چرا D-Day اقتصادی بسنت بی اثر خواهد بود.

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: لاری سی. جانسون
برگرفته از: لینکه تسایتونگ
۲۵ اوت ۲۰۲۶

فقط یک جمله در بیانیه اسکات بسنت در روز دوشنبه درباره تحریم‌ها، تمام نقشه را لو داد. وزیر خزانه‌داری ابالات متحده هشدار داد هر کس که برای رژیم ایران پولشویی کند، «از سیستم دلار آمریکا حذف خواهد شد». او این را به‌عنوان تهدیدی نابود کننده مطرح کرد، ولی درست برعکس مبین ضعف بنیادین سیاست این کشور بود. کل ساختار آنچه بسنت «عملیات طرد اقتصادی» نامید، بر این فرض واحد استوار است، که ایران و شرکای تجاری‌اش به دلار آمریکا نیاز دارند، در حالی که از نیاز آنها روزبه‌روز بیشتر کاسته می شود و تهدید به اخراج کسی از سیستم دلار، برای تجارتی که پیش‌تر آن را ترک کرده و به یوان چین روی آورده، بی معنی است.

بسنت واقعاْ چه گفت
اگر صحنه سازی های پیرامون «دی-دی اقتصادی» را کنار بگذاریم، اصل ماجرا چارچوبی برای تحریم‌های ثانویه است: ایالات متحده تهدید می‌کند هر کشور یا نهادی را که از قطع روابط اقتصادی با ایران خودداری کند، مجازات خواهد کرد و در حال گسترش دسته‌بندی فعالیت‌های مشمول این تحریم‌های ثانویه است تا پنج بخش جدید – دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و حمل‌ونقل دریایی – را نیز در بر گیرد و در حال مشخص کردن شصت فرد، نهاد و شناور مرتبط با تدارکات هسته‌ای و موشکی، عملیات سایبری و قاچاق نفت است. مکانیزم دردی که باید اعمال شود در همه موارد یکسان است: اخراج از نظام مالی مبتنی بر دلار که واشنگتن از طریق کنترل تسویه دلار، اخبار سوئیفت و بانکداری واسط، بر آن نظارت دارد.

این حربه، سلاح ویرانگری علیه هر کسی که در سیستم دلار زندگی می‌کند است. ولی برای کسانی که عمداً معاملات کلیدی خود را خارج از سیستم دلار سامان داده‌اند، عملاً بی‌ربط است و شاهرگ حیاتی ایران – تجارت نفت با چین – اکنون عمدتاً خارج از آن قرار دارد.

تجارتی که با یوان صورت می گیرد
بشکه های نفت را دنبال کنید. چین اکنون خریدار بیش از ۸۰ درصد از صادرات دریا محور نفت خام ایران است. ایران روزانه بین ۱.۶۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه نفت خام صادر می‌کند که تقریباً همه‌ آن توسط ناوگان سایه‌ای متشکل از بیش از ۳۵۰ نفتکش که در آب‌های ساحلی مالزی، سنگاپور و دریای عمان، انتقال‌های کشتی به کشتی را انجام می‌دهند، با محموله‌هایی که معمولاً برچسب مالزیایی یا عمانی به خود می‌گیرند به پالایشگاه‌های مستقل «تی‌پات» در شاندونگ حمل می‌شود و نکته حیاتی این است که به‌طور فزاینده‌ای، پول این معامله دیگر نه به دلار بلکه از طریق بانک‌های کوچک چینی و شرکت‌های تجاری هنگ‌کنگ هدایت شده و با حجم فزاینده‌ای از رنمینبی تسویه می‌شود و از این طریق به‌طور کامل سیستم تسویه دلار را دور می‌زند.

