تارنگاشت عدالت
نویسنده: راینر روپ
برگرفته از: لینکه تسایتونگ
۲۲ دسامبر ۲۰۲۵
ترامپ دستور حسر کامل ونزوئلا برای صدور نفت را صادر کرد. دلیل این حصر به زعم ترامپ: رئیس جمهور مادورو نفت استخراج شده در ونزوئلا را از آمریکا «دزدیده». فکر می کنید این یک شوخی است؟ اصلاً و ابدا! برعکس، این یک طنز واقعی از دریای کارائیب است. اگر کل ماجرا یک واقعیت جدی نبود، خیلی جای خنده داشت. ولی این فقط یک بهانه پوچ و مهمل برای توجیه دور جدیدی از راهزنی های رسمی واشنگتن است.
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا یک خلف شایسته پیشینیان انگلیسی خود است، که صدها سال خلق های جهان را چاپیدند، به تاراج بردند و تجاوز به عنف کردند. دامنه این اقدامات به قدری گسترده بود که ملکه انگلیس الیزابت اول از دودمان «تودور» نه تنها دزدان دریایی را تشویق و ترغیب می کرد و در صورت موفقیت آنها را (مثل سر فرانسیس دِرِک) به جرگه اشرافیت ارتقا می داد، بلکه حتی راهزنی را به ابزار سیاست خارجی تبدیل کرد. هدف آن امپراتوری قدرتمند اسپانیا و مستعمرات آن در آمریکای جنوبی بود.
از آنجا که الیزابت اول منابع کافی برای جنگ علنی علیه اسپانیا در اختیار نداشت، رهزانان دریایی را به کمک گرفت که ناوگان های مملو از طلای آمریکای جنوبی را مورد حمله قرار می دادند، کارکنان آنها را به قتل می رساندند و طلاها را به انگلیس می بردند.
اگر امروز ونزوئلا کشور عضو بریکز را جای «اسپانیا» بنشانیم، فی البداهه شباهت هایی بین راهزنی های رسمی الیزابت اول و دولت ترامپ مشاهده خواهد شد. زیرانیروی دریایی جنگی ترامپ اکنون با موفقیت تانکرهای غول آسای مملو از طلای سیاه ونزوئلا را در آب های بین المللی مورد تهاجم قرار می دهد و آنها را به انضمام محموله غنایم برای فروش به آمریکا منتقل می کند.
روز ۱۲ دسامبر واحدهای ویژه آمریکا در سواحل ونزوئلا تانکر نفتی «اسکیپر» را ربودند، چون گویا نفت «تحریم شده» ونزوئلا را برای فروش حمل می کرد. و در این اقدام کلیه قواعد و حقوق بین الملل و حقوق بین المللی دریا نوردی زیرپا نهاده شد.
با این وجود، این اقدام شدیداً بزهکارانه با رفتار متکبرانه همیشگی ترامپ و هیاهوی تاییدآمیز رسانه های نزدیک به او مشایعت شد. طبق روایت رسمی آمریکایی این تانکر بخشی از «ناوگان در سایه» ونزوئلا است که مرتبط با حزب اﷲ «تروریست» و ایران و به احتمال قوی حتی مرتبط با شیطان رجیم می باشد.
احتمالاً حتی رسانههای «پرکیفیت» آلمانی که در این زمینه بسیار کار کشته اند، بی تردید به اختراع و بازاریابی موفق این پیشزمینه پیچیده و بهشدت مهمل برای توجیه جنایات دولت آمریکا حسادت می کنند. ولی داستان باز هم جالب تر می شود. ترامپ در بیانات بعدی خود تهدیدها را تشدید کرد و در روایت اخیر خود حتی ونزوئلا را متهم به «دزدیدن» نفت آمریکا کرد. او روز ۱۷ دسامبر سال جاری این مطالب را در کانال شخصی خود realDonaldTrump@ منتشر کرد.
(ترجمه توسط راینر روپ):
«ونزوئلا به طور کامل در محاصره بزرگترین ناوگان دریایی که هرگز در تاریخ آمریکای جنوبی گردآوری شده، قرار دارد. این قدرت عظیم تر خواهد شد و شوکی که وارد خواهد آمد قابل مقایسه با آنچه که قبلاً تجربه شده نخواهد بود، تا وقتی که آنهاتمام نفت و زمین و ثروت های دیگری را که قبلاً از ما دزدیده بودند به ما بازگردانند.»
«رژیم غیر قانونی مادورو از نفت دزدیده شده این مناطق برای تأمین مالی خود، تروریسم مواد مخدر، قاچاق انسان، قتل و آدم ربایی استفاده می کند. به دلیل سرقت ثروت های ما و به دلایل مختلف دیگر از جمله تروریسم، قاچاق مواد مخدر و تجارت انسان، رژیم ونزوئلا به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی طبقه بندی شد. از این رو دستور می دهم که از امروز تمام نفتکش های تحت تحریم که ورود و یا خروج ونزوئلا دارند تحت محاصره جامع و کامل قرار گیرند.»
