چگونه آیتﷲ خامنه ای در صحنه آخر بر ناتوستان پیروز شد

 

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: په په اسکوبار
برگرفته از: آنکات نیوز
۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶

ما این برنامه را قطع می کنیم تا اعلام کنیم که گربه تفاهم نامه از اغما بیرون آمد و عملاً دیگر هیچ نشانه ای از حیات بروز نمی دهد.

این امر قابل پیش بینی بود.

انتر وحشی و دست نشاندگانش زیر قول خود زدند و تحریم های نفتی را مجدداً برقرار ساختند. این تعهد از طرف وزارت دارایی ایالات متحده لغو شد.

آنها با حمله به پایگاه های ساحلی جنوب ایران، آتش بس شکننده را از میان بردند و نردبان تشدید دوباره به کار افتاد.

آنها با انجام تحریکات عمدی علیه نفتکش‌ها، توافق عبور از تنگه هرمز را نقض کردند؛ نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز به همان شیوه پاسخ داد.

آنها از طریق هواداران آئین مرگ (اسرائیل) تعهدات مندرج در تفاهم نامه در رابطه با پایان بخشیدن به جنگ در همه جبهه ها، از جمله لبنان را شکستند.

انتر وحشی با تشریفات پرشکوه در ورسای تفاهم‌نامه را امضا کرد و سپس درحین مراسم طولانی عزاداری برای رهبر ترور شده، آیت‌الله خامنه‌ای، به شیوهٔ معمول خود، بی‌رحمانه و وحشیانه آن را نقض کرد – در حالی که ده‌ها میلیون ایرانی همراه با عراقی‌ها در نجف و کربلا وحدت ملی کامل خود را به نمایش گذاشتند.

کنترل کامل ایران بر تنگه هرمز مجدداً برقرار شد.

باب المندب نیز می تواند به آن بپیوندد.

همه اینها هم زمان با نشست کشورهای عضو ناتو در آنکارا صورت گرفت که ترامپ که از شدت خشم کف برلب آورده بود با حالتی هیستریک اعلام کرد که آتش بس «به پایان» رسیده و اگر از تجلیات خودشیفتگی او صرفنظر کنیم، با اقتباسی نو از روش کراسوس، سیاستمداران ایرانی را «لجن»، «دروغگو»، «بدخیم» و «خشن» نامید.

انتظارمی رفت که انتر وحشی دوباره جنگ را مستقیماً هنگام نشست سازمان تروریستی ناتو تشدید کند. اهداف سنتکام شامل زیرساخت‌های غیرنظامی ایران و کریدورهای حمل‌ونقل آن یعنی تاکتیک‌های تروریستی تأییدشده است.

مثل همیشه باید تأکید کرد، که جنگ ناتو علیه روسیه و جنگ ایالات متحده علیه ایران، شاخه‌های فرعی همان جنگ امپریالیستی علیه دولت‌های مستقل و متمدن است که عمیقاً در یکپارچگی اوراسیایی ادغام شده‌اند.

اشاره دبیرکل مذموم ناتو،مارک روته، که اروپا را به‌عنوان «سکوی اصلی برای نمایش قدرت ایالات متحده» توصیف کرد، پرده از این راز برداشت که بالاخره «۵۰۰۰ فروند هواپیما از فرودگاه‌های اروپایی برخاستند» تا از جنگ آمریکا علیه ایران حمایت کنند.

این امر برای هرکس در غرب که ضریب هوشش بیش از ۵۰ است، روشن است که ناتو دیگر چیزی جز تخته پرش «ساخته» امپراتوری اغتشاش ، تاراج و راهزنی نیست.

انتر وحشی تحت تأثیر دلقک هلندی (روته) قرار نگرفت. برعکس. او به شدت به ایتالیا تاخت، که «خیلی بد است» چون پایگاه هایش را به روی ایالات متحده نگشود، علیه بریتانیا، چون پایگاه هایش را کم باز کرد و اسپانیا را که تهدید به تحریم اقتصادی کرد، چون مادرید حریم هوائیش را در ماه مارس برای جنگ مسدود کرد و در ضمن «نیاز» خود را نیز برای بلع گرونلاند بیان کرد.