زیرساخت این کار سیستم پرداخت بین‌بانکی فرامرزی چین (CIPS) است – شبکه تسویه که بانک خلق چین در سال ۲۰۱۵ به‌طور ویژه برای پردازش تراکنش‌های یوان فرامرزی بدون درگیر شدن با ساختار مالی غربی معرفی کرد و هم‌زمان با جنگ استفاده از آن افزایش یافته است. در مارس ۲۰۲۶، CIPS حدود ۲۱۴ میلیارد دلار را پردازش کرد و با ثبت ۱.۲۲ تریلیون یوان – حدود ۱۷۸ میلیارد دلار – با تقریباْ ۴۲,۰۰۰ تراکنش، رکورد روزانه جدیدی را به ثبت رساند و ارزش متوسط روزانه آن از فوریه تا مارس حدود ۵۰ درصد افزایش یافت – افزایشی که تحلیلگران آن را مستقیماً با درگیری ایران و افزایش تقاضا برای یوان در معاملات نفتی مرتبط می دانند. بیش از ۵۰۰۰ نهاد به این سیستم وصل است. این کانال‌ها امکان پردازش تراکنش‌ها را بدون دخالت بانکهای آمریکایی به‌عنوان واسطه در زنجیره فراهم می‌کنند – که این خود هدف اصلی است.

این موضوع محدود به چین نیست. حتی پالایشگاه‌های هندی که گهگاه محموله‌هایی از نفت ایران را خریداری می‌کنند، پرداخت‌ها را از طریق شعبه‌ی شانگهای یک بانک هندی به یوان تسویه کرده‌اند، زیرا ایران خواهان ارزی است که از نظام تحریم‌های دلاری عبور کند. گزارش شده است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران خواستار پرداخت مستقیم به یوان یا ارزهای دیجیتال برای معاملات نفتی است. اگر بسنّت «دارایی‌های دیجیتال» و «طلا» را به فهرست دسته‌بندی‌های تحریم‌شده خود اضافه کند، در واقع در حال هدف قرار دادن راه‌حل‌های دورزدن تحریم‌ها خواهد بود که ایران از قبل عمداً از طریق یک سیستم سایه‌ای که به‌طور ویژه برای غیرقابل‌ردیابی بودن طراحی شده است، از آن‌ها بهره می‌برد.
در یک سیستم دلار محور نمی‌توان پرداخت یوانی را که هرگز وارد آن نشده است مسدود کرد. این یک عیب و نقص در طرح بسنت نیست؛ این دقیقاً همان فقدان مبنایی است که در این طرح وجود دارد.

بازار حکم خود را صادر کرد
قاطع‌ترین حکم درباره این تحریم‌ها نه از سوی یک مفسر، بلکه از طرف خود بازار نفت صادر شد. اگر معامله‌گران باور داشتند که «تهاجم اقتصادی» بسنت در واقع عرضه نفت ایران را خفه خواهد کرد، قیمت نفت خام با اعلام این خبر افزایش می‌یافت. اما آن چه رخ داد، کاملاْ برعکس بود. بهای نفت برنت در ۲۴ اوت حدود ۲.۳ درصد کاهش یافت و به زیر ۹۲ دلار سقوط کرد، زیرا سرمایه‌گذاران نتیجه گرفتند که این تدابیر احتمالاً نفت ایران را از بازار حذف نخواهد کرد. بسته تحریم‌ها که به‌عنوان «دی-دی اقتصادی» معرفی شده بود، با کاهش قیمت نفت در بازار مواجه شد. معامله‌گرانی که پول واقعی را برای تأمین واقعی کالاها جابه‌جا می‌کنند، تهدید بسنت را دقیقاً همان‌طور دیدند که بود: هیاهوی تبلیغاتی برای رسیدن به هدفی که دلار در واقع دیگر به آن نخواهد رسید.

دندانی که بسنت نشان نمی دهد
در واقع تنها یک اقدام وجود دارد که می‌تواند واقعاً بر معاملات یوان تأثیر بگذارد: اعمال تحریم علیه بانک‌های بزرگ چین و ساختار CIPS که آن را پردازش می‌کند – قطع دسترسی مؤسسات مالی بزرگ چین به سیستم دلار و وادار کردن پکن به انتخاب. و این همان گامی است که هرچند بسنت باز اعلام کرد اما عمل نکرد. او هشدار داد که دست‌کم یک مؤسسه مالی بزرگ ممکن است این هفته با تحریم مواجه شود و گفت که چین از آن مستثنی نخواهد بود. یک تهدید، نه اقدام – همان تهدیدی که ماه‌هاست بر این کارزار سایه انداخته و هرگز عملی نمی‌شود، زیرا اجرای آن به معنای ایجاد شکاف مالی با پکن در آستانه دیدار برنامه‌ریزی‌شده ترامپ و شی و شوک قیمت نفت خواهد بود که واشنگتن در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای توان تحمل آن را ندارد.