«مهاجرین غیرقانونی و افراد بزهکاری که رژیم مادورو در دوران ریاست جمهوری بایدن ضعیف و نالایق به ایالات متحده فرستاده بود به سرعت به ونزوئلا پس فرستاده خواهند شد. آمریکا اجازه نخواهد داد که بزهکاران، تروریست ها و یا کشورهای دیگر ملت ما را غارت و یا تهدید کرده و یا به ما خسارت وارد کنند و همین طور به یک رژیم خصم اجازه دهد که نفت ما، زمین ما و یا ثروت های دیگر ما را برباید و همه اینها باید فوراً به ایالات متحده آمریکا مسترد شود. از توجه شما به این گفتار متشکرم
دونالد ج. ترامپ
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
realDonaldTrump@
۱۷ دسامبر ۲۰۲۵ ، ۱۲:۴۶بعد از ظهر»
مشاور ارشد و معاون رئیس ستاد کاخ سفید ترامپ در امور سیاسی، استیفن میلر این سخنان تند و تیز ترامپ را مورد حمایت قرار داد:
«عرق جبین، اختراعات فراوان و زحمات آمریکا صنایع نفتی ونزوئلا را به وجود آورد. خلع ید خودکامانه بزرگترین سرقت به ثبت رسیده ثروت و مالکیت آمریکایی بود. سپس این دارایی های به یغما رفته به کار گرفته شد تا تروریسم تأمین مالی شود و خیابان های ما با جانیان، مزدوران و مواد مخدر اشباع گردد.»
منظور ترامپ از نفت ونزوئلایی «دزدیده شده » چیست؟
روز ۲۸ فوریه سال ۲۰۰۷ هوگو شاوس ، رئیس جمهور اسبق ونزوئلا قانون ملی کردن صنعت نفت کشور را امضا کرد. به کلیه شرکت های خارجی که در کشور فعالیت می کردند، پیشنهاد شد که در سرمایه گذاری مشترک که در آن شرکت دولتی PDVSA حداقل ۶۰ درصد سهام را در اختیار دارد سهیم شوند. فرمان رئیس جمهور شامل شرکت های آمریکایی شورون، کنکو فیلیپس، اکسون موبایل، شرکت انگلیسی بریتیش پترولیوم، شرکت فرانسوی توتال اس آ و شرکت نروژی استات اویل ASA می شد که بدین سان کنترل میدان های نفتی حوزه ابگیر رود اورینوکو را از دست دادند.
با این حال، سرمایهگذاران خارجی تا حدی در میدانهای کمربند نفتی اورینوکو که پیش از صدور این فرمان نقش پیشرو داشتند، خودمختاری خود را حفظ کردند. در دههٔ ۱۹۹۰، دولت ونزوئلا به سرمایهگذاران خارجی اجازه داد به اورینوکو دسترسی پیدا کنند، زیرا میدانهای آنجا غیرسودآور تلقی میشد و به سرمایهگذاریهای کلان نیاز داشت.
شرکت های خارجی برتر رفته رفته استخراج نفت را در میدان نفتی اورینوکو به ۶۰۰ هزار بشکه در روز افزایش دادند. از همان آغاز شرکت های خارجی، پیمایش زمین شناسی، استخراج، و پالایش پرهزینه نفت خام در میدان نفتی اورینوکو را به طور مشترک با شرکت دولتی PDVSA انجام می دادند.
برمبنای داده های رسمی سرمایه گذاری های انجام شده توسط شرکت های نامبرده در دارایی هایی که بعداً ملی شد، حداقل ۱۷ میلیارد دلار بوده است. میلیاردهای سرمایه گذاری شده پس از فروش نفت در سالهای بعد چقدر سود برای شرکت های نامبرده حاصل کرده، معلوم نیست. برای این کار باید اول شرکت های نامبرده دفاتر حسابداری خود را علنی کنند. البته برخی از خواست های منطقی شرکت های خارجی بعدها از طرف مقامات ونزوئلایی با پرداخت غرامتهای مالی ارضاء شد.
ولی البته اختلاف نیز وجود داشت و همه خواست های شرکت های خارجی به طور کامل پذیرفته نشد. برخی از شرکت ها هنوز خواستار دریافت غرامتند و هنوز دارای پرونده های در جریان در محاکم داوری خارجی علیه دولت ونزوئلا هستند.
