چه کسی از لبنانی‌ها محافظت می‌کند؟

 

تارنگاشت عدالت

نویسنده: کارین لویکه‌فِلد
برگرفته از: عصر ما، ارگان حزب کمونیست آلمان
١٢ ژوئن ٢٠٢۶

زنان، کودکان، روزنامه‌نگاران و امدادگران – هیچ‌کس از حملات اسرائیل در امان نیست. گزارشی از کارین لویکه‌فِلد

صوفیه سعاده، استاد بازنشسته تاریخ، به طور خلاصه در بیروت توضیح می‌دهد: «بین حمله و دفاع تفاوت وجود دارد.» لبنان حق دارد از خود در برابر حملات اسرائیل دفاع کند. ارتش نمی‌تواند از کشور دفاع کند، زیرا هرگز سلاحی برای بازدارندگی اسرائیل و جلوگیری از حملات یا تهاجم‌ها دریافت نکرده است. حزب‌الله در سال ٢٠٠٠، زمانی‌که ارتش اسرائیل پس از ١۸ سال اشغال عقب‌نشینی کرد، با نیروهای خود و تاکتیک‌های چریکی به این مهم دست یافت. ماری دبس، عضو قدیمی کمیته مرکزی حزب کمونیست لبنان، می‌گوید جنوب نه به ایران و نه به حزب‌الله «تعلق» دارد، آن‌طور که برخی این سازمان را به آن متهم می‌کنند. «حزب‌الله – آن‌ها فقط جنگجو نیستند؛ حزب‌الله هم‌چنین مردم این کشور است. آن‌ها در آنجا متولد شده اند، در آنجا زندگی و کار می‌کنند. کشاورزان، کارگران، زنان، معلمان، پزشکان. آن‌ها از کشور خود دفاع می‌کنند.»

در ۴ ژوئن، اتحادیه اروپایی اعلام کرد که ١٠٠ میلیون یورو اضافی «برای تقویت دولت لبنان» در اختیار ارتش لبنان قرار خواهد داد. کایا کالاس، نماینده عالی اتحادیه اروپایی، گفت: لبنان باید «نهادهای خود را تقویت کند» تا «با تهدیدات حزب‌الله مقابله کند.» اتحادیه اروپایی می‌خواهد به دولت لبنان کمک کند تا «انحصار خود بر نیروهای مسلح را بازیابد.»

آوارگی، مرگ و میر و گرانی
زندگی در لبنان با ناامنی مشخص می‌شود. آوارگی، مرگ، از دست دادن معیشت، قیمت‌های بالا و بیکاری، زندگی روزمره را تعریف می‌کنند. بیش از ١٢ میلیون نفر – تقریباً یک چهارم کل جمعیت – از حملات و تهاجم مداوم اسرائیل گریخته اند. در حالی که دیپلمات‌ها در واشنگتن ملاقات می‌کنند و «آتش‌بس» را اعلام می‌کنند، خانواده‌ها در لبنان کشته می‌شوند. روزی، این اتفاق برای خانواده عبدالله در نزدیکی الخیام می‌افتد، جایی که آن‌ها قصد داشتند عید قربان، جشنواره ایثار اسلامی، را جشن بگیرند. پدر، مادر، دو پسر و دو دختر، بین ۶ تا ۲۰ سال، در حمله اسرائیل به خانه‌شان کشته می‌شوند. احمد سیزده ساله زنده می‌ماند، اما زندگی او هرگز مثل قبل نخواهد شد.

این موضوع هم‌چنین از سوی پزشک و جراح غسان ابو سته در بیروت گزارش شده است. او دهه‌هاست که با کودکان آسیب‌دیده از جنگ در یمن، عراق، سوریه، بارها در غزه و اکنون نیز در لبنان کار کرده است. او شاهد جراحات جنگی زیادی بوده است، اما تنها از زمان آخرین جنگ غزه و اکنون در لبنان، کودکانی که تمام خانواده خود را از دست داده اند، نیاز به مراقبت دارند و از آسیب‌های جسمی و روانی رنج می‌برند. در غزه، او در پرونده پزشکی آن‌ها نوشت: «کودکی بدون عضو بازماندۀ خانواده.» این کودکان در خانه یا در ماشین در حالی‌که سعی در فرار از حمله داشتند، مجروح شدند. «ما اکنون همین جراحات را در میان کودکان لبنانی در این جنگ می‌بینیم. همه آن‌ها در خانه یا در هنگام فرار در ماشین مجروح شده اند. جراحات تنها جسمی نیستند؛ این کودکان از نظر عاطفی، اجتماعی و وجودی زخمی شده اند. دنیای این کودکان فرو ریخته است. دنیایی که آن‌ها می‌شناختند دیگر وجود ندارد. خانه‌هایشان، خانواده‌هایشان، محله‌هایشان، خواهر و برادرهایشان، مدارسشان – همه چیز از بین رفته است.» تیم درمانی در کلینیک باید هماهنگی کند که «وقتی این کودکان در بخش مراقبت‌های ویژه به هوش می‌آیند، چگونه با آن‌ها برخورد خواهد شد. چگونه به آن‌ها می‌گویید که خواهر و برادرهایشان کشته شده‌اند، والدینشان کشته شده‌اند؟ ما باید این کار را با همکاری عضو بازمانده خانواده انجام دهیم. و باید این کار را به درستی انجام دهیم.»

