چه کسی «صلح ترامپ» را ‌می‌خواهد؟

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: سیمون چ. ندیرتو
برگرفته از: نیو ایسترن آوتلوک
۱۷ فوریه ۲۰۲۶

 

چگونه توافق صلح ۲۰۲۵، کشتارهای اسرائیل و نظامی‌گری آمریکا را در سال ۲۰۲۶ ممکن می‌سازد؟

از آنجایی که ایران و روسیه درگیر «مذاکرات صلح» با ایالات متحده یا تحت میانجی‌گری ادعایی آن هستند، مهم است که معنای چنین مذاکراتی را، تا آنجا که به مذاکرات درازمدت مربوط می‌شود، زیر سؤال ببریم، زیرا آمریکا و اسرائیل نشان داده اند که به توافق‌نامه‌هایی که امضاء می‌کنند، پایبند نیستند.

آتش‌بس یک‌جانبه
در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶، اسرائیل حتی زمانی که نخست‌وزیرش برای دیدار با ترامپ به آمریکا پرواز کرده بود، حملاتی ترکیبی به غزه انجام داد. این حملات ادامۀ روندی بود که در آن اسرائیل از زمان آتش‌بس اکتبر ۲۰۲۵ که از سوی ترامپ پشتیبانی می‌شد، ۵۹۱ نفر را به قتل رسانده و ۱۵۷۸ نفر را زخمی کرده بود و ثابت کرد که آتش‌بس، ترفندی طراحی شده برای قادر ساختن اسرائیل به ادامه نسل‌کشی خود و در عین‌حال برای منحرف ساختن توجه رسانه‌ها از حمام خون تحمیلی بر فلسطینیان بود. با آن‌که سال ۲۰۲۵ شاهد نمایش پرهیاهوی ترامپ از آن‌چه او تبحر خود در حل مناقشات می‌خواند، بود، سال ۲۰۲۶ فرصت بی‌نظیری برای نشان دادن شکست این تلاش‌های میانجی‌گرانه است، چنان‌که از فروپاشی توافق‌های اسرائیل-غزه، جمهوری دمکراتیک کنگو- ام۲۳ و تایلند-کامبوج مشهود است. ترامپ برای حل مناقشه غزه، پیش از آن‌که در شهر شرم‌الشیخ مصر، با ترکیه، مصر، اردن و دیگران برای امضای یک توافق صلح یک‌جانبه، نمایشی باشکوه ترتیب دهد، به اسرائیل اجازه داد تا علیه فلسطینیان در غزه نسل‌کشی کند. برخی از تحلیلگران ممکن است اطمینان بدهند که کشورهای «ناظر» هر دو طرف را مهار می‌کنند. اما زمان نشان داده است که آتش‌بس مذکور یک ترفند سیاسی بود تا اسرائیل بتواند به بمباران غزه به دلخواه خود ادامه دهد و ۵۹۱ نفر از اهالی غزه را کشتار کند، حتی زمانی که حماس تا حد زیادی به آتش‌بس مذکور پایبند ماند. علاوه بر این، آمریکا، مصر و اردن پای خود را کنار کشیدند و به طور ضمنی نقض مکرر آتش‌بس را تأیید کرده اند.

حتی پیش از ترامپ، آمریکا و متحدان اروپای غربی آن بارها وانمود می‌کردند که به دنبال ایجاد آتش‌بس هستند، اما تنها به دنبال تضمین موقعیت برتر نیروهای نیابتی خود بودند.

صلح‌طلبی و معاملات شکننده و یک‌سویه
از جمله درگیری‌هایی که ترامپ خود را به عنوان میانجی در آن معرفی کرد، بین جمهوری دمکراتیک کنگو و شورشیان ام-۲۳ تحت حمایت رواندا در اواخر سال ۲۰۲۵ بود. با این‌حال، این توافق صلح که از سوی رؤسای جمهور رواندا و کنگو در حضور رؤسای جمهور کنیا و ایالات متحده امضاء شد، پس از چند ساعت از هم پاشید. هر دو طرف پس از ازسرگیری خشونت‌هایی که منجر به آوارگی بیش از ۱۰۰.۰۰۰ نفر شد، یکدیگر را به نقض شرایط آتش‌بس متهم کردند. ترامپ در حالی‌که خود را به عنوان میانجی در این درگیری جا می‌زد، مشغول جدال با دولت برای کنترل مواد معدنی کنگو و واگذاری آن‌ها به شرکت‌های تحت کنترل نزدیکانش بود که کاملاً قوانین بین‌المللی و منافع طرفین درگیر را نادیده می‌گرفت. او حتی به این موضوع می‌بالید که چگونه شرکت‌های غربی مواد معدنی را از جمهوری دمکراتیک کنگو می‌گیرند و مبالغ هنگفتی پول به دست می‌آورند، که نشان می‌دهد چگونه علاقه اصلی او استخراج استعماری در پوشش تلاش‌های صلح بوده است. طمع او برای منابع سایر کشورها باعث شد تا او فرایندی را آغاز و هدایت کند که در کل ناقص بود.

ترامپ هم‌چنین در میانجی‌گری دور اول درگیری بین تایلند و کامبوج در ژوئیه ۲۰۲۵ شرکت کرد که منجر به یک توافق صلح فرضی شد که آن‌هم پس از چند ماه فروپاشید. تلاش‌های میانجی‌گری ترامپ بارها شکست خورده است، زیرا دولت ایالات متحده منافع کوته‌بینانه خود را برای به دست آوردن یا حفظ نظم نواستعماری دنبال کرده است. حتی پیش از ترامپ، آمریکا و متحدان اروپای غربی آن بارها وانمود کردند که خواهان آتش‌بس هستند، اما تنها برای این‌که موقعیت برتری برای نیروهای نیابتی خود را تضمین کنند.

