود هدایت کرده اند.

فیدل جاودانه است، نه به تصمیم خودش یا به وسیله کسانی از ما که می‌خواهیم راه او را دنبال کنیم و کار عظیم او را برای عدالت اجتماعی ادامه دهیم. او با تفسیر، ترکیب و جذب مجموعه باشکوه آرمان‌های استقلال‌طلبانه، ضداستعماری، ضدامپریالیستی و مارکسیستی کوبایی، آمریکای لاتینی، کارائیبی و جهانی که پیش از او وجود داشت، به این جایگاه دست یافت و بدین ترتیب خود را برای همیشه در خط مقدم قرار داد.

در سخنرانی‌های عمومی پرشور یا در مکالمات خصوصی طولانی خود، تسلط مطلق بر این گنجینه بی‌کران دانش را نشان داد و متنوع‌ترین مخاطبان را از نخستین کلمه تا آخرین کلمه مجذوب خود کرد. اما آن‌چه واقعاً او را جاودانه کرد این بود که تمام سخنان خود را به عمل تبدیل می‌کرد، که هر عملی به یک اثر تبدیل می‌شد.

در این روزها، به ویژه با فیدل، که در آن هر یک از ما، از طریق کتاب‌ها، ویدیوها، رسانه‌های سنتی یا شبکه‌های اجتماعی، فیدلی را که ما را همراهی می‌کند، معرفی می‌کنیم، محبت عمیق خود و همه کسانی را که همان احساس را دارند، به این جاودانگی، به کسانی که با نفرت او را انکار می‌کنند، زیرا نمی‌توانند درخشش عظیم ایده‌های او را تحمل کنند، ابراز می‌کنیم.

در مورد من، همان‌طور که می‌توانید تصور کنید، فیدل فقط حضور ندارد. او یک فرد ثابت است: یک رهبر و یک چالش. یک الگو و منبعی تمام‌نشدنی. احساس می‌کنم که او هنوز در خط مقدم است، چه در سیرا و چه در گیرون. هر بار که تهدید افزایش می‌یابد، وقتی ضرورت ایجاب می‌کند، وقتی که به نظر می‌رسد محاصره همه راه‌های خروجی را بسته است، این سؤال خود به خود مطرح می‌شود: فیدل چه می‌کرد؟

خوشبختیِ آشنایی با او، دیدن اقداماتش و اغلب دریافت راهنمایی از او، پاسخ‌ها را آسان‌تر می‌کند: این پاسخ‌ها در مردم، در ذخایر بی‌کران کرامت و استعدادشان نهفته است. و در وحدت اساسی همه نیروهای انقلابی برای دستیابی به آرمان عدالت مطلق مارتی.

او با یقین‌هایی که در علم و نوآوری به عنوان ستون‌های حکومت می‌بینیم، پشتیبانی می‌شد. و با استعداد، پایه مادی محکمی که او ایجاد کرد، و جسارت دانشمندان و متفکران کشور، که او برای آینده‌ای که اکنون پیش روی ماست، شکل داد، ما با این بیماری همه‌گیر روبه‌رو شده و آن‌را شکست داده ایم و هم‌چنان تلاش می‌کنیم تا حتی بر موانع به ظاهر غیرقابل عبور مانند محاصره و ناکارآمدی‌های داخلی خود غلبه کنیم.

داستان فیدل، از دوران دانشجویی تا حضور انکارناپذیرش در امروز، شامل درس‌های بی‌شماری است که همه آن‌ها یک چیز مشترک دارند: او هرگز اجازه نداد شرایط او را شکست دهد. حتی شدیدترین ضربات از سوی مخالفانش تنها به تقویت جایگاه او به عنوان یک رهبر کمک کرد.

وقتی هر یک از نبردهای او را در نظر می‌گیریم، ما انگیزه‌های عمیق این رهبر را که از درون زاده شده است، تشخیص می‌دهیم انگیزه‌های عمیقی را که این رهبر همیشه در این مردم شجاع بیدار می‌کرد و شکست‌ها را به پیروزی تبدیل می‌کرد، تشخیص می‌دهیم. آنگاه معنای کامل وداعی را که چه گوارا قبل از عزیمت به کشورهای دیگر جهان منحصراً به او تقدیم کرد، و مردم کوبا آن‌را به هدفی قطعی تبدیل کردند، درک می‌کنیم: تا پیروزی، همیشه! (Hasta la victoria, siempre)

بدون این‌که هیچ‌گاه میهن یا مرگ (Patria o Muerte) را که این پیروزی را ممکن ساخت، و خوش‌بینی موجود در عبارت: ما پیروز خواهیم شد (Venceremos) را فراموش کنیم.