و حتی اگر او آن ماشه را بکشد، سیستم طوری طراحی شده که بتواند چنین رویدادی را پشت سر بگذارد. پرداخت‌های یوانی از قبل از طریق بانک‌های کوچک چینی و شرکت‌های صوری در هنگ‌کنگ هدایت می‌شود، دقیقاً به این منظور که نهادهای بزرگ با حضور در بازار دلار آسیبی نبینند و حتی در صورت هدف قرار گرفتن یک بانک بزرگ روند تجارت باز ادامه یابد. این سیستم توسط افرادی طراحی شد که فرض می‌کردند واشنگتن در نهایت به آن تمایل خواهد یافت. بسنت تهدید می‌کند که دیواری را خراب خواهد کرد، که سازندگانش سال‌هاست در حال تحکیم آنند.

ده سال تحریم، و اقتصادی بزرگتر
بیایید از اعلامیه روز دوشنبه یک قدم به عقب برگردیم و سؤال گسترده‌تری را مطرح کنیم: ده سال تحریم‌ واقعاً چه تأثیری بر اقتصاد ایران داشته است؟ اگر درست اندازه‌گیری شود، باید پذیرفت که اقتصاد این کشور رشد کرده است.

این معیار مهم است، زیرا دو روش برای اندازه‌گیری یک اقتصاد وجود دارد و در اینجا داستان‌های متضادی را روایت می‌کنند. ایران به دلار اسمی (در سطحی که تحریم‌ها در آن اعمال می‌شود) ویران به نظر می‌رسد: تولید ناخالص داخلی آن به دلار در سال ۲۰۲۶ به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار رسیده و درآمد سرانه به دلار به‌سرعت کاهش یافته است، زیرا ریال ویران شده و وقتی همه چیز با ارزی قیمت‌گذاری می‌شود که ایرانی‌ها به‌طور فزاینده‌ای قادر به دریافت آن نیستند هر چیز ایرانی ارزان به نظر می‌رسد. اما تولید ناخالص داخلی اسمی دلاری عمدتاً نرخ ارز را می‌سنجد، نه اقتصاد را. اگر بر اساس برابری قدرت خرید سنجیده شود – که آنچه ایران واقعاً تولید می‌کند را با قیمت‌هایی که ایرانیان واقعاً می‌پردازند ارزیابی می‌کند، و با حذف تأثیر سقوط ارزش پول، تولید ناخالص داخلی ایران از حدود ۱.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۵، زمانی که رژیم تحریم‌های دوران برجام برقرار بود، به تقریباً ۲.۱۸ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته است – که بر اساس محاسبات صندوق بین‌المللی پول این کشور را به بیست‌وسومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل می‌کند. این نشان‌دهنده رشدی بیش از پنجاه درصد در همان دهه «فشار حداکثری» است که قرار بود آنها را در هم بشکند.

این نکته باید صریحاً بیان شود، نه اینکه مدفون گردد: بخشی از این سود صرفاً به دلیل افزایش جمعیت ایران است – جمعیت از سال ۲۰۱۵ حدود یک ششم رشد کرده است – که به این معناست که تولید سرانه بسیار کمتر افزایش یافته است، و با توجه به تورم نزدیک به چهل درصد و پولی که ارزشش را از دست داده است، هیچ‌یک از اینها به این معنا نیست که خانوارهای ایرانی خود را ثروتمندتر احساس می‌کنند. رشد اقتصادی معادل شکوفایی خانواده‌ها نیست. ولی این ادعا با ادعایی که برای سیاست تحریم‌ها حیاتی است تفاوت دارد. کارزار فشاری که می‌تواند یک ارز را نابود کند اما نمی تواند باعث کاهش تولید واقعی شود، کارزاری است که محرومیت می‌آورد، بدون آنکه تسلیم به همراه داشته باشد. ایران اکنون به خوبی توانسته این امر را در دو رژیم تحریم (بازگشت خودکار برجام و جانشین «فشار حداکثری» آن) و با داده‌های ده سال گذشته به اثبات رساند. بسنِت در حال افزودن فصلی به کتابی است که پایان آن از پیش نوشته شده است.