امپراتوری با «پلاتفرم» دست نشانده خود مانند تفاله برخورد می کند.

عنوان خلاصه شده همایش ناتو در آنکارا این بود: «بگذار پهپاد صرف کنند». این پیام خطاب به تک تک مالیات دهندگان اروپایی از هر قشر و لایه ای بود.

ناتو می‌خواهد هر کشور عضو خود را به یک اقتصاد جنگی تبدیل کند، به‌طوری‌که هر کشور ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف میزبانی از پایگاه‌های آمریکایی کند که برای مقابله با «تهدیدات وجودی» امپراتوری – توسط روسیه، ایران و چین – به‌کار می‌روند.

 

باید رویدادهای فوق‌العاده این هفته در ایران و عراق را به‌عنوان آخرین اقدام – فوق‌العاده – خامنه‌ای در نظر گرفت. سرپیچی. تاب‌آوری. حاکمیت. کرامت. گویی دریافتش به او گفته بود که این امر ناگزیر رخ خواهد داد؛ گویی از اهمیت عظیمی که ترور او برای ایران خواهد داشت، دلگرم شده بود.

خط پول را دنبال کن.

پولی در میان نیست. هیچ یک از این اعضای بی بضاعت کشورهای عضو قادر نیست بودجه نظامی خود را به مرز ۵ درصدی تولید ناخالص ملی برساند. هیچ یک از آن ها آنقدر بی شعور نیست که باور داشته باشد باید علیه چین وارد جنگ شود. آنها به کلی درمانده اندکه باید در مقابل شکست استراتژیکی شدیدی که ایران به ایالات متحده وارد کرده است، چه واکنشی از خود نشان دهند.

اما وقتی صحبت از ادامه جنگ علیه روسیه است، همگی شاد و سرحالند در حالی که هر انسان عاقلی می داند که این جنگ از دست رفته و کمک ۷۰ میلیارد دلاری فقط ریختن آن به چاه ویل اوکراین است تا آخرین اوکراینی هم در جبهه کشته شود.

اکنون این جنون جمعی به سبک غربی را با منظره شگفت‌انگیز میلیون‌ها نفری را که در خیابان‌های تهران، قم و مشهد – و در نجف و کربلا در عراق – صف کشیده‌اند تا نسبت به رهبر فقید و ترور شده، آیت‌الله خامنه‌ای، ادای احترام کنند، مقایسه کنید.

آیا می توان تصویر گویاتری از تمدن در مقابل بربریت را یافت؟

مراسم وداع در حرم حضرت عباس در کربلا رابطه عمیق بین مراکز دینی/روحانی تعیین کننده در ایران و عراق را برجسته می کند. کوتاه بگوییم وحدت شیعه به عنوان نمایش قدرت نرم عمل می کند، زیرا هوادران سنت و همین طور مسیحیت به استقبال آن رفتند.

خلاصه کنیم: سلفی ها و جهادگراهای در حاشیه به زباله دان افکنده شدند و به همین دلیل مظنونین همیشگی دست و پای خود را گم کردند و مجبور شدندحمله نظامی به ایران را مجدداً آغاز کنند. آنها به سادگی توان مواجهه با مخالفت منطقه ای در برابر وحشیگری خود در سراسر آسیای غربی را ندارند.

و حالا چند کلمه در مورد مظنونین همیشگی، که از پایگاه های قطر (العدید) و عربستان سعودی (شاهزاده سلمان) و حریم هوایی آنها استفاده می کنند تا به هدف های ایرانی حمله کنند و انشقاق بین ایران و اعراب و بین شیعه و سنی را مجدداً دامن زنند و سلطه خود را تثبیت نمایند.

تهران هفته ها پیش هم با قطر و هم با ابوظبی توافق نامه ای امضا کرده بود که در مقابل آزاد سازی پول های ضبط شده، ایران به آنها حمله نخواهد کرد. در رابطه با عربستان سعودی نیز همین توافق نامه در اذای بهبود روابط دیپلماتیک دو کشور به امضا رسیده بود. واسطه های پاکستانی اکنون دست و پا می کنند تا این توافق نامه ها به اجرا درآید.