کلّ خانواده‌ها از بین رفتند
غسان ابو سته منتقد کشورهایی است که از آغاز جنگ غزه از اسرائیل حمایت کرده اند. او این کشورها، از جمله کشورهای اروپایی، را «محور نسل‌کشی» می‌نامد. چه بریتانیای کبیر، ایتالیا، ایالات متحده آمریکا یا آلمان، همه و همه از اسرائیل حمایت کرده اند. «اسرائیل هم‌چنان مستعمره استعمارگران امپریالیسم غرب است. به همین دلیل است که از سوی کشورهای غربی حمایت می‌شود.» این پزشک می‌گوید دلیلی برای احتیاط در انتقاد خود وجود ندارد. در غزه، «٢٢.٠٠٠ کودک با مصونیت کامل به قتل رسیده اند. ۶۴.۰۰۰ کودک یتیم شده اند.» از آغاز جنگ لبنان، بیش از ١۴٠٠ کودک در کلینیک دانشگاه آمریکایی بیروت تحت درمان قرار گرفته اند.

خانواده‌ی شش نفره دیگری در شب اول ژوئن در خانه‌شان در مروانیه (صیدون) کشته شدند. همان شب، یک پهپاد اسرائیلی یک مرد، دخترش و یکی از اقوامشان را در ماشین آن‌ها در نبطیه کشت. آن‌ها در حال بازگشت از صیدون بودند، جایی که دختر امتحانات کتبی نهایی خود را داده بود. حمله به بیمارستان جبل عامل در صور در همان روز، ١٢ نفر را کشت و بیش از ١٢٠ نفر را زخمی کرد.

از دوم مارس، طبق آمار منتشر شده ار طرف وزارت بهداشت لبنان در بیروت در ۷ ژوئن، حداقل ٣۶١٣ نفر در حملات اسرائیل کشته و حداقل ١١٠۷٢ نفر زخمی شده اند. در میان کشته‌شدگان، ١٢۸ امدادگر وجود دارد. اکثر آن‌ها در حال انجام وظیفه بودند و سعی در ارایه کمک داشتند یا در آمبولانس در مسیر محل حمله بودند.

«همۀ ما باز خواهیم گشت»
روزنامه‌نگارانی مانند امل خلیلی که برای روزنامه «الاخبار» کار می‌کرد و بارها از سوی فرستنده‌های اسرائیلی تهدید به مرگ شده بود، تا سر حد مرگ شکار می‌شوند. بلال کاشمر در حالی که در دوربینش به دنبال عکسی از خودش و امل خلیلی در گروهی از روزنامه‌نگاران در یک کنفرانس مطبوعاتی در فضای باز می‌گردد، می‌گوید: «او دوست خوب من بود.» او به جست‌وجو ادامه می‌دهد و سپس ویدیویی از اصابت و انفجار یک موشک در مقابلش را نشان می‌دهد: تکه‌های فلز، گرد و غبار، شعله‌های آتش، سپس دوربین در حال دور شدن از صحنه دیده می‌شود. کاشمر روزنامه‌نگار است و به صورت آزاد برای رسانه‌های محلی و هم‌چنین برای AFP،MBM و Palestine Today کار می‌کند.

صاحبان یک فروشگاه لوازم الکترونیکی بمباران‌شده در نبطیه پیامی گذاشتند: «ما برمی‌گردیم و قوی‌تر خواهیم بود.» در پس‌زمینه، تصویری از یک فرمانده حزب‌الله (عماد مغنیه) (عکس: کارین لوکفلد)

از آغاز جنگ، او هم‌چنین کار رسانه‌ای اتحادیه جوامع صور را هماهنگ کرده است که به آوارگان داخلی از جنوب کشور کمک می‌کند. او می‌گوید در جنگ فعلی، «سازمان‌های امدادگر خارجی بسیار بسیار کم‌تری نسبت به درگیری‌های قبلی وجود دارد. البته این به دلایل سیاسی است.» این روزنامه‌نگار دلایل را توضیح نمی‌دهد، اما نویسنده در جای دیگری شنیده است که به ویژه دولت‌های اروپایی به دلیل درگیر بودن حزب‌الله و اسرائیل، تمایلی به کمک ندارند. اسرائیل کمک به جمعیت لبنان در جنوب را به عنوان کمک به حزب‌الله می‌بیند. این دیدگاه از سوی متحدان اسرائیل در ایالات متحده یا اروپا پذیرفته نمی‌شود، اما ظاهراً با این وجود اتخاذ شده است.

