تارنگاشت عدالت
نویسنده: م. ک. مهاندراکمار
برگرفته از: کرٍیدل
۲۲ اوت ۲۰۲۵
یک پیشرفت بالقوه در مسأله مرزی بین هند و چین میتواند نقطه عطفی در آسیا باشد، دههها خصومت را کاهش دهد در عین حال تسلط واشنگتن بر دهلی نو را تضعیف کند.
در این هفته، هند و چین با تلاشهای مشترک خود برای پیشبرد تدریجی روند عادیسازی روابط دوجانبه، گام بزرگی در جهت تقویت روابط برداشته اند. این امر ممکن است زمانی که ناراندرا مودی، نخستوزیر هند، در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای (سهش) در شهر بندری تیانجین در شمال شرقی چین در تاریخ ۳۱ ماه اوت تا اول سپتامبر با شی جینپینگ، رییسجمهور چین، دیدار میکند، ماهیت آشتی به خود بگیرد.
چنین مصالحهای در روابط میان چین و هندوستان، رویدادی تاریخی در سیاست جهانی خواهد بود. این امر میتواند الگوی مهمی در نظم جهانی نوپدید در قرن بیستویکم باشد. از نگاه هندیها، آنچه در حال وقوع است، نویدبخش بهترین میراث مودی در دوران سیاسی پرآشوب او با نزدیک شدن به هفتاد و پنجمین سالگرد تولدش در ماه آینده است.
سفر تاریخی وانگ یی به دهلی نو
بدون شک سفر دو روزۀ وانگ یی، وزیر امور خارجه، عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست چین و مدیر دفتر کمیسیون مرکزی امور خارجه چین، به دهلی نو در این هفته به عنوان یک رویداد مهم ثبت خواهد شد. این سفر، سفری تحولآفرین است، زیرا وانگ که مسلماً یکی از با تجربهترین دیپلماتهای جهان است، مذاکرات مرزی را به مأموریتی برای بهرهبرداری از حرکات مثبت اخیر و ایجاد پویایی جدید به روند عادیسازی تبدیل کرده است.
وانگ با قاطعیت استدلال کرد که هند و چین مؤظفند «حس مسؤولیت جهانی خود را نشان دهند و به عنوان قدرتهای بزرگ عمل کنند، به عنوان کشورهای در حال توسعه در دستیابی به قدرت از طریق اتحاد نمونه باشند و در ترویج چندقطبی شدن جهان و دمکراتیزه کردن روابط بینالملل مشارکت کنند.» خبرگزاری شینهوا اظهارات وانگ را به عنوان نظر «اجماع» بین او و وزیر خارجه هند، س. جایشانکار، توصیف کرد.
به طور سنتی، هند اولویت را به روابط پس از جنگ سرد با ایالات متحده به عنوان پوششی در برابر چین نسبت میداد، و چنانکه انتظار میرفت، تصورات پوچی را ایجاد کرد که واشینگتن دهلی نو را «عامل تعادل» در مقابل پکن میدانست.
وانگ و جایشانکار خاطرنشان کردند که انبوهی از مناسبات در حال شکلگیری است. وزیر امور خارجه چین گفت که روابط پکن و دهلی نو «روند مثبتی را به سمت بازگشت به همکاری نشان میدهد.» جایشانکار موافقت کرد که روابط دوجانبه «به طور مداوم در حال بهبود و توسعه است» و «تبادل و همکاری بین دو طرف در همه زمینهها به سمت عادیسازی پیش میرود.»
جالب اینجاست که جایشانکار از هند و چین خواست تا «به طور مشترک ثبات اقتصاد جهانی را حفظ کنند» و تأکید کرد که «روابط دوجانبه پایدار، مشارکتی و آیندهنگر به نفع هر دو کشور است.» وزیر امور خارجه هند پیشنهاد داد که دهلی از نو مایل است «اعتماد متقابل سیاسی با چین را تعمیق بخشد، همکاریهای سودمند متقابل را در زمینههای اقتصادی و تجاری تقویت کند، تبادلات مردمی را افزایش دهد و به طور مشترک صلح و آرامش را در مناطق مرزی حفظ کند.» او بعداً در یک نوشته در رسانههای اجتماعی گفت: «من مطمئن هستم که بحثهای ما امروز [۱۸ اوت] به ایجاد یک رابطه پایدار، مشارکتی و آیندهنگر بین هند و چین کمک خواهد کرد.»