باید کراراً به اهمیت راهپیمایی عظیمی – که میلیون‌ها نفر در آن شرکت داشتند – به‌عنوان نمایشی از وحدت ملی مستحکم اشاره کرد؛ راهپیمایی‌ای که با آیین‌ها و مراسم پیرامون ترور آیت‌الله خامنه‌ای شکل گرفت.

این صرفاً ادای احترام – از سوی همه اقشار – به یکی از مهم‌ترین رهبران فکری و سیاسی اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم نبود.

بیش از ۱۰۰ کشور هیئت‌های عالی‌رتبه خود را به این مراسم فرستادند. در این مراسم، چهره‌های برجستهٔ جنوب جهانی حضور داشتند. روسیه دومین مقام ارشد دولت، مدودیف، را به‌عنوان فرستادهٔ شخصی پوتین اعزام کرد. چین رهبری ارشد پارلمانی خود را فرستاد. پاکستان نخست‌وزیر خود را همراه با فیلد مارشال قدرتمند، عاصم منیر، اعزام کرد.

آسیای میانه، قفقاز، آسیای غربی، حتی معاون وزیر خارجه طالبان – همگی آنجا حضور داشتند. هیچ یک از کشورهای وابسته به ناتوستان هیئتی نفرستاد. خب، وزارت امور خارجه ایران هم هیچ کشور غربی را که از جنگ آمریکا حمایت کرده بود، دعوت نکرده بود.

علاوه بر این، هر کس در جنوب جهانی که ذره‌ای عقل داشته باشد می‌داند که این «دموکراسی‌های لیبرال» غربی از طرف نخبگان به‌ شکل غیرقابل‌وصفی متوسط آن در عمیق‌ترین پرتگاه فروپاشی اخلاقی نیهیلیستی فرو رفته‌اند.

ایران، به هر حال، به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای نوظهور و احیاشده و قدرتی از جنوب جهانی، با وحدت درونی‌اش که حتی در برابر چالش‌های عظیم نیز به‌طور کامل تأیید شده است، نیازی به آنها ندارد. روسیه، چین، پاکستان، ترکیه و کشورهای آسیای میانه – این همان نظم چندقطبی نوظهور است که در مراسم تشییع جنازه شرکت کرده و برای یکی از عکس‌های تعیین‌کننده بازی بزرگ جدید ژست گرفته بودند.

درنتیجه باید رویدادهای فوق‌العاده این هفته در ایران و عراق را به‌عنوان آخرین اقدام – فوق‌العاده – خامنه‌ای در نظر گرفت. سرپیچی. تاب‌آوری. حاکمیت. کرامت. گویی دریافتش به او گفته بود که این امر ناگزیر رخ خواهد داد؛ گویی از اهمیت عظیمی که ترور او برای ایران خواهد داشت، دلگرم شده بود.

فراتر از همه بدخواهی‌ها، دروغ‌ها و خشم هولناک نمایش‌داده‌شده توسط امپراتوری بربرمنش، این هفته‌ای است که در تاریخ به عنوان هفته‌ای به ثبت خواهد رسید که در آن ایران جایگاه خود را به عنوان یک ملت متمدن بی‌چون‌وچرا – مفتخر به تاریخ پربار و وحدت ملی‌اش – تثبیت کرد.

جای تعجب نیست که بربریت این طور از ایران می ترسد.

و طبیعتاً چین را باید در نظر داشت که تفاهم نامه عملاً بی جان را از ابتدا مورد حمایت قرار داد و اکنون متوجه شده که چرا تهران دیگر وقعی برای آن قایل نیست.

در حالی که هیچ کس توجهی نداشت، بیجینگ ذخایر نقدینگی یوان خود را به ۵۰۰ میلیارد دلار افزایش داد ؛ یک مرکز تسویه طلا در هنگ‌کنگ به راه‌انداخت؛ و قراردادهای آتی طلای یوانی را اعلام کرد.

بانک چین به‌وضوح می‌داند که تقاضای جهانی برای یوان فراتر از تجارت گسترش یافته و شامل «سرمایه‌گذاری، تأمین مالی، قیمت‌گذاری» و مهم‌تر از همه «ذخایر ارزی» است که به معنی شتاب‌گیری دلارزدایی است. بربریت باید خود را برای یک بیداری ناخوشایند آماده کند.