روزنامه‌نگاران در تیررس
بلال کاشمر می‌گوید هر چه حملات اسرائیل نزدیک‌تر می‌شد، روزنامه‌نگاران خارجی کم‌تری در صور باقی می‌ماندند. مهم است که عکس‌ها و گزارش‌هایی از منطقه آن‌ها وجود داشته باشد، اما «آن‌ها چیزی را تغییر نمی‌دهند.» دوران جنگ ویتنام، زمانی که گزارش‌های روزنامه‌نگاری در مورد فجایع و جنایات جنگی هنوز می‌توانست جنگ را متوقف کند، به پایان رسیده است. سلاح‌های جدید، بی‌رحمی سیاسی و بی‌توجهی به قوانین بین‌المللی و سازمان ملل متحد در حال شکل دادن به رویدادها هستند. در اروپا، از جمله آلمان، همه چیز در خدمت تضمین قراردادهای صنعت اسلحه است. و کسانی که مورد حمله قرار می‌گیرند فقط به فکر دستیابی به سلاح‌هایی هستند که بتوانند با آن‌ها از خود و کشورشان دفاع کنند. این روزنامه‌نگار گفت: «ما همیشه با اروپا هم‌دردی داشتیم و با جوامع آنجا احساس نزدیکی می‌کردیم. اما اکنون هیچ‌یک از آن‌ها را اینجا با خود نمی‌بینیم.» او لحظه‌ای مکث کرد و سپس از آن‌چه می‌خواست بگوید عذرخواهی کرد: «شما اهل آلمان هستید، بنابراین باید به شما بگویم که این ما نبودیم که با یهودیان جنگیدیم و آن‌ها را بیرون کردیم. این مشکل شماست.» او اضافه کرد. در لبنان، مردم از خود در برابر یک رژیم استعماری-مهاجرت‌گرا که می‌خواهد فلسطین و لبنان را اشغال کند، دفاع می‌کنند. بلال کاشمر، که اهل روستایی در جنوب صور است، گفت: «و شکی نیست. همه ما به روستاهای خود باز خواهیم گشت. همه ما.»

مشکل، اسرائیل است!
اولین حمله اسرائیل به لبنان در اکتبر/نوامبر ١۹۴۸ بود، سالی که کشور اسرائیل تأسیس شد. در شهر حوله در جنوب لبنان، سربازان ارتش تازه تأسیس اسرائیل تا ۵۸ جوان و مرد را کشتند که جوان‌ترین آن‌ها ١۵ ساله بود. آن‌ها مردم را در خانه‌ای حبس کردند، به آن‌ها شلیک کردند و خانه را با اجساد داخل آن منفجر کردند. در سال ١۹۷۸، اسرائیل به صورت نظامی حمله کرد و در سال ١۹۸٢، نیروهای اسرائیلی بیش‌تری تا بیروت پیشروی کردند. تا سال ٢٠٠٠، اسرائیل به دلیل مقاومت نظامی حزب‌الله و سایر سازمان‌ها از جنوب لبنان عقب‌نشینی نکرد. در سال ٢٠٠۶، دوباره به لبنان حمله کرد و سپس در سال‌های ٢٠٢۴ و ٢٠٢۶ نیز این کار را تکرار کرد.