سفر وانگ همچنین دستآوردهایی را به همراه داشت. در اصل، دو کشور توافق کردند که پروازهای مستقیم را از سر بگیرند؛ جریان تجارت و سرمایهگذاری را تسهیل کنند؛ در مورد رودخانههای مرزی همکاری کنند؛ تجارتهای مرزی را از طریق گذرگاههای هیمالایا بازگشایی کنند؛ صدور ویزا برای گردشگران، مشاغل، رسانهها و سایر بازدیدکنندگان را در هر دو جهت تسهیل نمایند؛ و بازدید زائران هندی از اماکن مقدس کایلاش – ماناسارووار را گسترش دهند. گزارش شده است که چین ممنوعیت صادرات عناصر کمیاب و کود به هند و همچنین تجهیزات سنگین برای ساخت تونل در مناطق کوهستانی را لغو میکند.
حلوفصل مرزی: چالش تعیین کننده مودی
هیجانانگیزترین تحول این است که دو کشور «در حال بررسی برداشت زودهنگام» در تعیین مرزها و در مورد ساز و کارهای جدید مدیریت مرز توافق کرده اند که در جهت کاهش تنش نیز عمل خواهد کرد. این موضوعی بسیار حساس است، زیرا افکار عمومی هند با روایتهای خودخواهانهای که پس از جنگ ۱۹۶۲ پدیدار شدند و ایده ایجاد مرزی که هرگز از نظر تاریخی وجود نداشته است، شکل میگیرد.
اینجاست که رهبری مودی بسیار مهم میشود. مودی احتمالاً یکی از تنها رهبران امروزی است که اعتبار، قاطعیت و بینش لازم برای حلوفصل مرزی با چین را دارد. او عادیسازی روابط با چین را در اولویت قرار داده است و آگاه است که یک رابطه واقعاً پایدار، به شدت به قابل پیشبینی بودن و ثبات وابسته است، چیزی که دستیابی به حلوفصل مرزی را ضروری میسازد. مودی، طی جلسهای با وانگ در ۱۹ اوت، بر اهمیت صلح و آرامش در مرز تأکید کرد و نیز بر تعهد هند به حل «منصفانه، معقول و قابل قبول» در مورد موضوع مرزی را تکرار کرد.
به طور سنتی، هند اولویت را به روابط پس از جنگ سرد با ایالات متحده به عنوان پوششی در برابر چین نسبت میداد، و چنانکه انتظار میرفت، تصورات پوچی را ایجاد کرد که واشینگتن دهلی نو را «عامل تعادل» در مقابل پکن میدانست.
کافی است یادآور شویم که سیاست خارجی دولت دمدمی مزاج و غیرقابل پیشبینی ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده و به ویژه، اقدامات غیردوستانه اخیر او برای محدود کردن استقلال استراتژیک هند، به عنوان یک زنگ خطر بود. از سوی دیگر، اقدامات هند نیز تا حدی ناشی از فشارهای اقتصادی داخلی بوده است. نکته این است که هند به دنبال رفع برخی محدودیتهای اعمال شده بر چین در سالهای اخیر، استقبال از سرمایهگذاری چین و افزایش مبادلات مردم به مردم برای افزایش اعتماد اقتصادی خود است. به همین ترتیب، هند در مواجهه با فشارهای ایالات متحده مانند تعرفههای بالا، هدفش تنوع بخشیدن به روابط اقتصادی و تجاری با کشورها از جمله چین است که ممکن است به کاهش برخی فشارهای خارجی از سوی آمریکا کمک کند.