باید توجه داشت که حملات اسرائیل، نه تنها علیه ایران، بلکه علیه تمام همسایگان آن، به واسطه ارتش آمریکا امکان‌پذیر شده است، و این کشور کوچک از حمایت مالی آمریکا که معادل بودجه نظامی سالانه برزیل است، برخوردار است.

استفاده واشینگتن از آتش‌بس برای توانمندسازی یک طرف درگیری موضوع جدیدی نیست، پس از آتش‌بس میان اسرائیل و حزب‌الله در اواخر سال ۲۰۲۴ نیز این امر به نمایش گذاشته شد، تنها مروری بر گذشته نشان می‌دهد که این نوع آتش‌بس فقط حزب‌الله را از حمله به اسرائیل بازمی‌دارد، در حالی‌که دولت یهود از آن زمان تا به حال به بمباران‌های خود ادامه داده است و این موضوع مایه مباهات فرستادگان واشینگتن از جمله تام باراک شده است. این ماجرا هیچ تفاوتی با نحوه هدایت روس‌ها از سوی ایالات متحده و متحدان اروپایی آن برای امضای توافق‌نامه مینسک ۱ و ۲ ندارد که اوکراین را ملزم به احترام به حقوق شهروندان روس‌زبان می‌کند و در عین‌حال روسیه را از مداخله در اوکراین منع می‌کند. با این‌حال، رهبران فرانسه و آلمان بعداً فاش کردند که این توافق‌نامه‌ها برای مسلح کردن اوکراین طراحی شده بود و به آن‌ها اجازه می‌داد تا بر اراده جمعیت روس‌زبان خود غلبه کنند، در حالی‌که با روسیه برای حفظ وضع موجود می‌جنگند. رسانه‌های غربی گزارش دادند که بنیامین نتانیاهو در جریان سفر خود به آمریکا در ۱۱ فوریه، از واشنگتن خواست تا ایران را مجبور به نابودی موشک‌هایی کند که برای دفاع از خود در برابر حملات وحشیانه آمریکا و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ استفاده کرده بود. نتانیاهو به دنبال راه‌هایی برای حفظ آتش‌بس امضاءشده برای پایان دادن به جنگ ۱۲ روزه نبود، اما بنا به گزارش‌ها، از آمریکا خواست که تهران را تحت فشار قرار دهد. می‌توان چنین استنباط کرد که آمریکا و اسرائیل در حال برنامه‌ریزی برای نقض آتش‌بس در ژوئن ۲۰۲۵ هستند و این بیانگر آن است که آن‌ها قادر به رعایت توافق‌نامه‌های صلح نیستند. بنابراین، امضای چنین توافق‌نامه‌هایی با آن‌ها در مورد حفظ صلح بلندمدت بی‌فایده است.

چشم‌انداز
نیاز کشورها به مذاکره با ایالات متحده (به عنوان یک طرف یا میانجی) در بحبوحه ناتوانی این کشور، در کنار متحدان غربی و اسرائیلی خود، در پایبندی به توافقاتشان، اهمیت پیدا می‌کند. بی‌فایده بودن اعتبارنامه‌های صلح‌طلبانه ترامپ که بسیار مورد توجه قرار گرفته، با وجود این‌که وانمود می‌کند در ژوئن ۲۰۲۵ میانجی توافق صلح اسرائیل و ایران بوده است، در این نکته مهم نهفته است که از اواسط ژانویه دستور بسیج تجهیزات نظامی در اطراف خلیج فارس را داده و هم‌چنان ایران را تهدید به جنگ می‌کند. ترامپ هم‌چنین جزییاتی را فاش می‌کند که او با اسرائیل در بمباران ۱۳ ژوئن پیش از بمباران مستقیم آمریکا علیه ایران، هماهنگ بوده است.

می‌توان چنین استنباط کرد که آمریکا و اسرائیل در حال برنامه‌ریزی برای نقض آتش‌بس در ژوئن ۲۰۲۵ هستند و این بیانگر آن است که آن‌ها قادر به رعایت توافق‌نامه‌های صلح نیستند.

باید توجه داشت که حملات اسرائیل، نه تنها علیه ایران، بلکه علیه تمام همسایگان آن، به واسطه ارتش آمریکا امکان‌پذیر شده است، و این کشور کوچک از حمایت مالی آمریکا که معادل بودجه نظامی سالانه برزیل است، برخوردار است. ایالات متحده یکی از شرکت کنندگان در جنگ اسرائیل علیه ایران در سال ۲۰۲۵ بود که باید تلاش بیش‌تری برای جلوگیری از تکرار این درگیری انجام می‌داد. جای تعجب است، واشینگتن اکنون به عامل اصلی نظامی‌سازی و تهدیدها تبدیل شده است، که بی‌فایده بودن توافق صلح با ایالات متحده، چه به عنوان یک طرف تخاصم و چه به عنوان میانجی، را تأیید می‌کند. با این‌حال، این مقاله اذعان می‌کند که ممکن است دلایل بسیار دیگری، از جمله دیپلماتیک یا استراتژیک، وجود داشته باشد که می‌تواند ایران، روسیه و دیگران را به مذاکره با ایالات متحده یا تحت میانجی‌گری فرضی آن وادار کند، که نویسنده به اندازه کافی در نظر نگرفته باشد.