اقدامی در جهت «عدالت بین المللی»
اگرسخنوری های ترامپ را دنبال کنیم، تسویه حساب این خواست های باقی مانده شرکت های آمریکایی با کمک خشونت نظامی و تحریم های مغایر قوانین بین المللی اقدامی همه در جهت استقرار «عدالت بین المللی» است. طبیعتاً برای استقرارمجدد این «عدالت»، اقدامات راهزنانه، مانند غصب خشونت آمیز یک کشتی در آبهای خارجی توسط سربازان به شدت مسلح آمریکایی کاملاً موجه به نظر می رسد. این را هرکودک و یا هرذهن کودکانه در محافل دولتی غرب، به ویژه در اروپا که اربابان عالیمقام آن برنامه هایی برای کپی کردن راهزنی های ترامپ، علیه به اصطلاح «ناوگان در سایه» روسیه در دریای بالتیک را در سر می پرورانند، درک می کند.
«خبرگان»سیاسی و رسانه ای غربی برای این که در مقابل انظار عمومی خود برای اقدامات برنامه ریزی شده راهزنانه خود لوای قانونی بسازند، ساختار ناوگان در سایه«غیرقانونی» و یا «مورد تحریم قرار گرفته» را خلق کردند، که فاقد هرگونه پایه حقوقی بین المللی است. حقوق بین المللی دریایی در رابطه با دزدی دریایی جای هیچ نوع سوء تعبیری نمی گذارد! و عبارت و یا اشاره به یک «ناوگان در سایه» غیرقانونی در قوانین بین المللی دریایی و یا حقوق بین الملل موجود نیست.
تحریم و بایکوت تجاری آنگاه مجاز و مشروع است که از طرف شورای امنیت سازمان ملل تأیید شده باشد. تحریم ها و یا محاصره اقتصادی یک جانبه که در واقع اخاذی اقتصادی و ارعاب و زیر پا گذاشتن حقوق بین المللی برای تحمیل اراده خود در سطح جهان است، خاصه کشورهای غربی می باشد و به ویژه در موارد سخت، به معنی اقدام جنگی محسوب می گردد. ولی غرب کماکان خود را مبرا می داند و طبق این شعار عمل می کند: قانونی و یا غیرقانونی، به ما چه! آنچه که غرب با میل و رغبت در مورد کشورهای دیگرکه زیر فشار قرار می دهد و یا بمباران می کند، ادعا می کند که گویا آنها تنها زبان خشونت را می فهمند، در مورد خود غرب صادق است که به طور روز افزونی بیشتر روی کفه ضعیف اهرم قرار گرفته است. این امر به ویژه در مورد دریای بالتیک و کوشش های متعدد ولی سترون برای تسخیر کشتی های نفت روسی صدق می کند.
روسیه کوتاه نمی آید
درحال حاضر روسیه اقدامات متقابل خود را برای مقابله با حمله به تانکرهای نفتی خود در دریای بالتیک تشدید کرده است. این اقدامات در زمانی صورت می گیرد که ایالات متحده و برخی از کشورهای اروپایی تهدید می کنند که اقدامات خود علیه کشتی هایی که نفت و گاز روسی را به بازارهای بین المللی حمل و نقل می کنند، تشدید خواهند کرد.
رسانه های سوئدی نسبت به خبری که نیروی دریایی این کشور پخش کرد، مبنی بر این که گویا پرسنل مسلح با اونیفورم نظامی در عرشه این چنین تانکرهایی رویت کرده، واکنشی هیستریک نشان دادند. در حالی که احتمالاً آنها پرسنل امنیتی خصوصی از قبیل گروه واگنر بوده اند. حضور نیروهای امنیتی مسلح در تانکرها در عرصه بین الملل مثلاً علیه دزدی دریایی در سواحل آفریقا متداول است. ولی سوئد این را تحریکی از طرف روسیه می داند، زیرا ظاهراً روسیه موضع سختگیرانه تری را انتخاب کرده و نمی خواهد بیش از این بازیچه دست غرب باشد.
روس ها ظاهراً آماده اند تا از تانکرهایی که نفت آنها را منتقل می کنند اسلحه به دست دفاع کنند و آن هم نه تنها با مسلسل، بلکه با موشکهای هدایتشونده زره شکن علیه قایقهای تندرو و با موشک ضدهوایی معروف شانه پرتاب «استرهلا» علیه هلیکوپترها، مثلاً اگر قرار باشد گروهی از دزدان دریایی را روی عرشه پیاده کند. به احتمال زیاد می توان حدس زد که جُنگ عظیمی از پهپادهای کوچک ولی کارا جهت مقابله با دزدان دریایی در اختیار نیروهای امنیتی روسی قرار گرفته است. در صورت حمله کشتی های ناتو، شکاری های روسی حامل موشک های هوا-دریا می توانند در اسرع وقت در محل حضور پیدا کنند.
غرق کردن یک ابرتانکر با نفت روسی در دریای بالتیک به خاطر خسارات عظیم زیست محیطی بدترین راه حل ممکن برای کشورهای عضو ناتوحاشیه دریای بالتیک از کشورهای موذی بالتیک گرفته تا فنلاند، سوئد و لهستان خواهد بود.