مرزهای واقعی
ولی این امر فقط امکان دور زدن دلار را نشان می دهد و نه مرگ آن را. دلار آمریکا همچنان حدود ۵۷ درصد از ذخایر ارزی جهانی را تشکیل می‌دهد، در حالی که سهم یوان حدود ۲ درصد است و تنها درصد اندکی از تجارت فرامرزی به رنمینبی تسویه می‌شود؛ CIPS همچنان بسیار کوچک‌تر از سیستم‌های سوئیفت و چیپس است که آنرا تحت الشعاع قرار می دهد. این ادعا محدود است، اما کفایت می کند: یک فروشنده مصمم مانند ایران، با یک طرف چینی علاقمند، می‌تواند درآمدهای نفتی‌اش را بدون دلار تامین کند، نه به این معنی که جهان هم چنین خواهد کرد.

فعلاً، تحریم‌ها برای تهران عملاً بدون هزینه است. اصطکاک ناشی از فعالیت های مخفیانه بسیار واقعی است: ایران نفت خام خود را با تخفیفی بین ۱۴ تا ۱۷ دلار برای هر بشکه (در مقایسه با ۸ دلار در سال ۲۰۲۳)،کمتر از بهای برنت می‌فروشد، دقیقاً به این دلیل که تحریم‌ها ریسک و پیچیدگی خرید را افزایش می‌دهند؛ نقطه تعادل مالی آن بسیار بالاتر از قیمتی است که در واقع به دست می‌آورد و ریال بیشتر ارزش خود را از دست داده است. اقدامات بسنت اندکی اصطکاک بیشتری در حاشیه ایجاد خواهد کرد.

اما اصطکاک خفه کردن نیست و ایران اگر فقیرتر شود، نیز مطیع‌تر نخواهد بود. تحریم‌ها نفت ایران را ارزان‌تر و اقتصادش را تحت فشار بیشتری قرار می‌دهد؛ اما این تحریم ها نمی‌توانند و قرار نیست شریان حیاتی یوان‌محور به چین را که جریان نفت را تضمین می‌کند و هزینه‌های رژیم را تأمین می‌نماید، قطع کنند. این شریان حیاتی همان چیزی است که بسنِت وعده قطع آن را داده و تنها چیزی است که از اعلامیه‌ او متأثر نخواهد شد.

بسنِت تهدید کرده است که ایران و شرکایش را از سیستمی مالی که ایران سال‌هاست در حال ترک آن است، حذف خواهد کرد. «گیوتین دلار» بسیار واقعی است و هنوز با نیروی هولناک بر گردن هر کس که زیر آن قرار دارد فرود می‌آید – اما تجارت نفت ایران از دلار فاصله گرفته و به یوان منتقل شده است و هر دور جدید «استفاده از دلار به عنوان یک حربه» تنها انگیزه دیگران را برای پیروی از این سیاست ایران تقویت می‌کند. اقدامات اعلام‌شده در روز دوشنبه تیتر اخبار خواهد شد، به چند ده انتصاب منجر می‌شود و افزایش اندکی در تخفیفی که چین هم‌اکنون از نفت خام ایران دریافت می‌کند، به همراه خواهد داشت. اما آنچه این اقدامات انجام نخواهد داد، همان چیزی است که برایشان تبلیغ شده بود: محدود کردن گزینه‌های ایران و وادار کردن آن به تسلیم. شما نمی‌توانید خط حیاتی را که دیگر در دستان شما نیست قطع کنید. بسنِت نگهبان دری است که ایران مدت‌ها پیش از آن بیرون رفته و تهدید می‌کند که آن را قفل خواهد کرد.