منافع مشترک در دنیای چندقطبی
وانگ اشاره کرده است که پکن به اندازه دهلی نو مشتاق است تا روابط در پسزمینه دولت بیملاحظه و جنگطلب ترامپ را بهبود بخشد. هر دو طرف احساس میکنند که منافع مشترک دارند. به ناگزیر، یک رابطه کاری چین و هند که بر یک درک راهبردی تثبیت شده باشد، برای بریکس معجزه خواهد کرد. این چشمانداز در حال حاضر ترامپ را نگران کرده است، کسی که بریکس را بیش از یک بار به دلیل تلاش برای کنار گذاشتن دلار از جایگاه واحد پول جهان، تهدید کرده است.
هیجانانگیزترین تحول این است که دو کشور «در حال بررسی برداشت زودهنگام» در تعیین مرزها و در مورد ساز و کارهای جدید مدیریت مرز توافق کرده اند که در جهت کاهش تنش نیز عمل خواهد کرد.
هنوز باید صبر کرد، اما، اگر روندهای مثبت در روابط چین و هند مورد توجه قرار گیرد و به یک نیروی محرکه در سیاست بینالمللی تبدیل شود، میتواند روند خفته روسیه – هند – چین را که مسکو از زمانی که این ایده برای نخستین بار در اواخر دهه ۱۹۹۰ از سوی دولتمرد بزرگ روس، یوگنی پریماکوف فقید مطرح شد، تقویت کند. در واقع، همبستگی نیروها در سطح بینالمللی در طول سه دهه گذشته کموبیش در جهتهایی که پریماکوف با آیندهنگری ترسیم کرده بود، تغییر کرده است.
موانع پیش رو
با این حال، از سوی دیگر، یک لابی قدرتمند طرفدار آمریکا در هند وجود دارد که در رسانهها، اتاقهای فکر، دانشگاهها، و حتی تشکیلات هندی و جامعه نخبگان نفوذ دارد و از روابط با آمریکا به عنوان یک مشارکت تعیین کننده در قرن بیستویکم حمایت میکند. انواع و اقسام منافع شخصی در اینجا نقش بازی میکنند. علاوه بر این، در مورد نیات چین نوعی هراس وجود دارد که فروکش آن به زمان نیاز دارد. متناسب با ظهور خود به عنوان یک قدرت جهانی، چین حضور فزایندهای در مناطق پیرامون هند دارد که قابل درک است؛ با این حال، هند تمایل دارد آنرا از پشت عینک امنیتی ببیند – که فقط به تصورات تهدیدآمیز میافزاید. سپس مسأله پیچیده جانشینی دالای لاما وجود دارد، که نشانهها حاکی از آنست که دهلی نو به آرامی گام برمیدارد تا از حساسیتهای چینی جلوگیری کند.
برای کشوری که بیش از یک قرن در تاریخ خود به عنوان مستعمره تحقیر شده است، ذهنیت بردهوار ممکن است عجیب به نظر برسد، اما طبقه کمپرادور یک واقعیت واقعی هند است.
همانطور که انتظار میرفت، وزیر خارجه سابق در این هفته، در میانه تمام تحقیرهایی که ترامپ علیه هند روا داشت، ابراز تأسف کرد که آمریکا هند را «از دست داده است.» برای کشوری که بیش از یک قرن در تاریخ خود به عنوان مستعمره تحقیر شده است، ذهنیت بردهوار ممکن است عجیب به نظر برسد، اما طبقه کمپرادور در هند یک واقعیت محض است. اشتباه نشود، نا امیدی و ناخشنودی دولت ترامپ از هند، ژئوپلیتیکی است. کسی جز پیتر ناوارو مشاور کاخ سفید در امور تجارت و تولید و از نزدیکان ترامپ، این هفته در مقالهای در فایننشیال تایمز نمیتوانست اعلام کند که ایالات متحده نباید فنآوری نظامی «پیشرفته» را به هندی منتقل کند که «هم با روسیه و هم با چین رابطه صمیمی برقرار میکند.»
با این حال، اگر ترامپ واقعاً به تحریم هند ادامه دهد، ممکن است یک تغییر الگو رخ دهد، که نمیتوان آنرا رد کرد، و هند را مجبور به بازنگری عمیق در دکترین استقلال راهبردی خود کند، که بر این تصور استوار بود که همه کشورها برابرند، اما آمریکا از دیگران برابرتر است.