زینب رضا، ۷١ ساله، می‌گوید: «روستای ما، کشور ما، برای ما بسیار عزیز است. همه ما ناراحتیم، زیرا نمی‌دانیم که آیا می‌توانیم به روستای خود بازگردیم یا نه، و چه زمانی می‌توانیم.» او اهل مرکبا، درست در مرز اسرائیل است. او به عنوان حسابدار کار می‌کرد و بعداً به روستای خود، مرکبا، بازگشت، جایی که با مادر و خواهرش در مزرعه‌ای که متعلق به خودشان بود، زندگی می‌کرد. آن‌ها سبزیجات و گیاهان دارویی پرورش می‌دادند که برای خانواده کوچکشان کافی بود. آن‌ها ماهانه مبلغ کمی از برادرش دریافت می‌کردند از زمان شروع جنگ در سال ۲۰۲۴، او سه بار فرار کرده است. اوضاع هرگز به بدی الان نبوده است. او و خواهرش ابتدا به جنوب بیروت، جایی که خانواده داشتند، فرار کردند. به این دلیل که آنجا نیز بمباران می‌شد، همه آن‌ها به ورزشگاه نقل مکان کردند. این خانواده ١۴ نفره اکنون در سه چادر زندگی می‌کنند. «ورزشگاه» بزرگ‌ترین ورزشگاه بیروت، ورزشگاه کمیل شامون، است. در زمان مصاحبه، صلیب سرخ لبنان به ١٣۶٠ نفر در آنجا، از جمله ٣٠٠ خانواده، کمک می‌کرد. زینب رضا می‌گوید که اکنون کاری جز صبر کردن از دستش بر نمی‌آید. او از فرزندان خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌هایش مراقبت می‌کند. تنها چیزی که می‌خواهد این است که به خانه برگردد و بالاخره در صلح زندگی کند. سایر ملت‌های جهان باید راه‌حلی برای این مشکل پیدا کنند. مشکل چیست؟ اسرائیل، بیش از ۸٠ سال. او و خانواده‌اش همه چیز را تجربه کرده اند. اسرائیل بارها به لبنان حمله کرده و سعی کرده آن‌ها را بیرون براند. دونالد ترامپ همیشه می‌گوید که می‌خواهد صلح برقرار کند، اما جنگ‌ها را یکی پس از دیگری آغاز می‌کند.

چه کسی هزینه آن را می‌پردازد؟
پناهندگان جنوب لبنان نیز در کوه‌های شوف در جنوب شرقی بیروت پناه گرفته اند. شهر بیسور در ارتفاع حدود ۹٠٠ متری از دریای مدیترانه قرار دارد و به لطف هوای تازه و جنگل‌های کاج اطرافش، یک مقصد جذاب برای تعطیلات است. دروزی‌ها و مسیحیان در اینجا زندگی می‌کنند و آوارگان و کسانی را که به دنبال کمک هستند، رد نمی‌کنند. مدیر مدرسه‌ای هنگام نوشیدن یک فنجان قهوه تلخ به من می‌گوید که بیش‌تر ۴۵٠٠ آواره داخلی در این شهر آپارتمان پیدا کرده اند یا از سوی خانواده‌ها به عنوان مهمان پذیرفته شده اند. از آنجا که او اجازه ندارد، نمی‌تواند مصاحبه رسمی انجام دهد. اما او هیچ مخالفتی با گفت‌وگو – به صورت ناشناس – ندارد. فقط ٢۴۷ نفر در یک ساختمان مدرسه اسکان داده شده اند؛ این تنها پناهگاه اضطراری در شهر است.

وقتی صحبت از لبنان و آوارگان می‌شود، کمک کردن همیشه اولویت اصلی است. مدیر مدرسه می‌گوید که اکثر لبنانی‌ها در مقطعی از زندگی خود به دست نیروهای اسرائیلی آواره شده اند. اسرائیلی‌ها هم‌چنین در سال ١۹۸٢ سعی کردند بیسور را تصرف کنند، اما همه آن‌ها – دروزی‌ها و مسیحیان – در برابر آن‌ها مقاومت کردند. در حال حاضر، وضعیت لبنان به دلیل فشار عظیم خارجی دشوار است. او اضافه می‌کند: «ما با دخالت‌های شدیدی روبه‌رو هستیم که ناشی از منافع سیاسی است.» قدرت‌های خارجی که دخالت می‌کنند، همیشه به دنبال رهبرانی در داخل کشور هستند که بتوانند از آن‌ها برای اهداف خود سوءاستفاده کنند: «رهبران خانواده‌ها، مشاغل، مذاهب و احزاب سیاسی». سپس این رهبران با قدرت و پول – و البته با گذرنامه‌های خارجی – حمایت می‌شوند.

او آهی می‌کشد و می‌گوید: «مردم لبنان، به طور کلی جمعیت، هیچ ارتباطی با این موضوع ندارند. آن‌ها کسانی هستند که باید هزینه آن را بپردازند.» وقتی از مدیر مدرسه پرسیده شد که بزرگ‌ترین مشکل لبنان چیست، مذهب یا دخالت خارجی، پس از مکث کوتاهی برای فکر کردن، گفت: «اسرائیل مشکل اصلی ماست. از زمان کودکی من، اسرائیل بارها به اینجا حمله کرده است و هر بار دخالت و مشکلات در لبنان افزایش یافته است. من فقط یک چیز می‌گویم: هر کسی که کشور من را اشغال کند، دشمن من است.»