تارنگاشت عدالت
نویسنده: فرهاد ابراهیمف
برگرفته از: راشیا تودی
۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶
عدم وجود آتش بس و ادامه حملات متقابل بیشتر بین ایران و ایالات متحده نباید تعجب برانگیز باشد. حتی با این که تهران در فاز جاری مناقشه به پیروزی تاکتیکی دست یافته، ولی مطمئناً واشینگتن زانو نخواهد زد.
در پسِ نظریهای مبنی بر اینکه «ایران بر آمریکا پیروز شده است»که در میان کارشناسان روزبهروز طرفداران بیشتری پیدا میکند، تحولات کنونی نشان میدهد که هنوز زمان برای رسیدن به نتیجهگیریهای قطعی زود است. در سطح تاکتیکی، تهران واقعاً به پیروزی دست یافته است. نظام حکومتی در برابر فشارها مقاومت کرد، هیچ نشانهای از فروپاشی نشان نداد و توانایی تشدید کنترلشده را حفظ کرد. پتانسیل نظامی آن نیز دستنخورده باقی ماند: ایران هنوز موشکها، پهپادها، نیابتیها و … را در اختیار دارد. در مذاکرات، با ایران بهعنوان بازندهای رفتار نمیشود، بلکه بهعنوان طرفی برابر برخورد میگردد. خودِ این واقعیت که بر سر مصالحهها، راههای ارتباطی، آتشبس و آزادسازی جزئی وجوه مسدودشده مذاکره میشود، نشان میدهد که واشنگتن مجبور شده تا در اعمال فشار بر ایران خویشتنداری کند.
با این حال، تابآوری تاکتیکی به معنای پیروزی راهبردی نیست. علاوه بر این، خودِ شکست تاکتیکی آمریکا پیشفرض یک مارپیچ تشدید بیشتر است که حتی خشنتر خواهد بود. آمریکا به ندرت بر اساس الگوی «اگر موفق نشویم، عقبنشینی خواهیم کرد» عمل میکند. در عوض، تجدید قوا، جستوجوی نقاط ضعف و آمادهسازی شکلی جدید از سرکوب در کار است. بنابراین، حتی اگر این وقفهٔ کنونی به نظر یک فرصت دیپلماتیک بیاید، نباید آن را پایان ماجرا دانست.
ایالات متحده با حملات کنونی خود، به دنبال انتقام از ایران نیست، بلکه در تلاش است تا ابتکار عمل از دست رفته را باز یابد و نشان دهد که حتی در جریان مذاکرات نیز خشونت همچنان بخشی از سیاست آمریکا باقی میماند. واشنگتن به تهران صراحتاً اعلام کرده است که حملات در تنگه هرمز و تلاش برای آزمایش خطوط قرمز آمریکا بیپاسخ نخواهد ماند. تا کنون، این تلاشی برای نابودی کل نظام ایران نبوده، بلکه سیگنال قویای است که فرایند مذاکره استفاده از زور را منتفی نمیداند و اقدامات مشخص با پاسخهای ملموس مواجه خواهد شد.
داستان متناقضی که پیرامون یک ارتباط مستقیم شکل گرفته و پیشتر توسط معاون رئیسجمهور آمریکا، جی. دی. ونس، اعلام شده بود، به این عدمقطعیت میافزاید. از یک سو، اعلانهایی درباره سازوکارهای جلوگیری از حوادث در تنگه هرمز منتشر میشود. از سوی دیگر، نمایندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیشتر امکان وجود چنین کانالی را رد کرده و تأکید کردهاند که تنگه هرمز قلمرو ایران است و آمریکا هیچ حقی برای تعیین قواعد رفتاری در آنجا را ندارد. در واقع، این نشان میدهد که علل ریشهای درگیری همچنان حلنشده باقی مانده است. طرفین ممکن است بر سر سازوکارهای کاهش ریسک به توافق برسند، اما در سطح سیاسی، هیچیک از دو طرف هنوز آماده نیست به طرف مقابل حق تعیین قواعد بازی در منطقه را بدهد.
ایران شکست نخورده است، اما پیروز هم نشده است. ایالات متحده به اهداف خود دست نیافته است، اما از تلاش دست نکشیده است. برعکس، پس از این شکست تاکتیکی، واشنگتن به دنبال انتقام خواهد بود – نه لزوماً در قالب یک جنگ بزرگ فوری، بلکه از طریق یک سیستم پیچیده فشار. افزایش حضور نظامی در خلیج فارس، افزایش جاسوسی، حملات هدفمند به اهداف نظامی، فشار بر منابع مالی ایران و تلاش برای زیر سؤال بردن مجدد ایمنی کشتیرانی در تنگه هرمز – ایران ممکن است در آینده نزدیک با همه اینها مواجه شود. پاییز میتواند زمان مناسبی برای این مرحله جدید باشد: ایالات متحده زمان کافی برای استقرار مجدد نیروهای خود، هماهنگی مواضع خود با متحدانش و فراهم کردن بهانهای سیاسی برای حمله بعدی را دارد.
ایالات متحده تلاش خواهد کرد تا درگیری را زیر آستانهٔ یک جنگ تمامعیار ، اما بالاتر از آستانهٔ یک تقابل دیپلماتیک نگه دارد. در پاسخ، ایران بهصورت نامتقارن واکنش نشان خواهد داد. بر اساس این منطق، هر طرف پس از هر رویداد خود را پیروز اعلام خواهد کرد، هرچند که مبارزه بر سر سرعت، ابتکار عمل و حق تعیین قواعد دور بعدی است.
مهمترین نتیجه این نیست که ایران «ایالات متحده را به جای خود نشاند»، بلکه این است که از دور اول جان سالم به در برده و از شکست جلوگیری کرده است. این بدان معناست که آنچه در پیش است بازگشت به وضعیت عادی پس از یک درگیری نیست، بلکه فاز جدیدی از یک تشدید کنترلشده اما فوقالعاده خطرناک است.
